جمعه 10 آبان 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

موی خودم است! ميشاييل تومان، دی تسايت، برگردان از الاهه بقراط

تا چند سال پيش، قابل تصور نبود که عکس زنان را با چهره در روزنامه منتشر کنند. اگر "تايمز مالی" عکسی درباره نمايش موزيکال "کاباره" منتشر می‌کرد، سانسورچيان دست و پای رقصندگان را در تمامی نسخه‌های آن سياه می‌کردند. امروز اما نخستين زنان مجری در تلويزيون عربستان چهره نشان می‌دهند. يک کودتای تلويزيونی در کشوری که تا کنون مسئله‌اش بيشتر بر سر نديدن بود تا ديدن! ... [ادامه مطلب]

سياست‌زدگی و خشونت، جمشيد فاروقی

جمشيد فاروقی
در جامعه سياست‌زده خشونت تنها به رفتار خشن محدود نمی‌شود، بلکه انديشه و راهکار انديشيدن را نيز در بر می‌گيرد. سياست‌زدگی ناظر، گسترش عنصر خشونت است به حيطه نظر و اشاعه فرهنگ ارعاب در منظر. اين خشونت تنها رابطه دولت با جامعه را شامل نمی‌گردد، بلکه اين خشونت به کل جامعه سرايت می‌کند ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

اگر خاتمی پيرانه سر باز آيد، بيژن صف سری

بيژنصفسري
آن چه بر طرفداران و حاميان خاتمی، اين تنها رئيس جمهور مقبول سی سال نظام جمهوری اسلامی فرض و واجب است نه تشويق بر آمدن دوباره که بر حذر داشتن او از وارد شدن به صحنه انتخاباتی است که نتيجه آن حتی اگر دوباره بر سرير قدرت نشستن او باشد، باز هم عاقبت نه چندان خوبی برای ملت و نه برای شخص خود او نخواهد داشت

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

---------------------------------

امروز شايد بسياری از طرفداران و دوست داران خاتمی اين مرد صادق روحانی سياست پيشه را تنها اميد برای نجات از اوضاع کنونی می پندارند، اما آيا او واقعا قادربه نجات کشور از اين ورطه کنونی خواهد بود؟ و يا همه محبوبيت و وجهه تاريخی خود را در اين راه از دست خواهد داد؟

بحث آمدن و يا نيامدن خاتمی بدون در نظر داشتن مختصات صحنه سياسی ايران ، چه از سوی آنهائيکه با اسطوره کردن خاتمی ميل زمامداری دوباره او را دارند و يااز سوی کسانيکه يا هتک حرمت به ساحت اين مرد بزرگ که در داخل و خارج از کشور دارای ارج و قرب ويژه ای است و در سال های بحرانی نه چندان دور در مجامع بين المللی برای اين آب و خاک کسب آبرويی کرده است ، چيزی شبيه به يک شامورتی بازی رايج در عالم سياست را می ماند و عجبا که از چنبن مرد انديشمند و فاضلی چون خاتمی به دور از انتظار است که غافل از اين حقيقت تلخ باشد و نداند که از پس اين بازی ها و رفتن و دوبار آمدنش چه سرنوشت تلخی در انتظارش است که کمترينش از دست دادن همين وجهه تاريخی خوب در داخلی و خارج خواهد بود.

برای نمونه يکی از تبعات غفلت از دوباره به صحنه آمدن خاتمی، همين قدر بس ،که با اينکه هنوز بر سر آمدن و نيامدنش اين همه حرف و حديث وجود دارد که بقول عوام هنوز نه به بار است و نه بدار، بعد از خبر آمدن دولتمردان و رجال سياسی جهان از پی دعوت خاتمی به زادگاهش يزد، اين زمزمه و نجوا در کوچه و بازار بر سر زبانها افتاد که مگر می توان اين همه رجال سياسی جهان را به کشور آورد آن هم بدون اذن اجاز ؟ آن هم از سوی کسی که بدون منصب و مقام باشد؟ حکما اين بار او را برای کاستن از فشار های خارجی و ايضا راضی نگهداشتن مردمی که در زير بار تورم و وضعيت اسفبار معيشت جانشان به لبشان رسيده، از او به مثابه يک سوپاپ اطمينان بهره خواهند برد.

اما در همان زمان خاتمی و حاميان قلم بدستش در بی ارتباط بودن اين شايعات گفتند و نوشتند که اين گفته و نوشته ها تا آن زمان اثر داشت که خبر ديدار برخی از اين ميهمانان خارجی با سران نظام منتشر نگرديده بود، خاصه که بعد از اعلام احتمال کانديدا شدن خاتمی و آن دو شرطی که برای سه باره آمدنش مطرح گرديد، هيچ برنامه ای که متضمن رهايی ملت از اين همه استيصال باشد حتی از سوی حزب پشتيبان او و يا طرفدارنش حرفی تا کنون به ميان نيامد مگر آنکه باور کنيم خبر برخی از روزنامه های طرفدار اصلاح طلبان را که از قول برخی از سران اصلاحات نوشته اند" اصلاح طلبان راهی جز اين ندارنده يا "خاتمی يا هيچ کس" و از همين رو دامنه اين چنين زمزمه هايی بيشتر می گردد تا چه رسد به اعلام رسمی کانديدا شدن خاتمی تا روز انتخابات که حکما حديث چهل من کاغذ خواهد شد و در نهايت بی گمان تا آن زمان کمترين تبعات اين چنين اوضاعی کم رنک شدن وجهه اين روحانی وطن دوست خواهد بود اگر چه بقول محمد قوچانی که در پاسخ به محسن آرمين نوشته است "امروزه سکه رايج روشنفکری روزگار دفاع از سيدمحمد خاتمی است".

و اين همه نيست جز عدم باور ملت به همه آن کسانی که در طی سی سال گذشته جز وعده و عيد خدمتی به ملت نکرده اند و از اين رو به همه چيز و همه کس به ديده ترديد می نگرند و اين حرف و حديث ها نه برای خاتمی که برای هريک از چهره های شاخصی که سابقه "خدمت" به اين ملت را دارند و باز هم هوس پوشيدن ردای زمامداری برمردم اين کهنه ديار را داشته باشند وجود دارد که البته به دور از خلق و خوی ما ايرانيان هم نيست.

به گمان صاحب اين قلم آن چه بر طرفداران و حاميان خاتمی، اين تنها رئيس جمهور مقبول سی سال نظام جمهوری اسلامی فرض و واجب است نه تشويق بر آمدن دوباره که بر حذر داشتن او از وارد شدن به صحنه انتخاباتی است که نتيجه آن حتی اگر دوباره بر سرير قدرت نشستن او باشد، باز هم عاقبت نه چندان خوبی برای ملت و نه برای شخص خود او نخواهد داشت چرا که بايد سرنوشت رجالی که به موقع کنار کشيدن از صحنه سياست را نمی دانستن را به خاطر آورد که تاريخ گواه سرنوشت مختوم چنين سياست پيشگانی است که از ميان حکايت همه سياست پيشگانی که برای بار دوم ميل آمدن کردن هيچ حکايتی عبرت آموز تر از حکايت احمد قوام (قوام السلطنه) رجال صاحب نام تاريخ معاصر اين گستره تاريخی نيست که نقل است از ميرزای شهرمان همين قوام که وقتی استالين از او بازی خورد و بازيگران داخلی مانند شاه جوان و انگلوفيل ها شرم کردند از بی خردی خود، در بين اهل خرد جايگاهی رفيع يافت، جائی که کمتر رجالی بعد از مشروطه رسيدند، اما پير سياست، پيرانه سر هوس قمار ديگر به سرش زد و سی تير شد. همه آبرو باخت. از شدت جاه طلبی فکر نکرد چرا شاه که همه القاب او را سه سال قبل از او گرفته بود، چطور حالا حاضر به دادن حکم نخست وزيری به او شده است . و يا حکايت رجل ديگر از سياست پيشگان کشورمان يعنی وثوق الدوله که قرارداد ۱۹۱۹ او را هم بدنام و از صحنه به در کرد. هم او که شاعر درخشانی بود و خود سروده است:

چون بد آيد هر چه آيد بد شود
يک بلا ده گردد و ده صد شود

بيژن صف سری
http://bijan-safsari.com/


Copyright: gooya.com 2009