
خبرنامه گویا - سروش دباغ در حملهای تند به رضا پهلوی، مواضع اخیر او درباره جنگ، اسرائیل و آمریکا و همچنین پیشنهاد «تجهیز مردم ایران» را بهشدت مورد انتقاد قرار داده و گفته است این رویکرد میتواند ایران را به سوی خشونت داخلی سوق دهد.
دباغ در یادداشتی که با ابیاتی از مولوی آغاز شده، رضا پهلوی را متهم کرده است که در جریان جنگهای اخیر از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران حمایت کرده، اما به گفته او در قبال قربانیان ایرانی همان حساسیتی را که نسبت به کشتهشدن نیروهای آمریکایی نشان داده، بروز نداده است.
محور اصلی انتقاد تازه دباغ، مصاحبه ۲۲ سپتامبر رضا پهلوی با شبکه فاکسنیوز است. پهلوی در این گفتوگو گفت برای مقابله با جمهوری اسلامی باید مردم ایران را «تجهیز» کرد و پیشنهاد کرد منابع مالی این اقدام از داراییهای مسدودشده ایران تأمین شود. فاکسنیوز نیز این بخش از سخنان او را در عنوان ویدیوی مصاحبه برجسته کرده است.
دباغ این پیشنهاد را گامی در جهت مسلح کردن جامعه و ایجاد خطر جنگ داخلی توصیف کرده و مدعی شده است که چنین مسیری میتواند ایران را به وضعیتی شبیه سوریه بکشاند.
در مقابل، حامیان این دیدگاه استدلال میکنند که منظور از این رویکرد، ایجاد توان مقابله با دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی و انتقال نقش اصلی تغییر به نیروهای داخل ایران است.
اما نوشته سروش دباغ خود پرسش دیگری را نیز پیش میکشد. میتوان درباره پیشنهاد مسلح کردن مردم ایران سؤالهای جدی داشت؛ میتوان درباره خطر خشونت، جنگ داخلی و مسئولیت رهبران سیاسی بحث کرد. اما وقتی نقد سیاسی جای خود را به داوری درباره «کرامت»، «آرزوی قدرت»، «سقوط آزاد» و نیتهای درونی یک فرد میدهد، دیگر با استدلال سیاسی روبهرو نیستیم، بلکه با محکومکردن شخصیت طرف مقابل مواجهیم.
برای بسیاری از ایرانیانی که نزدیک به نیم قرن سرکوب، زندان، اعدام و شلیک به معترضان را تجربه کردهاند، پرسش اصلی بسیار سادهتر است: اگر با راهبرد رضا پهلوی مخالفیم، آلترناتیو عملی چیست؟ اینکه به مردمی که بارها با دست خالی به خیابان آمده و هزینه دادهاند گفته شود «مسلح نشوید» تنها نیمی از پاسخ است. نیم دیگر این است که روشن شود در برابر حکومتی مسلح و آماده سرکوب، چه راه مشخصی برای دفاع از جان مردم و پایان دادن به این چرخه وجود دارد.

آنقدر شکنجه شدند که مادر، دخترانش را نشناخت
















