
دنيس راس Denis Ross کارشناس آمريکايی مسائل خاورميانه در گفتگويی با روزنامه آلمانی دی ولت آنلاين (۱۳ ژوييه) به تحليل حساسيت مردم و دولت اسراييل نسبت به برنامه اتمی رژيم ايران میپردازد و معتقد است تحريمهای شديد و همکاری اروپا و آمريکا تنها راهيست که میتواند از ادامه اين برنامه جلوگيری کرده و مانع حمله نظامی به تأسيسات اتمی ايران شود که بی ترديد انجام خواهد شد زيرا اسراييل با يک ايران اتمی مطلقا کنار نخواهد آمد.
س: بنيامين نتانياهو رهبر حزب ليکود مرتب درباره عقبنشينی اسراييل از جنوب لبنان هشدار میداد و تأکيد میکرد در صورت اين عقبنشينی در آنجا خلأيی به وجود خواهد آمد که سبب سوء استفاده حزبالله و حماس خواهد شد. از زمانی که واقعا چنين شده، نتانياهو در نظرسنجیها از ديگران پيش افتاده است. آيا ممکن است نتانياهو به رياست دولت برسد و در اين صورت آيا آن دولت به ايران حمله خواهد کرد؟
ج: اگر همين امروز در اسراييل انتخابات برگزار شود، نتانياهو برنده خواهد شد. ولی نظرسنجیها در عين حال نشانگر ضعف دولت اولمرت نخست وزير کنونی و ضعف مزمن حزب کارگر نيز هست. اگر واقعا انتخاباتی برگزار شود، امکان برنده شدن نتانياهو تا حد زيادی به اين بستگی خواهد داشت که آيا اهود برک، که او نيز پيش از اين نخست وزير بود و قهرمان جنگ به شمار میرود و در حال حاضر وزير دفاع است، موفق خواهد شد اعتماد دولت و رهبران مجرب خويش را دوباره به دست آورد يا نه. در شرايط کنونی دولت موجود به طور کلی باثباتتر از آن است که فرض میشود چرا که نيمی از نمايندگان پارلمان در يک انتخابات جديد کرسیهای خود را از دست خواهند داد. مهمتر اما اين است که نتانياهو در مقايسه با ديگران چه روشی را در رابطه با ايران در پيش خواهد گرفت. احساس من اين است که در محافل مربوط به امنيت اسراييل همه بر اين عقيدهاند که نمیتوان با يک ايران مجهز به تسليحات اتمی زندگی کرد، چه با نتانياهو و چه بدون او.
س: ولی «خط قرمز» کجاست؟
ج: در اسراييل سخنان رييس جمهوری اسلامی ايران را بسيار جدی میگيرند. همين ماه پيش بود که احمدینژاد گفت: «شمارش معکوس نابودی رژيم صهيونيستی اسراييل آغاز شده است». حتی رفسنجانی رييس جمهوری اسلامی پيشين نيز که به عملگرا معروف است، چند سال پيش اظهار داشت برای نابودی اسراييل به يک بمب اتمی نياز هست. اکثريت قاطع نخبگان سياسی و نظامی اسراييل مايل است که بقيه جهان ايران را از راههای سياسی و يا وسايل ديگر متوقف کند. ولی اگر چنين نشود، اين فشار که بايد از قوه قهريه استفاده کرد، به شدت افزايش خواهد يافت. «خط قرمز» برای اسراييل اين نيست که ايران کی قادر خواهد شد به غنی سازی لازم اورانيوم برای توليد سلاح اتمی دست يابد. بلکه خط پايان در هجده ماه ديگر قرار دارد که در آن زمان سيستم دفاع موشکی ايران که در حال حاضر توسط روسيه نوسازی میشود، آماده خواهد شد. آنوقت است که موفقيت حمله هوايی به تأسيسات اتمی ايران به شدت مشکل خواهد شد. اگر مشکل برنامه اتمی حل نشود، هر چه به آن زمان نزديکتر شويم، به همان اندازه اين امکان که اسراييل خود را مجبور به حمله ببيند بيشتر خواهد بود. در حال حاضر ما بی چون و چرا به سوی يک حمله نظامی میرويم. ديپلماسی کند (اسلوموشن) غرب با پيشرفت سريع جمهوری اسلامی اصلا همخوانی ندارد.
س: چه اتفاقی در اين هجده ماه بايد روی دهد تا بتوان مانع وقوع جنگ شد؟
ج: در جبهه سياسی سه چيز بايد برای کشاندن اروپاييان به تحريم اقتصادی جدی عليه ايران روی دهد. به ويژه در رابطه با آلمان و ايتاليا که با تضمينهای اعتباری خود نقش کليدی برای نجات جمهوری اسلامی دارند.
نخست اينکه سعوديها بايد به اروپا فشار بياورند چرا که يک ايران اتمی خطر بزرگی برای عربستان سعودی است. عربستان نگران است که مبادا ايران با پنهان شدن پشت انرژی هستهای بتواند تمامی خاورميانه را زير فشار قرار دهد. سعوديها میتوانند با استفاده از نفوذ اقتصادی خود بر تصميمات بانکها و دولتهای اروپايی که با جمهوری اسلامی رابطه دارند، تأثير بگذارند.
دو، اسراييلیها بايد به اروپاييان بگويند: «اگر فکر میکنيد داريد مانع جنگ میشويد، بايد بدانيد که اشتباه میکنيد. شما بر خطر جنگ میافزاييد زيرا ما با يک ايران اتمی نمیتوانيم کنار بياييم».
سه، آمريکا بايد به اروپا پيوسته و گفتگوی مستقيم با ايران داشته باشد.
بسياری از اروپاييان خواستار اين هستند که آمريکا شرط توقف غنیسازی اورانيوم را توسط ايران کنار بگذارد. من موافق اين نظر نيستم که بايد اين شرط را کنار گذاشت، مگر به يک شرط ديگر: اگر من باشم، به اروپاييان خواهم گفت آمريکا اين شرط را خواهد پذيرفت به شرطی که اروپاييان کمربندهای نجات اقتصادی را همين الان و فورا از جمهوری اسلامی باز کنند. بسياری از اروپاييان از اين نگرانند که اگر آمريکا با آنها پشت يک ميز ننشيند، تحريمهای شديد ممکن است به جنگ بيانجامد. برای از ميان برداشتن اين نگرانی بايد آمريکا چيزی به اروپا بدهد و آن اين است که در مذاکرات با ايران شرکت کند.
س: بوش و پوتين اخيرا اعلام کردند میخواهند بر سر مسئله ايران همکاری کنند.
ج: اين همکاری حتما کمک خواهد کرد. جمهوری اسلامی روی روسيه به عنوان يک تضمين حساب میکرد که تحريمهای مؤثر در شورای امنيت سازمان ملل تصويب نشود. هر چه روسها بيشتر با جامعه جهانی همکاری کنند، تحريمهای سازمان ملل مؤثرتر خواهند بود. بايد ديد. ولی من میترسم حساب کردن روی سازمان ملل نيز به معنای يک ديپلماسی کند (اسلوموشن) باشد در حاليکه برنامه اتمی رژيم ايران همچنان با سرعت پيش میرود و اسراييل هم خودش را برای حمله آماده میکند.
س: چرا فکر میکنيد تحريمهای شديد سبب تغيير سياست ايران خواهد شد؟
ج: طبقه حاکم در ايران به دو گروه سرسخت که يکی فکر میکند با انزوا میتواند زندگی کند و ديگری که اينطور فکر نمیکند، تقسيم شده است. برای من حادثه گروگانگيری ملوانان انگليسی در چند ماه پيش روشنگر بود. سپاه پاسداران که با عوامل خود در نيروی دريايی اقدام به اين کار کرده بود نمی خواست بدون آنکه در ازای آن چيزی دريافت کند، آنها را آزاد نمايد. ولی چيزی به آنها نرسيد چرا که تصميم آزاد کردن گروگانها از بالا آمد. در نهايت ترازوی قدرت در ايران به سود کسانی سنگين خواهد شد که بخواهند مانع جنگ شده و فلاکت اقتصادی و ناآرامیهای اجتماعی را سامان بخشند. ببينيد اقدام متعادلی مانند سهميهبندی بنزين به چه ناآرامیهايی انجاميد. تحريمها بر اين ناآرامیها خواهند افزود. ما در راهی هستيم که به استفاده از قوه قهريه خواهد انجاميد. و ما اين را نمیخواهيم. راههای ديگری وجود دارد. ليکن زمان صبر نمیکند.