کیهان لندن - آمارهای رسمی نشان میدهد در بهار امسال اقتصاد ایران ۱۰ درصد کوچکتر شده است؛ رقمی بیسابقه که اگرچه جنگ و محاصره اقتصادی در آن نقش محوری داشته، اما به عقیده کارشناسان مشکلات انباشته ساختاری ناشی از نزدیک به نیم قرن ناکارآمدی جمهوری اسلامی در سیاستگذاری و عملکرد اقتصادی، مسبب اصلی آن بوده و جنگ صرفاً روند سقوط اقتصاد ایران را سرعت بخشیده است.
آمارهای مرکز آمار ایران نشان میدهد رشد اقتصادی کشور در سهماهه نخست ۱۴۰۵ با احتساب نفت به منفی ۱۰/۱ درصد رسیده و حتی با کنار گذاشتن نفت نیز رشد اقتصاد منفی ۴/۶ درصد بوده است. در حالی که حکومت ایران سالها بر درآمد ارزی خامفروشی نفت تکیه داشت، آمار اخیر نشان میدهد نفت هم دیگر نمیتواند تضمینی برای تأمین منابع خزانه جمهوری اسلامی باشد.
جزئیات آمار رشد اقتصادی نیز از سقوط بخشهای مختلف حکایت دارد. بخش نفت و گاز، صنایع و معادن و خدمات همگی رشد منفی داشتهاند و کشاورزی تنها بخش اصلی اقتصاد بوده که عملکردی مثبت ثبت کرده است.
آلبرت بغزیان، اقتصاددان و تحلیلگر اقتصادی، معتقد است: «نفت در سالهای گذشته تا حدی مانند یک پوشش روی ارقام رشد اقتصادی عمل میکرد و با اضافه کردن درآمد و تولید نفت، بخشی از افت سایر بخشها را جبران میکرد، اما اکنون بخش نفت نیز با مشکل مواجه شده است.»
او با اشاره به منفی بودن رشد اقتصادی با نفت و بدون نفت گفته است نفت دیگر نتوانسته افت سایر بخشها را بپوشاند. به گفته بغزیان، افزایش نرخ ارز، تحریم، کاهش سرمایهگذاری و افزایش هزینههای تولید و انتقال ارز همگی بر شرایط تولید و اقتصاد اثر گذاشتهاند.
اگرچه جنگ و تشدید فشارهای اقتصادی ایالات متحده طی ماههای گذشته در تشدید بحران کنونی نقش محوری داشته، بسیاری از اقتصاددانان تأکید دارند جنگ و تحریم صرفاً سرعت سقوط اقتصاد ایران را افزایش داده و علت اصلی وضعیت کنونی، بیش از چهار دهه سیاستگذاری نامطلوب و ناکارآمدی مزمن حکومت است.
فرشاد مؤمنی، اقتصاددان نزدیک به جریان «سازندگی»، نیز عامل اصلی بحران را سیاستهای نادرست اقتصادی دانسته و گفته است: «در چهار دهه گذشته، سیاستهایی بارها شکست خوردهاند، اما دوباره همان سیاستها با این استدلال که باید یک بار دیگر آنها را آزمایش کنیم، تکرار شدهاند.» به گفته او، گاهی منافع گروههای خاص و مافیاها باعث میشود سیاستهای شکستخورده همچنان ادامه پیدا کنند.
مؤمنی افزوده است که نخستین گام برای حل مسئله میتواند متوقف کردن سیاستهای مخربی باشد که نتایج نامطلوب آنها بارها مشاهده شده است. او همچنین توزیع کالابرگ با اعتباری ناچیز را از جمله اقدامات نادرست دولت پزشکیان دانسته و گفته است قدرت خرید این کالابرگها در برابر خسارت سیاستهای تورمزا بسیار محدود است: «حالا نمیتوان با چند گرم گوشت قرمز، چند گرم گوشت سفید و مقداری پنیر، خسارتهایی را که به خانوار وارد شده جبران کرد.»

«عقبنشینی روحانی»
















