الهام یا مصادره فرهنگی؟
منتقدان میپرسند چرا همان دقتی که برای معرفی میراث اروپایی به کار میرود، در مواجهه با پوشاک سنتی جوامع دیگر دیده نمیشود
سارا باقری - ایندیپندنت فارسی
فعالان مد و تاریخ هنر در ایران و منطقه کموبیش عادت کردهاند که هرچند وقت یکبار بخشی از میراث فرهنگی این جغرافیا به دست یک طراح اروپایی «کشف» و روی سکوی یک خانه مد رونمایی شود؛ پوشش، نقش یا تکنیکی قدیمی که بدون اشاره روشن به خاستگاهش، در قالب مد معاصر اروپا به جهان معرفی میشود. این بار نوبت به بالاپوش نمدی چوپانان رسیده است؛ لباسی که لویی ویتون آن را در مجموعه پاییز ۲۰۲۶ به نمایش گذاشته و تصاویرش در ایران، آناتولی و آسیای مرکزی واکنشهایی برانگیخته است.
انتقاد اصلی به این مجموعه، صرفا استفاده از یک فرم تاریخی نیست، بلکه ارائه آن بدون توضیح روشن درباره سابقه و جغرافیای پوششی است که نسلها پیش از ورود به صحنه مد لوکس وجود داشته است.
این بالاپوش که با نامهایی مانند چوقا، کپنک و شولا شناخته میشود، هنوز هم در برخی جوامع دامدار بهعنوان پوشش کاربردی استفاده میشود. نمونههای آن را میتوان در مناطق کردنشین ایران، مازندران، گیلان، آناتولی و قفقاز دید. در ایران نیز انواع معاصر آن بسته به کیفیت و شیوه ساخت، با قیمتهای چند میلیون تومانی خریدوفروش میشوند.
ویژگی مهم این لباس فقط ظاهر آن نیست، بلکه ساختمان آن است. در نمونههای سنتی، نمد ضخیم هم عایق حرارتی است و هم به لباس استحکام میدهد. بخش سرشانه بهگونهای سفت و شکلدادهشده ساخته میشود تا هنگام حرکت فرم بالاپوش را حفظ کند.
همین ساختار هنگام استراحت نیز کاربرد دارد. وقتی چوپان روی زمین دراز میکشد، قسمت سفت بالای لباس روی بدن نمیخوابد و میتواند فضایی محافظ پیرامون سر و بالاتنه ایجاد کند. چیزی که در نگاه یک طراح معاصر ممکن است حجمی اغراقشده یا مجسمهوار به نظر برسد، در اصل راهحلی عملی برای زندگی و خوابیدن در فضای باز است؛ نوعی سرپناه پوشیدنی.
نمد نیز انتخابی اتفاقی نیست. برخلاف پارچه بافتهشده، در نمد الیاف پشم با رطوبت، گرما و فشار در هم قفل میشوند و سطحی ضخیم و متراکم میسازند. همین ویژگی آن را برای محافظت در برابر باد و سرما و نیز حفظ فرم لباس مناسب کرده است. به همین دلیل نمد در فرهنگهای دامداری از ایران و آناتولی تا قفقاز و آسیای مرکزی، علاوه بر پوشاک، برای زیرانداز و سرپناه نیز به کار رفته است.
همین سابقه است که حضور فرم مشابه در مجموعه لویی ویتون را حساس میکند؛ خانه مدی که خود از دل صنایع دستی شکل گرفته است. لویی ویتون کارگاه چمدانسازی خود را در سال ۱۸۵۴ راهاندازی کرد و تاریخچه صنعتگران، مواد، آرشیو و شیوههای ساخت این برند امروز بخشی از ارزش تجاری آن محسوب میشود.
از همین رو منتقدان میپرسند چرا همان دقتی که در روایت میراث فرانسوی و اروپایی دیده میشود، هنگام استفاده از پوشاک سنتی جوامع دیگر وجود ندارد. وقتی یک خانه مد به یک تکنیک فرانسوی یا ایتالیایی رجوع میکند، منبع الهام میتواند موضوع فیلم، مصاحبه و روایت مفصل درباره صنعتگران باشد؛ اما یک بالاپوش چوپانی با سابقه طولانی ممکن است در نهایت برای مخاطب جهانی بهعنوان فرم تازه یک طراح غربی شناخته شود.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
مسئله این نیست که طراحان نباید از فرهنگهای دیگر الهام بگیرند. تاریخ لباس سرشار از تبادل مواد، تکنیکها و فرمهاست. مسئله اصلی، نسبت دادن منبع و روایت درست آن است؛ بهویژه آنکه این نخستین بار نیست که رابطه لویی ویتون با میراث بصری آسیا بحثبرانگیز میشود.
تابستان امسال نیز پیروزی این خانه مد در پروندهای علیه یک شرکت چینی بر سر نشان گل چهارپر، در چین واکنشهایی به دنبال داشت. منتقدان شباهت این نشان با نقوش تاریخی دوره تانگ را مطرح کردند و این پرسش دوباره پیش آمد که مرز میان الهام از میراث عمومی و تبدیل آن به دارایی تجاری یک برند جهانی کجاست.
در مورد بالاپوش چوپانی نیز حذف نام و پیشینه تاریخی، در حالی که نسخه بازطراحیشده با نام یک خانه مد قدرتمند عرضه میشود، میتواند همان الگوی قدیمی را بازتولید کند که در آن مراکز قدرت فرهنگی، چیزهای موجود را «کشف» و با زبان خود دوباره به جهان معرفی میکنند.
اهمیت این موضوع در آن است که سرشانه سفت و فرم خاص این بالاپوش پیش از آنکه ایدهای برای صحنه مد باشد، حاصل شناخت ماده، بدن، اقلیم و شیوه زندگی بوده است؛ لباسی برای چوپانی که ساعتها راه میرود، شب را بیرون میگذراند و پوششی میخواهد که هم لباس باشد و هم هنگام استراحت بخشی از سرپناه او.

چند کلمه خطاب به آقای ابوالفضل محققی؛ ف. م. سخن
















