حرفم را از روزنامه نگاری شروع می کنم که حالا در ميان ما نيست اما از آن دسته روزنامه نگارانی بود که به خاطر پوشش اخبار زنان کتک خورد. همان سالی را می گويم که هشتم مارس،روز جهانی زن در پارک لاله برگزار شد و مريم نوربخش ماسوله که برای پوشش خبری آنجا رفته بود مورد ضرب و شتم قرار گرفت و تا يک هفته درد را در بدنش حس کرد.
اين تجربه هايی است که زنان خبرنگار در هر يک از تجمع ها و تحصن های چند ساله اخير زنان داشته اند. بنابراين انعکاس اخبار زنان و آنچه به عنوان خبر نهايی در صفحات کاغذی روزنامه ها می بينيم تمام واقعيت نيست.
حاکميت گفتمان مردانه در اين حوزه خودش را فاش می کند و نقد اين گفتمان را بر نمی تابد و سعی می کند در انعکاس آن اخلال ايجاد کند. خبرنگاران و روزنامه نگاران حوزه زنان بيش از حوزه های خبری ديگر طعم سانسور و حتی نگاه تمسخرآميز اطرافيان را حس می کنند.
خبرنگارانی که در اين حوزه کار می کنند با فشار مضاعفی مواجه اند که تنها علاقه و دغدغه داشتن سبب می شود که اين دختران و زنان در اين حوزه بمانند و کار کنند. می گويم زنان و دختران ، چون در نشست های خبری موضوع زنان هيچ خبرنگار مردی به هر دليلی حضور ندارد و يا حداقل در فعاليت چند ساله ام کمتر مردی را ديده ام که در نشست های خاص زنان حتی در مرکز دولتی از جمله در مرکز مشارکت زنان و ... حضور داشته باشد.
در بعضی از حوزه ها اجازه ورود نداريم .مثلا در طرح جمع آوری اراذل و اوباش نه تنها از خبرنگاران زن نپرسيدند که آيا تمايلی به شرکت درپوشش خبری اجرای اين طرح را دارند يا نه ،حتی اجازه حضور هم داده نشد به اين بهانه که اين طرح خطر دارد و زمان جمع آوری اراذل و اوباش هم نيمه های شب آغاز می شود و حضور يک زن در اين ساعت شب درست نيست .
هر چند اين نوع نگاه در حوزه های نيروی انتظامی و قضايی پر رنگ تر از بقيه حوزه هاست.اما مسئولان روزنامه ها هم اين نگاه را که شب ها برای تهيه گزارش برای زنان امن نيست دارند. چند وقت پيش قرار بود با زنی مصاحبه کنم که شب ها با خودرو زباله در تهران کار می کرد و شب های تهران هم که معروف است و همکاران دائما تاکيد می کردند که حتما يک عکاس آقا همراهم باشد.
اين نگاه جدا از فضای کلی جامعه در بيشتر مردان و البته زنانی ديده می شود که معتقدند هنوز زنان در محيط های نا امن آسيب پذيرترند و کارهای سخت و خطرناک مال مردان است.
تجربه های جنگ در کشورهای همسايه( منظورم عراق و افغانستان است) هم اين را نشان داده که ترجيح بر اين است مردان برای پوشش اخبار جنگ به ميدان بروند و حتی از زنان پرسيده نشد که آيا شما دلتان می خواهد به اين کشورها برويد يا نه؟ و حتی در برابر زنان داوطلب هم مقاومت می شد.آنها هم که رفتند پس از جنگ و دعواهای فراوان با مسئولان روزنامه شان موفق شدند که بروند.
جدای مشکلات پوشش اخبار، کسانی که در اين حوزه کار می کنند مشکل برخورد اطرافيان و به ويژه همکاران را دارند. آنان معمولا موضوع زنان را يا کم اهميت می دانند و يا هميشه نگاه تحقيرآميزی به آن دارند.
يکی از همکاران با صدای بلند در تحريريه فرياد می زند:"من ضد زنم" و شروع می کند به انتقاد عليه فمنيسم و فعالان اين حوزه. بدون آنکه بداند فمنيسم برتری زنان را نمی خواهد و تنها به دنبال برابری زنان و مردان است. اما نگاه مردسالارانه حاکم در جامعه که مطبوعات هم از آن مستثنی نيست نمی تواند بپذيرد که ما نه قصد جداسازی جنسيتی را داريم و نه اعتقاد به برتری زنان .
حاکميت گفتمان مردانه در مطبوعات موجب شده که بسياری از سر دبيران و دبيران سرويس موضوع زنان را ناديده می گيرند و تلاش های ما برای تيتر شدن و يا حداقل برای صفحه اول آمدن بی نتيجه می گذارند.
هر چند ما الان در تنها روزنامه ای(يعنی سرمايه) کار می کنيم که سه روز در هفته صفحه زنان دارد و ما با تلاش توانستيم انتشار صفحه زنان را از يک روز در هفته به سه روز برسانيم. ما با تلاش مان می خواستيم نشان دهيم که اگر صفحه ای هم مختص مسائل زنان می شود به معنی اين نيست که صفحه های ديگر از مسائل زنان غافل باشد و حتی اين تلاش ها نشان داد که اخبار مربوط به زنان به آشپزی و خانه داری و مادری کردن صرف محدود نمی شود و زنان هم مثل مردان می توانند در محيط بيرون از خانه پا به پای مردان و گاه موفق تر از آنها عمل کنند. همان طور که ما زنان موفق بسياری را در عرصه اقتصاد شناسايی کرديم و از اين زنان نوشتيم که در عرصه های به اصطلاح مردانه تلاش می کنند.
سانسور هم يکی ديگر از مشکلات ماست. بسياری از اخبار اين حوزه را نبايد در روزنامه هايمان بنويسيم .ديگر فهميده ايم که نبايد درباره خشونت عليه زنان ايران بنويسيم و يا تجاوز و قتل های ناموسی از ديگر خط قرمزهای مان است.
اين نداشتن حساسيت جنسيتی تنها در مردان نيست و بسياری از همکاران هم جنس مان هم مسئله زنان را جدی نمی گيرند. ومی خواهند اين را القا کنند که کارتان جدی نيست و همين موضوع باعث می شود که من وهمکارانم در اين حوزه برای ادامه کار مصمم تر شويم.
*اين متن سخنرانی است که در نشست اعتراض به دستگيری مريم حسين خواه و جلوه جواهری در انجمن صنفی روزنامه نگاران ارائه شد.