Sunday, Oct 4, 2026

صفحه نخست » چگونه انقلاب اسلامی ایران و جنگ ایران و عراق اقتصاد بریتانیا را از لبه ورشکستگی باز گرداند؟ کیانوش رزاقی

razzaghi.jpgروایت احیای اقتصادی بریتانیا در اواخر دهه ۱۹۷۰ تا اواسط ۱۹۸۰ یکی از آموزنده‌ترین و البته دردناک ترین داستان های تاریخ معاصر ایران است که تا کنون روایت نشده است.

کفگیر بریتانیا در اواسط دهه ۱۹۷۰ به ته دیگ خورده بود و پرشکوه ترین امپراتوری تاریخ به کشوری تبدیل شده بود که هم‌زمان با تورم افسارگسیخته، رکود، بیکاری، بحران ارزی و کسری شدید تراز پرداخت‌ها روبه‌رو بود. بریتانیا در اواسط دهه ۱۹۷۰ در آستانه یک فروپاشی مالی قرار گرفته بود.

بریتانیا در سال ۱۹۷۶ از نظر حقوقی «ورشکسته» نشد، اما دچار بحران شدید نقدینگی و اعتماد به پوند شد. آنچه در نهایت به عبور از این بحران و تغییر ساختاری اقتصاد کمک کرد، ترکیبی از انضباط مالی، اصلاحات اقتصادی و مهم‌تر از همه، جهش ناگهانی ارزش نفت دریای شمال بود. در این میان، انقلاب ۱۹۷۹ ایران و سپس جنگ ایران و عراق نقشی کلیدی و غیرمستقیم اما بسیار مؤثر ایفا کردند.

بریتانیا در آستانه دهه ۱۹۷۰: اقتصادی بیمار
در پایان دهه ۱۹۶۰ و آغاز دهه ۱۹۷۰، اقتصاد بریتانیا با مشکلات ساختاری عمیقی دست‌وپنجه نرم می‌کرد: رشد ضعیف، کاهش رقابت‌پذیری صنایع سنتی، بهره‌وری پایین، قدرت بالای اتحادیه‌های کارگری، فشار مداوم بر پوند و کسری‌های خارجی. شوک نفتی ۱۹۷۳ این مشکلات را آشکارتر و شدیدتر کرد. افزایش ناگهانی قیمت نفت به اقتصادهای واردکننده انرژی ضربه زد و بریتانیا نیز از این قاعده مستثنی نبود. تورم به سطوح بی‌سابقه‌ای رسید و در میانه دهه، اقتصاد وارد وضعیت «رکود تورمی» (stagflation) شد: ترکیب ناخوشایند رکود اقتصادی و تورم بسیار بالا (در سال ۱۹۷۵ حدود ۲۴ درصد). کاهش ارزش پوند نیز هزینه واردات را بالا می‌برد و چرخه تورم را تشدید می‌کرد.

بحران ۱۹۷۶: لحظه تصمیم گیری برای بازی با مهره ایران
تا سال ۱۹۷۶، مسئله دیگر صرفاً اقتصاد ضعیف نبود. پوند تحت فشار شدید بازار قرار گرفت و کاهش ارزش مؤثر آن بین ژوئن ۱۹۷۵ و مه ۱۹۷۶ از حدود ۲۴٫۶ درصد به ۳۷٫۴ درصد رسید. دولت با بحران تراز پرداخت‌ها و کاهش ذخایر ارزی روبه‌رو بود. در این نقطه، بریتانیا به صندوق بین‌المللی پول مراجعه کرد و توافق Stand-by به ارزش حدود ۳٫۹ میلیارد دلار را امضا کرد--بزرگ‌ترین وام از این نوع تا آن زمان. این وام اقتصاد را برای همیشه نجات نداد؛ بلکه زمان خرید. دولت مجبور شد سیاست‌های انقباضی، کنترل هزینه‌ها و محدودیت‌های پولی را بپذیرد. صندوق بین المللی پول پلی ساخت، اما مقصد آن سوی پل هنوز نامشخص بود. آنچه اقتصاد بریتانیا را نجات داد و باعث موفقیت پروژه بارتعریف ساختار مالی و اقتصادی بریتانیا شد چیز دیگری بود: نفت دریای شمال.

نفت دریای شمال: دارایی‌ای که هنوز به اوج نرسیده بود
در همان سال‌ها، بریتانیا استخراج نفت و گاز دریای شمال را آغاز کرده بود. تولید در حال افزایش بود، اما درآمد دولت بریتانیا از این منبع ابتدا محدود بود:
- ۱۹۷۶-۷۷: حدود ۸۱ میلیون پوند
- ۱۹۷۷-۷۸: ۲۳۸ میلیون پوند
- ۱۹۷۸-۷۹: حدود ۵۲۲ میلیون پوند

این ارقام در مقایسه با نیازهای مالی دولت هنوز حاشیه‌ای بودند. آنچه این دارایی را به یک ستون مالی تبدیل کرد، افزایش شدید قیمت جهانی نفت بود.

انقلاب ۱۹۷۹ ایران: نقطه نجات بریتانیا
انقلاب ایران تولید نفت این کشور را به‌شدت مختل کرد. تولید ایران بین ۱۹۷۸ و ۱۹۸۱ حدود ۳٫۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. این کاهش عرضه جهانی، قیمت نفت را به شدت بالا برد. بریتانیا دقیقاً در همین لحظه به یک تولیدکننده مهم نفت تبدیل می‌شد. نتیجه ساده اما قدرتمند بود:
هر بشکه نفت دریای شمال که بریتانیا تولید می‌کرد، ناگهان ارزش بسیار بیشتری پیدا کرد.
درآمد دولت از نفت و گاز از حدود ۵۲۲ میلیون پوند در ۱۹۷۸-۷۹ به بیش از ۲٫۲ میلیارد پوند در ۱۹۷۹-۸۰ جهش کرد. چیزی معادل ۳ درصد تولید ناخالص ملی انگلیس در آن سال ها. انقلاب ایران علت ایجاد نفت دریای شمال نبود، اما زمان‌بندی آن ارزش اقتصادی این منابع را در حساس‌ترین مقطع چند برابر کرد.

جنگ ایران و عراق: شوک نفتی دوم
در سپتامبر ۱۹۸۰ جنگ ایران و عراق آغاز شد. این بار نه تنها تولید ایران، بلکه بخش مهمی از ظرفیت صادرات نفت منطقه خلیج فارس نیز با ناامنی روبه‌رو شد.
تا ۱۹۸۱ تولید اوپک تقریباً یک‌چهارم پایین‌تر از سطح ۱۹۷۸ قرار گرفت و قیمت‌ها تقریباً دو برابر شدند. برای بریتانیا این شوک دو لبه داشت: فشار تورمی ایجاد می‌کرد، اما چون بریتانیا اکنون تولیدکننده بود، درآمد نفتی را به شدت افزایش می‌داد.
تولید نفت بریتانیا نیز همزمان رشد می‌کرد:
- ۱۹۷۸: حدود ۱٫۱ میلیون بشکه در روز
- ۱۹۸۰: حدود ۱٫۷ میلیون
- ۱۹۸۴: حدود ۲٫۶ میلیون بشکه در روز

نتیجه این ترکیب، انفجار درآمد بود:
- ۱۹۷۹-۸۰: حدود ۲٫۳ میلیارد پوند
- ۱۹۸۰-۸۱: حدود ۳٫۷ میلیارد
- ۱۹۸۱-۸۲: ۶٫۵ میلیارد
- ۱۹۸۲-۸۳: ۷٫۸ میلیارد
- ۱۹۸۳-۸۴: ۸٫۸ میلیارد
- ۱۹۸۴-۸۵: حدود ۱۲ میلیارد پوند

درآمدی که چند سال قبل حاشیه‌ای بود، به یکی از ستون‌های مهم مالی دولت تبدیل شد. نفت نه تنها خزانه را تقویت کرد، بلکه تراز تجاری سوخت را نیز به مازاد رساند و به بهبود تراز پرداخت‌ها کمک کرد.

نقش تاچر و اصلاحات ساختاری
مارگارت تاچر در ۱۹۷۹ به قدرت رسید--دقیقاً زمانی که درآمد نفتی در حال جهش بود. سیاست‌های انقباض پولی، کاهش تورم، اصلاح مالیاتی، خصوصی‌سازی و تغییر ساختار صنعتی اجرا شد. این سیاست‌ها بدون هزینه نبودند (رکود شدید ۱۹۸۰-۸۱ و افزایش بیکاری)، اما نفت فضای مالی و خارجی لازم برای اجرای آن‌ها را فراهم کرد. نفت و اصلاحات دو مسیر موازی بودند: یکی منابع و تنفس ایجاد کرد، دیگری ساختار اقتصاد را تغییر داد.

آیا انقلاب ایران بریتانیا را نجات داد؟
انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق علت اصلی مشکلات ساختاری بریتانیا را حل نکردند و خودشان شوک‌های منفی برای اقتصاد جهانی بودند. اما از منظر بریتانیا، این دو رویداد در زمانی رخ دادند که:

۱. تولید نفت دریای شمال به سرعت در حال افزایش بود،
۲. بریتانیا تازه از بحران حاد ۱۹۷۶ عبور کرده بود،
۳. و دولت نیاز به منابع مالی و فضای تنفس داشت.

در نتیجه، اختلال در عرضه نفت خلیج فارس ارزش اقتصادی منابع بریتانیا را چند برابر کرد و به بهبود تراز خارجی و مالی دولت کمک کرد.
در واقع نجات اقتصاد بریتانیا یک پروژه دو مرحله ای بود. ابتدا وام صندوق بین‌المللی پول مانع سقوط فوری بریتانیا و سپس نفت دریای شمال منابع تغییر ساختاری را فراهم کرد. انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق هم ارزش آن منابع را در حساس‌ترین مقطع زمانی چند برابر کردند.

به این ترتیب، با سقوط حکومت محمدرضا شاه پهلوی و افتادن ایران به دام ولایت فقیه و جنگ ایران و عراق، بریتانیا موفق شد ظرف کمتر از یک دهه اقتصاد خود را بازتعریف کند. بریتانیا در اواسط دهه ۱۹۸۰ دیگر همان اقتصاد بحران‌زده سال ۱۹۷۶ نبود.
این داستان نه تنها نمونه‌ای از تأثیر شوک‌های ژئوپلیتیک بر اقتصادهای تولیدکننده انرژی است، بلکه نشان می‌دهد چگونه زمان‌بندی و ترکیب عوامل مختلفی که ظاهرا منشا جداگانه ای دارند می‌تواند مسیر احیا و بازتعریف اقتصاد یک قدرت جهانی را به شکل بنیادین تغییر دهد.
انقلاب ۱۳۵۷ و به حکومت رسیدن یک آخوند در ایران باعث نکبت و بدبختی مردم ایران شد اما این نکبت و بدبختی لازمه رفاه و آسایش مردم بریتانیا در دهه های آینده شد. آخوندها موفق ترین سرمایه گذاری بريتانيا در طول تاریخ خونبار و جنایت آمیز این جزیره بوده اند.

* کیانوش رزاقی، حقوقدان و ایران پژوه



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy