
سیا برای ایرانِ پس از شاه نقشه داشت؛ اما سقوط سلطنت را ندید
خبرنامه گویا ـ چند ماه پیش از انقلاب ۱۳۵۷، تحلیلگران سیا سرگرم بررسی آینده ایران بودند: اگر شاه از دنیا برود، چه کسی حکومت خواهد کرد؟ شهبانو فرح چه نقشی خواهد داشت و ارتش از چه کسی حمایت خواهد کرد؟ آنان برای انتقال تاجوتخت سناریو داشتند، اما تحولی را که چند ماه بعد سرنوشت میلیونها ایرانی را تغییر داد، تهدیدی نزدیک نمیدیدند.
گزارش محرمانه «ایران پس از شاه»، تهیهشده در اوت ۱۹۷۸، درباره ایرانِ پس از انقلاب نبود؛ درباره ادامه سلطنت پس از مرگ محمدرضا شاه بود. همین تفاوت، امروز سند را خواندنی میکند: دستگاه اطلاعاتی آمریکا جزئیات جانشینی را بررسی میکرد، درحالیکه ارزیابیاش از ثبات حکومت بهزودی نادرست از آب درآمد.
جملهای که تاریخ خلافش را نشان داد
در مقدمه گزارش آمده بود: «ایران در وضعیت انقلابی یا حتی پیشاانقلابی نیست.»
تحلیلگران وجود نارضایتی سیاسی و مشکلات اجتماعی را میپذیرفتند، اما معتقد بودند این نارضایتیها حکومت را تهدید نمیکند. وفاداری ارتش به سلطنت، یکی از پایههای اصلی این اطمینان بود؛ مخالفان نیز نیرویی ارزیابی میشدند که میتوانستند برای انتقال قدرت دردسر ایجاد کنند، اما نه اینکه مسیر آن را تعیین کنند.
چند ماه بعد، شاه ایران را ترک کرد و سلطنت سقوط کرد. آنچه در گزارش خطری مهارشدنی تصور شده بود، به بحرانی تبدیل شد که ساختار سیاسی کشور را دگرگون کرد.
فرح و ولیعهد؛ آیندهای که محقق نشد
سناریوی اصلی سیا بر ادامه سلطنت استوار بود: اگر شاه پیش از بیستسالگی ولیعهد درگذرد، شهبانو فرح در جایگاه نایبالسلطنه، همراه با شورای نیابت سلطنت، اداره امور را بر عهده بگیرد. تحلیلگران انتظار داشتند ارتش، ساواک و چهرههای اصلی حکومت از این انتقال حمایت کنند.
فرح در گزارش، چهرهای مؤثر در امور فرهنگی، بهداشت و مسائل زنان معرفی میشد. نویسندگان همچنین احتمال میدادند او و برخی نزدیکانش به محدودترشدن نقش سیاسی پادشاه آینده تمایل داشته باشند.
درباره رضا پهلوی، که آن زمان نوجوان بود، سند تصریح میکرد امکان سنجش استعداد رهبری او وجود ندارد. نگرانی اصلی، نداشتن شبکهای از حامیان شخصی و وابستگی اولیه به مشاوران و مقامهای باسابقه بود؛ مسئلهای مربوط به موقعیت ولیعهدی جوان، پیش از پذیرش مسئولیت سیاسی.
اما آینده نه مطابق این سناریو پیش رفت و نه در چارچوب رقابت درباریان و فرماندهان باقی ماند.
اشتباه در دیدن آینده، فراتر از شناخت افراد
گزارش از ابتدا اعلام کرده بود که پیشبینی جامع آینده نیست و بررسی خود را بر فرض انتقال نسبتاً آرام قدرت بنا میکند. بنابراین، مسئله فقط این نیست که چرا سندی درباره جانشینی، انقلاب را پیشبینی نکرد؛ پرسش مهمتر این است که چرا در تابستان ۱۳۵۷، احتمال انقلاب همچنان از چارچوب اصلی تحلیل کنار گذاشته شده بود.
شناخت وزیران، فرماندهان و سازوکارهای رسمی قدرت، برای فهمیدن سرنوشت یک کشور کافی نبود. وفاداری ارتش نیز بهتنهایی نمیتوانست تضمین کند که حکومت از بحرانی سیاسی و اجتماعی عبور خواهد کرد.
این سند، برخلاف تصورهای توطئهمحور، بهتنهایی نشانه طراحی انقلاب از سوی آمریکا نیست؛ نشان میدهد دستکم این ارزیابی سیا، ابعاد تحول پیش رو را تشخیص نداده بود. برای ایرانیانی که زندگی و آیندهشان با انقلاب دگرگون شد، فاصله میان اطمینان آن گزارش و واقعیت چند ماه بعد، صرفاً یک اشتباه روی کاغذ نیست؛ یادآور محدودیت تحلیلهایی است که از پشت میز قدرت، درباره سرنوشت یک ملت نوشته میشوند.
بر پایه گزارش علیرضا نجفی در رویداد۲۴ و متن سند «ایران پس از شاه»؛ تنظیم و تلخیص: خبرنامه گویا

آیا ترامپ در پی جنگی تازه برای تغییر مسیر تاریخ است؟

















