Thursday, Oct 1, 2026

صفحه نخست » زیرزمین؛ پناهگاه یا راه نجات؟ س. روزبه

rb.jpgدر سال‌های اخیر «زیرزمین» یا «تونل» به واژه‌ای تکرارشونده در ادبیات نظامی جمهوری اسلامی تبدیل شده است: شهرهای موشکی، پایگاه‌های پهپادی، انبارها و مراکز زیرزمینی. حالا رضا طلایی‌نیک، سخنگوی وزارت دفاع، نیز گفته بخشی از توانمندی‌های راهبردی نیروهای مسلح در «محیط‌های امن و زیرساخت‌های زیرزمینی» مستقر شده و مدعی است همین اقدام باعث شده بخشی از محاسبات طرف مقابل درباره توان دفاعی و ظرفیت تولید تسلیحات جمهوری اسلامی محقق نشود.

اما «زیرزمین» بیرون از ادبیات رسمی حکومت، معنای دیگری هم پیدا کرده است.

در بخشی از شبکه‌های اجتماعی، رفتن مقام‌ها به پناهگاه دیگر فقط اقدامی حفاظتی توصیف نمی‌شود؛ به زبان طنز و تمسخر راه پیدا کرده است. «موش»، «سوراخ موش» و تصویر کسی که برای نجات خود به زیرزمین می‌خزد، به بخشی از واکنش‌های مردم تبدیل شده است.

می‌توان به این طنزها خندید یا آنها را صرفاً بخشی از جنگ روانی دانست. اما پشت همین تصویر، پرسشی جدی وجود دارد:

وقتی حکومتی بخش مهمی از توان نظامی خود را به زیرزمین می‌برد، دقیقاً چه چیزی را حفظ می‌کند؟

موشک را؟ فرمانده را؟ توان جنگیدن را؟ یا خود حکومت را؟

برای پاسخ، شاید بهتر باشد برای لحظه‌ای از ایران فاصله بگیریم و به تجربه‌هایی نگاه کنیم که در آنها انتقال نیرو، تولید یا فرماندهی به زیرزمین، بخشی از راهبرد جنگ و بقا بوده است.

آلمان؛ کارخانه ماند، حکومت نماند

پس از بمباران مرکز تحقیقات موشکی پینمونده در اوت ۱۹۴۳، حکومت نازی بخش مهمی از تولید موشک V-2 را به مجموعه زیرزمینی میتل‌ورک در کوه‌های هارتس منتقل کرد. هزاران زندانی اردوگاه دورا-میتلباو با کار اجباری و در شرایطی مرگبار برای ساخت و اداره این مجموعه به کار گرفته شدند.

از نظر فنی، انتقال به زیرزمین جواب داد. خطوط تولید تقریباً تا آخرین روزهای پیش از تخلیه فعال ماندند و از سپتامبر ۱۹۴۴ ماهانه حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ موشک V-2 تولید می‌شد.

پس زیرزمین وظیفه خودش را انجام داده بود. کارخانه هنوز کار می‌کرد. اما بیرون تونل‌ها چه خبر بود؟

ارتش آلمان جبهه‌ها را از دست می‌داد، حمل‌ونقل و صنعت کشور زیر فشار بود و نیروهای متفقین از شرق و غرب پیش می‌آمدند. کارخانه زیرزمینی باقی ماند، اما حکومتی که آن کارخانه برایش سلاح می‌ساخت تسلیم شد.

پس نخستین سؤال این است:

اگر سلاح و کارخانه باقی بماند، اما صاحب آن دیگر نتواند جنگ را ادامه دهد، زیرزمین چه چیزی را نجات داده است؟

ژاپن؛ شکست پرهزینه‌تر، اما شکست

در ایوو جیما، ژاپنی‌ها با مسئله دیگری روبه‌رو بودند. برتری هوایی آمریکا نیروهای ژاپنی را تقریباً بدون پوشش هوایی گذاشته بود و مواضع سطحی در برابر بمباران و آتش سنگین آسیب‌پذیر شده بودند.

پاسخ آنها ساده بود: عمیق‌تر بروید.

غارهای طبیعی به سنگر، انبار، موضع توپخانه و شبکه‌ای از تونل‌های متصل تبدیل شدند. فرمانده ژاپنی، تادامیچی کوریبایاشی، به جای تلاش برای متوقف کردن آمریکایی‌ها در ساحل، دفاعی فرسایشی طراحی کرد: مهاجم وارد جزیره شود، اما برای هر متر زمین هزینه بدهد. منابع رسمی نیروی دریایی آمریکا می‌گویند شبکه تونل‌ها و استحکامات عمیق باعث شد نبردی که انتظار می‌رفت کوتاه باشد، بیش از شش هفته طول بکشد.

تونل‌ها بخشی از نیروها و تجهیزات را حفظ کردند و هزینه حمله را بالا بردند. اما ایوو جیما سقوط کرد.

اینجا سؤال دوم شکل می‌گیرد:

آیا دیرتر شکست خوردن همان شکست نخوردن است؟

ویتنام؛ وقتی نتیجه فرق کرد

ویتنام مقایسه را دشوارتر می‌کند، زیرا این بار نیروهایی که از شبکه زیرزمینی استفاده کردند در نهایت در طرف پیروز جنگ قرار گرفتند.

تونل‌های کوچی فقط محل پنهان شدن نبودند. در این شبکه‌ها انبار مهمات، بیمارستان، محل غذاخوری، مراکز تولید و امکانات پشتیبانی ایجاد شده بود و بعضی مجموعه‌ها ده‌ها کیلومتر امتداد داشتند.

اما آیا ویتنام ثابت می‌کند که زیرزمین راه پیروزی است؟

نه.

تونل‌ها تنها یکی از اجزای ساختاری بسیار بزرگ‌تر بودند: سازمان سیاسی، نیروی نظامی، شبکه لجستیکی، پشتیبانی خارجی و راهبردی که سال‌ها ادامه یافت. ضمن آنکه کارکرد زیرزمین در ویتنام با ایران یکسان نبود؛ آنجا تونل عمدتاً ابزار جنگ زمینی و چریکی بود، در حالی که جمهوری اسلامی از حفاظت موشک، تجهیزات، فرماندهی و ظرفیت تولید تسلیحات سخن می‌گوید.

از غزه تا جنوب لبنان؛ وقتی خود تونل هدف می‌شود

نمونه‌های نزدیک‌تر، سوی دیگری از مسئله را نشان می‌دهند.

در غزه، شبکه تونلی حماس یکی از ارکان عملیات نظامی این گروه بوده است. اسرائیل برای یافتن و از کار انداختن این شبکه از روش‌های مختلف، از عملیات زمینی و انفجار گرفته تا تزریق حجم زیادی آب به برخی مسیرهای زیرزمینی استفاده کرده است. ارتش اسرائیل در ژانویه ۲۰۲۴ رسماً استفاده از پمپاژ آب برای از کار انداختن برخی تونل‌ها را تأیید کرد؛ با این حال شواهد عمومی اجازه نمی‌دهد گفته شود تمام شبکه تونلی نابود شده است.

در جنوب لبنان نیز ماجرا مشابه است. ارتش اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد شبکه زیرزمینی حزب‌الله در ارتفاعات علی‌الطاهر را منهدم کرده است؛ مجموعه‌ای بیش از دو کیلومتر که بنا بر گزارش همان ارتش، شامل مراکز فرماندهی، انبارهای تسلیحات، موشک، پهپاد و محل اقامت نیروها بوده است. از آنجا که این اطلاعات از سوی ارتش اسرائیل منتشر شده، باید آن را به‌عنوان ادعای همان منبع در نظر گرفت.

این تجربه‌ها یک نکته دیگر را روشن می‌کنند:

زیرزمین فقط پناهگاه نیست؛ پس از کشف، خودش می‌تواند به هدف اصلی جنگ تبدیل شود.

هرچه اهمیت یک شبکه زیرزمینی بیشتر باشد، طرف مقابل نیز منابع بیشتری برای کشف، محاصره، نفوذ یا تخریب آن اختصاص می‌دهد. رفتن به عمق، تهدید را از میان نمی‌برد؛ فقط شکل نبرد را تغییر می‌دهد.

زیرزمین چه چیزی را حفظ می‌کند؟

اهمیت نظامی تأسیسات زیرزمینی را نمی‌توان انکار کرد. اگر طرف مقابل در آسمان برتری داشته باشد، انتقال تجهیزات و فرماندهی به اعماق زمین می‌تواند شناسایی و نابودی آنها را دشوارتر کند، زمان بخرد و هزینه حمله را افزایش دهد.

اما تجربه‌های تاریخی یک تفاوت مهم را هم نشان می‌دهند:

حفظ سلاح، حفظ توان جنگیدن و حفظ حکومت یک چیز نیستند.

البته مقایسه ایران امروز با آلمان و ژاپن ۱۹۴۵ نباید مکانیکی باشد. آلمان و ژاپن با ارتش‌هایی روبه‌رو بودند، اما پرسش درباره ایران متفاوت است: آیا حملات هوایی و موشکی، بدون یک تهاجم زمینی گسترده، می‌تواند توان اداره کشور و ادامه جنگ را چنان فرسوده کند که سالم ماندن بخشی از زرادخانه دیگر تعیین‌کننده نباشد؟

اگر موشک زیرزمین سالم بماند، بالای زمین چه چیزی باقی مانده است؟

اقتصاد چه وضعی دارد؟ انرژی چطور؟ ارتباطات، فرماندهی، حمل‌ونقل، تولید، لجستیک و توان اداره روزمره کشور چقدر دوام می‌آورند؟

جالب اینکه خود سردار پاسدار طلایی‌نیک، سخنگوی وزارت دفاع ایران، نیز پس از سخن گفتن از زیرساخت‌های زیرزمینی، تأکید کرده است که حفظ توان دفاعی به تاب‌آوری در حوزه‌های دیگر نیاز دارد. یعنی حتی در روایت رسمی وزارت دفاع نیز زیرزمین به‌تنهایی پاسخ همه‌چیز نیست.

شاید تصویر «موش» و «خزیدن به زیرزمین» در شبکه‌های اجتماعی برای بسیاری فقط یک طعنه سیاسی باشد. اما تاریخ نشان می‌دهد موضوع از یک شوخی پیچیده‌تر است.

آلمان نشان داد کارخانه می‌تواند زیرزمین زنده بماند و حکومت شکست بخورد.

ژاپن نشان داد تونل می‌تواند شکست را طولانی‌تر و پرهزینه‌تر کند.

ویتنام نشان داد زیرزمین زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بخشی از یک راهبرد سیاسی، نظامی و لجستیکی گسترده‌تر باشد.

غزه و جنوب لبنان نیز نشان می‌دهند که هر شبکه زیرزمینی، اگر شناسایی شود، می‌تواند از «پناهگاه» به «هدف» تبدیل شود.

پس شاید پرسش آخر این نباشد که جمهوری اسلامی چند کیلومتر تونل دارد و چند موشک در آنها پنهان کرده است.

پرسش این است:

وقتی بخش مهمی از قدرت به زیرزمین می‌رود، آیا آنچه در بالای زمین باقی می‌ماند هنوز توان نگه داشتن حکومت و ادامه جنگ را دارد؟

تاریخ پاسخ قطعی برای ایران امروز نمی‌دهد؛ اما یک تمایز را روشن می‌کند:

پناه دادن به ابزار قدرت، همان حفظ خود قدرت نیست.

س. روزبه



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy