Tuesday, Sep 15, 2026

صفحه نخست » امریکا فهم و درک درستی از «پادشاهی ایرانی» ندارد، عرفان قانعی‌فرد

Erfan_Ghaneifard2.jpgعرفان قانعی‌فرد ـ اینسایدر وایر

ترجمه فارسی:

برداشت ذهنی و نگاه آمریکایی‌ها به مونارکی و پادشاهی بسیار متفاوت از خاورمیانه است. زیرا آمریکا با صدور اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ از پادشاهی بریتانیا جدا شد و این جدایی با امضای معاهده پاریس در سال ۱۷۸۳ رسماً تثبیت شد. در فرهنگ آمریکایی، شاه، ضد دموکراسی است. و این برداشت کاملاً منفی، با واقعیت تاریخی کشوری مانند ایران و یا اروپا، متفاوت است.

در 1979 هم تمام رسانه‌های آمریکایی به صف شدند تا دیکتاتوری مانند خمینی را تمجید کنند و دوست غرب و همراه باوفای آمریکا و هم‌پیمان آن را ـ یعنی شاه فقید و وطن‌پرست ایرانی، محمدرضا پهلوی ـ نکوهش کنند. و نه رسانه‌های آمریکایی ـ که بیشتر تحت تأثیر تروریست‌های اسلامی و مارکسیستی بودند ـ و نه چهره‌های سیاسی واشنگتن ـ که بیشتر با اطرافیان خمینی در ارتباط بودند و سازمان‌ها و گروه‌های تروریستی که به ک.گ.ب و شوروی وصل بودند ـ خبری از فرهنگ ایرانی و آیین پادشاهی ایرانی داشتند. نمی‌دانستند که در کل ایران، تاریخ پهلوی چه اندازه اعتبار و ارزش دارد.

از روزی که رضاشاه کبیر در سال 1905 با خلع سلسله قاجار توسط مجلس مؤسسان به پادشاهی رسید و رسماً سلسله پهلوی را بنیان‌گذاری کرد، تا ژانویه 1979 حدود 53 سال، هیچ‌کدام از رسانه‌های آمریکا و چهره‌های سیاسی آمریکا، تلاش نکردند تا معنی پادشاهی ایرانی و فرهنگ و تمدن کهن ایران و رابطه فرهنگی در داخل جامعه ایرانی را درک کنند. پادشاه محبوب و وطن‌پرست ایران، در ۱۲ تا ۱۶ اکتبر ۱۹۷۱ میزبان بزرگداشت دو هزار و پانصد سال بنیان‌گذاری شاهنشاهی ایران به دست کوروش بزرگ بود. از آمریکا، اسپیرو اگنو (Spiro Agnew)، معاون وقت رئیس‌جمهور ایالات متحده، به نمایندگی از ریچارد نیکسون ـ دوست صمیمی شاه ـ در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ شرکت کرد. افسوس، هیچ‌کدام از رسانه‌های آمریکایی، از این تاریخ کهن، گزارش ننوشتند جز نقدهای بیهوده و بازتاب سخنان چپ‌های مارکسیست‌ـ‌لنینیست و یا اسلامی‌های رادیکال و خمینیست.

پس از گذشت حدود نیم قرن، هنوز رسانه‌های آمریکا و چهره‌های آمریکا از جمهوری‌خواه و دموکرات، اشاره‌ای ندارند که در استادیوم 100 هزار نفری، با وجود همه تبلیغ‌های رژیم علیه پادشاهی و شاهان وطن‌پرست پهلوی، همچنان نام رضا شاه می‌درخشد، مردم جاوید شاه می‌گویند و ریشه واژه «شاه» در ادب ایرانی به معنی «پاکی و راستی و درستی» است. آیا کسی با پاینده راستی و درستی، مشکلی دارد؟ چرا کسی نمی‌پرسد وقتی تمام دستگاه تبلیغات رژیم مُلای شیعی و اوباش و اشرار چپ‌های اسلامی (اصلاح‌طلبان) و چپ‌های مارکسیستی، ضد پهلوی و ضد پادشاهی است، اما همچنان پهلوی، محبوب‌ترین و معتبرترین چهره سیاسی و برند سیاسی در ایران است؟

بر اساس واقعیت تاریخی، فرهنگ و ادب و تاریخ ایران، هم غنی است و یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان که چند هزار سال سابقه دارد. و شاید برای همه جهان، خیام و سعدی و حافظ و رومی و فردوسی و یا اندیشه زرتشت، کم‌نظیر است. هنوز مادرها و مادربزرگ‌های ایرانی برای بچه‌هایشان و نوه‌هایشان قصه‌های پادشاهی تعریف می‌کنند. مثلاً شاه ایران به جنگ شاه یونان و رم باستان رفت و شکست داد یا نادرشاه کبیر رفت هند و الماس آورد و بزرگ‌تر از ناپلئون بود یا درباره کوروش و داریوش و... ادبیات ایرانی با این قصه‌ها آمیخته است... و حافظ می‌گوید: «شهرِ یاران بود و خاکِ مهر‌بانان این دیار. مهربانی کِی سر آمد؟ شهریاران را چه شد؟»... این شعری بود که همان یکی دو سال پس از 1979 که جنگ با عراق شروع شد، در کنسرت‌ها خوانده می‌شد و معنی‌اش این بود که فرهنگ و جامعه ایرانی و کل مملکت، یک ستون و یک پدر و یک صاحب را از دست داد و ایران غرق در سیاهی و وحشت و بدبختی و فقر و پریشانی استبداد دینی شد.

اما باید با صراحت گفت که بنیان پادشاهی ایرانی یعنی نماد اتحاد اقوام و پایندگی قانون و نگهبانی کشور و ستون چتر حمایتی روی فرهنگ کشور و مظهر تمدن ایرانی. شاه، نگهبان قانون و هماهنگ‌کننده کشور است. کسی در ادب و فرهنگ و تمدن و تاریخ ایران از ولی فقیه و رئیس‌جمهور حرف نمی‌زند، هرکدام از این‌ها پس از 1979، یکی از دیگری، فاسدتر، بدنام‌تر، وحشی‌تر، حقه‌بازتر، و فاجعه به معنای واقعی کلمه. بسیار روشن باید گفت که جمهوری با فرهنگ ایرانی بیگانه است. و شرم‌آور است که کسی برای مهم‌ترین کشورهای پادشاهی دموکراتیک جهان مانند بریتانیا (انگلستان)، ژاپن، سوئد، نروژ، دانمارک، هلند، بلژیک، اسپانیا، لوکزامبورگ و استرالیا و کانادا (به‌عنوان قلمروهای مشترک‌المنافع با فرماندار کل) حرف و سخنی نداشته باشد، اما برای ایران و ایرانی نسخه موهوم و خیالی و فلسفی بپیچد.

و باید با صراحت و صداقت گفت که آمریکایی‌ها شناختی و فهم و درکی از تاریخ پادشاهی ایرانی ندارند. همیشه نگاه منفی و بد دارند، اما از قضای روزگار، جدیداً برخی از سیاستمدارها در دولت ترامپ، متوجه شده‌اند که کم‌کم باور کنند که بهترین فرم حکومت در ایران، پادشاهی است مانند عربستان و دبی که MBS یا MBZ کشور را به‌درستی اداره می‌کنند. پس یک چیزی در ریگ‌های روان خاورمیانه هست که با استانداردهای غربی متفاوت است و وجود شاه موجب رشد و ترقی و توسعه کشور می‌شود.

امید است که کم‌کم کاخ سفید متوجه این نکته و واقعیت تاریخی باشد که با این حجم از فقر و کمبود و نارضایتی و حکومت نظامی و جو امنیتی شدید، آغاز پایان رژیم مُلای شیعی و خلافت اسلامی در ایران است. آن‌قدر حجم مشکلات در ایران، ابعاد بزرگی دارد که هرکدام موجب یک جرقه می‌شود و به‌زودی اعتراضات سراسر کشور علیه حاکمیت اشغالگر و سرکوبگر و تاراجگر و ویرانگر آغاز می‌شود و این بار کسی جلوی آتش انتقام و خشم ملت ایران را نخواهد گرفت و شاید تنها کسی که بتواند ایران را از جنگ داخلی و حمام خون برهاند، شاهزاده رضا پهلوی است که دوران گذار بدون خون‌ریزی، پس از فروپاشی و قبل از صندوق رأی را شاهد بود.

شواهد نشان می‌دهد که ماه‌های آخر رژیم است و رژیم وحشی در حال نفس‌های آخر است و نمی‌تواند از این مشکلات عبور کند. کشته شدن، بازداشت شدن، اعدام شدن، پلمب شدن، بسته شدن، اخراج شدن، سرخورده شدن، خودکشی کردن، کور شدن و... نبود برق و آب و گاز و اینترنت و سوخت و وجود گرانی و فقر و خشم و... تیتر خبری نیست، خلاصه زندگی روزمره مردم ایران است.

قطار تمدن و تاریخ ایران در 1979 به ته دره نابودی، هدایت شد، اما هنوز «اندک شرری هست» و دوباره، همان‌طور که جوانان ایرانی در ژانویه 2026 گفتند: «این، آخرین نبرد است و پهلوی برمی‌گردد» و امید است که کاخ سفید به جای هوس باختن دوباره در قمار دیپلماسی با مُلای وحشی، و پذیرفتن تحقیر داغ ننگ، در پشت مردم ایران بایستد و مانند اسرائیل با نماینده واقعی ملت ایران و چهره واقعی اپوزیسیون، یعنی شاهزاده رضا پهلوی، دیدار کند. و تاریخ را دوباره زنده نگه دارند.

مطلب بعدی...


Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy