سه شنبه 7 خرداد 1387

وقتی واقعيت خبر چند دور بچرخد! آرش سيگارچی

آرش سيگارچی
روايت رسانه های دنيا از گزارش سه ماهه آژانس بين المللی انرژی اتمی در باره ايران و انعکاس آن در رسانه های داخلی جالب توجه است. در روزهای اخير مقاماتی چون سخنگوی دولت و همچنين دو مشاور رسانه ای احمدی نژاد بر وجود آزادی بيان در ايران تاکيد داشته اند. به نظر شما اگر مطبوعات آزادی عمل داشته باشند اين گونه به راحتی اجازه خواهند داد گزارش يک نهاد بين المللی وارونه در داخل منعکس شود؟!

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

روايتی از عهد ناصری (يا شايد هم رضا شاه پهلوی) است که سربازی به حقوق کم خود شکايت به نزد شاه برد. شاه تدبيری کرد و تمام امرای ارتش را فراخواند. به دست خود قالب "يخ" بزرگی که نيم تنه يک آدم بود به دست سپهسالار ارشد ارتش داد و از او خواست دست به دست در پی هر سلسله مراتب نظامی ، يخ را به مقام زير دست برساند. سپهسالار ارشد يخ را پس از طمانينه ای به دست قايم مقام خود سپرد. مقام محترم قايم مقام آن را به سپهسالار ارتش داد و طرفه آنکه وقتی هر مقامی از مافوق به زير دست يخ را می سپرد ، گويی "در"ی به دست رسيده مدت طمانينه ای بيش از پيش صرف آن می شد. اينچنين تکه يخ بزرگ در عرص ساعتی به مقام ارشد سرباز رسيد که البته ذره ای از آن تنها مانده بود و بعد از معاينه آنچه به دست ارشد سرباز رسيده بود ، مقام محترم آنچه که جز ذره ای آب نبود ، به دست سرباز داد. تدبير شاه جالب بود.
حکايت يخ و سرباز حکايت "خبر" و "مردم" ماست. خبر در محل رويداد اتفاق می افتد آنقدر دست به دست می شود آنقدر سياست و کياست و حماقت و هر چه که فکر کنيد بر آن می رود تا به دست مخاطب برسد.
راه دراز کلام را رفتم تا به اينجا برسم که ديروز آژانس بين المللی انرژی اتمی به روال هر سه ماه در ميان گزارش ديگری صادر کرد که نگاهی به روايت رسانه های دنيا و انعکاس آن در رسانه های داخلی جالب توجه است.
ديروز من در برنامه "تفسير خبر" صدای آمريکا مهمان دوستم "سيامک دهقانپور" بودم. بخش اول برنامه به مصاحبه ايشان با نماينده آمريکا در آژانس در مورد اين گزارش بود . به طور طبيعی بعد از مصاحبه خودم ، سريع به خانه آمدم . اول قصد داشتم بعد از مصاحبه و بعد از مراسم Memorial Day که روز يادبود سربازان کشته شده در جنگ های آمريکا است ، به ميدان بزرگ شهر بروم که گويا گروهای معروف موسيقی اجرا داشتند اما ترجيح دادم به جای اينکار به خانه بيايم و خبر مهم اين گزارش را پی بگيرم.
اولين سايتی که نگاه کردم "راديو فردا" بود. گزارش را در حداقل زمان ترجمه کرده بود و تيتر زده بود:
- ابراز «نگرانی جدی» آژانس از تحقيقات نظامی - اتمی ايران (گزارش را اينجا بخوانيد)
با دقت گزارش را خواندم. بخش های مهمی از گزارش البرادعی را روايت کرده که البته اگر در تيتر "نگرانی جدی" را به همان "نگرانی" بسنده می کرد کاملا بی طرفانه خبر را تنظيم کرده بود. ترجيح دادم به سايت های ديگر مراجعه کنم. هر چه باشد جمهوری اسلامی مدعی است راديو فردا بودجه اش از سازمان سيا تامين می شود!
به سراغ راديو زمانه می روم. سايت راديو زمانه از جمله سايت های خبری خوب و بی طرف است. تيتر خبرش شبيه راديو فرداست و فقط کلمه "جدی" آن را همراه ندارد که به نظر من بهتر هم هست که نداشته باشد:
- نگرانی آژانس از فعاليت‌های هسته‌ای ايران (گزارش را اينجا بخوانيد)
گزارش به دقت تنظيم شده و اعتراف می کنم کاملا بی طرفانه تنظيم شده است. با اين حال اگر خواننده ثابت ستون "خبر ويژه" روزنامه کيهان داخل ايران باشيد ، حتما می دانيد که جمهوری اسلامی معتقد است که راديو زمانه با پول صيهونيست های هلندی اداره می شود.
خب به سراغ يک رسانه ديگر می روم. سايت فارسی بی بی سی که اغلب ما روزنامه نگارها برای تلاش اين رسانه برای بی طرف بودن احترام قائليم. توجه کنيد نگفتم بی طرف ، گفتم "تلاش اش برای بی طرفی".
بی بی سی تيتر يک گزارش خود را به نقل قولی از البرادعی اختصاص داده است و نوشته است:
- 'ايران درباره برنامه هسته‌ای خود اطلاعات نمی‌دهد' (گزارش را اينجا بخوانيد)
اين تيتر چند نکته دارد. اول اينکه معمولا برای جلوگيری از قضاوت در تيتر زدن و گمراه کردن مخاطب گاهی خبر نويس يا رسانه ترجيح می دهد بجای استفاده از واژه هايی چون "نگرانی" يا "نگرانی جدی" می تواند از يک نقل قول استفاده کند که اين نقل قول مخاطب را متوجه خبر کند. البته از اين هم نبايد گذشت که بی بی سی کمی محافظه کارانه تيتر را به اظهار نظر البرادعی اختصاص داده است. بقول دوستی ، "شايد خواسته در آستانه راه اندازی تلويزيون فارسی اش ، دل مسوولان ايرانی را بدست بياورد". اين حرف دوست مان را نمی پذيرم. حتما صحبت های اخير يکی از مسوولان بی بی سی در اصفهان را شنيده ايد.
با اين حال فکر می کنم بهتر بود بی بی سی هم تيتر نقل قولی نمی زد. ما وقتی برای يک خبر نقل قول می زنيم که نقل قول يک اظهار نظر طلايی و ويژه باشد حال آنکه برادعی سخنی نگفته بلکه يک گزارش تخصصی را در اختيار رسانه ها قرار داده است.
حال که قصه به اينجا رسيد زمزمه هايی می شنوم که می گويد "کار ، کار انگليسی هاست". بنابراين دست و جانم را می شورم و دل به دريا می زنم.
آنچه در اين ميان خواندنی بود اينکه اين گزارش به اعضای آژانس و همچنين ۱۵ عضو شورای امنيت خبر داده که ايران همکاری نمی کند و اگر می توانيد ايران را به روشی –که احتمالا تحريم بيشتر خواهد بود – مجبور کنيد که از غنی سازی دست بردارد.
هر چه باشد "از صدای سخن عشق نديدم خوشتر". سر به رسانه های داخلی می زنم.اولين رسانه ای که خبرش را مرور می کنم خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) است:
- با وجود فشارهای شديد آمريکا، البرداعی برای دوازدهمين بار عدم انحراف برنامه‌های هسته‌يی ايران را اعلام کرد (گزارش را اينجا بخوانيد)
خبرگزاری ايسنا که متن خلاصه ای از گزارش را منعکس کرده تمام نکاتی را که سه رسانه قبلی ديده اند را ناديده گرفته و به تعداد گزارش های البرادعی به آژانس تا کنون (۱۲ بار) نوشته که دوازده بار است که آژانس گفته ايران انحراف نداشته است. فارغ از راستی يا دروغی اين ادعا ، سوال اين است : پس چرا در پی اين ۱۲ بار اعتراف به "عدم انحراف ايران" پرونده ايران تاکنون نه تنها به شورای امنيت ارجاع شده بلکه تا به حال جمهوری اسلامی ۴ مرتبه تحريم شده است؟!
البته يک نکته ديگر در خبر ايسنا نهفته که قابل توجه است. ايسنا نوشته است: البرداعی گزارشش را درباره ايران "تحت فشارهای شديد آمريکا و برخی ديگر از کشورهای اروپايی" کرده است. نکته مهم اين است که ايسنا برای بيان اين "فشار" هيچ دليل و مدرکی ارايه نداده است!
ايسنا زمانی بهترين رسانه کشور بود که بعد از آمدن خبرگزاری کار ايران (ايلنا) افت کرد. الان هم که با حضور دولت حکايت از آن می شود که بودجه اين خبرگزاری کم شده است تا به اين ترتيب مهار ايسنا در دست دولت باشد.
از ايسنا می گذرم و به خبرگزاری مهر می رسم که خبر گزارش البرادعی را اينگونه تيتر زده است:
- تائيد صلح آميز بودن فعاليتهای هسته ای ايران برای دوازدهمين بار (گزارش را اينجا بخوانيد)
گزارش مهر تنها با ايسنا اين تفاوت را دارد که اولا کامل تر است و ثانيا اظهار نظر در مورد اينکه آمريکا و دول اروپايی فشار آورده اند را به نقل از "يک منبع آگاه" نقل کرده است. ايسنا کار جالب ديگری کرده و آن مصاحبه با سلطانيه ، نماينده ايران در آژانس است که فکر می کنم در کنار صرف اين همه انرژی ، بهتر بود متن کامل گزارش را نيز ترجمه می کرد تا خوانندگان بی طرفانه به حقيقت پی ببرند.
اما خبرگزاری فارس که يک خبرگزاری اصولگراست و معمولا ما روزنامه نگارها اين خبرگزاری را به کيهان خبرگزاری ها می شناسيم. فارس متن گزارش را عينا (البته با کمی تغيير) ترجمه کرده است و آن را در سه قسمت البته با تيتر دلخواه خود منعکس کرده است:
- متن کامل گزارش محمد البرادعی درباره ايران (۱) همه آبشارهای نصب شده ايران تحت نظارت آژانس قرار دارد (گزارش را اينجا بخوانيد)
- متن کامل گزارش البرادعی (۲) مدارک ارائه‌شده توسط اروپائيها درباره برنامه هسته ای ايران معتبر نيست (گزارش را اينجا بخوانيد)
- متن کامل گزارش البرادعی (۳) آژانس هيچگونه فعاليت هسته‌ای در "پارچين" پيدا نکرد (گزارش را اينجا بخوانيد)
همانطور که می بينيد ، خبرگزاری فارس سه بخش گزارش را با تيتر های مطلوب روايت کرده حال آنکه بخشی از واقعيت در خبر وجود دارد که خبرگزاری فارس آنها را ناديده گرفته است.
همانطور که می بينيد خبر از رويداد تا انتشار توسط خبرگزاری های داخل متحمل تغييراتی شده است. حال سوال پيش می آيد چطور خبرگزاری ها اينکار را می کنند حال آنکه امروز با حضور اينترنت و دستيابی به اطلاعات آزاد ، دست شان زود رو می شود. اتفاقا هنر رسانه های داخل در همين است. آنکه به خبرگزاری ها توصيه می کند چگونه خبرها را تنظيم کنند فکرش را کرده است. وقتی شورای امنيت ملی دو ماه پيش به نشريات و خبرگزاری ها ابلاغ می کند چگونه خبر را در جهت "حفظ امنيت ملی" بنويسند به اين خبرگزاری ها هم ياد داده که با ابزارهايی چون نقل قول از يک مقام آگاه و مطلع ، زمينه سازی را برای خنثی کردن تاثير خبر رسانه های بين المللی کم کند.
اينچنين است که ساعات نهايی شب گذشته خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی ايران ناگهان بعد از چند خبر نيم بند از خبرگزاری های داخلی ديگر ، رسما می نويسد :
- گزارش البرادعی از کارشکنی های آمريکا خبر می دهد (گزارش را اينجا بخوانيد)
خبرگزاری جمهوری اسلامی اينچنين مستقيم از وين (محل آژانس) گزارش می دهد : گزارش تازه "محمد البرادعی " مديرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی درباره ايران، از کارشکنی های ايالات متحده در روند فعاليتهای ايران و آژانس خبر می دهد.

***

در روزهای اخير مقاماتی چون سخنگوی دولت و همچنين دو مشاور رسانه ای احمدی نژاد بر وجود آزادی بيان در ايران تاکيد داشته اند. به نظر شما اگر مطبوعات آزادی عمل داشته باشند اينگونه به راحتی اجازه خواهند داد گزارش يک نهاد بين المللی وارونه در داخل منعکس شود؟!

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'وقتی واقعيت خبر چند دور بچرخد! آرش سيگارچی' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016