خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است
ساختارشناسی عملیاتهای برونمرزی جمهوری اسلامی در غرب
حنیف حیدرنژاد -- رسانههای حکومتی در ۹ آبان ۱۴۰۵ (۳۱ اکتبر ۲۰۲۶)، از دیدار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با مجتبی خامنهای، «رهبر» نظام خبر دادند.[۱] خبرگزاری ایرنا در این باره نوشت: «رهبر انقلاب در این دیدار، آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابله پرقدرت با دشمنان را از الزامات بازدارندگی حداکثری دانستند و مقرر کردند هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود.»
از آن زمان، ماشین تبلیغاتی حکومت و مسئولان مختلف رژیم، کلیدواژه «پاسخ فوری بدون محدودیت جغرافیایی» را به محور یک کارزار تبلیغاتی گسترده تبدیل کردهاند. حکومت تلاش میکند از این طریق به کشورهای اروپای غربی -- که تا پیش از این سعی داشتند خود را از تنشهای نظامی مستقیم میان آمریکا، اسرائیل و ایران کنار بکشند -- این پیام را برساند که در صورت ورود به دور جدید درگیریها یا پشتیبانی از جبهه مقابل، «با فوریت و بدون محدودیت جغرافیایی» به هدفی مشروع برای جمهوری اسلامی تبدیل خواهند شد.
سه روز پس از این سخنان، روزنامه همشهری (وابسته به شهرداری تهران) با انتشار نقشهای از کشورهای غرب اروپا، تیتر زد: «بانک اهداف نیروهای مسلح ایران بدون محدودیت جغرافیایی بهروزرسانی میشود». در این نقشه، ۱۴ نقطه به عنوان پایگاههای مورد استفاده ارتش ایالات متحده نشانهگذاری شده است که یکی از فرماندهان سپاه پاسداران در حال بررسی آن نشان داده میشود. پیام به اروپا کاملاً صریح است: کشورها و شهرهای شما در تیررس موشکهای ما قرار دارند؛ خود را از همراهی و پشتیبانی اسرائیل و آمریکا کنار بکشید، در غیر این صورت هدف حملات موشکی قرار خواهید گرفت!
شاید در ابتدا تصور شود که چنین حملاتی را میتوان با سیستمهای دفاع ضد موشکی به موقع خنثی کرد و جای نگرانی نیست. اما رژیم اسلامی برای این چالش نیز کارتهای دیگری در دست دارد: اسلامگرایان تندرو ساکن در کشورهای اروپایی، جریانهای چپ ضد امپریالیستی که حمایت خود را از این جبهه نشان دادهاند، و همچنین باندهای تبهکار بینالمللی که در سالهای اخیر بارها در ازای دریافت مبالغ هنگفت، مأموریت ترور مخالفان حکومت را در خاک اروپا بر عهده گرفتهاند.
در همین ارتباط، روز ۱۴ آبان ۱۴۰۵ (۵ نوامبر ۲۰۲۶)، محمدتقی نقدعلی، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، در گفتگو با رسانهها رسماً از وجود یک «پیادهنظام» در کشورهای غربی سخن گفت. او با استناد به دکترین جدید «پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی» تأکید کرد:
«هنوز از بخشی از توانمندیهای ما پردهبرداری نشده است... این سخنان هیچگونه عرصهای را استثنا نمیکند؛ یعنی چه از طریق موشک و چه از طریق دستان پیدا و پنهانی که بغل گوش دشمنان ما میتوانند منویاتشان را اجرا کنند... امروز اروپا و آمریکا به دلیل نارضایتی جوانان و وضعیت اجتماعی، شرایط خوبی ندارند. کف خیابانهای اروپا و ایالات متحده، پیادهنظامی هستند که حاضرند سیاستمداران جنایتکار آمریکا، رژیم صهیونیستی و اروپا را به سزای اعمالشان برسانند.»
ابزارهای تروریسم فرامرزی رژیم ایران و ایجاد آشوب در اروپا و آمریکا
جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته توانسته است با ایجاد شبکههای مختلف مذهبی و عقیدتی در میان جوامع مسلمان و مهاجر در اروپا و آمریکا، هستههای متعددی را شکل دهد و از آنها برای جذب نیرو، برپایی تظاهرات و تجمعات تندروانه استفاده کند. اما در عرصه تروریسم فراملی، رژیم عملیاتهای متعددی را سازماندهی، پشتیبانی و اجرا کرده است. دادگاههای بینالمللی که به پرونده دستگیرشدگان این عملیاتها رسیدگی کردهاند، در موارد بسیاری نقش مستقیم جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و دستگاههای اطلاعاتی آن را احراز نمودهاند.
در گزارش ضمیمه با عنوان «اقدامات تروریستی فرامرزی جمهوری اسلامی ایران در اروپا و ایالات متحده»، ۳۱ پرونده ترور فرامرزی منتسب به جمهوری اسلامی مستند شده است که کشورهایی چون ایالات متحده، آلمان، آلبانی، اسپانیا، بریتانیا، بلژیک، سوئد، دانمارک، فرانسه، قبرس، مقدونیه شمالی و هلند را در بر میگیرد.
در ادامه به دو نمونه اخیر از این اقدامات نگاهی میاندازیم:
۱. طرح حمله نافرجام ۲۷ سپتامبر (۵ مهر ۱۴۰۵) در پایگاه هوایی فرفورد (RAF Fairford)
وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا در اواخر مهرماه، بیانیه مشترک وزیران خارجه ۳۰ کشور جهان را منتشر کرد که در آن بر ارزیابی مشترک این کشورها مبنی بر نقش مستقیم جمهوری اسلامی در حادثه پایگاه هوایی فرفورد بریتانیا تأکید شده است. در بخشی از این بیانیه آمده است:
«... ما نسبت دادن دخالت ایران در حادثه ۲۷ سپتامبر در پایگاه هوایی فیرفورد توسط بریتانیا را به رسمیت میشناسیم. بریتانیا همچنین به این نتیجه رسیده است که این رویداد نشاندهنده تمایل مداوم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به انجام فعالیتهای خصمانه در خارج از مرزهای خود از طریق شبکههای مخفی و بازیگران نیابتی است. این اتفاق اندکی پس از حملات اخیر در سراسر اروپا که جوامع یهودی، روزنامهنگاران ایرانی و منافع ایالات متحده را هدف قرار داد، رخ داد که مسئولیت آن را گروه "حرکة اصحاب الیمین الاسلامیه" (HAYI) بر عهده گرفت.
هرگونه تلاشی از سوی ایران برای تهدید، ساکت کردن، ارعاب، آزار و اذیت، آسیب رساندن یا مجبور کردن مردم در سرزمینهای ما از طریق نیروهای نیابتی یا هر وسیله دیگری غیرقابل قبول است. ...»
۲. عملیات تروریستی گروه تازهتأسیس «حرکة اصحاب الیمین الاسلامیه (HAYI)»
ردپای «اصحاب الیمین»؛ شبکه دیجیتالی سپاه برای ترور در غرب
رهبر این گروه فردی به نام محمدباقر سعد داوود السعدی، تبعه ۳۲ ساله عراقی است که تابعیت دوگانه ایرانی نیز دارد و از فرماندهان میدانی کتائب حزبالله عراق و نیروی قدس سپاه پاسداران به شمار میرود.
بر اساس کیفرخواست دادگستری ایالات متحده، گروه HAYI یک شبکه پوششی دیجیتالی و عملیاتی (نوعی مدل پیمانکار نیابتی در حوزه تروریسم) بوده که توسط السعدی از بغداد و از طریق شبکههای اجتماعی (مانند تلگرام و اسنپچت) مدیریت میشده است. هدف این گروه، جذب نیروهای محلی در کشورهای غربی و انجام عملیاتهای ترکیبی بدون برجا گذاشتن ردپای مستقیم از ایران یا کتائب حزبالله بود. مقامات امنیتی او را به هدایت و هماهنگی بیش از ۲۰ عملیات و طرح تروریستی بینالمللی متهم کردهاند که شامل موارد زیر است:
-
هدایت ۱۸ حمله ترکیبی (شامل آتشسوزی عمدی، بمبگذاری و چاقوکشی علیه جوامع و مراکز یهودی) در اروپا (از جمله بریتانیا، بلژیک، هلند و فرانسه).
-
طراحی حملات تروریستی در کانادا و تلاش برای تیراندازی به کنسولگری آمریکا در تورنتو.
-
تلاش برای اجیر کردن یک مأمور مخفی افبیآی (که گمان میشد عضو یک کارتل است) برای بمبگذاری در یک کنیسه در منهتن نیویورک و مراکز یهودی در لسآنجلس و آریزونا.
السعدی پس از ناکامی در یک طرح عملیاتی، در اوایل مه ۲۰۲۶ (اردیبهشت ۱۴۰۵) توسط نیروهای امنیتی ترکیه در استانبول بازداشت و در ۱۵ مه ۲۰۲۶ به طور رسمی به ایالات متحده استرداد شد. او در حال حاضر در بازداشتگاه فدرال بروکلین به سر میبرد و در دادگاه منهتن با اتهامات سنگین تروریستی روبرو است. «مرکز مبارزه با تروریسم وستپوینت (CTC)» در گزارش مشروحی با عنوان «یک عامل سپاه پاسداران و شبهنظامیان عراقی» به فعالیتهای او، ارتباطش با سپاه پاسداران و قاسم سلیمانی و اهداف و برنامههایی که دنبال میکرده پرداخته است.
گزارش پژوهشی پارلمان اروپا
پارلمان اروپا در ژانویه ۲۰۲۶ یک گزارش مشروح با عنوان «عاملان و روشهای سرکوب فراملی و راهبردهای مقابله احتمالی» منتشر کرد. این گزارش بهخوبی نشان میدهد که جدا از سازمانهای اطلاعاتی ـ امنیتی کشورهای اتحادیه اروپا، سیاستمداران این کشورها نیز به اطلاعات مرتبط با جزئیات اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی دسترسی دارند. البته این گزارش مشروح فقط در مورد جمهوری اسلامی نیست.
در یکی از بخشهای مرتبط با ایران (صفحه ۳۰ تا ۳۳) چنین آمده است:
«[رژیم] ایران یکی از شناختهشدهترین عاملان سرکوب فراملی در جهان است. از سال ۲۰۱۴ تاکنون، ۴۷ مورد حادثه با منشأ کشور ایران ثبت شده است که این کشور را در کنار ازبکستان، در رتبه هشتم پرکاربردترین عاملان سرکوب در جهان قرار میدهد. از میان این ۴۷ حادثه، ۱۴ مورد در اتحادیه اروپا و ۲۵ مورد دیگر در کشورهای عضو شورای اروپا (که عضو اتحادیه اروپا نیستند، عمدتاً در ترکیه) ثبت شده است. حوادث ثبتشده در اتحادیه اروپا شامل ترور، تلاش برای ترور یا تهدیدهای جدی به خشونت علیه مخالفان (اپوزیسیون) بوده است. ...
دو شبکه جرایم سازمانیافته در سالهای اخیر در اروپا برجسته شدهاند: شبکه «زیندشتی» که نام خود را از رهبرش، ناجی شریفی زیندشتی گرفته است و شبکه «فاکسترات» (Foxtrot) که نام خود را از رهبرش، راوا مجید (یک چهره جنایی سوئدی ـ ایرانی معروف به روباه کُرد) گرفته است. بیانیههای رسمی و گزارشهای مطبوعاتی هر دو شبکه را به عنوان بازوان فعال در سرکوب فراملی شناسایی کردهاند. زیندشتی به عنوان عامل پشتپرده توطئههای ترور تبعیدیان ایرانی شناسایی شده است که گاهی با استخدام سایر گروههای جرایم سازمانیافته فعال در اروپای شرقی، قفقاز و ایالات متحده آمریکا عمل کرده است.
شبکه فاکسترات نیز به عنوان مسئول هدف قرار دادن مخالفان در سوئد شناسایی شده است. این شبکه، فعالیتهای سرکوب فراملی را در کنار سایر جرایم مانند خرابکاری، اقدامات تخریبی و تهدید، در قالب یک الگوی رو به رشد از «استخدامهای پروژهای/موردی» (Gig Recruitment) از جمله استخدام جوانان [و نوجوانان زیر سن قانونی]، تحت هدایت ایران پیش میبرد. ...
آنچه به نظر میرسد راهبرد فعلی را متمایز میکند، استفاده از پلتفرمهای آنلاین برای استخدام جوانان در فعالیتهای پروژهای و مشارکت بسیار نزدیک دولت با گروههای جرایم سازمانیافتهای است که از خارج از کشورهای میزبان رهبری میشوند اما شبکههای خود را در داخل آنها حفظ میکنند.
استفاده ایران از سرکوب فراملی همچنین واکنشهای شدیدی را از سوی نهادهای اتحادیه اروپا و کشورهای عضو برانگیخته است، از جمله اخراجهای دیپلماتیک و اعمال تحریمها. با این حال، اشکال «روزمره» سرکوب فراملی همچنان به عنوان مشکلاتی جدی پابرجا هستند و چرخش ایران به سمت استفاده از اشکال نیابتیِ سرکوب فراملی، چالشهای جدیدی را پیش روی پاسخهای سیاستی و قانونی قرار میدهد.» (پایان نقلقول)
اروپا آگاه است، اما عامدانه چشمانش را میبندد
همانطور که گزارش رسمی پارلمان اروپا به وضوح نشان میدهد، کشورهای این اتحادیه با وجود آگاهی از جزئیات فعالیتهای تروریسم فراملی رژیم ایران، تاکنون تنها به اقدامات اعتراضی سطحی و دیپلماتیک بسنده کردهاند. پیامد این انفعال، تداوم آشکار سیاستهای تهاجمی رژیم، نقض سیستماتیک حاکمیت ملی این کشورها و ایجاد ناامنی در بطن جوامع غربی بوده است.
اما تفاوت بنیادین امروز با گذشته در این است که اگر تا پیش از این، هدف اصلی «تروریسم فراملی» جمهوری اسلامی در اروپا صرفاً حذف فیزیکی مخالفان و اپوزیسیون رژیم بود، امروز خودِ دولتها و شهروندان اروپایی مستقیماً به عنوان هدف مخاطب قرار گرفتهاند. سپاه پاسداران رسماً نقشه شهرهای اروپایی را به عنوان اهداف موشکی بهروزرسانی میکند و نمایندگان مجلس رژیم با تکیه بر فرامین جدید «رهبری»، از آمادگی «پیادهنظام پیدا و پنهان» در کف خیابانهای اروپا برای به سزای عمل رساندن سیاستمداران غربی سخن میگویند.
پایتختهای اروپایی باید از خواب طولانیمدت بیدار شوند. سیاست مماشات و مدیریت تنش دیگر کارایی ندارد و باید جای خود را به یک رویکرد قاطع سیاسی ـ امنیتی بدهد. انحلال کامل ساختارها، مؤسسات و هستههای پوششی جمهوری اسلامی که کاملاً برای دستگاههای اطلاعاتی غربی شناساییشده هستند، یک ضرورت حیاتی و فوری است.
جنگ روانی ـ فرسایشی
همچنین کاملاً قابل پیشبینی است که در چارچوب یک جنگ ترکیبی (هیبریدی)، رژیم اسلامی و شبکههای تبهکار وابسته به آن، اقدام به موجسازی و ایجاد وحشت در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی در کشورهای غربی کنند. این اقدامات میتواند شامل هشدارهای مداوم بمبگذاری در خطوط هوایی، کشتیهای تفریحی، سالنهای کنسرت، استادیومهای ورزشی، مدارس، دانشگاهها و حتی ساختمانهای اداری و وزارتخانهها باشد؛ تهدیدهایی که البته ظرفیت تبدیل شدن به واقعیت را نیز دارند. ایجاد اختلال گسترده از طریق حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی شهری، بیمارستانها، سدها و خطوط راهآهن را نیز باید به این لیست اضافه کرد. تداوم چنین وضعیتی میتواند یک جنگ روانی ـ فرسایشی جدی را موجب شود.
بسته به شدت و گستره درگیریهای نظامی احتمالی میان آمریکا، اسرائیل و حکومت حاکم بر ایران، تکتک این سناریوها محتمل و قابل پیشبینی هستند.
پانویس:
[۱] در طول ماههای گذشته و از زمان اعلام رسمی سید مجتبی خامنهای به عنوان «رهبر» و «فرمانده کل قوا»، او هرگز در انظار عمومی دیده نشده و هیچ تصویر، ویدیو یا پیام صوتی مستقیمی از وی منتشر نشده است. با وجود ابهامات جدی درباره وضعیت حیات یا سلامت وی، رسانههای رسمی رژیم به طور منظم پیامها و دیدارهای منتسب به او را جهت تثبیت مشروعیت و فرماندهی وی و القای اینکه او زنده و قادر به رهبری و فرماندهی است، بازنشر میکنند.


















