Thursday, Oct 22, 2026

صفحه نخست » آتش افروزی حکومت اسلامی در قلب پاریس، حنیف حیدرنژاد

Hanif_Heidarnejad.jpgنقش جمهوری اسلامی در دامن زدن به ناآرامی‌های فرانسه و پیامدهای خودداری مکرون از رویارویی مستقیم

اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه که از ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ با مطالبات صنفی و آموزشی آغاز شد، به سرعت به یک بحران ملی بدل گردید. دامنه‌ این ناآرامی‌ها از یک دبیرستان به صدها مدرسه و ده‌ها دانشگاه کشیده شد و پیامدهایی چون درگیری‌های خشن خیابانی، بازداشت‌های گسترده، ورود تقابلی احزاب سیاسی و انتقادهای حقوق بشری را به همراه داشت. این اعتراضات اکنون به عنوان یکی از چالش‌برانگیزترین بحران‌های اجتماعی فرانسه در سال‌های اخیر به شمار می‌رود.

در این میان، آتش‌سوزی مهیب ساختمان شهرداری لیموژ (Limoges) در مرکز فرانسه و فروریختن برجک بالای آن در شعله‌های آتش در شبانگاه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، به نمادی از قدرت ویرانگری نهفته در حاشیه این ناآرامی‌ها تبدیل شد. برجک مرکزی این عمارت تاریخی حدود ۴۳ متر ارتفاع داشت و یکی از شاخص‌ترین عناصر معماری شهر محسوب می‌شد؛ بنایی که ساخت آن در سال ۱۸۷۹ آغاز، در ژوئیه ۱۸۸۳ افتتاح و بخشی از آن از سال ۱۹۷۵ در فهرست میراث تاریخی فرانسه ثبت شده است. براستی کدام نیروی اهریمنی - این‌چنین - ویرانی و نیستی را گام‌به‌گام در جامعه فرانسه می‌گستراند؟

در بررسی چرایی و چگونگی تشدید ساختار این بحران، اکنون نگاه‌ها بیش از هر زمان دیگری به سمت جمهوری اسلامی ایران چرخیده است.

ردپای جمهوری اسلامی در پاریس

پلتفرم تحلیلی Iran Observatory در گزارش ۲۰ اکتبر ۲۰۲۶ خود تایید کرد که ردیابی شبکه‌های پنهان سایبری تهران، مسبوق به سابقه است؛ به طوری که در ژانویه ۲۰۲۶ نیز رفتارهای مشکوکی از حساب‌های فرانسوی‌زبان وابسته به تهران دنبال شده بود که هم‌زمان با قطع گسترده اینترنت در ایران، فعالیت این حساب‌ها در خارج نیز به طور کامل متوقف شد. این پلتفرم با تکیه بر اسناد افشا شده «دبیرخانه دفاع و امنیت ملی فرانسه» (SGDSN) نشان می‌دهد که چگونه مداخلات خارجی تلاش می‌کنند با سوار شدن بر گسل‌های اجتماعی، ثبات داخلی جامعه فرانسه را هدف قرار دهند.

سرویس‌های امنیتی فرانسه از تابستان ۲۰۲۶ فرآیند پایش و ردیابی این کارزار دستکاری اطلاعات را آغاز کردند و در جریان اعتراضات سراسری دانش‌آموزی در سپتامبر و اکتبر، شواهد فنی آن را به طور کامل مستند ساختند. به گزارش نشریه افشاگر و تخصصی «لا لِتر» (La Lettre)، نهاد دولتی «پایش و حفاظت در برابر مداخلات دیجیتال خارجی» (VIGINUM) همراه با دبیرخانه دفاع و امنیت ملی فرانسه (SGDSN)، در طول تابستان یادداشت‌های تحلیلی مفصلی را درباره «سایبر-اکتیویسم» و رفتارهای هماهنگ‌شده حساب‌های وابسته به رژیم ایران در شبکه اجتماعی X تهیه کرده بودند.

به گزارش لا لِتر این کارزار پنهان، با آغاز رسمی اعتراضات دانش‌آموزی فرانسه در اواسط سپتامبر (در اعتراض به کمبود معلم و زیرساخت‌ها) شدت گرفت؛ جایی که سرویس‌های امنیتی متوجه شدند حساب‌های کاربری فیک فرانسوی‌زبان، کلمات کلیدی رادیکال نظیر «Bloquons tout» (همه چیز را مسدود کنیم) را با هدف تبدیل اعتراضات صنفی به آشوب‌های خشن ساختاری هدایت می‌کنند.

چگونگی فعالیت سایبری جمهوری اسلامی در فرانسه

فرآیند این کارزار دیجیتال، لزوماً به معنای «زمینه‌سازی قبلی برای خلق اعتراضات» نبود، بلکه مصداق بارز یک کمین سایبری، رصدِ گسل‌های اجتماعی و موج‌سواری سازمان‌یافته بود. بررسی‌های فنی سازمان امنیت سایبری فرانسه (VIGINUM) نشان می‌دهد که ساختار فعالیت حساب‌های سایبری رژیم ایران به شکل دو فاز موازی عمل می‌کرد:

۱. پایش و کمین برای یافتن بهانه (تابستان ۲۰۲۶)
اعتراضات اصلی دانش‌آموزان از اواسط سپتامبر و به دلیل مشکلات صنفی داخلی فرانسه آغاز شد. اما حساب‌های سایبری وابسته به رژیم ایران از جولای و اوت (تابستان)، فرآیند ایجاد زیرساخت‌های فیک، جذب فالوور و داغ کردن کلیدواژه‌های نارضایتی اقتصادی (به ویژه پس از اعلام طرح‌های ریاضت اقتصادی دولت فرانسه) را کلید زده بودند. آن‌ها مستقیماً اعتراضات فیزیکی را خلق نکردند، بلکه انبار باروت مجازی را آماده ساخته بودند تا به محض بلند شدن اولین جرقه‌های واقعی در مدارس فرانسه، روی آن بنزین بریزند.

۲. تغییر فاز به «دستکاری افکار عمومی» و تشدید خشونت
به محض آغاز اعتراضات دانش‌آموزی در سپتامبر، این کارزار وارد فاز عملیاتی شد. تکنیک اصلی آن‌ها بر دو محور استوار بود:

  • بزرگ‌نمایی و رادیکال کردن شعارها: ترویج هماهنگ و رباتیک هشتگ‌هایی مثل «Bloquons tout» با هدف تبدیل یک اعتراض صنفیِ مدرسه‌ای به یک شورش فراگیر خیابانی شبیه به جنبش جلیقه‌زردها.
  • مظلوم‌نمایی و پروپاگاندا: رسانه‌های فرانسوی مانند نشریه معتبر RTL فاش کردند که رژیم ایران با بازنشر اغراق‌آمیز تصاویر درگیری پلیس با نوجوانان فرانسه، تلاش می‌کرد این پیام را به مخاطب القا کند که «سرکوب در همه جای دنیا، از جمله اروپا وجود دارد» تا از این طریق، فشار افکار عمومی بین‌المللی را از روی سرکوب خشن اعتراضات داخلی خود در ایران بردارد.

نشریه RTL در تحلیل این دیس‌اینفورمیشن می‌نویسد: «"سرکوب همه جا وجود دارد"؛ چگونگی ابزارسازی ایران از اعتراضات دانش‌آموزی برای کارزار اطلاعات نادرست خود. تهران از تصاویر مسدودسازی دبیرستان‌ها و تظاهرات در فرانسه به نفع پروپاگاندای خود بهره‌برداری می‌کند.»

بر اساس گزارش «لا لِتر» می‌توان نتیجه‌گیری کرد حساب‌هایی مانند اکانت فیک شناسایی‌شده "Eva Masson" که در تابستان بستر و هویت‌های جعلی را در شبکه اجتماعی ایکس (X) برای نفوذ بر روی افکار عمومی جوانان فرانسوی ساخته بودند، به محض آغاز تجمعات، عملیات هدایت و تزریق اخبار دستکاری‌شده را کلید زدند.

جنگ اطلاعاتی هیبریدی و مکانیسم خلق هرج‌ومرج

ابعاد واقعی کارزار سایبری رژیم ایران بر پایه یک «جنگ اطلاعاتی هیبریدی» (ترکیبی) و بزرگ‌نمایی اغراق‌آمیز با هدف تضعیف مشروعیت دموکراسی‌های غربی استوار است. پایگاه تخصصی National Security News در گزارشی ویژه با عنوان «روسیه و ایران به سوءاستفاده از شورش‌های فرانسه با انتشار اطلاعات نادرست متهم شدند» می‌نویسد:

«بر اساس ارزیابی جدید کمیسیون اطلاعات نادرست (Disinformation Commission)، عملیات تبلیغاتی روسیه و ایران با سوءاستفاده از اعتراضات خشونت‌آمیز در فرانسه، ادعاهای گمراه‌کننده و گزارش‌های خبری جعلی منتشر کرده‌اند تا این کشور را در حال فرو رفتن در هرج‌ومرج کامل نشان دهند... با این حال، محققان هیچ مدرکی دال بر همکاری ارگانیک یا توافق بین عملیات‌های دولتی روسیه یا ایران با افراد بانفوذ راست افراطی پیدا نکرده‌اند. محتمل‌ترین توضیح این است که این یک اعتراض داخلی و ارگانیک است و بازیگران جداگانه‌ای از آن برای تحریف فضای اطلاعاتی سوءاستفاده می‌کنند؛ هر کدام به دلایل ژئوپلیتیک خاص خود.»

این جنگ هماهنگ دیجیتال، بر ایجاد مستقیم تظاهرات در کف خیابان تکیه ندارد، بلکه یک «مکانیسم ایجاد هرج‌ومرج» (Mécanique du chaos) را دامن می‌زند که از طریق سه شگرد فنی و روانی عمل می‌کند:

۱. شایعه‌سازی و دروغ‌های نجومی:
بر اساس ارزیابی‌های فنی گزارش‌های اطلاعاتی، حساب‌های رسمی و غیررسمی وابسته به رژیم ایران شایعات حیرت‌انگیزی را در فضای مجازی فرانسه منتشر کردند. برای نمونه، این حساب‌ها با جعل هویت رسانه‌های معتبری چون خبرگزاری فرانسه (AFP) و لوموند، مدعی شدند که «۵۴ معلم فرانسوی کشته شده‌اند»، «۸۰ هزار دانش‌آموز در ۷۲ ساعت ناپدید شده‌اند»، «گورهای دسته‌جمعی معترضان از فضا قابل رؤیت است» و «وزرای دولت مکرون از کشور فرار کرده‌اند». این محتواها با وجود کذب بودن، به لطف الگوریتم‌ها توانستند میلیون‌ها بازدید در شبکه X به دست آورند.

دیوید چازان، خبرنگار روزنامه تایمز (The Times) در پاریس، در کالبدشکافی این شایعات می‌گوید:
«...این حساب‌ها به دروغ ادعا می‌کنند که ۸۰ هزار دانش‌آموز فرانسوی ناپدید شده‌اند، گورهای دسته‌جمعی از فضا قابل مشاهده است و وزرای فرانسوی از کشور گریخته‌اند... تهران از این تصاویر برای نشان دادن اینکه "سرکوب در همه جا وجود دارد" استفاده می‌کند تا فشار بین‌المللی بر سر سرکوب‌های داخلی خود را خنثی کند.»

۲. قرینه‌سازی ژئوپلیتیک و پروپاگاندا:
رسانه‌های دولتی رژیم ایران با استفاده از تصاویر واقعی درگیری‌های پاریس، تلاش کردند سیاست استاندارد دوگانه را به رخ غرب بکشند و با فرستادن این پیام که «سرکوب در همه جای دنیا وجود دارد»، فشار افکار عمومی ناشی از سرکوب اعتراضات گذشته در ایران را خنثی کنند.

۳. ساختار فنی و حساب‌های نیابتی غرب آفریقا:
بخش فنی گزارش سرویس‌های امنیتی فرانسه فاش می‌کند که کارزار رژیم ایران تنها به داخل مرزهایش محدود نبود؛ بلکه آن‌ها اقدام به فعال کردن شبکه گسترده‌ای از «بات‌ها» (ربات‌های سایبری) و حساب‌های تجاری نیابتی در مناطقی از غرب آفریقا کردند. وظیفه این شبکه آفریقایی، بازنشر انبوه و ترند کردن هشتگ‌های رادیکال مانند «Bloquons tout» بود تا سیستم هوش مصنوعی و الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی را به سمت داغ نگه داشتن آشوب خیابانی در پاریس هدایت کنند.

گروه‌های اسلامی؛ شتاب‌دهنده بومی و نیروی میدانی اخبار جعلی

گروه‌های اسلامی و شبکه‌های فعال در حومه‌های مهاجرنشین فرانسه، در این کارزار ناخواسته یا خواسته نقش «شتاب‌دهنده بومی و نیروی میدانی» را ایفا می‌کنند. تحلیل‌های امنیتی نشان می‌دهند که لزوماً یک توافق یا همکاری ساختاری و رسمی میان نهادهای حکومت ایران و این گروه‌ها وجود ندارد، اما یک «همگرایی منافع ارگانیک» بر بستر گسل‌های هویتی جامعه فرانسه رخ داده است:

  • سوءاستفاده از گسل‌های هویتی و مذهبی:
    بخش زیادی از بدنه دانش‌آموزانی که دبیرستان‌ها را مسدود کرده و با پلیس درگیر شده‌اند، جوانان مسلمان و مهاجر حومه‌ها هستند. حساب‌های کاربری سایبری رژیم ایران و شبکه رسانه‌ای آن، با تکیه بر کلیدواژه‌هایی چون «اسلام‌ستیزی ساختاری دولت فرانسه»، «ممنوعیت حجاب و عبا در مدارس» و «نژادپرستی سیستماتیک پلیس»، به شدت بر روی احساسات این جبهه بومی سرمایه‌گذاری کردند تا خشم صنفی آن‌ها را به یک تقابل هویتی تبدیل کنند.
  • وب‌سایت تحلیلی Focus on Western Islamism وابسته به انجمن خاورمیانه در این باره می‌نویسد که معترضان حومه‌ها در این تحرکات زیر پرچم‌های مختلف قومی و مذهبی حضور یافته و در حاشیه ناآرامی‌ها برخی کسب‌وکارهای خاص را هدف قرار داده‌اند، امری که نشان‌دهنده لایه‌های هویتی عمیق در این شورش شهری است.
  • بازنشر محتوا بدون راستی‌آزمایی:
    این گروه‌ها به دلیل بی‌اعتمادی عمیق و تاریخی به رسانه‌های رسمی فرانسه، ویدیوهای درگیری و اخبار دستکاری‌شده تولید شده توسط کارزارهای خارجی را به سرعت در کانال‌های ارتباطی خود در شبکه های اجتماعی بازنشر می‌کنند که این امر در راستای اهداف اتاق‌های جنگ سایبری بازیگران خارجی است.

فراتر از اخبار جعلی؛ تشویق به خشونت شهری و تزریق نمادهای سیاسی

آیا فراتر از تولید و تکثیر اخبار نادرست، نمونه‌هایی از تشویق علنی به خشونت فیزیکی یا طرح خواسته‌های رادیکال سیاسی که منشأ آن به اتاق‌های فکر جمهوری اسلامی برسد، وجود دارد؟ پایش‌های اطلاعاتی کمیسیون مقابله با دیس‌اینفورمیشن نشان می‌دهد که حساب‌های کاربری شبکه نیابتی رژیم ایران دو استراتژی هم‌زمان را در این فاز پیش برده‌اند:

  • تشویق علنی به تخریب و آشوب: حساب‌های سایبری با بازنشر گسترده و مهندسی‌شده ویدیوهای آتش زدن سطل‌های زباله، خودروها و ساختمان‌های دولتی در پاریس و لیموژ، به آموزش تکنیک‌های خنثی‌سازی گاز اشک‌آور پلیس پرداخته و کاربران نوجوان را با هشتگ «Bloquons tout» به محاصره فرمانداری‌ها و ادارات کلیدی ترغیب می‌کردند.
  • تزریق نمادهای سیاسی خاورمیانه (پرچم فلسطین): این شبکه پنهان با سوءاستفاده عمیق از احساسات جریحه‌دار شده جوانان مسلمان نسبت به تحولات خاورمیانه، تلاش کرد اعتراضات صنفی مدارس فرانسه را با نمادهایی چون پرچم فلسطین، لبنان و شعارهای ضد اسرائیلی پیوند بزند. هدف راهبردی تهران، تبدیل یک بحران داخلی و آموزشی در فرانسه به یک «جبهه فرعی» از تقابل ژئوپلیتیک خود با غرب بود.

وبسایت انجمن خاورمیانه می نویسد: «بسیاری از شورشیان و غارتگران زیر پرچم‌های فلسطین ، مراکش و الجزایر به اقدامات غیرقانونی خود دست می‌زنند - که نشان می‌دهد هویت اسلامی در تمایل مهاجران مسلمان برای شرکت در آنچه که به طور فزاینده‌ای شبیه به یک «انتفاضه» علیه دولت فرانسه است، نقش دارد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد آشوبگران، مشاغل یهودیان را هدف قرار می‌دهند و به آنها دستور داده شده است که مسلمانان را به حال خود رها کنند.»

شواهد قطعی و ادله اثباتی سرویس‌های اطلاعاتی

گزارش محرمانه سازمان‌های VIGINUM و SGDSN که نشریه تخصصی La Lettre به آن دست یافته، تایید می‌کند که شواهد متقن در سطح «جنگ سایبری و هدایت افکار عمومی» قطعی است. ادله اثباتی شامل مواردی چون ردیابی دقیق آدرس‌های IP متصل به سرورهای پنهان در داخل ایران و شناسایی اکانت‌های مادر و ساختگی (مانند حساب جعلی "Eva Masson") است که وظیفه تزریق شعارهای افراطی را بر عهده داشتند.

با این حال، سرویس‌های امنیتی فرانسه تاکید کرده‌اند که این اعتراضات در بستر خود کاملاً فرانسوی، صنفی و ارگانیک آغاز شده و مداخله رژیم ایران صرفاً حکم یک «کاتالیزور دیجیتال برای رادیکال کردن بحران و دامن زدن به خشونت» را داشته است.

تقابل دیپلماتیک؛ واکنش دولت فرانسه

دولت فرانسه در مواجهه با این دخالت‌های آشکار سایبری، دست به اقدام دیپلماتیک زد. در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۶، وزارت امور خارجه فرانسه به دستور مستقیم کاخ الیزه، سفیر جمهوری اسلامی در پاریس را احضار کرد. مقامات فرانسوی در این جلسه، کارزار سیستماتیک «دیس‌اینفورمیشن» و انتشار اخبار جعلی توسط حساب‌های رسمی و غیررسمی تهران را به شدت محکوم کردند.

در مقابل، وزارت امور خارجه حکومت ایران و سفارت این کشور در پاریس، با اتخاذ رویه‌ای تهاجمی اتهامات فرانسه را تکذیب کرده و آن را «فرار به جلو» نامیدند و مدعی شدند که فرانسه باید به «سرکوب خشن نوجوانان خود» توجه کند؛ خط رسانه‌ای و فرساینده‌ای که صداوسیمای ایران و خبرگزاری‌های وابسته به سپاه پاسداران نیز آن را برای انحراف افکار عمومی دنبال کردند.

انفعال در کاخ الیزه

نشریه افشاگر لا لِتر- La Lettre در تاریخ ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ فاش کرد که امانوئل مکرون و کاخ الیزه مانع علنی شدن رسمی گزارش شواهد فنی VIGINUM و SGDSN شدند تا از تشدید تنش با رژیم تهران جلوگیری کنند. با وجود اینکه سرویس‌های امنیتی مایل به افشای عمومی بودند، کاخ الیزه سیاست مدارا را برگزید.

پرسش این است که چرا مکرون با انتشار این گزارش مخالفت کرد؟ می توان حدس زد که دلیل این بایکوت اطلاعاتی، ترس از تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک با حمهوری اسلامی در بحبوحه پرونده‌های حساس خاورمیانه بود؛ از جمله بحران مسدودسازی تنگه هرمز و باب‌المندب توسط نیروهای نیابتی رژیم ایران و چالش‌های مربوط به لغو تحریم‌های سازمان ملل. علاوه بر این، در سپتامبر ۲۰۲۶ هجوم نیروهای امنیتی حکومت ایران به مرکز زبان فرانسه در تهران و تعطیلی اجباری آن رخ داده بود. امانوئل مکرون ترجیح داد به جای علنی کردن جنگ سایبری، پاسخ دیپلماتیک را «تعدیل» کند تا مهار بحران‌های بزرگ‌تر از کنترل خارج نشود. اما نتیجه عملی نشان می‌دهد سیاستی که الیزه پیشه کرده، خطایی استراتژیک بوده و محاسبات مکرون با تشدید آشوب‌ها اشتباه از آب درآمده است.

استراتژی «نابودسازی»؛ ضرورت عبور از سیاست مهار

غرب، اروپا و مشخصاً فرانسه باید این واقعیت بنیادی را بپذیرند که استراتژی «مهار» جمهوری اسلامی و حتی دکترین «بازدارندگی» در برابر این رژیم کاملاً ناکارآمد گشته است. به ویژه در این برهه که این رژیم با بحران بقا روبرو است، برای جلوگیری از سقوط خود به هر اقدام مخربی در قلب اروپا دست خواهد زد. شاید مکرون از علنی کردن گزارش سرویس‌های امنیتی خودداری کرد چون نگران بود که اعتراف به چنین نفوذی، نشانه قدرتمند بودن جمهوری اسلامی تلقی شود؛ اما واقعیت این است که حکومت اسلامی را باید در مهندسی آشوب، مرگ، ویرانی و وحشیگری جدی گرفت، اما در برابر آن نباید منفعل بود یا مماشات کرد.

فرانسه‌ای که امروز با موشک‌های نامرئی جمهوری اسلامی در یک «جنگ اطلاعاتی هیبریدی» نشانه گرفته شده، چوبِ دوری از یک سیاست قاطع و کُرنش در برابر این هیولای توتالیتر را می‌خورد. برای جلوگیری از تشدید این وضعیت -- امروز در فرانسه و فردا در کشوری دیگر اتحادیه اروپا -- تمامی کشورهای غربی باید به طور هماهنگ، استراتژی برخورد سخت و همه‌جانبه با بازوهای سایبری و نظامی جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار داده و از پتانسیل‌های بین‌المللی استفاده کرده و از جمله از جنگ اسرائیل و ایالات متحده با این رژیم حمایت کنند. دوری از این سیاست، رژیم ایران را در آتش‌افروزی‌های بیشتر در خاک اروپا مصمم‌تر و گستاخ‌تر خواهد کرد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy