Saturday, Oct 24, 2026

صفحه نخست » از ژاندارم خلیج فارس تا دیپلماسی موشکی؛ ایران چه جایگاهی را از دست داد؟ س. روزبه

roozbeh.jpgاز جنگ ظفار و نقش محمدرضاشاه پهلوی تا سفر سلطان عمان به لندن؛ نگاهی به تغییر جایگاه ایران در معادلات امنیتی خلیج فارس

چگونه کشوری که روزگاری برای حفظ امنیت همسایه خود نیروی نظامی اعزام می‌کرد و یکی از بازیگران اصلی خلیج فارس بود، امروز با وجود انبوه موشک‌ها و نمایش قدرت نظامی، با پرسش‌هایی جدی درباره نفوذ و اعتبار منطقه‌ای خود روبه‌روست؟ آیا قدرت یک کشور را باید با توانایی تهدید همسایگان سنجید یا با میزان اعتماد، اعتبار و نقشی که در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای دارد؟

سفر رسمی سلطان هیثم بن طارق، پادشاه عمان، به بریتانیا در اکتبر ۲۰۲۶ و استقبال باشکوه چارلز سوم در قلعه ویندزور، فرصتی برای بازخوانی بخشی از تاریخ سیاسی خلیج فارس فراهم کرده است؛ تاریخی که در آن ایران روزگاری نقشی تعیین‌کننده در حفظ سلطنت عمان داشت و امروز بریتانیا در پی گسترش همکاری‌های راهبردی خود با مسقط است.

زمانی که ایران به یاری سلطان عمان رفت

در دهه ۱۹۷۰، سلطان قابوس بن سعید با شورشی مسلحانه در منطقه ظفار روبه‌رو بود. شورشیانی با گرایش مارکسیستی که از حمایت یمن جنوبی برخوردار بودند، حکومت عمان را تهدید می‌کردند. محمدرضاشاه پهلوی که امنیت خلیج فارس را بخشی از امنیت ملی ایران می‌دانست، به درخواست سلطان قابوس تصمیم به اعزام نیروهای نظامی گرفت.

از سال ۱۹۷۳، ارتش ایران در عملیات ظفار مشارکت کرد. بریتانیا با مستشاران، فرماندهان و نیروهای ویژه، اردن با کمک‌های نظامی و برخی کشورهای منطقه با پشتیبانی‌های دیگر در کنار سلطان قابوس قرار داشتند. اما حضور مستقیم نیروهای ایرانی، به‌ویژه در عملیات زمینی و پشتیبانی هوایی، از عوامل مهم تغییر موازنه جنگ بود.

این مداخله برای ایران بدون هزینه و تلفات نبود، اما شاه آن را اقدامی برای جلوگیری از گسترش نفوذ کمونیسم و حفظ امنیت منطقه می‌دانست.

ایران آن روز تنها صاحب قدرت نظامی نبود؛ کشوری بود که سلطان همسایه برای مقابله با تهدیدی جدی به توان آن اتکا می‌کرد. این نقش، بخشی از جایگاه ایران به عنوان «ژاندارم خلیج فارس» را شکل می‌داد؛ جایگاهی که پس از خروج نظامی بریتانیا از شرق سوئز، با سیاست امنیتی آمریکا و نقش منطقه‌ای ایران پیوند داشت.

شاه می‌کوشید قدرت نظامی را به نفوذ سیاسی تبدیل کند. روابط با کشورهای عربی، همکاری‌های دفاعی و مشارکت در تامین امنیت مسیرهای دریایی، ابزارهای این سیاست بودند. البته اختلافات مرزی و نگرانی برخی همسایگان از قدرت ایران نیز وجود داشت، اما ایران در بسیاری از معادلات منطقه‌ای بازیگری تاثیرگذار بود.

دو نگرش متفاوت به قدرت نظامی

پس از انقلاب ۱۳۵۷، جهت‌گیری سیاست خارجی ایران دگرگون شد. جمهوری اسلامی به جای ادامه الگوی همکاری امنیتی پیشین، سیاست صدور انقلاب، حمایت از گروه‌های مسلح همسو و توسعه توان موشکی و شبکه نفوذ منطقه‌ای را دنبال کرد.

تفاوت دو نگرش را می‌توان در رفتار حکومت‌ها با کشورهای منطقه مشاهده کرد. روزگاری محمدرضاشاه پهلوی، با هدف حفظ ثبات منطقه و جلوگیری از گسترش شورش مسلحانه، به درخواست سلطان قابوس نیروهای ایرانی را برای کمک به عمان اعزام کرد. اما جمهوری اسلامی، با وجود ادعای دفاع از امنیت منطقه، با حملات مستقیم و اقدامات نیروهای همسو علیه کشورهای منطقه، خود به یکی از عوامل تنش و ناامنی تبدیل شده است.

این تفاوت تنها در نوع استفاده از قدرت نظامی نیست، بلکه در پیامدهای آن نیز دیده می‌شود. حمله به زیرساخت‌ها، تهدید مسیرهای تجاری و ایجاد ناامنی، به کشورهای منطقه خسارت می‌زند و زمینه گسترش همکاری‌های امنیتی آنان با قدرت‌های خارجی را فراهم می‌کند.

جمهوری اسلامی طی دهه‌ها منابع گسترده‌ای صرف توسعه برنامه‌های موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی کرده و این اقدامات را لازمه بازدارندگی معرفی کرده است. اما آیا افزایش برد موشک‌ها به افزایش اعتبار ایران، گسترش مناسبات اقتصادی، کاهش تنش‌ها یا تقویت نقش کشور در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای انجامیده است؟

داشتن توان نظامی به خودی خود نشانه موفقیت سیاست خارجی نیست. کشوری ممکن است توانایی وارد کردن خسارت به دیگران را داشته باشد، اما نتواند آنان را به همکاری پایدار ترغیب کند. تفاوت میان قدرت تخریب و قدرت تاثیرگذاری، یکی از معیارهای اصلی ارزیابی عملکرد جمهوری اسلامی است.

بریتانیا؛ تشریفات سلطنتی در خدمت منافع ملی

استقبال از سلطان عمان در لندن، با کالسکه‌های سلطنتی، گارد احترام و ضیافت رسمی، تنها نمایشی از روابط تاریخی دو سلطنت نبود.

بریتانیا طی قرن‌ها آموخته است چگونه از دیپلماسی، مناسبات سلطنتی، همکاری اقتصادی و حضور نظامی برای حفظ منافع راهبردی خود استفاده کند. روابط لندن و مسقط سابقه‌ای طولانی دارد و تاسیسات پشتیبانی نظامی بریتانیا در بندر دقم عمان، یکی از جلوه‌های این مناسبات است.

در سفر اکتبر ۲۰۲۶، همکاری‌های اقتصادی، دفاعی و امنیت دریایی دو کشور مورد توجه قرار گرفت. اعلام تفاهم‌های تازه درباره تبادل اطلاعات دریایی و گسترش همکاری‌های امنیتی نشان می‌دهد که در کنار تشریفات ویندزور، منافع مشخص راهبردی نیز مطرح بوده است.

آیا بریتانیا از این سفر اهدافی فراتر از توافق‌های اعلام‌شده دنبال می‌کند؟ چنین احتمالی را نمی‌توان بدون سند به عنوان واقعیت پذیرفت. اما روشن است که لندن برای حفظ موقعیت خود در یکی از حساس‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان، از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی بهره می‌گیرد.

در سیاست خارجی بریتانیا، تشریفات سلطنتی و منافع ملی لزوما از یکدیگر جدا نیستند.

ایران در کنار تنگه هرمز؛ اما با چه میزان نفوذ؟

تنگه هرمز در مجاورت سواحل ایران و عمان قرار دارد. هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند این واقعیت جغرافیایی را تغییر دهد، اما جغرافیا به تنهایی تضمین‌کننده نفوذ سیاسی نیست.

ایران همچنان یکی از بازیگران مهم امنیت خلیج فارس است و توان نظامی آن را نمی‌توان نادیده گرفت. با این حال، اهمیت واقعی یک کشور تنها در توانایی تهدید یا مختل کردن یک آبراه نیست؛ بلکه در توانایی مشارکت در ایجاد نظمی است که امنیت آن را تضمین کند.

اکنون که بریتانیا و عمان درباره امنیت دریایی و همکاری‌های دفاعی گفتگو می‌کنند، پرسش این نیست که ایران از جغرافیای منطقه حذف شده است. پرسش این است که سیاست‌های جمهوری اسلامی تا چه اندازه موجب شده کشورهای همسایه برای تامین امنیت خود، به جای همکاری گسترده‌تر با تهران، به قدرت‌های خارجی تکیه کنند.

روزی ایران برای حفظ امنیت عمان نیروی نظامی اعزام می‌کرد. امروز عمان، ضمن حفظ روابط با تهران، همکاری‌های راهبردی خود را با لندن گسترش می‌دهد. این تحول به تنهایی نشانه حذف ایران از معادلات منطقه نیست، اما پرسش‌هایی جدی درباره تغییر جایگاه و اعتبار سیاسی آن مطرح می‌کند.

قدرت واقعی کجاست؟

مقایسه ایران دوران پهلوی با جمهوری اسلامی نباید به شمارش جنگنده‌ها و موشک‌ها محدود شود. مسئله اصلی این است که هر حکومت چگونه توان کشور را به امنیت، اعتبار و منافع ملی تبدیل کرده است.

ایران دوران شاه نیز با هزینه‌ها و چالش‌های سیاست منطقه‌ای روبه‌رو بود، اما توانسته بود در معادلات امنیتی خلیج فارس نقشی موثر و مورد درخواست برخی همسایگان ایفا کند. جمهوری اسلامی، با وجود توسعه توان نظامی، همچنان با بحران اعتماد، تنش‌های منطقه‌ای و پیامدهای اقتصادی سیاست خارجی خود مواجه است.

سفر سلطان عمان به لندن یادآور واقعیتی است که در روابط بین‌الملل اهمیت دارد: کشورها بر اساس منافع ملی خود دوست، متحد و شریک انتخاب می‌کنند، نه صرفا بر اساس قدرت نظامی دیگران.

و پرسش پایانی این است: چگونه ایران، که روزگاری یکی از تامین‌کنندگان امنیت خلیج فارس بود، پس از دهه‌ها نمایش قدرت و انباشت موشک، هنوز نتوانسته جایگاهی متناسب با ظرفیت تاریخی، جغرافیایی و انسانی خود در همکاری‌های امنیتی منطقه به دست آورد؟



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy