درگذشت مهدی خانبابا تهرانی؛ از مبارزه کمونیستی علیه شاه تا نقد نقش چپ در انقلاب ۵۷
خبرنامه گویا - مهدی خانبابا تهرانی، از چهرههای باسابقه جنبش کمونیستی و چپ ایران و مخالفان حکومت پهلوی، شامگاه دوشنبه ۲۷ مهر در فرانکفورت آلمان درگذشت. او که بخش مهمی از زندگی خود را صرف مبارزه انقلابی علیه نظام پادشاهی کرده بود، در سالهای بعد به منتقد اندیشههای کمونیستی، جزماندیشی سیاسی و نقش نیروهای چپ در انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد.

خانبابا تهرانی فعالیت سیاسی خود را از نوجوانی در محافل نزدیک به حزب توده آغاز کرد و در ۱۸سالگی به سازمان جوانان این حزب پیوست. او پس از کودتای ۲۸ مرداد بازداشت شد و در سال ۱۳۳۵ برای ادامه تحصیل به آلمان رفت؛ جایی که در شکلگیری جنبش دانشجویی مخالف حکومت شاه و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی نقش داشت.
او بعدها در اعتراض به وابستگی حزب توده به اتحاد جماهیر شوروی، به جریان مائوئیستی پیوست و از پایهگذاران «سازمان انقلابی حزب توده ایران» شد. خانبابا تهرانی در سال ۱۹۶۴ به چین رفت و چند سال در بخش فارسی رادیو پکن فعالیت کرد. با این حال، تجربه زندگی در چین و مشاهده تحولات دوران مائو، بهتدریج زمینه فاصله گرفتن او از این تفکرات را فراهم ساخت.
خانبابا تهرانی در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷، تنها یک روز پیش از سقوط حکومت پهلوی، به ایران بازگشت. اما انقلابی که او و بسیاری دیگر از نیروهای چپ برای پیروزی آن مبارزه کرده بودند، به استقرار حکومتی مذهبی انجامید که خود آنان نیز بهزودی هدف سرکوب آن قرار گرفتند.
او پس از انقلاب در تشکیل جبهه دموکراتیک ملی و سازمان اتحاد چپ مشارکت کرد، اما پس از سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ ناچار به ترک ایران شد. وی مدتی نیز با شورای ملی مقاومت همکاری کرد، ولی در سال ۱۳۶۴ در اعتراض به سیاستهای سازمان مجاهدین خلق و نزدیکی آن به حکومت صدام حسین از این شورا کناره گرفت.
از انقلاب کمونیستی تا نقد نقش چپ در قدرتگیری روحانیت
یکی از مهمترین بخشهای میراث سیاسی خانبابا تهرانی، بازنگری او در نقش نیروهای چپ و انقلابی در تحولات منتهی به سال ۱۳۵۷ بود؛ نیروهایی که بخش قابلتوجهی از آنان، مخالفت با سلطنت و مبارزه با آنچه «امپریالیسم» میخواندند را بر دفاع از دموکراسی، آزادیهای فردی و حقوق شهروندی مقدم میدانستند.
او در گفتوگویی درباره انقلاب ۵۷ تصریح کرده بود که بیاعتنایی بسیاری از نیروهای چپ رادیکال به دموکراسی شهروندی و نگاه خصمانه آنان به لیبرالیسم، از عوامل تسهیلکننده سلطه روحانیت بر انقلاب بود.
به گفته او، نیروهای چپ رادیکال دموکراسی را نوعی حاکمیت سرمایهداری میدانستند و همراه با بخشهایی از جریانهای مذهبی، مفهوم «لیبرالیسم» را به ناسزایی سیاسی تبدیل کرده بودند؛ رویکردی که نیروهای اسلامگرا نیز از آن برای حذف مخالفان خود بهره بردند.
خانبابا تهرانی در نوشتهای در سال ۱۳۹۵ با عنوان «تأملاتی بر ویژگیهای اپوزیسیون کنونی ایران»، جزماندیشی و مطلقنگری را از مشکلات اساسی مخالفان جمهوری اسلامی دانست و از نیروهایی انتقاد کرد که حاضرند برای عقاید خود هزینههای سنگین بپردازند، اما حاضر به گفتوگو و همکاری با دیگر مخالفان حکومت نیستند.
این انتقاد او همچنان در بحثهای مربوط به اپوزیسیون ایران مطرح است؛ بهویژه درباره جریانهایی که اختلافات ایدئولوژیک و دشمنی تاریخی با برخی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی را بر همکاری سیاسی علیه حکومت مقدم میدانند. منتقدان چنین رویکردی معتقدند که تداوم این شکافها میتواند به پراکندگی مخالفان و در نتیجه به سود بقای جمهوری اسلامی تمام شود.
زندگی سیاسی خانبابا تهرانی، از عضویت در حزب توده و حمایت از مائوئیسم تا دفاع از دموکراسی و نقد فرهنگ سیاسی چپ، نمونهای از بازنگری در تجربه نسلی بود که برای براندازی حکومت پهلوی مبارزه کرد، اما بخشی از آن بعدها ناچار شد با پیامدهای انقلاب ۵۷ و سهم خود در شکلگیری آن روبهرو شود.
















