خبرنامه گویا - ایراناینترنشنال در گفتوگوی خود با محمدجواد اکبرین، واکنشها به سخنان مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل و پاسخ مارکو روبیو به اظهارات او را بررسی کرد
محمدجواد اکبرین: به نظر میرسد آنچه بیش از هر چیز مردم و مخاطبان را در سخنان مسعود پزشکیان خشمگین کرده، ادامه همان دروغ و وقاحت در ادبیات رهبران جمهوری اسلامی است.
ما در سخنان علی خامنهای به این روند عادت کرده بودیم؛ ادعاهای خلاف واقع درباره اقتصاد و خواستههای مردم ایران و حتی تعریف جعلی از هویت مردم. او بارها عملا هوادارانی را که در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت میکنند، بهعنوان «مردم ایران» معرفی کرده است؛ در حالی که با نظارت استصوابی و محدود کردن انتخابات، اجازه داده نشده انتخابات خروجی طبیعی و آزادانه خود را داشته باشد.
حالا مردم میبینند مسعود پزشکیان، که خود محصول چنین انتخاباتی است؛ انتخاباتی بدون رقابت آزاد، در سازمان ملل حاضر میشود و آنچه در فاجعه دیماه اتفاق افتاده را انکار یا تحریف میکند.
پزشکیان در سخنرانی خود میگوید شما هر کسی را که میخواهید تخریب کنید «تروریست» مینامید. پرسش این است که در نیمقرن گذشته کدام حکومت به اندازه جمهوری اسلامی به عملیات تروریستی در خارج از مرزهای خود متهم شده و پروندههای مربوط به آن در دادگاهها مطرح شده است؟
خود جمهوری اسلامی نیز با ادبیات خودش از ایجاد و حمایت از گروههای نیابتی سخن گفته است. این گروهها چه کردهاند و کارنامه آنها چیست؟
از طرف دیگر، صدها هزار ایرانی بهنوعی با خانواده کشتهشدگان اعتراضات دهههای گذشته ارتباط دارند. من حتی کشتهشدگان جنگ ایران و عراق را نیز، بهدلیل ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر، نتیجه سیاستهای جمهوری اسلامی میدانم.
بعد از همه اینها، مقامهای جمهوری اسلامی همچنان تمرکز خود را روی غزه میگذارند. آیا آمریکا یا اسرائیل ممکن است ناقض حقوق بشر باشند؟ بله؛ اما مسئله ما ایران است. تمرکز ما باید بر کسانی باشد که در ایران هموطنان ما را کشتهاند.
از سال ۱۳۸۸، زمانی که حتی میرحسین موسوی و جنبش سبز هنوز در چارچوب جمهوری اسلامی تعریف میشدند، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در خیابان شنیده میشد. این صدا سالها سرکوب شده است. حالا پزشکیان به سازمان ملل میرود، بار دیگر درباره غزه سخن میگوید و همزمان کشتار و سرکوب در داخل ایران را انکار یا تحریف میکند. این همان چیزی است که طبیعتا بسیاری از مخاطبان را خشمگین کرده است.
درباره واکنش مارکو روبیو نیز، من او را از سیاستمدارانی میدانم که جمهوری اسلامی را بهخوبی میشناسند. او پیشتر درباره مذاکرات گفته بود یکی از مشکلات این است که مقامهای جمهوری اسلامی بهجای بحث دیپلماتیک، بحث را به حوزه الهیاتی میبرند؛ یعنی بهجای مذاکره، میخواهند طرف مقابل را هدایت ایدئولوژیک کنند.
نکته دوم در سخنان روبیو این بود که حکومتی که کارنامهاش با اتهامات گسترده نقض حقوق بشر گره خورده، نمیتواند به دیگران درباره حقوق بشر درس بدهد.
نکته آخر نیز مسئله اختیار مذاکرهکنندگان است. تا زمانی که روشن نباشد طرف مذاکره چه میزان اختیار واقعی برای تصمیمگیری دارد، طبیعی است که مذاکرات با مشکل روبهرو شود. به نظر من، این نکات نشان میدهد روبیو ویژگیهای ساختار جمهوری اسلامی و مشکلات مذاکره با آن را بهخوبی شناخته است.

گلایه زیباکلام از مسعود پزشکیان
















