چهارشنبه 17 بهمن 1386

اپوزيسيون و انتخابات دوره هشتم مجلس، م. راد

m.radgmx.net

هشتمين دور انتخابات مجلس شورای ملی‌ ايران که جمهوری ‌اسلامی آنرا مجلس شورای اسلامی می ‌نامد در ۲۴ اسفند امسال بر گزار ميشود متاسفانه در تمامی‌اين دوره های ‌انتخاباتی اپوزيسيون داخل و خارج کشور بدون تحليل اوضاع داخل کشور ، خاورميانه که سرنوشت کشور ما رابطه تنگاتنگی با آن دارد و روند اوضاع جهانی ‌در آخرين لحظه با صدور اعلاميه و تحريم انتخابات در واقع با ساده ترين روش ممکن از زير بار مسئوليت در قبال مردم و منافع ملی دراز مدت کشور شانه خالی ‌کرده و افسار دولت و حکومت را در اختيار نيروهايی ‌می گذارد که نه شايستگی ‌حکومت برايران را دارند ونه اکثريت مردم خوب کشور ما آنها را بر می تابند.
انتخابات دور هفتم مجلس نشان داد که جناح مذهبی ( روحانيت ولايت فقيه ) که مقبوليت خود را در بين جوامع مختلف ايران از دست داده است خود را پشت جريان اجرايی کشور يعنی دولت مخفی کرده و در صدد بر آمده است تا همچنان در صحنه حضور داشته باشد .
انتخابات هفتمين دوره مجلس با وارد شدن بخش اجرايی ‌کشور که عمدتا از نيروهای ‌تکنوکرات و بوروکرات تشکيل شده بود نشان داد که دولت های هاشمی ‌رفسنجانی ‌و خاتمی که در ايران به اصلاح طلبان معروف بودند بعلت عدم آگاهی‌از دانش ‌وبرنامه ريزی اقتصادی و عدم تجربه تاريخی برای ‌پيشبرد برنامه های‌اقتصادی روحانيت در اداره کشور چقدر سست و بی ‌پايه است و چگونه مجبور است صحنه سياست گذاری کشور را ترک کند.
سران جمهوری ‌اسلامی از جمله بخش مذهبی ‌افراطی بعبارتی ‌طرفداران ولايت فقيه کشور که در رويای ‌ايجاد قطب شيعه در برابر مذهب سنی ‌بود با تغيير اوضاع داخل کشور و منطقه بسرعت تغيير سياست داده و با مطرح کردن اتحاد ملی ‌و انسجام اسلامی عملا پذيرفت که ايجاد قطب شيعه در منطقه خاورميانه امکان پذير نيست اين تغيير سياست نشان داد که طرفداران ولايت فقيه از ثبات کافی ‌بر خوردار نبوده و خطر کنار گذاشتن خود را بسيار نزديک ديده اند.
نيروهای اپوزيسيون اين تغيير و تحول را جدی ‌نگرفته و همانند چند ده اخير بجای ‌منسجم کردن خود و نيروهای ‌ملی‌ که شامل تمامی ‌مليت های‌ايران ، ملی ‌مذهبی‌ ها ، مليون ، چپ ها و حتی‌ بخش مذهبی‌ که ولايت فقيه را قبول نداشته همچنان بر طبل تماميت خواهی‌ خود کوبيده و نمی خواهند بپذيرد که تجربه ۲۸ سال حکومت جمهوری اسلامی نشان داده است هيچ نيرويی ‌به تنهايی ‌قادر به بدست گرفتن قدرت در ايران نيست.
بر عکس عمل کرد نيروهای مخالف حکومت که در ايران و در خارج کشور از نيرو و پتانسيل بزرگی بر خوردارند طرفداران ولايت فقيه و در راس آن خامنه ای‌، رفسنجانی ، خاتمی ، جنتی و.... با بسيج ‌نيروهای اندک خود و پذيرفتن عملکرد نيروهای ‌اجرايی ‌کشور که همان تکنوکرات ها و بوروکراتها هستند که جامعه ايران را مديريت ميکنند زمينه ادامه حاکميت خود را فراهم کرده و با تجربه ای که در دوره های ‌گذشته کسب کرده اند در صدد بر آمده اند تا انتخابات هشتمين دوره مجلس را بنفع خود رقم زنند که مفهمومی ‌بجز کنترل قدرت اجرايی ( دولت ) کشور و قدرت قانون گذاری‌ که همان مجلس باشد ندارد .
سران رژيم با تصور اينکه همه چيز بر وفق مراد پيش ميرود و از نظر مالی بعلت افزايش قيمت نفت و ذخيره ارزی‌ ‌در شرايطی قرار دارند که ميتوانند بخش تکنوکرات ها و بوروکراتها را همچنان بخود وابسته نگه دارند با مطرح کردن اتحاد ملی ‌و انسجام اسلامی ‌در پی تلاشی تمامی تشکيلات هايی بر آمدند که زمانی ‌پشتوانه همين ولايت فقيه بودند.
سران رژيم که اساسا بر طبق قوانين ولايت فقيه مردم و رهبران آنها را قبول ندارند و برای‌ آنها پشيزی ارزشی ‌قائل نيستند اميدوار بودند با توجه به پاشيدگی‌ و پراکندگی نيروهای ‌مخالف جناح اصول گرا انتخابات را بر طبق برنامه مورد نظر خود پيش خواهند برد و مجلس را يکپارچه بنفع خود در اختيار خواهند گرفت .
اما اوضاع بر وفق مراد پيش نرفت و حکومت با بيش از هفت هزار کانديدا در سراسر کشور مواجه شد که نشان داد آنقدرها هم که رژيم فکر ميکرد مردم و روشنفکران آن بی ‌دست وپا نيستند ثبت نام اين تعداد برای‌انتخابات تمامی ‌محاسبات رژيم را بهم ريخت بطوری ‌که بلافاصله عکس العمل نشان داده و بسرعت بيش از ۵۰ % نامزد ها را به اتهام داشتن سوء پيشينه از دور انتخاباتی‌ حذف کرد که خود همين مسئله مشروعيت انتخابات را در سراسر کشورحتی در بين طرفداران رژيم عملا زير سئوال برد .
برای کاهش خسارت وارده به سيستم انتخاباتی‌ احزاب طرفدار رژيم از جمله شاخه های اصلاح طلبان ، مجاهدين انقلاب اسلامی‌ ، اعضاء‌ شورای مصلحت نظام از جمله هاشمی ‌رفسنجانی ، خاتمی ، جنتی ، کروبی و احزاب طرفدار آنها مدعی ‌شدند که به آنها هم اجحاف شده است و تعداد‌ ی از کانديداهای ‌طرفدار آنها هم در ليست حذفی‌ ها هستند آنها بدين ترتيب بااشک تمساح ريختن کوشش کردند تا تاثير تاکتيک مخالفان را کاهش دهند.

چرا اينهمه کانديدا ثبت نام کردند؟

ثبت نام هفت هزار نفر برای ‌انتخابات مجلس نشان ميدهد که نظام جمهوری ‌اسلام عليرغم بيش از بيست و هشت سال حکومت با ابزار اقتصادی ‌و نظامی ‌که در اختيار دارد هنوز از ثبات لازم بر خودار نيست مخالفت با قانون اساسی که ولايت فقيه نقطه گرهی‌آن است ( بند ولايت فقيه در قانون اساسی‌ مفهوم و قدرت اجرايی آن را عملا بی‌اعتبار کرده است ) ، مخالفت با انتصاب اعضاء ‌شورای‌ ‌نگهبان (مجلس سنا) از طرف ولايت فقيه که در بين نيروهای ‌مذهبی ‌هم مخالفان زيادی دارد.
مخالفت با شورای‌ ‌مصلحت نظام متشکل از اعضاء دولت رفسنجانی وخاتمی که اساسا مبنای‌ ‌قانونی ‌و حقوقی ندارد ولی عملا در همه امور دخالت ميکند ، مخالفت با نظارت استصوابی‌ که متشکل از يک گروه کوچک است و تنها از طرف شورای نگهبان منصوب شده تا صلاحيت کانديداها و بقيه سران مسئول رژيم را مورد تاييد قرار دهد و مستقيما از طرف خامنه ای‌اداره و کنترل ميشود اعضاء اين گروه از طرف مردم انتخاب نشده اند.
کانديداهای‌ جبهه ملی ‌ايران و و نهضت آزادی بدون استثناء از ليست انتخابتی حذف شده اند اين دو تشکيلات در زمان زنده بودن خمينی‌ از تمامی ‌فعاليت های‌انتخاباتی‌ محروم شده بودند ترديدی نيست که اگر در ايران انتخابات آزاد صورت گيرد اين دو تشکيلات مخصوصا جبهه ملی‌ايران با آن سابقه و رهبران برجسته گذشته اکثريت نمايندگان را از آن خود خواهند کرد.

آيا اين انتخابات به تقويت اصول گرايان کمک خواهد کرد؟

طرفداران ولايت فقيه تحت رهبری ‌خامنه ای ‌که از پشتيبانی ‌افراطيون مذهبی‌ ديوانه قدرت تشکيل شده است بر اين نظرند که رژيم ولايت فقيه بشرطی ‌قابل دوام است که تکيه خود را بر نظام ولايت فقيه با ايدئولوژی شيعه با ابزار نظامی ‌استوار کند بنابراين تمامی‌ تمرکز خود را برروی‌ انحصاری کردن قدرت در تشکيلات های‌ کشور از جمله ارتش ،‌سپاه پاسداران ، ‌بسيج و ... روحانيت گذاشته است.
ولايت فقيه برای ماندن در قدرت حاضر است با وجوديکه همه ابزار قدرت را در دست دارد دست بهر کاری‌ ‌بزند ولی‌ همچنان نگران آينده خود است و اين نشان ميدهد که از پايگاه توده ای‌ ‌خود مطمئن نيست برای‌همين است که تمرکز خود را برای ‌تلاشی تمامی ‌سازمان ها و احزاب گذاشته و مدعی ‌است که غربيها و دشمنان اسلام آنها را علم کرده اند.
ولايت فقيه با هرحزب و تشکيلاتی مخالف است پس از تشکيل حزب جمهوری‌اسلامی توسط بهشتی‌ که موفق به جلب تود ه ی ‌مردم نشد و مجبور شد خود را منحل کند رژيم ايران هرگز روی خوش به احزاب حتی ‌طرفداران خود نشان نداد احمدی‌ ‌نژاد هم پس از انتخابات رئيس جمهوری‌ در اولين سخنرانی ‌خود مدعی ‌شد مردم هيچ تشکيلاتی ‌را قبول ندارند اين ديد پس از انتخابات هفتمين دوره مجلس تا آنجا پيش رفت که احزاب طرفدار رفرميسم تقريبا منحل شدند و ديگر قادر نيستند خود را سازمان بدهند بسياری‌از اصلاح طلبان براين باورند که ولايت فقيه خواهان انحلال تشکيلات آنها بوده است.
طرفداران ولايت فقيه با وجود آنکه شعار اتحاد ملی ‌و انسجام اسلامی را در دستور کار خود قرار داده اند ولی ‌با تمام توان بر عليه نيروهای ملی از جمله جبهه ملی‌ايران ، نهضت آزادی ، چپ ها و مليت های ‌مختلف تبليغ ميکنند اين گروه آنچنان از تشکيلات می ترسد که فکر ميکند بمحض رسميت يافتن آنها در کشوراحزاب فوق بلافاصله در ايران انقلابات نارنجی‌از نوع اروپای ‌شرقی راه خواهند انداخت و حکومت را سرنگون خواهند کرد .
اصول گرايان سرنوشت خود را به همکاری‌ با دولتی‌از نوع احمدی ‌نژاد گره زده اند که در عمل با کارهای‌اجرايی پيش برده ميشود برای‌ ‌خود وجهه ای‌ ايجاد کند نگرانی‌ گروه ولايت فقيه در آن است که اگر در انتخابات دوره هشتم باز هم نيروهای‌ ‌مخالف ولايت فقيه وارد مجلس شوند قادر خواهند بود همانند دوره ششم خواهان تغييرات اساسی از جمله تغيير بند معروف ولايت فقيه در قانون اساسی شوند بی ‌دليل نيست که آنها در صددند تا کنترل کامل مجلس را از آن خود کنند.
اصول گرايان ميخواهند با يکپارچه کردن قدرت اجرايی‌ و قدرت مقننه بزعم خود حد اقل تا يک دوره ديگر بحث پيرامون تغيير قانون اساسی را بعقب بياندازند ضمن آنکه قوه قضائيه را از همان ابتدا در کنترل خود داشته اند.
اميدواری‌ ‌ديگری ‌که اين گروه افراطی دارد آن است که تا پنج سال آينده ايران قادر خواهد بود به پيشرفت های ‌قابل توجه ای‌ اقتصادی‌ و صنعتی نايل آيد تا آنرا بعنوان عمل کرد خوب خود بخورد مردم بدهد و ادعا کند که حکومت ولايت فقيه ميتواند سازنده عمل کند و اين اسلام ولايت فقيه است که جامعه را اينقدر پيشرفت داده است .
در ايران بر کسی پوشيده نيست که خامنه ای‌ ميخواهد تا زمانی ‌که زنده است بر ولايت فقيه تکيه زند و دوست دارد وقتی ‌مرد از او بعنوان يک شخصيت تاثير گذارمذهبی و سياست مدار برجسته ياد شود و برای ‌وی ‌تشييع جنازه همانند يک رهبر گرفته شود.
با توجه به اوضاع فوق تکيه اين جناح انحصار قدرت در تمامی ‌ابعاد آن و حذف همه نيروهايی ‌که ولايت فقيه را قبول ندارند بوده وحذف فيزيکی تمامی کسانی‌ را در سر می ‌پروراند که قصد ازبين بردن سيستم ولايت فقيه را دارند جمهوری اسلامی ‌همواره ولايت فقيه را مترادف با اسلام بکار ميبرد .

آيا جمهوی‌اسلامی‌ موفق به ادامه اين سياست خواهد شد؟

با توجه با اوضاعی که در ايران پيش می رود بجرات ميشود گفت که سيستم ولايت فقيه عملا کار نيروهای ‌مخالف رابسيار آسان کرده چون از يک طرف طرفداران سابق خود را رمانده و شخصيت های ‌طرفدار خود همانند رفسنجانی ‌و خاتمی و احزاب طرفدار آنها را بيک سکه پول سياه تبديل کرده اگرچه اين حواريون همچنان به چاپلسوی ادامه ميدهند.
سيستم ولايت فقيه وجهه روحانيت را آنچنان متلاشی کرده است که چاره ای‌ ‌بجز تکيه به نيروهای نظامی ندارد اگر چه در حال حاضر خود را در پشت نيروهای‌ تکنوکرات مخفی ‌کرده است.
از آغاز رياست جمهوری‌احمدی ‌نژاد نقش روحانيت بسيار کمرنگ شده و با تلاشی جناح ديگر که عملا به ته خط رسيده اند نه تنها ديگر از تشکيلاتی ‌بر خوردار نيستند بلکه به شخصيت های ‌پراکنده ای ‌تبديل شده اند که تاثير گزاری ‌خود را ازدست داده و مسلما همه اين ناکامی ها را از چشم ولايت فقيه خواهند ديد.
تکنوکرات ها و بوروکراتها که پايه های‌اصلی ‌حکومت را تشکيل ميدهند مجبورند در اين سيستم برای‌امرار معاش کار کنند ولی ‌به اين مفهوم نيست که با رژيم از نظر سياسی و عقيدتی‌ هم نظرند تازه با پيشرفت جامعه از نظر علمی ‌و صنعتی‌ اين دو گروه زودتر از همه از خرافات مذهبی‌ و حتی ‌خود مذهب صرفنظر خواهند کرد که بسياری مدتهاست اين فاز را طی‌ کرده اند.
در داخل ارتش و سپاه پاسداران هم اين مسئله صادق است هردوی‌اين نيروها در ساخت و ساز کشور فعالانه سهيم هستند و دير يا زود با آشنايی‌ به تواناييهای ‌تکنيکی و اقتصادی‌ چه از نظر کاری ‌و چه از نظر عقيده مذهبی‌ بسرعت تغيير خواهند کرد و همانند دوگروه فوق خواهان شرکت در اداره کشور و سرنوشت سياسی آن خواهند شد تنها بخش کوچکی ‌از ‌اين نيروها آنهم در بخش رهبری‌ شايد تامدت بيشتری بر مواضع خود با توجه به موقعيت شغلی پافشاری ‌کنند و خط ولايت فقيه را بخوانند ولی رژيم بهچوجه قادر نيست اکثريت بدنه اين نيرو ها را با خود داشته باشد.
بافت اقتصادی ‌و اجتماعی‌ بسرعت در حال تغيير و تحول است که در پی خود قشربنديهای‌ تازه را بوجود می آورد که قانون منديهای ‌تکاملی ‌خود را خارج از تصور رژيم طی کرده و منتظر نخواهد ماند تا ولايت فقيه با تفکرات چند صد ساله برای‌آنها تعيين تکليف کند از همين حالاهم بخوبی ‌ميشود ديد که نيروهای ‌مذهبی ‌مخصوصا طرفداران ولايت فقيه بزرگترين مانع پيشرفت در همه زمينه ها هستند اين موضوع را تمامی دست اندرکاران اقتصادی ‌در ايران با عريانی ‌تمام مطرح ميکنند.

نقش اپوزيسون در انتخابات

وضعيت اقتصادی ‌و اجتماعی ‌ايران و موانعی ‌که رژيم ولايت فقيه و ديگر نيروهای‌ ‌مذهبی‌ در راه وحدت ملی ‌و پيشرفت اقتصادی ‌و بهتر شدن روابط ما با جهان خارج ايجاد ميکنند بدان مفهوم نيست که آنها آزادانه و داوطلبانه قدرت را واگذار کرده ويا حاضرند قدرت را همانطور که با طرح شعار اتحاد ملی مطرح کردند با ديگر نيروها شريک کنند وقتی ‌رژيمی‌ طرفداران سرسخت خود را براحتی‌از سر راه بر ميدارد نبايد انتظار داشت با مخالفان مدارا کند .
رژيم ولايت فقيه با عملکرد چند سال اخير و از زمانی ‌که در صدد يکپارچه کردن خود آنهم با نيروی ‌نظامی ‌بر آمد وارد فاز جدايی‌ کامل از مردم شده و تکيه گاه اصلی ‌خود را از دست داده است وهمانطور که اين انتخابات نشان ميدهد تنها قادر است با دادن رشوه و تهديد مردم را وادار به شرکت در انتخابات کند.
بنابراين بايد خواست ها و نظراتی ‌که با منافع ملی‌ و مردم کشور سازگاری دارد به رژيم تحميل کرد حتی ‌بايد رژيم را وادار کرد تا نظرات اقليت ها را بعنوان حق و حقوق برسميت بشناسد.
تحريم انتخابات از همان ابتدا تاکتيک درستی نبود همانطور که شرکت کردن در انتخابات بمعنی‌ پذيرش و يا قبول هيچ سيستمی و يا حکومتی ‌نيست از نظر تاريخی‌ همواره نيروهای‌ مخالف حکومتها ی‌ايران بدون بررسی توازن قوا و امکانات بالقوه سازمانی ‌و يا تشکيلاتی‌ در صدد همسان قرار دادن خود با نيروهای ‌حاکم بودند در واقع با تاکتيک برد يا باخت کامل و از صحنه خارج شدن وارد ميدان شده اند معلوم است که در چنين شرايطی نيروی ‌برتر از همه ابزار قدرت استفاده کرده و نيروی‌ مخالف را از سر راه بر خواهد داشت.
ضعف اپوزيسيون در تاريخ صد ساله مبارزاتی ‌مردم ايران همواره نداشتن استراتژی‌ و تاکتيک لازم برای ‌پيشبرد سياستهای ‌خود بوده است اگر هدف روشن نباشد چگونه ميتوان روش مناسب را برای ‌حصول به آن بکار گرفت و يا اگر هدف سرنگونی ‌رژيم جمهوری‌اسلامی ‌است ابزار آن چيست آيا ايجاد سازمان و يا تشکيلات ، ايجاد جبهه با نيروهای ديگر ، شرکت در انتخابات ، تدارک برای‌ جلب توده هايی ‌که حکومت را قبول ندارند ، تعيين مراحل پيشبرد استراتژی و ... نبايد در دستور کار قرار گيرد؟.
همين انتخابات نشان ميدهد که رژيم ولايت فقيه برای‌انتخابات مجبور شده است از ابزار سرکوب استفاده کند تا انتخابات را بخورد جهانيان بدهد رژيمی‌ که خود تشکيلاتهای ‌خود را ضعيف کرده و از بين برده است آيا شرايط مساعدی ‌برای‌ وارد شدن ما بصحنه را فراهم نکرده است؟.
اپوزيسون در اين شرايط مساعد بخوبی ‌ميتوانست وارد صحنه شود همين کار را جبهه ملی ‌ايران و نهضت آزادی در ايران ‌کرده اند چه خوب بود طيف مليون ، چپ ها ، ملی مذهبی ها و نمايندگان مليتهای‌‌ايران در خارج کشور همين کاررا ميکردند بدون آنکه پرنسيب های‌ خود را زير پا بگذارند از طرف ديگر وارد گفتگو با هم ميشدند و نقاط مشترک را فرموله ميکردند و با هدف شرکت فعالانه در انتخابات با همکاری‌اپوزيسيون داخل کشور خود را به رژيم تحميل می کردند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

نيروهای‌ سياسی اگر شرايط حساس کشور ورژيم حاکم و منطقه را تحليل نکنند و جرات به تغيير تاکتيک برای ‌رسيدن به استراتژی‌ خود نداشته باشند اساسا نيروی ‌سياسی نيستند نه الآن و نه صد سال ديگر برای ‌جامعه ايران و هر جامعه ديگری‌ بجز شرکت فعال در تمامی ‌پروسه های‌ جامعه از جمله انتخابات هيچ راه ديگری‌ ‌وجود ندارد مگر کشور در اشغال يک نيروی ‌متجاوز خارجی ‌قرار داشته باشد .
کشور ايران متعلق بهمه ايرانيان است اين حق هر ايرانی‌است که در سرنوشت کشور خود سهيم باشد ‌نه جمهوری‌اسلامی ‌و نه هيچ حکومتی ‌در آينده نميتواند حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را از ما بگيرد و هيچ حکومتی‌ ‌نميتواند همه مردم را وادار کند رژيم و ايدئولوژی آنرا الزاما بپذيرد.
در اين شرايط حساس و تاريخی‌ و با توجه به جنبش بزرگ مردم ايران که سراسر کشور را در نورديده وقت آن رسيده است تا نيروهای ‌مخالف نظام ضد دمکراتيک ولايت فقيه بدور از ملاحظات سياسی و پليميکی و با در نظر گرفتن واقعيات موجود وارد صحنه شوند و با مليون ها مرد م ايران در هم آميزند و نماينگان خود را به رژيم تحميل کنند.
مردم خوب ايران در انتظار تحولی ‌بزرگ در سرنوشت خود وکشور هستند با دور انديشی و شهامت سياسی که لازمه شرايط حساس تاريخی‌است به آغوش مردم زحمتکش باز گرديم و نگزاريم يکبار ديگر رژيم ولايت فقيه افسار مجلس و در پی آن قدرت اجرايی ‌وقدرت قضائيه را به انحصار خود در آورد رژيم ولايت فقيه شايسته مردم متمدن و با فرهنگ ايران نيست با وجود مليون ها تحصيل کرده درايران که کوله بار تجارب علمی‌ را با خود حمل ميکنند اين بی ‌احترامی ‌مطلق به فرد فرد مردم ايران است که ولی ‌فقيهی‌ همانند خامنه ای آنهم در عصرارتباطات مدرن و در قرن بيست و يکم افسار کشور را دردست داشته باشد و با قوانين ۱۴۰۰ سال پيش بر مردم حکومت کند.
رژيم ولايت فقيه از امکانات مالی‌ کشور که متعلق بمردم است برای ‌تبليغ خرافات مذهبی‌ وايجاد تفرقه بين مذاهب مختلف و مخالفت با نيروهای مدرن و مترقی‌ و احزاب و سازمان ها استفاده کرده که وسعت آن دامن تمامی ‌اقشار و طبقات مردم را گرفته و عملا تضادهای‌ داخلی‌ ‌را دامن می زند که براحتی‌ ‌ميتواند زمينه ساز سوء استفاده نيروهای‌ استعماری ‌قرار گيرد با شرکت فعال در تمامی ‌پروسه های جامعه به دمکراتيزه کردن ايران شتاب بخشيم و ولايت فقيه را بتاريخ بسپاريم .

م. راد

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'اپوزيسيون و انتخابات دوره هشتم مجلس، م. راد' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016