Sunday, Sep 27, 2026

صفحه نخست » کنگره ملی؛ ضرورت همگرایی و نقش شاهزاده رضا پهلوی، محمد زمانی

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

zamani.jpgآنچه امروز گفتمان کنگره ملی را بیش از هر زمان دیگری برجسته می‌کند، شرایط چندقطبی جامعه و اپوزیسیون ایران، تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی و سیاست کشورهای مختلف در قبال آینده ایران است. در کنار آن، شکل‌گیری بلوک‌بندی‌های سیاسی در میان بخشی از فعالان و حتی رسانه‌ها، بر پیچیدگی فضای سیاسی افزوده است.

سپاه؛ بازیگر محوری در سیاست جمهوری اسلامی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که ایالات متحده آن را یک سازمان تروریستی خارجی طبقه‌بندی کرده است، در معادلات امنیتی و سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی نقشی تعیین‌کننده دارد. همین موضوع یکی از عوامل مهم در ارزیابی میزان اختیار دولت پزشکیان در سیاست خارجی محسوب می‌شود.

از نگاه من، دولت پزشکیان در سیاست خارجی و مسائل راهبردی با محدودیت‌های جدی روبه‌روست و نمی‌توان آن را به‌عنوان تصمیم‌گیرنده نهایی در ساختار جمهوری اسلامی تلقی کرد. در این چارچوب، دولت بیش از آنکه برخوردار از اختیار مستقل باشد، بخشی از سازوکار سیاسی جمهوری اسلامی است و مذاکرات و ابتکارهای دیپلماتیک آن می‌تواند در نهایت به‌عنوان ویترینی برای نمایش دیپلماسی جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار گیرد؛ در حالی که تصمیم‌های اصلی در حوزه‌های امنیتی، نظامی و راهبردی همچنان تحت تأثیر نهادهای قدرتمندتر، از جمله سپاه، قرار دارد.

«انقلاب شیر و خورشید» در یک روند تکاملی و در پیوند با جنبش‌ها و اعتراضات مختلف، برای بخشی از جامعه به نمادی از بازگشت به هویت ملی و مخالفت با جمهوری اسلامی تبدیل شده است. حامیان این دیدگاه، این روند را نشانه شکل‌گیری یک آلترناتیو سیاسی می‌دانند و معتقدند که بخش مهمی از جامعه با مشخص‌کردن خطوط سیاسی خود، خواهان ادامه مسیر تغییر تا پایان جمهوری اسلامی است.

نقش شاهزاده رضا پهلوی در ایجاد ارتباط و نزدیک‌کردن بخشی از جریان‌های سیاسی، از جمهوری‌خواهان ملی تا پادشاهی‌خواهان و مشروطه‌خواهان، قابل توجه است. هم‌زمان، جایگاهی که شاهزاده رضا پهلوی در بخشی از جامعه ایران پیدا کرده، باعث شده است او به یکی از چهره‌های مهم و اثرگذار در میان مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شود؛ ظرفیتی که نمی‌توان آن را در تحلیل آینده سیاسی ایران نادیده گرفت.

چرا از کنگره ملی حمایت کردم؟

در مقالات گذشته نیز بر اهمیت همگرایی ملی، نیرو شدن، سازماندهی، شبکه‌سازی و تشکیل کنگره ملی تأکید کرده‌ام. این موضوع برای من یک ایده تازه یا یک عنوان تشکیلاتی جدید نیست؛ بلکه بخشی از یک مسیر فکری و سیاسی است که در مقالات مختلف درباره ضرورت ایجاد ظرفیت سیاسی، استفاده از توان متخصصان و ایجاد سازوکاری برای همکاری نیروهای مختلف مطرح کرده‌ام.

حمایت از کنگره ملی پیش از هر چیز با هدف نیرو شدن، ایجاد انسجام و استفاده از فرصت تاریخی موجود معنا پیدا می‌کند. مسئله فقط برگزاری یک نشست یا ایجاد یک عنوان سیاسی جدید نیست؛ مسئله ایجاد یک ساختار سازمان‌یافته برای استفاده از ظرفیت‌های پراکنده‌ای است که امروز در جامعه ایران، میان نیروهای سیاسی، متخصصان، فعالان اجتماعی و ایرانیان خارج از کشور وجود دارد.

هدف کنگره ملی باید فراتر از گردهم‌آوردن نیروهای سیاسی باشد. استفاده از مشاوران، متخصصان و کارشناسان داخل ایران و خارج از کشور اهمیت اساسی دارد؛ زیرا برای عبور از یک بحران بزرگ سیاسی و ورود به مرحله گذار، شناخت دقیق مسائل اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، امنیتی، دیپلماتیک و بین‌المللی ضروری است.

تجربه کنگره ملی آفریقا و نقش نلسون ماندلا؛ ارتباط آن با کنگره ملی ایران

تجربه آفریقای جنوبی از این جهت برای بحث کنگره ملی ایران قابل توجه است که گذار این کشور صرفاً نتیجه فعالیت یک فرد یا یک سازمان واحد نبود. کنگره ملی آفریقا (ANC) که از سال ۱۹۱۲ شکل گرفته بود، در طول دهه‌ها به سازمان‌دهی و بسیج نیروهای مختلف اجتماعی و سیاسی علیه آپارتاید پرداخت. پس از آزادی نلسون ماندلا در سال ۱۹۹۰ و رفع ممنوعیت فعالیت ANC، ماندلا در سال ۱۹۹۱ به ریاست این سازمان رسید و به یکی از چهره‌های اصلی روند مذاکرات برای گذار سیاسی آفریقای جنوبی تبدیل شد.

ماندلا در کنار رهبری ANC، بر مذاکره و مشارکت نیروهای مختلف سیاسی تأکید داشت. روند مذاکرات چندجانبه در نهایت به شکل‌گیری CODESA، یعنی «کنوانسیون آفریقای جنوبی دموکراتیک» انجامید؛ فرایندی که گروه‌ها و جریان‌های سیاسی مختلف را برای مذاکره درباره آینده کشور گرد هم آورد.

البته مسیر گذار بدون اختلاف و بحران نبود. مذاکرات CODESA در سال ۱۹۹۲ با اختلافات جدی درباره شیوه تقسیم قدرت و نظام سیاسی متوقف شد، اما مذاکرات بعداً در قالب مجمع مذاکره چندحزبی از سر گرفته شد و در نهایت فرایند سیاسی به انتخابات دموکراتیک سال ۱۹۹۴ و تشکیل دولت وحدت ملی انجامید.

ارتباط این تجربه با کنگره ملی پیشنهادی برای ایران دقیقاً در همین نقطه است: هدف، کپی‌کردن ساختار سیاسی آفریقای جنوبی یا مقایسه مستقیم شرایط دو کشور نیست؛ بلکه استفاده از یک تجربه تاریخی برای فهم این واقعیت است که در دوره گذار، حتی در حضور یک رهبر سیاسی برجسته مانند نلسون ماندلا، ایجاد سازوکارهایی برای مذاکره، هماهنگی، مشارکت، کارشناسی و برنامه‌ریزی ضروری است.

کنگره ملی پیشنهادی در این مقاله قرار نیست حزب یا جایگزین احزاب باشد. قرار نیست هویت سیاسی نیروهای مختلف را از میان ببرد و همچنین قرار نیست درباره شکل نهایی نظام سیاسی آینده ایران تصمیم بگیرد. وظیفه آن می‌تواند ایجاد یک چارچوب همکاری میان نیروهای مختلف، متخصصان، مشاوران، دانشگاهیان، فعالان اجتماعی، رسانه‌ها و ایرانیان داخل و خارج از کشور باشد.

سازماندهی، شبکه‌سازی و نقش کنگره ملی

کنگره ملی می‌تواند کارگروه‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف ایجاد کند؛ از اقتصاد، سیاست خارجی و روابط بین‌الملل گرفته تا امنیت، حقوق، مدیریت دولتی، انرژی، محیط زیست، آموزش، فناوری و رسانه. این کارگروه‌ها می‌توانند به‌صورت مستمر تحولات جهان و منطقه را تحلیل کنند، سناریوهای مختلف را بررسی کنند و برای شرایط مختلف، برنامه‌های مشخص و قابل اجرا ارائه دهند.

اهمیت دیگر کنگره ملی، افزایش مشارکت و فعال‌کردن ظرفیت‌های پراکنده است. بسیاری از متخصصان، فعالان سیاسی، دانشگاهیان، مدیران، کارآفرینان، روزنامه‌نگاران و نیروهای اجتماعی ایرانی در داخل و خارج از کشور دارای تجربه و توانایی‌هایی هستند که به دلیل پراکندگی، اختلافات سیاسی یا نبود یک شبکه منسجم، به‌طور کامل مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. کنگره ملی می‌تواند این ظرفیت‌ها را شناسایی، به یکدیگر متصل و در یک چارچوب مشخص سازماندهی کند.

کنگره ملی همچنین می‌تواند با دولت‌ها، پارلمان‌ها، اندیشکده‌ها، نهادهای مدنی و مراکز تخصصی در کشورهای مختلف ارتباط برقرار کند و از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور برای ایجاد این ارتباطات استفاده کند.

اهمیت کنگره ملی دقیقاً در همین نقطه است: تبدیل پراکندگی به سازماندهی، تبدیل ظرفیت به برنامه، تبدیل تخصص به راهکار و تبدیل همگرایی سیاسی به یک نیروی سازمان‌یافته. این کنگره نباید جایگزین مردم یا تعیین‌کننده شکل نهایی نظام سیاسی آینده ایران باشد؛ بلکه باید بستری باشد که نیروهای مختلف دموکراسی‌خواه بتوانند در آن با حفظ هویت و دیدگاه‌های خود همکاری کنند.

از پراکندگی به انسجام؛ وظیفه تاریخی کنگره ملی

شبکه‌سازی باید در خدمت تقویت ظرفیت «انقلاب شیر و خورشید» قرار گیرد؛ ظرفیتی که برای بخشی از جامعه ایران به نماد مخالفت با جمهوری اسلامی و خواست تغییر تبدیل شده است.

این آلترناتیو، در نگاه من، از ظرفیت یک رهبری مشخص برخوردار است و کنگره ملی قرار نیست جایگزین رهبری باشد؛ بلکه باید به این ظرفیت کمک کند. وظیفه کنگره، ایجاد سازوکار لازم برای سازماندهی نیروها، استفاده از متخصصان و فراهم‌کردن امکان مشارکت گسترده در مسیر گذار است.

بنابراین، باید رقابت‌های کاذب، اختلافات فرسایشی و تلاش برای حذف یکدیگر را کنار گذاشت. مسئله امروز، رقابت بر سر سهم بیشتر از آینده سیاسی ایران نیست؛ مسئله ایجاد ظرفیت مشترک برای عبور از جمهوری اسلامی و ساختن آینده‌ای متفاوت برای ایران است.

در کنار سازماندهی داخلی، کنگره ملی باید از هم‌اکنون نگاه خود را به مرحله پس از جمهوری اسلامی معطوف کند. دیپلماسی و لابی‌گری با کشورهای مختلف باید بر اساس منافع مشترک و منافع ملی ایران شکل گیرد؛ یعنی ارتباط با دولت‌ها، پارلمان‌ها، اندیشکده‌ها و نهادهای بین‌المللی تنها برای فشار بر جمهوری اسلامی نباشد، بلکه برای ترسیم جایگاه ایران در جهان پس از جمهوری اسلامی نیز برنامه‌ریزی شود.

در چنین شرایطی، باید در برابر هر طرح یا سیاستی که منافع ملی ایران را قربانی منافع قدرت‌های خارجی کند ایستادگی کرد. آینده ایران نباید در اتاق‌های تصمیم‌گیری کشورهای دیگر تعیین شود. نیروهای سیاسی ایران باید آن‌قدر سازمان‌یافته باشند که بتوانند درباره آینده کشور خود نقش اصلی را ایفا کنند و با کشورهای مختلف نیز بر اساس منافع مشترک مذاکره کنند.

از نگاه من، راهی جز پایان جمهوری اسلامی و گذار از این ساختار سیاسی نداریم. اما پایان یک نظام سیاسی به‌تنهایی کافی نیست؛ مسئله مهم‌تر، ساختن ایران پس از آن است. باید از امروز برای اقتصاد، امنیت، سیاست خارجی، نهادهای دموکراتیک، بازسازی زیرساخت‌ها، بازگشت سرمایه و نیروی انسانی و شکوفایی دوباره ایران برنامه داشت.

مهم‌ترین پشتوانه این تفکر، جامعه ایران و مطالبات آن برای تغییر است. داده‌های گمان در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جامعه از جمهوری اسلامی ناراضی است و شاهزاده رضا پهلوی نیز در میان بخش قابل توجهی از جامعه جایگاه سیاسی دارد؛ در عین حال، همین داده‌ها بر تنوع سیاسی جامعه ایران تأکید می‌کنند.

اگر کنگره ملی بتواند این ظرفیت اجتماعی را به سازمان، برنامه، شبکه، دیپلماسی و قدرت سیاسی مؤثر تبدیل کند، پس از سقوط جمهوری اسلامی خلأ سیاسی و مدیریتی به وجود نخواهد آمد، بلکه مجموعه‌ای از نیروها، متخصصان و نهادهای آماده می‌توانند در ساختن ایران آینده نقش‌آفرینی کنند.

هدف نهایی باید روشن باشد: پایان جمهوری اسلامی، حفظ تمامیت ارضی ایران، نجات کشور از بن‌بست موجود، بازسازی اقتصاد و نهادهای ملی، ورود دوباره ایران به گفتمان جهانی و ساختن کشوری آزاد، آباد و شکوفا.

محمد زمانی، کنشگر سیاسی، جامعه‌شناس

منابع و مستندات

  • Nelson Mandela Foundation -- CODESA؛ اسناد و اطلاعات مربوط به نقش نلسون ماندلا و فرایند مذاکرات آفریقای جنوبی.
  • The O'Malley Archives -- Nelson Mandela and the ANC؛ اطلاعات تاریخی درباره ریاست نلسون ماندلا بر ANC و روند مذاکرات سیاسی.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy