موی خودم است! ميشاييل تومان، دی تسايت، برگردان از الاهه بقراط![]() سياستزدگی و خشونت، جمشيد فاروقی![]()
در همين زمينه
16 مهر» بايد فکر نان بود که خربزه آزادی آب است، بيژن صف سری15 مرداد» هم قبيله خانه را درياب رو به ويرانی است، بيژن صف سری 21 خرداد» واهمه ملی، بيژن صف سری 8 خرداد» از کمبود آب تا تشکيل فراکسيون غدبر در مجلس هشتم، بيزن صف سری 13 اردیبهشت» روز جهانی آزادی مطبوعات، اما نه در ايران، بيژن صف سری
بخوانید!
15 آبان » استقبال گسترده مقامات جهان از پيروزی اوباما، آفتاب
15 آبان » بيانيه جبهه مشارکت در باره تضييع حقوق شهروندی اقليت های قومی و مذهبی 15 آبان » در تهران ۱۴ هزار افغانی دستگير و ۱۲ هزار افغانی اخراج شدند، مهر 15 آبان » تصويب شرط فوق ليسانس يا معادل حوزوی آن برای نامزدهای انتخابات رياست جمهوری، فارس 15 آبان » اخطار ستاد کل نيروهای مسلح به فرماندهان ارتش آمريکا در عراق، ايلنا
پرخواننده ترین ها
اگر خاتمی پيرانه سر باز آيد، بيژن صف سری![]()
امروز شايد بسياری از طرفداران و دوست داران خاتمی اين مرد صادق روحانی سياست پيشه را تنها اميد برای نجات از اوضاع کنونی می پندارند، اما آيا او واقعا قادربه نجات کشور از اين ورطه کنونی خواهد بود؟ و يا همه محبوبيت و وجهه تاريخی خود را در اين راه از دست خواهد داد؟ بحث آمدن و يا نيامدن خاتمی بدون در نظر داشتن مختصات صحنه سياسی ايران ، چه از سوی آنهائيکه با اسطوره کردن خاتمی ميل زمامداری دوباره او را دارند و يااز سوی کسانيکه يا هتک حرمت به ساحت اين مرد بزرگ که در داخل و خارج از کشور دارای ارج و قرب ويژه ای است و در سال های بحرانی نه چندان دور در مجامع بين المللی برای اين آب و خاک کسب آبرويی کرده است ، چيزی شبيه به يک شامورتی بازی رايج در عالم سياست را می ماند و عجبا که از چنبن مرد انديشمند و فاضلی چون خاتمی به دور از انتظار است که غافل از اين حقيقت تلخ باشد و نداند که از پس اين بازی ها و رفتن و دوبار آمدنش چه سرنوشت تلخی در انتظارش است که کمترينش از دست دادن همين وجهه تاريخی خوب در داخلی و خارج خواهد بود. برای نمونه يکی از تبعات غفلت از دوباره به صحنه آمدن خاتمی، همين قدر بس ،که با اينکه هنوز بر سر آمدن و نيامدنش اين همه حرف و حديث وجود دارد که بقول عوام هنوز نه به بار است و نه بدار، بعد از خبر آمدن دولتمردان و رجال سياسی جهان از پی دعوت خاتمی به زادگاهش يزد، اين زمزمه و نجوا در کوچه و بازار بر سر زبانها افتاد که مگر می توان اين همه رجال سياسی جهان را به کشور آورد آن هم بدون اذن اجاز ؟ آن هم از سوی کسی که بدون منصب و مقام باشد؟ حکما اين بار او را برای کاستن از فشار های خارجی و ايضا راضی نگهداشتن مردمی که در زير بار تورم و وضعيت اسفبار معيشت جانشان به لبشان رسيده، از او به مثابه يک سوپاپ اطمينان بهره خواهند برد. و اين همه نيست جز عدم باور ملت به همه آن کسانی که در طی سی سال گذشته جز وعده و عيد خدمتی به ملت نکرده اند و از اين رو به همه چيز و همه کس به ديده ترديد می نگرند و اين حرف و حديث ها نه برای خاتمی که برای هريک از چهره های شاخصی که سابقه "خدمت" به اين ملت را دارند و باز هم هوس پوشيدن ردای زمامداری برمردم اين کهنه ديار را داشته باشند وجود دارد که البته به دور از خلق و خوی ما ايرانيان هم نيست. به گمان صاحب اين قلم آن چه بر طرفداران و حاميان خاتمی، اين تنها رئيس جمهور مقبول سی سال نظام جمهوری اسلامی فرض و واجب است نه تشويق بر آمدن دوباره که بر حذر داشتن او از وارد شدن به صحنه انتخاباتی است که نتيجه آن حتی اگر دوباره بر سرير قدرت نشستن او باشد، باز هم عاقبت نه چندان خوبی برای ملت و نه برای شخص خود او نخواهد داشت چرا که بايد سرنوشت رجالی که به موقع کنار کشيدن از صحنه سياست را نمی دانستن را به خاطر آورد که تاريخ گواه سرنوشت مختوم چنين سياست پيشگانی است که از ميان حکايت همه سياست پيشگانی که برای بار دوم ميل آمدن کردن هيچ حکايتی عبرت آموز تر از حکايت احمد قوام (قوام السلطنه) رجال صاحب نام تاريخ معاصر اين گستره تاريخی نيست که نقل است از ميرزای شهرمان همين قوام که وقتی استالين از او بازی خورد و بازيگران داخلی مانند شاه جوان و انگلوفيل ها شرم کردند از بی خردی خود، در بين اهل خرد جايگاهی رفيع يافت، جائی که کمتر رجالی بعد از مشروطه رسيدند، اما پير سياست، پيرانه سر هوس قمار ديگر به سرش زد و سی تير شد. همه آبرو باخت. از شدت جاه طلبی فکر نکرد چرا شاه که همه القاب او را سه سال قبل از او گرفته بود، چطور حالا حاضر به دادن حکم نخست وزيری به او شده است . و يا حکايت رجل ديگر از سياست پيشگان کشورمان يعنی وثوق الدوله که قرارداد ۱۹۱۹ او را هم بدنام و از صحنه به در کرد. هم او که شاعر درخشانی بود و خود سروده است: چون بد آيد هر چه آيد بد شود بيژن صف سری Copyright: gooya.com 2009
|
||||||