مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «هیچکس در این منطقه بهتنهایی امنیت نخواهد داشت. یا امنیت را با همدیگر خواهیم ساخت یا ناامنی را با یکدیگر تحمل خواهیم کرد.» او در همان سخنرانی تاکید کرد که ایران نمیپذیرد «دانش هستهای» در انحصار چند کشور باشد و گفت تهران آماده گفتوگو است اما «زبان زور» را نمیپذیرد.
بخش نخست سخن او درباره امنیت، در نگاه اول شاید قابل باشد . جنگ، بحران انرژی، مهاجرت، تروریسم و بیثباتی اقتصادی مرز نمیشناسند. امنیت یک کشور در خاورمیانه میتواند مستقیما بر همسایگانش اثر بگذارد. جنگ گسترده در افغانستان تبعات زیادی بر مردم ایران داشت و دارد . اما نیمه دوم جمله پرسش دیگری ایجاد میکند: «یا ناامنی را با یکدیگر تحمل خواهیم کرد.» آیا این فقط توصیف سرایت طبیعی ناامنی است، یا حامل این پیام هم هست که اگر ایران امنیت نداشته باشد، دیگران نیز امنیت نخواهند داشت؟
این تفاوت مهم است؛ زیرا «امنیت مشترک» در ادبیات سیاسی بینالمللی معنای مشخصی دارد. مفهوم مدرن آن دستکم به گزارش کمیسیون پالمه در سال ۱۹۸۲ بازمیگردد: امنیت پایدار را نمیتوان صرفا علیه دیگران ساخت. بعدها سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز بر همین اصل تاکید کرد که امنیت هر دولت با امنیت دیگران پیوند دارد، اما هیچ کشوری نباید امنیت خود را به هزینه امنیت کشورهای دیگر تقویت کند.
یعنی امنیت مشترک میگوید: «امنیت من بدون امنیت تو پایدار نیست.» اما گزاره دیگری نیز ممکن است ساخته شود: «اگر من امنیت ندارم، تو هم نباید داشته باشی.» این دو جمله ظاهرا نزدیکاند، اما از نظر سیاسی و حقوقی یکی نیستند.
مرز میان این دو برداشت را نه زیبایی عبارت، بلکه رفتار دولت در عمل روشن میکند: آیا برای مهار بحران تلاش میکند، یا هزینه بحران خود را به همسایگان منتقل میکند؟
برای فهم حساسیت این تفاوت، لازم نیست زیاد به عقب برگردیم. در سال ۱۳۹۷، هنگامی که آمریکا در پی کاهش صادرات نفت ایران بود، حسن روحانی هشدار داد که اگر نفت ایران صادر نشود، نفت دیگر کشورهای منطقه نیز صادر نخواهد شد. علی خامنهای چند هفته بعد این سخن را تایید کرد و گفت چنین موضعی «سیاست و رویکرد نظام» را منعکس میکند.
ساختار آن پیام روشن بود: اگر راه صادرات نفت بر ایران بسته شود، دیگران نیز نباید مطمئن باشند که صادراتشان ادامه خواهد یافت. در زبان عامیانه فارسی، ضربالمثل «دیگی که برای من نجوشد...» تقریبا همین منطق را تصویر میکند.و ضرب المثل ، میتواند پرسشی سیاسی را روشن کند: آیا سخن تازه پزشکیان ادامه همان منطق است، این بار نه درباره نفت، بلکه درباره امنیت؟
پرسش اول همینجاست: اگر منظور «امنیت مشترک» است، چرا تاکید بر همکاری با این عبارت همراه میشود که «ناامنی را با یکدیگر تحمل خواهیم کرد»؟
اهمیت این پرسش وقتی بیشتر میشود که جمله را در متن حوادث اخیر منطقه بشنویم. شورای امنیت در ۱۱ مارس ۲۰۲۶ قطعنامه ۲۸۱۷ را با ۱۳ رای موافق، بدون رای مخالف و دو رای ممتنع تصویب کرد و حملات ایران به بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی، امارات و اردن را محکوم کرد. این قطعنامه همچنین اقدامات یا تهدیدهای ایران برای بستن یا مختل کردن کشتیرانی بینالمللی در تنگه هرمز را محکوم کرد. بنابراین کشورهای منطقه سخن رئیسجمهور ایران را در خلأ تاریخی نمیشنوند.
از این رو ممکن است جملهای که تهران آن را دعوت به همکاری معرفی میکند، در پایتختی دیگر نوعی هشدار شنیده شود.
اما مسئله فقط برداشت سیاسی نیست. ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد دولتها را از تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولتهای دیگر منع میکند. اختلاف ایران با آمریکا یا اسرائیل نیز به خودی خود کشورهای همسایه را به طرف آن منازعه تبدیل نمیکند. وضعیت هر کشور، نقش آن در عملیات نظامی و قواعد دفاع مشروع باید جداگانه بررسی شود.
دیوان بینالمللی دادگستری نیز در نظر مشورتی سال ۱۹۹۶ تصریح کرد که «تهدید» و «استفاده از زور» از یکدیگر جدا نیستند: اگر استفادهای از زور در شرایط مورد نظر غیرقانونی باشد، تهدید به همان اقدام نیز میتواند غیرقانونی باشد.
پرسش دوم: اگر کشوری میگوید امنیتش از امنیت همسایگان جدا نیست، آیا نخستین مسئولیت او نباید جلوگیری از سرایت درگیری خودش به همان همسایگان باشد؟
اینجا شاید تمثیل «قایق مشترک» از ضربالمثل دیگ دقیقتر باشد. همه سرنشینان یک قایق میدانند سوراخ شدن بدنه میتواند همه را غرق کند. این همان منطق امنیت مشترک است. اما میان «سوراخ شدن قایق» و «سوراخ کردن قایق» تفاوت وجود دارد. یکی درباره خطر مشترک هشدار میدهد؛ دیگری خطر مشترک را به ابزار فشار تبدیل میکند.
اگر کابین یک سرنشین آب گرفته باشد، مسئولیت او تلاش برای بستن شکاف است، نه اینکه بگوید چون من در خطرم، دیگران نیز باید خیس شوند.
بنابراین مسئله اصلی نه یک ضربالمثل، بلکه تعریف امنیت است. آیا امنیت مشترک یعنی کشورها مسئولاند از سرایت بحران جلوگیری کنند، یا میتوان ناامنی دیگران را به عنوان اهرمی برای تامین امنیت خود مطرح کرد؟
و پرسش پایانی:
وقتی دولتی میگوید «یا با هم امنیت خواهیم داشت یا با هم ناامنی»، آیا از سرنوشت مشترک سخن میگوید، یا به همسایگان یادآوری میکند که در صورت ناامن شدن خودش، امنیت آنها نیز میتواند در معرض خطر قرار گیرد؟

هیچکس فقط تماشاگر نیست، امیر دها
















