یادداشت تحریریه: این مطلب با حفظ محتوا و لحن نویسنده، بهصورت محدود ویرایش شده است.
حمایت از چهرههای مدنی و فاصله گرفتن از مرزبندیهای خودی و غیرخودی، راهی برای تقویت نقش شاهزاده در اتحاد ملی
ابوالفضل محققی
زیاد به سالهای دور نمیروم؛ به سالهایی میروم که شاهزاده رضا پهلوی به هر شهری که میرفت، تلاش میکرد چهرههای سیاسی فعال را پیدا کند، رفیقانه و صمیمی با کسانی که برای آزادی ایران مبارزه میکردند دیدار نماید، پای صحبتشان بنشیند و توان خود را در جهت وحدت بین جریانهای سیاسی به کار ببندد. همینگونه رفتارهای ساده و بیآلایشش چهرهای مطلوب از ایشان میساخت.
طوری که زندهیاد داریوش همایون در سالهای پایانی عمرش بهروشنی میگفتند که «رضا پهلوی نماد وحدت و آلترناتیوی سکولار هستند که توانایی جمع کردن میلیونها نفر را دارند. بدون محوریت رضا پهلوی، اپوزیسیون به گروههای کوچک و بیاثر تبدیل میشود.» چرا که باور داشتند اتحاد اپوزیسیون شرط حیاتی برای گذار سیاسی از جمهوری اسلامی است و خود چه میزان برای دست یافتن به چنین اتحاد عملی جان فرسود و برای جلب و جذب افراد تلاش کرد.
او افتادگی و فروتنی شاهزاده رضا پهلوی را میستود و معتقد بود این سلامت نفس میتواند از ایشان رهبری مورد اعتماد بسازد. بهراستی نیز گفتار و عمل شاهزاده رضا پهلوی چنین بوده و هست. برخی ایراد میگیرند و جامه میدرانند که ایشان هرگز نسبت به گذشته تاریخی خود ایراد جدی نداشته و انتقاد نکرده است. حال آنکه ایشان بیشتر از تمام جریانها با گذشتهای که نقشی در آن نداشتهاند برخورد کردهاند؛ کاری که متأسفانه کمتر گروه سیاسی حاضر به انجام آن در قبال گذشته، عملکرد و مسئولیت خود در سالهای گذشته شده است.
تنها آلترناتیو واقعی که با تکیه بر سلامت نفس و فروتنی، دیدارهای وسیع با ایرانیان خارج کشور و آنها که از ایران میآیند را سازمان میدهد و با متانت در قامت یک رهبر سیاسی عمل میکند، شخص رضا پهلویست. برخورد ایشان محبتآمیز و توأم با احترام است، در میان این همه خشونت اشاعهدادهشده طی این پنجاه سال در بین مردم.
هم از این روست که سطح توقع مردم از هواداران ایشان، بهخصوص اطرافیان مبلغ ایشان، بالاست؛ توقعی که ناشی از همین فرهنگ است. مردم میگویند: «قرار نیست به همان شیوه که مخالفان با ایشان برخورد میکنند، هواداران و مبلغان ایشان نیز با آنها برخورد و مقابلهبهمثل کنند.»
برعکس، تمام تلاش باید معطوف به نشان دادن چهره آرام و پایبند به اخلاق در گفتار و رفتاری باشد که شاهزاده رضا پهلوی مبلغ آن است. چرا که انتظارات مردم از ایشان بیشتر است. انتظار این است که مانند جریانهای سیاسی صرفاً به خواست و عملکرد خود بها ندهند و با طیفبندی کردن مردم، همان شیوه خودی و ناخودی کردن جمهوری اسلامی را ادامه ندهند.
زمانی که مردم کسی را بنا به گفته خود ایشان بهعنوان رهبر دوران گذار انتخاب میکنند، به برخورد ایشان با تمام حوادث و افراد، چه هوادار باشند یا نباشند، مینگرند. مبارز پیگیر مدنی باشد یا نویسنده، فیلمساز یا هر فردی که با روح میهنپرستانه در گوشهای از این خاک تلاش میکند، نباید بههیچوجه از دید ایشان پنهان بماند و از تحسین ایشان محروم شود.
حمایت از چهرههای معتبر مدنی و سیاسی بر مشروعیت و وزن اجتماعی ایشان بهعنوان آلترناتیوی همهجانبهنگر میافزاید و نشان میدهد که رأی مستقل ایشان فراتر از نگاه یا برداشت برخی نزدیکان ایشان است.
برای نمونه، اگر شاهزاده بهطور علنی به خانم نسرین ستوده بابت دریافت جایزه واسلاو هاول از شورای اروپا تبریک بگویند، این پیام نشان خواهد داد که ایشان به سرمایههای مدنی و حقوق بشری احترام میگذارند و از این طریق بر همدلی ملی میافزایند و پلی وصلکننده بین تلاشگران مدنی و آلترناتیوهای سیاسی به وجود میآورند. زبان و پیامی که اتحاد میآورد، از پیشداوریها و نشر اکاذیب و افشاندن تخم کینه و بدبینی جلوگیری میکند، بر احترام و اعتماد عمومی میافزاید و نشان میدهد که برای ایشان هیچ امری مهمتر از سرفرازی ایران و مردم آن وجود ندارد.
چنین شکلی از تعامل و درایت، امر ائتلاف ملی را حداقل با بخشی از مردم تسریع خواهد کرد؛ مردمی که این برخوردها برایشان اطمینانبخش است و به گذار از مرحله سخت پس از فروپاشی جمهوری اسلامی امید میدهد. این تعامل امکان آن را به وجود خواهد آورد که ایشان با تکیه بر حمایت بیشتر مردم به برنامهریزی دوران گذار، مدیریت بحرانهای پیش رو و تدوین دقیقتر قانون اساسی موقت بپردازند؛ امری که از پراکندگی جلوگیری میکند و میتواند زمینههای نافرمانی مدنی را در ابعادی گسترده سازمان دهد...
ادامه دارد

آخرین شیفت، امیر دها















