
خبرنامه گویا ـ محمدجواد ظریف در یادداشتی تازه، راه خروج از جنگ و بنبست هستهای را نه در افزایش فشار بر جمهوری اسلامی، بلکه در پذیرش قدرت منطقهای و توان هستهای ایران و ایجاد یک ساختار امنیتی جدید میداند که تهران در آن جایگاهی تضمینشده داشته باشد.
ظریف در طرح این دیدگاه، بخش عمده مسئولیت بحران را متوجه آمریکا، اسرائیل و اروپا میکند و افزایش غنیسازی و توان نظامی جمهوری اسلامی را عمدتاً واکنشی به فشار و تهدید خارجی میداند؛ روایتی که نقش سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی، سپاه و گروههای نیابتی را کمرنگ میکند.
غنیسازی مشترک بهجای توقف غنیسازی
رویداد۲۴ | محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی، در یادداشتی در نشریه آلمانی «زنیت»، نسخه خود برای خروج از چرخه جنگ و بحران هستهای را ارائه کرده است: پایان سیاست «فشار حداکثری»، پذیرش ادامه غنیسازی اورانیوم در ایران و ایجاد یک کنسرسیوم منطقهای برای غنیسازی و همکاریهای هستهای.
ظریف نوشته تشدید درگیریهای ماههای اخیر به باور او نشان داده است که نه پایگاههای نظامی خارجی و خرید تسلیحات پیشرفته امنیت پایدار ایجاد میکند و نه جنگ اقتصادی و حملات نظامی قادر است کشورها را به تسلیم وادارد. او آمریکا، اسرائیل و کشورهای اروپایی را متهم کرده که جمهوری اسلامی را برای دههها در چرخهای از انزوای دیپلماتیک، فشار اقتصادی و تهدید نظامی قرار دادهاند.
وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی، گسترش توان نظامی و برنامه هستهای تهران را واکنشی به این فشارها توصیف کرده و مدعی شده است که جمهوری اسلامی در برابر «محاصره خصمانه و جنگ اقتصادی» ناچار به تقویت بازدارندگی و افزایش غنیسازی شده است. به اعتقاد او، آمریکا و متحدانش نیز همین اقدامات را مبنای افزایش فشار قرار دادهاند و به این ترتیب «چرخه امنیتیسازی» ادامه یافته است.
ظریف همچنین هشدار داده که ادامه فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی میتواند به بازنگری در «دکترین هستهای دیرینه ایران» منجر شود. او از آمریکا و متحدانش خواسته آنچه تلاش برای «فروپاشی رژیم» از طریق جنگ اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و نظامی میخواند، متوقف کنند.
بخش مهم دیگری از یادداشت ظریف به برجام اختصاص دارد. او تجربه مذاکرات منتهی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ را نمونهای از امکان عبور از سیاست «حاصلجمع صفر» دانسته، اما مسئولیت فروپاشی توافق را عمدتاً متوجه آمریکا و اروپا کرده است. به روایت او، واشنگتن هیچگاه تعهدات خود را بهطور کامل اجرا نکرد و سپس به سیاست فشار بازگشت، در حالی که اروپا نیز با «انفعال فرصتطلبانه» نتوانست از توافق حفاظت کند. ظریف نوشته است: «برجام شکست خورد زیرا ایالات متحده به عادت خود مبنی بر تحمیل اراده بازگشت و ایران را ناچار کرد تا به عادت خود، یعنی مقاومت، بازگردد.»
ظریف در عین حال تأکید کرده که دانش و توان فنی هستهای ایران را نمیتوان با حملات نظامی یا خرابکاری از میان برد و از غرب خواسته است بهجای مطالبه توقف کامل برنامه هستهای، وجود این توانایی را بپذیرد. پیشنهاد مشخص او برای عبور از بنبست کنونی، تشکیل کنسرسیومی چندملیتی برای غنیسازی اورانیوم با مشارکت ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس و شرکای بینالمللی است؛ تأسیسات مشترکی که به گفته او میتواند در ایران یا دیگر کشورهای منطقه مستقر شود و تحت نظارت متقابل فعالیت کند.
او همچنین طرح «شبکه خاورمیانه برای تحقیقات و پیشرفت اتمی» یا MENARA را پیشنهاد کرده است؛ چارچوبی که کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در صورت تعهد به نداشتن سلاح هستهای بتوانند از طریق آن در تحقیقات و کاربردهای صلحآمیز هستهای همکاری کرده و سازوکارهای مشترک راستیآزمایی ایجاد کنند.
طرح ظریف تنها به پرونده هستهای محدود نمیشود. او خواهان ایجاد یک شبکه امنیت منطقهای با مشارکت هشت کشور حاشیه خلیج فارس به همراه مصر، اردن، پاکستان، سوریه و ترکیه شده است. این ساختار به پیشنهاد او میتواند شامل توافقهای الزامآور عدمتجاوز، محدود کردن استفاده کشورهای ثالث از خاک و حریم هوایی کشورهای منطقه برای عملیات نظامی و ایجاد سازوکارهایی برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز باشد.
ظریف حضور ناوگانهای نظامی خارجی و تحریمهای فراسرزمینی را «بیثباتکننده» خوانده و پیشنهاد کرده این معماری امنیتی بر پایه بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت و همچنین «ابتکار صلح هرمز» جمهوری اسلامی شکل گیرد. او معتقد است کشورهای منطقه باید بهجای تلاش برای تبدیل شدن به «دولتهای قدرتمند»، به دنبال ایجاد یک «منطقه قدرتمند» باشند.
وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی در بخش پایانی یادداشت خود مستقیماً اروپا و بهویژه آلمان را خطاب قرار داده و از برلین خواسته از دنبالهروی سیاست واشنگتن فاصله بگیرد. او دولتهای آلمان پس از آنگلا مرکل را متهم کرده که این کشور را از جایگاه دیپلماتیک گذشتهاش دور و به «تماشاگر منفعل» تحولات منطقه تبدیل کردهاند.
به گفته ظریف، اروپا بیش از آمریکا از پیامدهای جنگ در خلیج فارس، از افزایش مهاجرت گرفته تا اختلال در زنجیره تأمین و بازار انرژی، آسیب میبیند و به همین دلیل باید از گفتوگوهای منطقهای حمایت کند. او در پایان از آلمان خواسته نقش فعالتری در حمایت از معماری امنیتی پیشنهادی او برعهده بگیرد و نوشته است گزینه مقابل، ادامه سیاست «جنگ و بیثباتی دائمی» است؛ سیاستی که به گفته او حتی با وعده دونالد ترامپ برای بیرون کشیدن آمریکا از «جنگهای بیپایان» نیز سازگار نیست.

امامزاده در آتش سوخت

«اول حجابت را درست کن، بعد درمان»















