Sunday, Oct 4, 2026

صفحه نخست » از خانه بیرون زدم؛ یا می‌میرم یا همراه برادران و خواهرانم ایران را پس می‌گیرم! پارمیس ح

آنچه دوربین‌های مردم ثبت کردند؛ نگاهی به مستند «این روایت ماست»

در تاریکی خیابان خلوت، تنها سایه مردی که از خانه بیرون آمده است، در تصویر قابل مشاهده است. شب در سکوت است و تنها صدای قدم‌های مرد شنیده می‌شود. (اپیزود ۱)

parmislarge.jpgنزدیک به هشت ساعت تماشای «این روایت ماست»، بیش از آنکه تجربه تماشای یک مستند باشد، مواجهه‌ای طولانی و فرساینده با رنج انسان است؛ با خیابان‌هایی در دود و تیراندازی، با پیکرهایی بر زمین، با چهره‌هایی هراسان و با لحظه‌هایی که در آنها، میان آشوب و مرگ، هنوز دستی برای نجات دیگری دراز می‌شود. بعضی تصاویر آن‌قدر سنگین‌اند که زبان، در برابرشان، دیر یا زود از کار می‌افتد.

شاید به همین دلیل است که نوشتن درباره «این روایت ماست» برای من بیشتر از نقد یک مستند است. اینجا با آرشیوی روبه‌رو هستیم که بخشی از یک دوره پرالتهاب را نه از نگاه یک ناظر بیرونی، بلکه از چشم کسانی ثبت کرده که خود در متن واقعه ایستاده‌اند؛ با تلفن‌های همراهی که در لحظه روشن شده‌اند و تصاویری که قرار نبوده لزوماً فیلم باشند، اما بعدها به بخشی از حافظه یک دوره تبدیل شده‌اند.

از بازار تا خیابان

اعتراض از جایی آغاز می‌شود که بسیاری از تصاویر اولیه به آن اشاره دارند: فشار اقتصادی، گرانی، سقوط قدرت خرید و نارضایتی‌ای که در بازار و میان مردم انباشته شده است. از همان‌جا، روایت به خیابان می‌رسد؛ جایی که اعتراض اقتصادی به‌تدریج با شعارها و مطالبات سیاسی درهم می‌آمیزد.

مستند این تغییر را با آرشیوی از بازار، مترو، دانشگاه و خیابان‌های شهرهای مختلف دنبال می‌کند؛ بی‌آنکه بخواهد همه این صداها را به یک خواسته واحد تقلیل دهد.

این گستردگی، زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در کنار بررسی‌های مستقل قرار بگیرد. Human Rights Watch در گزارشی که در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر کرد، اعلام کرد تصاویر و ویدیوهای اعتراضات را در ۲۷ استان از ۳۱ استان ایران راستی‌آزمایی کرده است. این نهاد همچنین ۵۱ عکس و ویدئوی تأییدشده را بررسی و با ۲۱ نفر، از جمله شاهدان، بستگان قربانیان، روزنامه‌نگاران و کارکنان پزشکی، گفت‌وگو کرده است.

این تطبیق، تمام روایت مستند را تأیید نمی‌کند؛ اما نشان می‌دهد بخشی از آرشیوی که فیلم بر آن تکیه دارد، در خارج از قاب مستند نیز امکان بررسی و راستی‌آزمایی دارد.

وقتی یک شهر را از چند دوربین می‌بینیم

یکی از ویژگی‌های مهم این آرشیو، چندلایه بودن آن است. یک واقعه گاهی از چند نقطه، در چند لحظه و با چند تلفن همراه ثبت شده است. جزء کوچکی که در یک قاب دیده می‌شود، در قاب دیگری معنا پیدا می‌کند.

در چنین ساختاری، تلفن همراه دیگر صرفاً وسیله ثبت یک خاطره شخصی نیست. می‌تواند به نخستین قطعه یک سند تبدیل شود؛ سندی که ارزش آن نه در کامل بودن، بلکه در امکان کنار هم قرار گرفتنش با تصاویر دیگر است.

به همین دلیل، آرشیو مستند را بهتر است آغاز یک تحقیق دانست، نه پایان آن.

شعارهایی که دوربین حذف نکرده است

در میان این تصاویر، شعارهایی با گرایش‌ها و مضامین متفاوت شنیده می‌شود؛ از شعارهای صریح ضدحکومتی تا «رضا شاه روحت شاد»، «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده».

ثبت این شعارها به معنای تأیید آنها نیست. این شعارها خواسته من نیستند؛ اما اگر در خیابان گفته شده‌اند، چرا باید از روایت حذف شوند؟

بی‌طرفی، حذف بخش‌هایی از واقعیت نیست که با روایت مطلوب ما سازگار نیست. بی‌طرفی یعنی اجازه دهیم آرشیو، با همه تناقض‌ها و ناهمگونی‌هایش، همان‌طور که ثبت شده دیده شود. در عین حال، یک شعار یا یک مجموعه ویدئو را نمی‌توان به خواسته تمام معترضان تعمیم داد. ارزش مستند در این بخش، بیش از آنکه در انتخاب یک موضوع باشد، در حفظ صداهایی است که واقعاً در خیابان شنیده شده‌اند.

سلاح‌ها در قاب

در بخشی از آرشیو، سلاح و تیراندازی دیگر در حاشیه تصویر نیستند؛ به بخشی از خودِ تصویر تبدیل می‌شوند. نیروهای مسلح، صدای شلیک، مردم در حال فرار و گاه سلاح‌هایی که از فاصله دور دیده می‌شوند، بارها در شهرهای مختلف تکرار می‌شوند.

آنچه این آرشیو را از مجموعه‌ای از صحنه‌های پراکنده فراتر می‌برد، فقط شعارها نیست. در بسیاری از تصاویر، خودِ سلاح و لحظه تیراندازی نیز وارد قاب می‌شود.

در برخی ویدئوها نیروهای مسلح روی پشت‌بام دیده می‌شوند؛ در بعضی دیگر در خیابان، کنار خودرو یا پشت خودروهای نظامی قرار گرفته‌اند. در جاهایی صدای شلیک شنیده می‌شود و جمعیت ناگهان فرار می‌کند. در برخی تصاویر، شلیک مستقیم در برابر دوربین اتفاق می‌افتد.

در بعضی موارد، شلیک سلاح گرم در تصاویر به‌وضوح دیده یا شنیده می‌شود و تحقیقات مستقل نیز استفاده از تفنگ و شاتگان با مهمات ساچمه فلزی را مستند کرده‌اند. دیده‌بان حقوق بشر، برای نمونه، ویدئویی از تهران‌پارس را تعیین مکان و راستی‌آزمایی کرده که در آن یک نیروی امنیتی از پشت‌بام یک کلانتری با سلاح خودکار شلیک می‌کند؛ نیروهای دیگری نیز در حال تیراندازی دیده می‌شوند و در طول ویدئوی شش‌دقیقه‌ای، صدها شلیک شنیده می‌شود.

نورهای سبز

در کنار سلاح و تیراندازی، عنصر دیگری نیز در تصاویر شبانه تکرار می‌شود: نورها یا نقاط سبز که در بخش‌هایی از آرشیو دیده می‌شوند.

ماهیت این نورها را نمی‌توان صرفاً از روی تصویر تعیین کرد. اینکه دقیقاً چه منبعی دارند، چه کاربردی داشته‌اند و آیا با تیراندازی‌های ثبت‌شده ارتباطی داشته‌اند یا نه، پرسشی است که نیازمند بررسی فنی و تطبیق چندین ویدئوست.

اهمیت این تصاویر شاید فعلاً در پاسخ نباشد؛ در این است که یک الگوی بصری تکرارشونده را در اختیار تحقیق قرار می‌دهند.

انسانیت در آرشیو

در میان این همه خشونت، یک الگوی دیگر نیز بارها تکرار می‌شود؛ الگویی که شاید از نظر انسانی، یکی از مهم‌ترین بخش‌های این آرشیو باشد.

ملتی که در قاب‌های مختلف فقط به‌عنوان جمعیتی در حال فرار یا اعتراض دیده نمی‌شود، بلکه بارها به‌عنوان مردمی دیده می‌شود که در دل خطر به کمک یکدیگر می‌روند.

در شهری، فردی روی زمین افتاده و دیگران، با وجود تیراندازی و هراس، برای کمک جلو می‌روند. جایی دیگر، کسی پارچه می‌خواهد تا زخمی را ببندد. در نقطه‌ای دیگر، چند نفر تلاش می‌کنند فردی را که بر زمین مانده از محل درگیری دور کنند.

تکرار این صحنه‌ها در شهرهای مختلف، با آدم‌های متفاوت و دوربین‌های متفاوت، برای من یک جزئیات فرعی در میان تصاویر خشونت نیست. اینجا با بخشی از یک تجربه جمعی روبه‌رو هستیم؛ واکنشی انسانی که در شرایطی که نظم عادی زندگی فرو ریخته، هنوز دیگری را رها نمی‌کند.

شاید همین تکرار، چیزی فراتر از یک صحنه باشد: نشانی از فرهنگی که در لحظه خطر، غریزه نجات دیگری هنوز در آن زنده می‌ماند.

جایی میان خیابان و مرگ

روایت در ادامه به فضاهایی می‌رسد که دیگر نه خیابان‌اند و نه بیمارستان؛ مکان‌هایی موقت و بی‌نام که در آنها مرز میان نجات و مرگ باریک شده است.

در یکی از این تصاویر، چند ویدئو از یک پارکینگ در کنار هم قرار می‌گیرند. مجروحانی در آنجا دیده می‌شوند و صدایی از میان جمعیت برای پزشک کمک می‌خواهد. در نمایی دیگر، دستی با دستکش پزشکی و سرنگ دیده می‌شود. از روی تصویر نمی‌توان هویت یا حرفه فرد را با قطعیت تعیین کرد؛ اما مجموعه این جزئیات، از حضور کسانی حکایت می‌کند که در شرایطی خارج از فضای رسمی درمان، تلاش می‌کنند به مجروحان رسیدگی کنند.

این تصاویر از این جهت مهم‌اند که نشان می‌دهند روایت خشونت در خیابان پایان نمی‌یابد. ادامه آن را می‌توان در فضاهای موقت، در خودروهای شخصی، در پارکینگ‌ها و در مکان‌هایی دید که ناگهان به پناهگاه زخمی‌ها تبدیل شده‌اند.

بعد، بیمارستان‌ها ظاهر می‌شوند؛ راهروها، آمبولانس‌ها، خون، مجروحان و پیکرهایی که دیگر جایی برایشان باقی نمانده است.

کهریزک؛ معنای عریان فقدان انسان

پیکرها روی زمین و کنار هم قرار گرفته‌اند. خانواده‌ها در میان آنها به دنبال چهره‌ای آشنا می‌گردند. برخی بدن‌ها پدهایی بر سینه دارند و در یکی از تصاویر، لوله تنفسی هنوز در دهان یک پیکر دیده می‌شود.

Human Rights Watch نیز به‌طور مستقل سه ویدئو از کهریزک را بررسی کرده و دست‌کم ۴۰۰ پیکر یا کیسه حاوی پیکر را در آنها شمارش کرده است؛ این نهاد تأکید کرده که این رقم کمتر از تعداد واقعی است، زیرا اجساد روی هم قرار گرفته بودند و شمارش کامل آنها ممکن نبود.

بسیاری از پیکرها نیز پدهای EKG داشتند و برخی دارای زخم گلوله یا جراحاتی سازگار با اصابت ساچمه‌های فلزی بودند.

همین‌جاست که فاصله میان «خبر» و «فقدان» از میان می‌رود. خبر می‌گوید چند نفر کشته شدند؛ تصویرِ خانواده‌ای که میان کیسه سیاه دنبال پیکر عزیزشان می‌گردد، معنای دیگری از مرگ را به ما نشان می‌دهد.

وقتی یک تلفن همراه به سند تبدیل می‌شود

ارزش واقعی چنین آرشیوی در این نیست که هر تصویر، به‌تنهایی، پاسخ همه پرسش‌ها را در خود داشته باشد. برعکس، بسیاری از تصاویر ناقص‌اند؛ مکانشان نیاز به بررسی دارد، زمان ثبتشان باید تطبیق داده شود و گاهی ادعای فرد پشت دوربین تنها چیزی است که در اختیار داریم.

همین‌جا اهمیت آنها آغاز می‌شود: وقتی چند تصویر مستقل کنار هم قرار می‌گیرند، وقتی مکان و زمان آنها قابل تعیین می‌شود و وقتی بخشی از آنها با منابع مستقل تطبیق پیدا می‌کند، این فایل‌های پراکنده می‌توانند به اسناد یک واقعه تبدیل شوند.

«این روایت ماست» در بهترین لحظات خود دقیقاً در همین نقطه ایستاده است: میان تصویر و حافظه، میان شهادت و تحقیق.

آنچه پس از هشت ساعت بیش از همه باقی می‌ماند، شعار است، عدد است و چهره انسانی که در قاب، گاه می‌دود، گاه می‌افتد، گاه دیگری را بلند می‌کند و گاه فقط دوربین را روشن نگه می‌دارد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy