شنبه 3 آبان 1382

الهه بخت، علی رضا حقيقي

شيرين عبادي
در يكي از روزهاي سرد ماه نوامبر 96 در فرودگاه جان اف كندي نيويورك، مامور اداره مهاجرت آمريكا، به قيافه مسافر نگاه كرد سوالاتي از او پرسيد و آن گاه چون به او مظنون شده بود از او خواست كه به اتاق انگشت نگاري مراجعه كند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

از انگشت نگاري در فرودگاه جان اف كندي تا جايزه صلح نوبل در اسلو

[email protected]

در يكي از روزهاي سرد ماه نوامبر 1996(آذر1375)در فرودگاه جان اف كندي نيويورك ، مامور اداره مهاجرت آمريكا ، پاسپورت نخستين ايراني غيرمقيم را كه وارد فرودگاه شده بود نگاه داشت، به قيافه مسافر نگاه كرد سوالاتي از او پرسيد و آن گاه چون به او مظنون شده بود از او خواست كه به اتاق انگشت نگاري مراجعه كند.
اين مامور در صدد اجراي قانون جديدي بود كه مدتي پيش از آن در خصوص انگشت نگاري ايرانيان ،‌ از تصويب كنگره آمريكا گذشته بود و به موجب آن به مامورين اداره مهاجرت اجازه داده مي شد كه از هر مسافر ايراني كه به نظر آنها مشكوك به نظر مي رسيد و يا ظن فعاليتهاي تروريستي در مورد آنها وجود داشت انگشت نگاري به عمل آورند.
اين قانون در آن روز براي نخستين بار در مورد اين مسافر ايراني كه يك زن 50 ساله بود اجرا شد. اين خانم در آن زمان انگليسي نمي دانست و وحشت زده شده بود سعي كرد با نشان دادن دعوت نامه خود كه از طرف يكي از موسسات معتبر آمريكا بود به مامور مزبور توضيح دهد كه براي دريافت جايزه آن موسسه به آمريكا آمده است . اما مامور در جواب توضيح داد كه اين مسايل به ما ربطي ندارد و شما بايد انگشت نگاري شويد ، آن خانم از مامور خواست كه لااقل اجازه دهند با ميزبان خود كه در فرودگاه منتظر اوست تماس تلفني بگيرد كه با پاسخ منفي روبرو شد.آن گاه او را به اتاقي راهنمايي كردند كه عدةاي با غل و زنجير به دست و پا در آنجا نشسته بودند . اين خانم كه اتفاقا وكيل هم بود از اين صحنه وحشت زده و نگران شده بود. او دو ساعت در اين حالت باقي ماند تا توانست پس از انگشت نگاري از آن اتاق و محوطه فرودگاه خارج شود و به ميزبان خود بپيوندد كه او هم با نگرانی منتظرش بود.
طنز بزرگ تاريخ در آن نهفته بود كه آن مامور نمي دانست كه مسافري كه به ظن فعاليتهاي تروريستي از سوي او انگشت نگاري شده هفت سال بعد دريافت كننده پيام شادباش از سوي رييس جمهور و وزير خارجه آمريكا خواهد بود. او الهه بختی را كه بر شانه هاي آن خانم نشسته بود نديد . ان زن كسي جز شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل نبود كه هفت سال پيش به دعوت سازمان ديده بان حقوق بشر براي دريافت جايزه هلمن هامت به آمريكا مسافرت كرده بود و ميزبان او نيز خانم الهه هيكس بود. خانم شيرين عبادي وحشت زده از اتفاقي كه برايش افتاده بود خبرداد . او نمي دانست كه چنين قانوني تصويب شده است و اصلا فكر نمي كرد هنگامي كه براي دريافت جايزه حقوق بشر دعوت شده است به امر قانون ضد تروريستي انگشت نگاري شود و متحمل تحقير و فشار رواني گردد. سازمان ديده بان حقوق بشر بلافاصله رسما به اداره مهاجرت آمريكا در مورد رفتار نا پسند ماموران اعتراض كرد
در اين ميان هم دولت ايران و هم اپوزيسيون خارج از كشور با سكوت نظارة گر اين قضيه بودند . در آن زمان سلطنت طلبها و مجاهدين خلق افرادي مانند عبادي را خائناني قلمداد مي كردند كه قصد ماله كشي برای چهره جمهوري اسلامي را دارند و رژیم با آزاد گذاشتن آنها براي رفت و آمد به خارج از كشور قصد بدنام كردن مخالفين را دارند و مي خواهند نشان دهند كه فعالين حقوق بشر به راحتي در ايران كار مي كنند . علاوه بر اين از نظر آنها انگشت نگاري ايرانيان کار مثبتی بود که موجب جلوگيري از ورود تروریستهاي جمهوري اسلامي به خاك آمريكا مي شد.
دولت ايران نيز بر خلاف تعهداتي كه در حمایت از حقوق شهروندانش دارد كاملا سكوت اختيار كرد. سفير ايران در سازمان ملل در آن زمان كه اكنون وزير خارجه مي باشد در مورد توهين و تحقير شهروندان ايران براي انگشت نگاري اعتراضي نكرد. علاوه بر اين در زمان وزارت دکتر ولایتی ونیز دولت اصلاحات حتي بر طبق شعار درست و اصولي عزت ، حكمت و مصلحت، ایران حاضر به مقابله به مثل درباره انگشت نگاري آمريكاييان عازم ایران نشد زيرا آنها فكر مي كردند كه انجام اين كار براي سفرهاي كارشناسان وزارت خارجه بة آمريكا و نیز ادامه تحصیل فرزندانشان در ان کشور تولید اشکال میکند. به این ترتیب بار دیگر منافع ملی و حیثیتی شهروندان ایرانی بخاطرمنافع شخصی و محافظه کاری مقامات وزارت امور خارجه قربانی شد، فقط چند سال بعد بود كه با انگشت نگاري يك هيات نيمه رسمي كه چند روحاني عضو آن بودند (حجت الاسلام رشاد ـ حجت الاسلام لاريجاني)‌، دولت ايران در اين مورد اعتراض رسمي كرد .
شايد اگر دولت ايران در آن روز در مورد توهيني كه به خانم عبادي شدة بود اعتراض كردة بود و از حقوق شهروندي وي دفاع كرده بود و عمل مقابله به مثل را بر طبق حقوق بین المللی انجام داده بود امروز جايزه صلح نوبل به او تعلق نمي گرفت. و علاوه براين دريافت جايزه به معناي مخالفت اروپا و غرب با جمهوري اسلامي مورد تفسير قرار نمي گرفت( 1).

جایزه صلح نوبل وسیاست خارجی امریکا
---------------------------------------------


بیان این واقعه در عین حال نمادی از تناقضهای درونی سیاسـت گذاری در امریکا را می رساند. سیاستی که به نظر می رسد برای شکار گنجشک از گلوله توپ استفاده می کند و برای دیدن وقایع دنیا عینکی به چشم دارد که شیشه های آن هرکدام از دیگری متفاوت است. در جایی چشم بر شکار عامدانه کودکان با گلوله تانک فرومی بندد و در جایی دیگر در بالاترین سطح رسمی به فعالین حقوق کودک پیام شادباش می فرستد.
اما ارسال پیام شادباش جرج بوش و کالین پاول برای خانم عبادی نشان از اهمیت موضوعی داشت که وزارت خارجه امریکا در مخالفت با نئوکانسرواتیوها از خود بروز داد. اگر سیاست گروه مزبور که رادیکالهای شکل دهنده هسته اصلی سیاست گذاری امریکا را در مورد خاورمیانه شکل می دهند ، مبتنی بر تغییر رژیم ایران می باشد، وزارت خارجه امریکا با نگاهی راهبردی تر و با توجه به مشکلات کنونی امریکا و عراق ترجیح می دهد سیاست چماق و هویج را برای
تغییر رفتار در مورد ایران دنبال کند. هرچند که هنوز میان هویج و چماق آن توازن برقرار نیست و چماق آن بسیار برجسته تر است.

سیاست خارجی اروپا و سکوت انگلستان
---------------------------------------------
پیام سیاسی نهفته در جایزه خانم عبادی ، بخشی از استراتژی اروپایی هارا در مورد ایران آشکار می سازد. در این میان سکوت انگلستان قابل تامل بود . دولت انگلستان(چه اقای بلر وچه اقای استرا) از ارسال پیام شادباش خودداری کردند.به نظرتحلیل گران دلائل متعددی برای این کار وجوددارد.نخست انکه از نظر مقامات وزارت خارجه مسئله حقوق بشر کم اهمییت ترین مشکل در روابط میان دو کشور محسوب میشود.ثا نیا دیپلماتها و خبرنگاران انگلیسی مقیم تهران


مانند جیم میورمعتقدند که قدرت بزودی به طور کامل در اختیارجناح محافظه کار قرار خواهد گرفت . بنا براین انگلستان باید تخم مرغهایش را در سبد محافظه کاران شرط بندی کندوحمایت از قضییه خانم عبادی موقعیت انها رادرایران تضعیف خواهد کرد.
اماهسته اصلی قدرتمند اتحادیه اروپا نگران انند که سیاستهای ایران در زمینه انرژی هسته ای، مسائل خاورمیانه و تنظیم مناسبات قدرت در داخل برای منافع امنیتی و استراتژیک امریکا، مشکلاتی ایجاد کند و بدین ترتیب بهانه های لازم را به دست "محافظه کاران نو" برای عراقیزه کردن ایران و تغییر رژیم آن بدهد. به همین خاطر آنها سعی کرده اند در مساله ایران از حالت انفعال خارج شوند و خود نقش هدایتی را بازی کنند. تحلیلگران اتحادیه اروپا به دولتمردان خود توصیه کرده اند که دلنگرانی آنها در حوزه مسائل بین المللی و دفاعی ایران، ربط وثیقی با تحولات درونی در ساختار قدرت ایران دارد. آنها معتقدند تجربه ده سال بعد از جنگ ایران و عراق به اروپا نشان داده است که تا نهادهای دموکراتیک در ایران قوام نیابد، روابط خارجی ایران همچنان ناسازگار و نامطمئن در ارتباط با منافع غرب خواهد بود.
اولتیماتوم های فرانسه و آلمان به ایران در مورد امضاء پروتکل الحاقی، بیانیه صریح اتحادیه اروپا در مورد مسائل حقوق بشر در ایران، و نیز پیام فوری تبریک ژاک شیراک و گرهارد شرور بعد از اعطاء جایزه صلح نوبل به خانم عبادی نشان از این دارد که اروپایی ها قصد دارند که فرصتی دیگر را برای ایران مهیا سازند تا به بازسازی و اصلاح سیاستهای داخلی و خارجی خود برای انطباق با نظام بین المللی بپردازد. در عین حال اعطاء این جایزه نشان می دهد که اروپایی ها از زاویه دیگری نیز به مسائل ایران نگاه می کنند. اگر در گذشته آنها فقط به تغییر نظرات سیاستمداران بسنده می کردند، اکنون به این نتیجه رسیده اند که تحولات بعد از حضور خاتمی در قدرت نشانگر آن است که جامعه مدنی در ایران به توانی بیش از گذشته دست یافته که در معادلات قدرت می تواند نقش بازی کند و زنان نیز برجسته ترین عنصر این تغییرات می باشند. بنابراین اروپایی ها درصددند در مسیر تقویت این نظر عمل کنند و آن را مورد حمایت قرار دهند. در عین حال آنها تمایلی به پشتیبانی از تغییرات رادیکال و جایگزینی سیستم با آلترناتیوهای بیرونی ندارند.

اروپا مایل است در منطقه متشنج خاورمیانه ، که به نوعی به محل منازعه میان اسلام و غرب نیز تبدیل شده است، فضای مسالمـت آمیزی ایجاد کند که با ترکیبی عقلانی و صلح آمیز از اسلام و دموکراسی، منافع استراتژیک خود را در رقابت با امریکا از دست ندهد. گسترش خشونت و بی ثباتی زمینه های افزایش حضور بزرگترین قدرت نظامی جهان یعنی امریکا را به خاطر حفظ صلح بین المللی و تضمین انتقال انرژی منطقه به جهان را فراهم می آورد. در چنین وضعیتی، تغییر نقشه جغرافیایی منطقه نیز مدنظر امریکا قرار خواهد گرفت.
بنابراین اروپایی ها مایلند همچنان که آنها این افق خطرناک را مورد ملاحظه قرار داده اند، کشورهای پرقدرت و تاثیرگذار منطقه نیز آن را مورد ملاحظه قرار دهند. آنها به خوبی می دانند که اگر خاتمی بر سر کار نیامده بود و اگر امید به تحقق اصلاحات تدریجی و مسالمت آمیز در ایران احیاء نشده بود، چنین جایزه سمبلیک و بااهمیتی را به یک زن ایرانی نمی دادند. به نظر می رسد آنها مانند فرانسیس فوکویاما نظریه پرداز امریکایی بر این باورند که انقلاب ایران رادیکالیسمی را در منطقه ایجاد کرد که فقط خود می تواند آن را به مسیر عقلانی دموکراتیک بازگرداند و این باید در مسیری درونزا محقق گردد.
ظاهراً اروپایی ها تلاش می کنند در پی ریزی امنیت منطقه و نیز تثبیت منافع استراتژیک خود الهه بختی را که بر شانه های ایران نشسته است ، ببینند. آیا دولتمردان ایرانی نیز فارغ از منازعات جناحی می توانند سنگینی حضورالهه بخت را بر شانه های خود احساس کنند؟

------------------------------------------------------------------------------------

1- چه حيف كه در كشور ما بر خلاف ديگران بايد آرزو كنيم كه با ما مانند خارجيها رفتار كنند و همان احترام و آزاديها يي كه خارجيها در رفت و آمد وارايه نظرات و چا پ مطالب خود در ایران ونیز پاسخگويي سريع دولت و قوه قضاييه در مورد جان ومال و حيثيت آنها و رعايت موازين حقوق بشر در مورد آنها دارند در مورد شهروندان ايراني نيز بة‌ كار ببرند .
سالها پيش در دانشكده حقوق و علوم سياسي از آيت...عميد زنجاني كه حقوق اساسي جمهوري اسلامي را درس مي داد پرسيدم در مباني ديني و قانوني جمهوري اسلامي مهمتر از حفظ نظام چه مصلحتي وجود دارد ، ايشان پاسخ دادند: حفظ كرامت انسان .
پاسخ زيبايي بود كة اگر در عمل رعايت مي شد نه خانم عبادي جايزه مي گرفت و نه من اين يادداشت را مي نوشتم .

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/645

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'الهه بخت، علی رضا حقيقي' لينک داده اند.

چند سال بعد لو جايزه‌ی صلح نوبل برد؛ مقاله‌ای از عليرضا حقيقی
http://news.gooya.com/politics/archives/000876.php
Hoder's Linkdooni
October 27, 2003 12:24 AM

Copyright: gooya.com 2016