Wednesday, Sep 30, 2026

صفحه نخست » روشنفکرنماها و خود روشنفکرپندارها، دو تیغه قیچی قطع رشته های اتحاد، بهرام مشتاق

roshanf.jpgتاریخچه‌ی منتقدانِ نظام نوپای سیاسی به اولین روزها و در واکنش به بدعتِ رفراندوم بی‌مسمای «آری یا خیر» می‌رسد. شاید از ملتی هیجان‌زده، شیفته‌ی رهبری انقلاب و دل‌خوش به وعده‌های بی‌بنیاد، انتظار تفکر و بیداری سیاسی توقع به‌جایی نبود؛ اما خواب غفلت جامعه‌ی روشنفکری و سرسپردگی بی‌قیدوشرط ناشی از مذهب‌زدگی از یک‌سو، و همراهی مخرب متفکران جریان‌های چپ‌گرا با کینه‌ی تاریخی از «امپریالیسم» از سوی دیگر، بدون هیچ تردیدی مسیری هموار ساخت تا به وضع فلاکت‌بار امروز ختم شود.

گزافه‌گویی نیست که در این سیرِ ایران‌بربادده، نقش مخرب روشنفکران در تمام این چهار دهه اگر برجسته‌تر از رهبران انقلابی نباشد، کمتر نیست. انگیزه‌ها هرچه که بود -- از طیف چپ که دشمنی با آمریکا را در همکاری با ایدئولوژی افراطیِ نورسیده جست‌وجو می‌کردند، تا روشنفکران و مذهبیون اعتدالی و ملاحظات احزاب اسلام‌گرا -- به ناکجاآبادی رسید که طشت رسوایی و شکست مدعیان روشنفکری از بام افتاد.

روشنفکرنماها؛ اصرار بر خطای نسل ۵۷

شکست پیشتازان فکری آن جامعه خیلی زود به اثبات رسید و توسط همان سیستمی که سنگ استقرارش را به سینه می‌زدند، قلع‌وقمع شدند. برخی با غیرانسانی‌ترین شکل ممکن سلاخی شدند، عده‌ای کنج عزلت گزیدند و آن‌ها که ماندند، در پیرانه‌سر و دهه‌های هشتاد و نود عمر خود، رخت غربت به تن کردند و این روزها اینجا و آنجا می‌نویسند و سخن می‌گویند.

اما روی تلخ ماجرا اینجاست که بسیاری از آنان، بدون اقرار به خطا و کارنامه‌ی پراشتباه خود، همچنان به‌طور غیرمستقیم، در لفافه و با سفسطه بر همان شیوه تفکر مردود اصرار دارند. این سرسپردگی به فتنه ۵۷ تا آنجاست که آزموده را دوباره بیازمایند و بی‌تعارف اذعان کنند که اگر مکتب مورد نظرشان اقبال عمومی نداشته باشد، تداوم حاکمیت فعلی را ارجح می‌دانند! اگر در آن فتنه، جامعه‌ی روشنفکری با خطای بزرگ خود عصای دست افراطیون واپس‌گرا شد، امروز با این تجربه‌ی گران‌بها که هنوز بر ملک و ملت آوار است، هیچ انحراف فکری از «روشنفکرنماهای» نسل پنجاه‌وهفت پذیرفتنی نیست.

خودروشنفکرپندارها؛ ابتذال سیاسی در فضای مجازی

از سوی دیگر، با رشد چشمگیر فضای مجازی و سر برآوردن پلتفرم‌های مختلف (به‌ویژه «کلاب‌هاوس فارسی» در ابتدا)، فضای مناسبی برای حضور صاحب‌نظران، نویسندگان و روزنامه‌نگاران معتبر فراهم شد تا بی‌واسطه با آحاد جامعه گفت‌وگو کنند. اما حاشیه‌ی امنیتِ ناشی از نام‌ها و تصویرهای مستعار و فیک، آن‌چنان مرزهای اخلاقی و اصول آداب اجتماعی را به ورطه‌ی فراموشی سپرد که این روزها نه نشانی از سیاست بر جای مانده و نه نامی از مبارزه‌ی سیاسی دارد. فعالیت‌های به‌اصطلاح سیاسی در دورهمی‌های چندصدنفره، به دادوفریاد و فحاشی تمرکز یافته است.

فی‌نفسه شاید فعالیت چندصد نفر در فضای مجازی ارزش پرداختن نداشته باشد، اما خطر آنجاست که احساس کاذب معروفیت در یک مجموعه‌ی کوچک، به توهم شهرت در سطح ملی، تصور «الیت سیاسی» و خیال «روشنفکر صاحب‌نظر بودن» منجر شود؛ تا جایی که فردی با توهم بیست میلیون طرفدار در داخل کشور، برای خود در معادلات اپوزیسیون جایگاه تعریف کند، یا دیگری با ادعای دنبال‌کنندگان میلیونی و پیوند نسبی با خاندان سلطنتی، جایگاه والایی برای خود قائل باشد.

این‌ها مشتی است نمونه‌ی خروار از «خودروشنفکرپندارانی» که خارج از فضای مجازی هیچ شناخت و تصویری از آنان در جامعه ایران وجود ندارد تا بتوانند در تصمیم‌سازی‌های سیاسی منشأ اثر باشند. آن‌گاه که این توقع نابجا رخ نمی‌دهد، واکنش‌های عصبی و ناباورانه‌ای نسبت به بزرگان و محترمین اپوزیسیون بروز می‌دهند که از کارشکنی و دروغ‌پردازی تا توهین و فحاشی متغیر است.

سخن پایانی

در این موقعیت تاریخی که سرزمین بلازده‌ی ما نیازمند اتحاد و همدلی فعالان اپوزیسیون است، بسیاری از «روشنفکرنماها» با کارنامه‌ی غیرقابل دفاع در سال ۵۷، و فعالان پرسرولای «خودروشنفکرپندار» در فضای مجازی که درک درستی از مبارزه‌ی سیاسی ندارند، هر کدام به‌مثابه‌ی تیغه‌های یک قیچی عمل می‌کنند؛ قیچی‌ای که رشته‌های اتحاد نحله‌های مختلف سیاسی را می‌برد و رنجی مضاعف بر وطن‌پرستان تحمیل می‌کند.

سخنی با پروژه‌بگیران و دشمنان قسم‌خورده‌ی آن آب‌وخاک نیست؛ اما به مدعیان روشنفکری از هر دو طیف که سهواً آب به آسیاب نظام حاکم می‌ریزند، توصیه می‌کنیم بهترین گامی که برای آزادی میهن می‌توانند بردارند این است که دست از مبارزه بردارند و کار را به اهلش واگذار کنند.

بهرام مشتاق



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy