ايران و انتخابات رياست جمهوری آمريکا، م. راد
m.rad@gmx.net
چهل و پنجمين دوره انتخابات رياست جمهوری آمريکا که در۴ نوامبر امسال بر گزار ميشود از ويژگيهای بسياری بر خوردار است که فقط ميشود آنرا با دوران جان اف کندی در سالهای ۱۹۶۰ مقايسه کرد تنها فرق بزرگی که با آن دارد کانديداتوری باراک اوبامای آفريفايی تبار است که توانست بعنوان کانديدای حزب دمکرات گوی سبقت را از ديگر رقبای قدرتمند خود همانند خانم هيلری کلينتون بربايد. باراک اوباما در انتخابات پيش دوره ای رياست جمهوری از نظر تعداد آرا تا آنجا پيش رفت که حزب دمکرات تصميم گرفت او را کانديدای رياست جمهوری برای اين دوره معرفی کند .
اوباما در پروسه انتخابات پيش دوره ای با موانع بسيار زيادی مواجه شد و هربار مجبور شد تا سياستهای خود را با موازين سنتی آمريکا وفق دهد . اوباما از مخالفان سرسخت جنگ بر عليه عراق بود پيش از اين حزب دمکرات با شعار پايان جنگ در عراق و ادعای رفرم در بافت اقتصادی و اجتماعی آمريکا که در واقع سياست خارجی و اقتصادی دولت بوش را هدف گرفته بود موفق شده بود در انتخابات ميان دوره ای مجلسين آمريکا در هردو مجلس اکثريت نمايندگان را از آن خود کند.
آمريکا در شرايطی طی دوهفته آينده وارد انتخابات رياست جمهوری ميشود که :
- بحران اقتصادی سراسر آمريکا را فراگرفته و با وجود اقدامات عجولانه ای که سياستمداران آمريکا برای بيرون رفت از اين مخمصه اتخاذ کرده اند و بيش از ۷۰۰ ميليارددلار به بازار تزريق کرده اند نتوانسته اند بحران مالی را کنترل کند.
- دولت بوش طی هشت سال گذشته با سياست های نادرست آمريکا را در جهان گرفتار جنگ و ناامنی کرده که بيشتر از همه گريبان خود آمريکا را گرفته است . دولت بوش طی اين هشت سال بيش از ده هزار ميليارددلار بدهکاری برای مردم آمريکا ببار آورد که حداقل سه نسل آينده با ماليات خود بايد تاوان آنرا پرداخت کند.
- دولت بوش هرساله ۶۰۰ ميليارددلار بيش از در آمد مالياتی کشور که رغم آن ۲۲۸۶ ميلياردلاردر سال است هزينه کرده است که در تاريخ آمريکا سابقه نداشته است بودجه نظامی آمريکا در دولت بوش از ماليات دريافتی بيش از ۵۰۰ ميليارددلار در سال بوده که اين بودجه تا سال آينده به ۷۰۰ ميليارددلار خواهد رسيد.
- شرکتهای بزرگ صنعتی آمريکا همانند جنرال موتور ، فورد و کرايسلر با چنان بحران مالی مواجه شده اند که احتمال ورشکستگی آنها بسيار زياد است ادامه حيات اين شرکتها منوط به تزريق ميلياردها دلار پول به آنها و بخشودگی بدهکاری آنهاست که خود از سهمامداران عمده بانکهای ورشکست شده و بورس نيويورک هستند همين امروز خبرگزاريها گزارش دادند که جنرال موتور کمپانی کرايسلر را که در آستانه ورشکستگی است خريده و در خود ادغام خواهد کرد.
- شرکتهای بزرگ نظامی همانند جنرال دايناميک ، بوئينگ ، لاکهيد و ديگر شرکتهايی که در بخش نظامی فعال هستند و بزرگترين جناح حکومت دولت بوش را تشکيل ميدهند بشدت خواهان انتخاب مک کين در انتخابات هستند تا با ادامه جنگ در خارج از آمريکا زمينه حيات خود را تضمين کنند اين شرکتها روزانه بيش از ۳۰ مليون دلار برای انتخاب مک کين هزينه ميکنند.
- کسری موازنه تجاری و وام دريافتی دولت آنچنان زياد است که اگر حتی دولت موفق شود به کمک کشورهای ديگر همانند اروپا و آسيا اوضاع مالی را سروسامان بدهد باز قادر نخواهد شد آمريکا را به ثبات اقتصادی سوق دهد و حتی به سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ برساند.
- جنگ و جدال بين جناح های آمريکا که نمايندگان شرکتهای بزرگ خدماتی همانند بانکها ، بيمه ها ، بورسها ، شرکتهای بزرگ نظامی که همواره در حاکميت نقش تعيين کننده ای داشته و دارند ، شرکتهای بزرگ نفتی که طی دوازده سال گذشته بالاترين سودها را از آن خود کرده اند ونمايندگان تکنوکراتها و بوروکراتها که درصد آنها در آمريکا در حدود ۱۰ % است و بالاترين در آمد را بعداز شرکتها و صاحبان آنها از آن خود کرده اند بر سر سياست گزاری کشور همچنان ادامه دارد. همه اين گروه ها در شورای امنيت ملی آمريکا عضو بوده و تا کنون نتوانسته اند در مورد انتخاب دو کانديدای انتخاباتی تصميم استراتژيکی اتخاذ کنند.
- جناحهای جمهوريخواهان استدلال ميکنند که برنامه آنها در مورد خاورميانه و هژمونی آمريکا بر جهان تمام نشده و بشدت خواهان آنند که به آنها فرصت داده شود تا کار را به اتمام برسانند اين جناح که از پشتيبانی وسيع محافظه کاران آمريکا و جهان بر خوردار است هنوز ادعادارد که قادراست عظمت آمريکا را به آن باز گرداند و اجازه نخواهد داد تا تجربه جنگ جنوب شرقی آسيا بين سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۵ که منجر به شکست آمريکا شد تکرار شود .
- بسياری از کشورهای هم پيمان آمريکا از جمله کشورهای اروپايی ، ژاپن مخصوصا کشورهای شيخ نشين که منبع عظيم تامين مالی آمريکاهستند اعتماد خودرا نسبت به آمريکاو سياست اقتصادی آن و دلاراز دست داده اند همه اين کشورها تا حالا ميلياردها دلار متحمل خسارت شده و اعتبار و اعتماد مردم کشورهای خود را از دست داده اند. در بسياری از اين کشورها مردم با اعتماد به دولتهای پس اندازهای خود را چه بصورت خريد سهام و چه بصورت وديعه در اختيار دولت و بانکها قرار داده بودند که با بحران مالی اخيرديگر چيزی عايدشان نخواهد شد.
- در کنفرانس ۲۵ا ۲۴/ اکتبرهمين ماه کشورهای اروپايی و آسيايی در پکن ازآمريکا خواسته شده است تا با مسئوليت پذيری به مسائل اقتصادی و مالی بر خورد کند و خود راآماده کند تا زير کنترل يک سازمان مالی بين المللی قرار گيرد و از همه مهمتراز دولت آمريکا خواسته شده است از مسئولان بورس و بانکها ی آمريکا علت اين بحران را تحقيق و مسببين آنرا مورد مجازات قرار دهد و اجازه ندهد بدون پشتوانه مالی بانکها به خريد اوراق قرضه و فروش سهام دست بزنند .
مقايسه انتخاباتی اوباما و جان اف کندی
جان اف کندی ۴۶ ساله و کاتوليک از حزب دمکرات در سال ۱۹۶۱ زمانی رئيس جمهور آمريکا شد که اين کشورخود را از سال ۱۹۴۵ درست بعدازپايان جنگ جهانی دوم در گير جنگ در چين ( ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹) و جنگ کره ( ۱۹۵۰ تا۱۹۵۳) کرده بود که نتيجه آن شکست در هردو جنگ بود.
آمريکا با شروع دعوای قدرت بين رهبران شوروی پس از مرگ استالين که تا ۱۹۶۰ ادامه داشت بار ديگر از فرصت استفاده کرده و با کودتاهای پی درپی در بسياری از کشورها از جمله ايران وجنگ در جنوب شرقی آسيا خود را در گير کرده بود . کندی با شعار بازگشت به سنتهای آمريکا و پايان درگيری آمريکا در سطح جهان در شرايطی که در داخل کشور هنوز حق و حقوق سياه پوستان برسميت شناخته نشده بود وارد معرکه انتخاباتی شد که يکی از تم های آن برسميت شناختن حق وحقوق سياهپوستان در آمريکا بود.
کندی پس از بدست گرفتن قدرت تمامی قول و قرارها ووعده های حزب را فراموش کرد و ببهانه مبارزه با کمونيسم نيروهای نظامی آمريکا را در جنوب شرقی آسيا که کمتر از پنجاه هزار نفر بودند را به ۵۰۰.۰۰۰ افزايش داد و جنگ را در سراسر جنوب شرقی آسيا گسترش داد و در سه کشور ويتنام ، کامبوج و لائوس به جنگ تمام عيار دست زد کندی با اتخاذ اين سياست جنگی چنان شرايطی در منطقه آسيا بوجود آورد که پس از ترور وی در سال ۱۹۶۳ اين جنگ تا شکست قطعی آمريکا در سال ۱۹۷۵ ادامه پيداکرد و منجر به کشته شدن بيش از ۴۵۰۰۰ نفر سربازو ده هاهزارنفر مجروح آمريکايی شد در عين حال که آمريکا بيش از دوونيم مليون مردم سه کشور فوق را قتل و عام کرد. کندی در همان سالها ببهانه انتقال موشکهای روسی به کوبا آمريکا را تا پای جنگ اتمی با شوروی پيش برده بود که فشار افکار عمومی جهان آمريکا و شوروی را مجبور کرد تا بتوافق دست پيدا کنند که نتيجه آن برچيدن موشکهای آمريکا از خاک ترکيه و بر چيدن موشکهای شوروی از خاک کوبا بود.
باراک اوباما ی ۴۷ ساله فرزند حسين اوبامای مسلمان از قبيله لو (LUO ) کنيا و آن دوهام (Ann Duhan) دختريک خانواده مسيونار ( مبلغين مذهبی) سفيد پوست آمريکايی بنام مادلين و استانلی دوهان Madelyn und Stanley Duhan)) است که در هاوايی متولد شد باراک با خانواده دوهان مدت کوتاهی در هاوايی زندگی کرد و در سال ۱۹۶۷ با مادر خود آن دوهان که خود نيز يکی از همين مبلغين سرسخت مذهبی بود به اندونزی رفت و مدت پنج سال مقيم اين کشور شد باراک يک سال (۱۹۷۰۱۹۷۱/) آنرا به اصرار پدر خود در مدرسه اسلامی دولتی گذراند . خانواده دوهان عضو فعال کليسای اتحاديه کليساهای مسيحی ( United Church of Christ) بودند که بزرگترين کلسيای اوانگليستی آمريکاست.
باراک اوباما در سال ۱۹۷۹ بعداز پايان دبيرستان از هاوايی به لوس آنجلس واز آنجا به نيويورک ميرود و در آنجا رشته روابط بين المللی رادرسال ۱۹۸۳ به اتمام ميرساند وبعنوان مشاور اقتصادی دوسال هم در نيويورک کار ميکند ضمن آنکه هرگز دست از تبليغات مذهبی برای کليسای خود بر نميدارد باراک اوباما از طريق کليسا به شيکاگو فرستاده ميشود تادر بخش خدمات کلسيايی بفعاليت خود ادامه دهد ضمن آنکه چند واحد حقوقی را هم در دانشگاه ميگذراند که اجازه می يابد تا دريک دفتر حقوقی بعنوان وکيل مشغول کار شود .
باراک اوباما در تمام مراحل زندگی همچنان به کليسای خود وفادار ميماند و آنها هم با نفوذی که داشتند اوبامارا دوبار به سناتوری ايلينويز ميرسانند که دفعه اول تنها کانديدای اين مقام بوده است در ايلينويز همگان بر اين باورند که اوباما بطور اتفاقی سناتور شده است.

باراک اوباما به اتفاق خانم و آقای دوهان
باراک اوباما از سال ۱۹۹۰ بطور پيگير بنفع کانديداهای حزب دمکرات بفاليت های تبليغاتی دست زد که اوج آن در دوران کانديتاتوری جان کری (John Kerry) اتفاق افتاد چه سخنرانی اوباما در شهر بوستون باعث معروفيت وی در سطح کشور شد . اوباما در سالهای بعد برحملات خود بر عليه بوش و سياست های دولت وی افزود و خواهان آن شده بود تا دولت بوش تاريخ خروج نيروهای نظامی آمريکا از عراق را اعلام کند و بلاخره با مطرح کردن اتحاد ملی آمريکا با جنگی که بوش آنرا ادامه ميدهد در خطر است عملا از پشتيبانی بيشتر اعضاء حزب دمکرات و حتی تعداد زيادی از شخصيت های با نفوذ حزب جمهوريخواه بر خوردار ميشود . اوباما برای انتخابات رياست جمهوری خود اولين بار مطرح کرد که:
آمريکا نه آمريکای حزب دمکراتها و نه آمريکای حزب جمهوريخواهان بلکه آمريکای ايالات متحده آمريکاست.
اوباما بااين جمله بهر دوحزب هشدار داد که تنها جنگ نيست که آمريکايی ها را از هم جدا ميکند بلکه تضاد منافع دوحزب هم ميتواند بمنافع آمريکا چه در داخل و چه در خارج لطمه وارد آورد اوبهمه سياستمداران آمريکا گوشزد کردکه آمريکا نياز به يک استراتژیِ تازه دارد که بتواند منافع آمريکا را در طولانی مدت تضمين کند بدين ترتيب اوباما نشان داد که بيشتر از مدعيان دفاع از منافع آمريکا بفکر آمريکا و بقاء آيالات متحده آمريکاست.
باراک اوباما از بدو فعاليتهای سياسی که توامان با کار مذهبی بود نظرات خودرا بصورت نوشته در مجامع آمريکا ارائه داده و اولين سناتوريست که ده ها پيش نويس بعنوان پيشنهاد در اختيار کاپيتول هيل و مجلس سنا قرار داده است . اوباما راجع به زندگی گذشته خود و خانواده پدری هم کتابی نوشته که ترسيم کننده روياهای اوست و اسم آنرا روياهای پدرم (Dreams of my Father) گذاشته است که نشان ميدهد تا چه اندازه دوری از خانواده پدری و فرهنگ کنيا درزندگی اوتاثير گذاشته است.
باراک اوباما در مراحل انتخاباتی رياست جمهوری مجبور شد بسياری از نظرات خود را تغيير دهد و از انتقادات شديد بر عليه بوش – ديک چينی و خانم رايس بشکل سابق دست بر دارد اوباما بخوبی دريافت که ديگر کانديداها چيزی در چنته ندارند و با بدست گرفتن ابتکار عمل بسياری از کانديداها از جمله خانم هيلری کلينتون را که هيچ سررشته ای از سياست و اقتصاد نداشت را از صحنه خارج کرد اگرچه بعيد بود جامعه مردسالار آمريکا خانم کلينتون را برياست جمهوری بر گزيند.
جان مک کين کانديدای ۷۲ ساله از حزب جمهوريخواهان رقيب باراک اوباما در يک خانواده نظامی در پاناما متولد شد مک کين همانند جورج بوش اهل درس و مشق نبود در نتيجه راه پدر که هم پر در آمد بود و هم کاری آسان را برگزيد و همانند پدرمدعی بود که او يک سرباز فدايی در ارتش آمريکا است بسياری از آمريکايی ها اورا جنازه زنده ميدانند که از سياست هيچ سررشته ای ندارد مک کين که قبلا شانس خود را در برابر جورج بوش امتحان کرده و شکست خورده بود اين بار بعلت کمبود شخصيت در داخل حزب جمهوريخواه قرعه بنام وی اصابت کرد و او بدون دردسر کانديدای رياست جمهوری از طرف محافظه کاران راست افراطی شد .
مک کين داوطلبانه خودرا برای جنگ در جنوب شرقی آسيا معرفی کرد و بعنوان خلبان کارش اين بود که شهرها و روستاها را بمباران کند و مردم غير مسلح و عادی را بهمراه اموالشان به نيستی بکشاند مک کين دريکی از همين بمبارانها که قرار بود کارخانه توليد برق هانوی را هدف قراردهد در ۲۶ اکتبر ۱۹۶۷ هواپيمايش سرنگون ميشود و خودش درحاليکه بشدت زخمی شده بود دستگير ميشود البته بعداز مداوا و بدست آوردن سلامتی جسمی با تنی چند از خلبانان دستگير شده از طرف ارتش ويتنام در خيابانهای هانوی بتماشا گذاشته ميشود وقتی ارتش آمريکا در جنوب شرقی آسيا در سال ۱۹۷۵ بسختی شکست ميخورد از زندان آزاد ميشود.
مک کين از زمان آزادی بدليل جناياتی که در جنوب شرقی آسيا انجام داده بود عنوان سناتور مادام العمر را از آن خود ميکند و امروز هم کانديدای رياست جمهوری آمريکا برای ۴۵ دور انتخاباتی است . مک کين جز دانش نظامی که آنهم بسيار محدود است ازسياست و اقتصاد سررشته ای ندارد ولی همانند بسياری از جمهوری خواهان خود را مريد رنالد ريگان ميداند که معتقد بود آمريکا نه برای زندگی اقتصادی بلکه برای ارزش های آمريکايی ميجنگد و حاضر است هر بهايی برای آن بپردازد . در داخل آمريکا تمامی راست های نژاد پرست و محافظه کاران مذهبی و تقريبا تمامی شرکتهای نفتی و اسلحه سازی و بانکهای متعلق به آنها از مک کين پشتيبانی ميکنند ضمن آنکه راست های کشورهای اروپايی و ديگر کشورها هم بدشان نمی آيد که مک کين انتخاب شود.
مک کين از سياست نرم افزاری که در عرف سياسی به آن ديالوگ می گويند سررشته ای ندارد و فقط استفاده از زورو جنگ را که همان سخت افزار است را ميشناسد استدلال مک کين هم اين است که ما از نظر نظامی قدرت برتر جهان هستيم و همين هم کافی است تا بر جهان چه بخواهند و چه نخواهند مسلط شويم .
در انتخابات اين دوره مک کين از همان تاکتيک جورج بوش در دوره دوم رياست جمهوری آمريکا استفاده ميکند . بسيج تمامی نيروهای مذهبی که اينبار با مشکل بزرگی مواجه شده است چون اوباماهم از پشتيبانی بزرگترين کليسای آمريکا بر خوردار است مک کين تمامی نژاد پرستان را پشت سر خود جمع کرده است و از خبر ها چنين بر می آيد که کاتوليک ها هم از وی حمايت خواهند کرد . بدون ترديد در اين انتخابات بدليل شرکت يک سياه پوست آفريقا تبار آنهم در انتخابات رياست جمهوری جوامع غير بومی که عمدتا مهاجران اروپايی هستند فعالانه در اين انتخابات شرکت خواهند کرد و ميشود پيش بينی کرد که تعداد شرکت کنندگان در رای گيری اين بار بر خلاف دوره های قبلی که هميشه زير ۵۰% واجدين شرايط رای دهندگان را دربر ميگرفت بيشتر باشد . بسياری از سفيد پوستان طی هفته های اخير تا آنجا پيش رفته اند که ادعا ميکنند انتخاب يک رئيس جمهور سياه پوست نه تنها ننگ است بلکه غير قابل تحمل است.
رئيس جمهور بعدی آمريکا چه اوباما و چه مک کين درشرايطی وارد کاخ سفيد خواهند شد که آمريکا در موضع دفاعی قرار دارد و بايد خود را با شرايط تازه وفق دهد که بنظر نميرسد برای هيچکدام از اين دونفر کار آسانی باشد چه مک کين سياست خود را بر پايه ادامه سياست رنالد ريگان وجورج بوش و باراک اوباما سياست خود را برای باز سازی عظمت آمريکا قرار داده است و ميشود پيش بينی کرد که هردو تا آنجا خود را درگير جنگ خاورميانه خواهند کرد تا شکست نهايی به آنها تحميل شود درست همان کاری که جان اف کندی کرد.
اوباما اگردر اين انتخابات پيروز شود وبعنوان رئيس جمهوروارد کاخ سفيد شود بايد انتظار داشت آمريکا تمام توان خود را بعداز جنوب شرق آسيا برروی آفريقا بگزارد که جولانگاه مسيونرهای غربی از جمله پروتستانها ی آمريکايی - انگليسی و اوانگليست های آلمانی است . سياست مداران مذهبی غربی براين باورند که در آفريقا هيچ مسيحی نبايد زير حکومت غير مسيحی قرارداشته باشد دعوا در دارفور سودان که اکثريت با مسيحيان پروتستان – اوانگليست هست يکی از اين نمونه هاست ونمونه دوم کشور زيمبابوه است که بد ليل حاکميت يک حزب چپ و غير مذهبی در کشوری که اکثريت مردم آن مذهب پروتستان و اوانگليستی دارند از طرف غرب و آمريکا زير فشار قرار دارد اين کشور تا سال ۱۹۸۵ مستعمره انگليس بود.
ايران و انتخابات آمريکا
کمتر نيرو و دولتی را ميشود سراغ گرفت که از بی ثباتی خاورميانه دم نزند اين بی ثباتی در تمامی عرصه خود رانشان ميدهد طی ده سال اخير که آمريکا و هم پيمانان آن به بهانه های مختلف به اشغال و لشکر کشی به خاورميانه دست زده اند برای تمامی مردم منطقه مسجل شده است که علت اصلی آن بی کفايتی حکومتها و دولت های منطقه است که قادر نشده اند با همکاری همديگر به حل و فصل مسائل موجود فی مابين بپردازند .
اگر در مناطق ديگر دنيا کشورها و دولتها در صدد استفاده از امکانات موجود هستند در خاورميانه با وجود دريای ثروت و عدم مشکل مالی همه بجان هم افتاده اند درست همان چيزی که آمريکا و پيمان ناتو خواهان آن هستند تا هم از منابع معدنی و بازار منطقه استفاده کنند و هم تا آنجا که در توان دارند از همکاری و پيشرفت منطقه جلوگيری کنند.
با بلبشويی که در جهان بعلت بحران مالی و در پی آن بحران اقتصادی حاکم است که بدون هيچ ترديدی نتيجه جنگ آمريکا و غرب است که اينک از شمال آفريقا تا مرزهای هندوستان را درنورديده است بسياری از کشورها با نزديک شدن انتخابات آمريکا در صدد بازنگری سياست های خود بر آمده اند تا منافع خود را با شرايط جديد تعريف کنند.
هيچ ترديدی نيست که بزرگترين بازندگان اين بحرانها کشورهايی بوده اند که بهر طريق خود را وارد مناسبات اقتصادِی ، نظامی و سياسی آمريکا کرده اند که پاکستان و ايران و ترکيه نمونه های بارز آن هستند پاکستان از نظر اقتصادی در آستانه ورشکستگی کامل قرار دارد و احتمال پاشيدگی آن بسيار است کشوری که تنها بخاطر چهار ميلياردلار بدهکاری خود به آمريکا اين کشور را در گير جنگی کرده است که تا همين حالا برايش ده ها برابر آن هزينه بر داشته است و بخوبی ميشود دريافت که تا در افغانستان جنگ هست پاکستان هر گز روی آرامش بخود را نخواهد ديد .
ايران يکی ديگر از کشورهای منطقه است که بعلت تحليل نادرست از اوضاع خاورميانه خود را درگير اين جنگ کرده است چه بصورت فرستادن معاودين سابق عراقی مقيم ايران که از طرف رژيم مسلح و آموزش ديده بودند وهنوز در دژ های بتنی عراق خود رامخفی کرده اند تا کشته نشوند. همه کشورهای منطقه و تقريبا تمامی مردم عراق بخوبی ميدانند که رژيم ايران خواهان خروج نيروهای نظامی غرب از عراق نيست چه ايران بخوبی ميداند رژيم پوشالی عراق در عرض چند هفته سرنگون خواهد شد . طی هفته های اخيربارزانی و طالبانی و حتی مالکی از ماموران سازمان امنيت انگليس به تهران سفر کرده و اين مسئله را بسران رژيم گوش زد کرده اند که خود آنها ميدانند در صورت خروج آمريکا از عراق چه سرنوشتی در انتظار آنهاست.
مقامات ايران مدعی هستند که دولت عراق بر گزيده مردم عراق است آنهم در زمانی که کشور تحت اشغال نيروهای نظامی خارجی است و سرسپردگی خودرا در کشتار مليونی مردم عراق نشان داده است . در چنين شرايطی طبيعی است که نه مردم عراق و نه توده های عرب و نه حکومتهای عرب نميتوانند به چنين مزدورانی اعتماد کنند . با نزديک شدن انتخابات آمريکا مسئولان رژيم دست بچند مانور زدند و با تبليغات در مورد توافقنامه امنيتی آمريکا و عراق چنين وانمود ميکنند که گويا دولت عراق مستقل است و جرات ميکند از آمريکا در خواست امتياز بکند . نه آقايان آنها نيامدند که چيزی را تقسيم کنند آنها آمده اند تا نفت خاورميانه را تصاحب کنند آنها حتی پشيزی برای امثال مالکی و يا طالبانی و بارزانی که مثل بوزينه ها در مقابلشان دولا راست ميشوندو کرنش ميکنند ارزش قائل نيستند چه رسد به اينکه بخواهند به آنها امتياز بدهند .
سران رژيم بعلت بی کفايتی و نداشتن دانش سياسی از همان بدو انقلاب نتوانستند از فرصتی که در خاورميانه بوجود آمده بود بنفع ايران و کشورهای خاورميانه استفاده کنند سران رژيم جز تحريک برای ادامه جنگ و افزايش تضاد بين ايران وکشورهای همسايه که حالا به اوج خود رسيده است کارديگری از دستشان بر نيامده است. .هرچقدر رژيم ايران در کار جنبش مبارزاتی مردم عراق ، افغانستان و کردها تخريب کرده است بهمان نسبت آنها مقاومتر و قوی تر شده اند رژيمی که از بدو تشکيل خود هرگز درک نکرد که بدون همزيستی مسالمت آميز با همسايگان خارج از اينکه با چه سيستمی اداره ميشوند امکان پيروزی در هيچ جبهه ای چه داخلی و چه خارجی وجود ندارد . رژيم ايران در تمام دوران جنگ ده ساله اخير در افغانستان و عراق بالاترين هزينه ها را پرداخت کرده است ايران مجبور شده است بخش عظيمی از در آمد نفتی کشور را که ميبايست صرف بازسازی زير بنای اقتصادی کشور شود صرف ارتش و نيروی نظامی و جنگ کرده است . در مرز افغانستان برای مبارزه با مواد مخدر ميلياردها دلار هزينه شده است در حاليکه در زمان پيش از اشغال افغانستان دولت وقت افغانستان توليد آنرا به حد اقل رسانده بود و حتی ممنوع کرده بود .
تا پيش از جنگ مسائل ملی تا اين حد حاد نبود و ميشد با تدارک و همکاری تضادها را کاهش داد و مناسبات خراب شده را باز سازی کرد ولی اينهم حاصل نشد و اينک ايران مانده است با مليتهای مخالف داخلی و همه نيروهای مخالف همسايه که ايران را بمحاصر کامل خود در آورده اند.
باراک اوباما با عريانی تمام به سران احمق دولت آمريکا فهمانده است که وقتی رژيم ايران اينهمه شرايط را آماده کرده است چه نيازی به سخت ابزار است کشورهای منطقه خود مشکل ايران را حل خواهند کرد باراک به سردمداران آمريکا هشدار داده است که ما فقط نياز به نرم افزار داريم يعنی فقط دم از صلح زدن و در عمل پشتيبانی از نيروهای مخالف ايران با همه امکانات. بله شما آقايان شما عامل آن بوده ايد شما با همکاری با کردهای وابسته به غرب و مزدوران شيعه خود در ايران و همکاری با آمريکا در اشغال منطقه خاورميانه و با کشتار پشتون هابا همکارِی آمريکا در افغانستان و کشتار کردها با همکاری ترکيه نگذاشتيد تا نيروهای مقاومت با تمام توان بر عليه نيروهای متجاوز بجنگند و آنها را زودتر شکست دهند و از منطقه بيرون رانند.
همه اين نيروها اينک با تمام توان برعليه شما بسيج شده اند باراک اوباما و مک کين ديگر چه نيازی دارند تا از نيروی نظامی خود در منطقه استفاده کنند شما باندازه کافی برای ما مخالف تراشيده ايد تا آنها کشور ما را متلاشی کنند و کشور را ببلبشو بکشانند شما چه جوابی داريد به مردم عراق ، افغانستان ، کردها و از همه مهمتر به مليتهای ايران بدهيد که همه را از ايران رانده ايد.
شما ايران را در منطقه و جهان کاملا ايزوله کرده ايد همين بس که در سازمان ملل بين شما و ژاپن اعضاء شورای امنيت به ژاپن رای دادند و بشما رای اعتماد ندادند تفاوت رای شما با ژاپن آنقدر زياد بود که مورد ريشخند خاص و عام قرار گرفتيد اين تجربه بايد درس عبرتی برای شما باشد که هارت و پورت کردن بدون نيروی مادی و پشتوانه پشيزی ارزش ندارد.
اوباما رئيس جمهور نميشود که مشکل خاورميانه را حل کند در اين منطقه حکومتهای نالايق همانند شما آنقدر زيادند که آنها تا سالها قادر خواهند بود بغارت منطقه ادامه دهند باراک اوباما وظيفه دارد آفريقا را باهمه امکانات آن دوباره بتصرف غرب در آورد چه با جنگ و چه با نرم افزار امری که بوش پدر و پسر موفق به انجام آن نشده بودند . مسئله ديگری که برای آمريکا و غرب از اهميت بر خورداراست مسئله اتمی پاکستان است که بنظر ميرسد با طولانی شدن جنگ در اين منطقه با توافق بين المللی به خلع سلاح اتمی اين کشورخواهند پرداخت چه پاکستان همانند شما نشان داده است از حکومت نالايقی برخوردار است و قادر نيست منافع طولانی مدت کشور را تضمين کند.
برای رئيس جمهور آينده آمريکا مهم نيست تا چه اندازه افغانستان ،ايران ، پاکستان ، ترکيه و عراق درگير جنگ خواهند شد يا سرنوشت مليتهای ايران از جمله کردها بکجا خواهد کشيد. آمريکا و غرب منطقه را از دست دادند ولی يک دست آورد بزرگ داشتند آنهم در گير کردن کشورهای منطقه در جنگهای داخلی برای چند دهه آينده است .
م. راد