ای کوروش، نیستی که ببینی بر سر ایران چه آمده و جوانانت در خیابانها چگونه نام ایران و یاد تو را فریاد میزنند.
نیستی که ببینی جوانانی که به ریشهی ایرانیشان میبالند و نام تو را نشانهای از شکوه و سربلندی ایران میدانند، چگونه در برابر جمهوری اسلامی میایستند؛ چگونه از آزادی، از ایران و از حق زندگی میگویند و پاسخ فریادشان گلوله است.
ای کوروش، نیستی که ببینی فرزندانت برای سربلندی میهنشان به خیابان میآیند، از جانشان میگذرند و بهای سنگینی برای آزادی میپردازند. جوانانی که نام تو را تنها در کتابهای تاریخ نخواندهاند، بلکه آن را در دلشان زنده نگه داشتهاند؛ جوانانی که میخواهند در سرزمین خودشان آزاد باشند، به ایرانی بودنشان ببالند و سرنوشت کشورشان را خودشان رقم بزنند.
چه دردناک است که در سرزمین تو، جوان ایرانی برای فریاد زدن نام میهنش باید جان بدهد. چه تلخ است که مادران، بهجای دیدن شادی و آیندهی فرزندانشان، در سوگ آنان اشک بریزند؛ و چه سنگین است داغ جوانانی که با آرزوی آزادی از خانه بیرون رفتند و دیگر هرگز بازنگشتند.
اما ای کوروش، با همهی این دردها، ایران هنوز زنده است. نامت هنوز در دل جوانانی میتپد که از یاد نبردهاند فرزند چه سرزمینی هستند. هنوز صدای ایرانخواهی خاموش نشده و هنوز مردمی هستند که با همهی زخمها و داغهایشان، به فردایی آزاد امید دارند.
امروز، در زادروز تو، دلم برای ایران میگیرد؛ برای جوانانی که به یاد تو و برای سربلندی میهنشان برخاستند و جانشان را از دست دادند. برای مادرانی که داغ فرزند بر دل دارند و برای سرزمینی که سزاوار چنین روزهای تلخی نیست.
ای کوروش، کاش بودی و میدیدی...
میدیدی که جوانانت هنوز ایران را دوست دارند، هنوز نامت را بر زبان میآورند و هنوز برای آزادی سرزمینشان از پا ننشستهاند.
ایران زخمی است، ایران داغدار است، اما هنوز زنده است؛ چون فرزندانش هنوز دوستش دارند و برای روزهای بهترش امید دارند.
زادروزت خجسته، ای کوروش بزرگ.
به امید روزی که در سرزمینمان، هیچ جوانی به جرم دوست داشتن ایران و فریاد زدن آزادی، جانش را از دست ندهد؛ روزی که مادران بهجای گریه بر مزار فرزندانشان، به آیندهی روشن آنان لبخند بزنند و نام ایران دوباره با شادی، سربلندی و آزادی همراه شود



















