توانا - مردی که از کودکی نابینا بود، مدرک رسمی حقوق نداشت و بخش بزرگی از زندگیاش را در روستایی فقیر در چین گذرانده بود، سرانجام به یکی از شناختهشدهترین مدافعان حقوق بشر این کشور تبدیل شد. چن گوانگچنگ با مستندسازی سقط جنین و عقیمسازی اجباری زنان در چارچوب سیاست تکفرزندی چین، علیه مقامات محلی شکایت کرد. پاسخ حکومت، بازداشت، زندان، حصر خانگی و فشار بر خانوادهاش بود. او سرانجام در سال ۲۰۱۲ از حصر گریخت و با وجود آسیبدیدگی و شکستگی پا، خود را به سفارت آمریکا در پکن رساند.
«وکلای پابرهنه» چه کسانی هستند؟
چن یکی از چهرههای شاخص گروهی است که در چین به «وکلای پابرهنه» شهرت دارند؛ فعالان حقوقی خودآموختهای که بدون داشتن مدرک یا مجوز رسمی وکالت، به شهروندان برای تنظیم شکایت، پیگیری دعاوی و شناخت حقوق قانونیشان کمک میکنند. نام آنها از «پزشکان پابرهنه» دوران مائو گرفته شده است. بسیاری از این فعالان بخشی از جنبش بزرگتری به نام ویکوان یا «حفاظت از حقوق» هستند که در پروندههای کارگری، مصادره زمین، فساد مقامات، شکنجه، سانسور و دیگر موارد نقض حقوق شهروندان فعالیت میکنند.
چین؛ قانون زیر سایه حزب
چین پس از دوران مائو از «حاکمیت قانون» سخن گفت و حرفه وکالت نیز گسترش یافت، اما کنترل حزب کمونیست بر دستگاه قضایی همچنان باقی ماند. وکلایی که پروندههای حقوق بشری یا سیاسی را برعهده میگیرند ممکن است با فشار امنیتی، لغو پروانه، بازداشت و زندان مواجه شوند. جنبش ویکوان دقیقا در همین شکاف میان قوانینی که روی کاغذ حقوق شهروندان را به رسمیت میشناسند و نظامی که اجازه بهچالشکشیدن قدرت سیاسی را نمیدهد رشد کرد.
شباهتی آشنا برای ایران
«توانا» در این گزارش به شباهت این وضعیت با ایران نیز اشاره میکند. در جمهوری اسلامی نیز وکلایی که دفاع از زندانیان سیاسی، فعالان مدنی یا پروندههای حقوق بشری را میپذیرند، با محدودیتهای حرفهای و فشارهای امنیتی مواجه شدهاند. در هر دو کشور، مشکل اصلی زمانی آشکار میشود که استقلال وکیل و دستگاه قضایی با منافع و خواست ساختار سیاسی حاکم در تعارض قرار میگیرد.
چن؛ از یک روستای فقیر تا مبارزه با سیاست تکفرزندی
چن گوانگچنگ تا ۲۳سالگی حتی تحصیلات رسمی محدودی داشت، اما بعدها بهصورت خودآموخته وارد فعالیت حقوقی شد. او ابتدا ۷۹ روستا را برای مقابله با آلودگی یک کارخانه کاغذسازی بسیج کرد و سپس در سال ۲۰۰۵ پروندهای بسیار حساستر را در دست گرفت: شکایت علیه مقاماتی که به گفته او برای اجرای سیاست تکفرزندی، زنان را به سقط جنین یا عقیمسازی اجباری وادار میکردند. این پرونده نام او را در سطح بینالمللی مطرح کرد، اما همزمان فشار حکومت بر او و خانوادهاش افزایش یافت.
فرار از حصر با پای شکسته
فعالیتهای چن سرانجام به زندان و سپس حصر خانگی انجامید. ماموران امنیتی نهتنها او، بلکه همسر، بستگان و افرادی را که قصد ملاقات یا کمک به او داشتند تحت فشار قرار میدادند. چن در آوریل ۲۰۱۲ موفق شد شبانه از محل حصر فرار کند؛ هنگام فرار پایش آسیب دید، اما با کمک شبکهای از فعالان توانست پس از چند روز خود را به سفارت آمریکا در پکن برساند. ماجرای فرار او به یکی از مشهورترین پروندههای حقوق بشری چین تبدیل شد و پس از مذاکرات میان پکن و واشنگتن، او به همراه خانوادهاش چین را ترک کرد.
درسی فراتر از چین
داستان چن و جنبش ویکوان نشان میدهد که آگاهی حقوقی لزوما از دانشگاه و مدرک وکالت آغاز نمیشود. شناخت ابتدایی از قانون، مستندسازی تخلفات، ایجاد شبکههای حمایتی و جلب توجه رسانهها میتواند حتی در نظامهای سیاسی بسته نیز برای شهروندان ابزار ایجاد کند. تجربه چین، با وجود تفاوتهای فراوان، از یک جهت برای ایران آشناست: هرجا قانون زیر سایه قدرت سیاسی قرار گیرد، دفاع مستقل از حقوق شهروندان میتواند خود به فعالیتی پرهزینه تبدیل شود.















