چهارشنبه 8 آبان 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب

ژيلا بنی يعقوب
آن چه در باره حاکميت مردانه در روزنامه سرمايه روايت می کنم در اغلب موارد فقط مختص به اين روزنامه نيست. تجربه پانزده - شانزده ساله روزنامه نگاری ام در روزنامه های مختلف ايران به من اثبات کرده که بسياری از مسائل و مشکلات يکسان است  ... [ادامه مطلب]

اگر خاتمی پيرانه سر باز آيد، بيژن صف سری

بيژنصفسري
آن چه بر طرفداران و حاميان خاتمی، اين تنها رئيس جمهور مقبول سی سال نظام جمهوری اسلامی فرض و واجب است نه تشويق بر آمدن دوباره که بر حذر داشتن او از وارد شدن به صحنه انتخاباتی است که نتيجه آن حتی اگر دوباره بر سرير قدرت نشستن او باشد، باز هم عاقبت نه چندان خوبی برای ملت و نه برای شخص خود او نخواهد داشت  ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

خاتمی، کروبی و قاليباف رقيب احمدی‌نژاد نيستند، آرای احمدی نژاد بیش از ۲۰ میلیون بوده است، گفت‌وگوی شهروند امروز با مهدی کلهر

مهدی کلهر مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد معتقد است که وزيران دولت، مجری هستند و حق سياستگذاری در حيطه وظايف خود را ندارند. او در عين حال تاکيد می‌کند که در انتخابات رياست جمهوری سال ۸۴ دولت سيد محمد خاتمی، آرای واقعی احمدی‌نژاد را قرائت نکرد و آرای رئيس جمهور فعلی بيش از ۲۰ ميليون بود. گفت‌وگو با کلهر به بهانه نقش مشاوران احمدی‌نژاد و گسترش حيطه آنها در دولت انجام شد.

-برای کسانی که انتخابات رياست جمهوری سال ۸۴ را پيگيری می‌کردند، هميشه اين ذهنيت وجود داشت که شما يکی از مردان کابينه آقای احمدی‌نژاد باشيد. اين تصور با پيروزی ايشان قوت گرفت. بالاخره يکی از مهمترين وظايف در تبليغات انتخاباتی بر عهده شما بود. اما عملاً اين اتفاق رخ نداد. چرا؟
من قبل از پيروزی اقای احمدی‌نژاد در دور دوم انتخابات، در يک سخنرانی که حدود ۴ يا ۵ هزار نفر جعيت حاضر بود، گفتم من برای ورود به اين عرصه، شرايطی داشتم. يکی از شروطی که با آقای احمدی‌نژاد گذاشتم اين بود که به هيچ عنوان پست اجرايی نخواهم گرفت.

-حتی وزارت؟
از همان اول تاکيد کردم و به آقای احمدی‌نژاد گفتم که پست وزارت نخواهم گرفت.

-پيشنهادهايی وجود داشت؟
بالاخره عنوان می‌شد. اولين گزينه وزارت ارشاد بود، دومين گزنه‌ای که گمانه‌زنی می‌کردند، معاون اول رئيس جمهور بود. بعد معاونت ميراث فرهنگی بود. حتی وزارت مسکن نيز به علت تحصيلاتم و کارهايی که قبل از انقلاب انجام می‌دادم، گمانه‌زنی می‌شد. با اين حال قرار من اين بود پست اجرايی قبول نکنم.

-به علت مشکلات قلبی که البته الان مشخص شده است؟
بله. من از سال ۶۸ گرفتار اين بيماری شدم و با داروی قلب مدارا می‌کردم تا اينکه سال گذشته مجبور به عمل باز قلب شدم.

-يعنی از همان سال ۸۴ نگران تشديد بيماری بوديد؟
بله. زمانی که با آقای احمدی‌نژاد پيمان بستيم، قرار شد روزی ۱۸ ساعت کار کنيم.

-برای ستاد انتخابات رياست جمهوری آقای احمدی‌نژاد؟
بله. چون تعداد زيادی نبوديم قرارمان اين بود که برای آن دوره بايد روزی ۱۸ ساعت کار کنيم تا به نتيجه برسيم.

-و اين سنگين نبود برای شما که بيماری هم داشتيد؟
بود. اما اين قراری بود که با دکتر احمدی‌نژاد گذاشتيم.

-شما قبل از اين که در ستاد انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد فعاليت کنيد، کمتر شناخته شده بوديد...
من مسووليت‌های مختلفی در اين سال‌ها داشتم. من در دولت آقای رجايی مسوول وزارت فرهنگ و هنر بودم که آن زمان با تمام متعلقات آن به عنوان معاونت وزارت علوم درآمده بود. در واقع سه وزارتخانه در اين معاونت يکجا جمع شده بود. وزارت درباره منحله که به من داده شد، آن را به کاخ موزه سعدآباد تبديل کرديم؛ دفتر فرح که تقريباً يک وزارتخانه بود و خود وزارت فرهنگ و هنر.

-حکم شما چه زمانی صادر شد؟
فکر کنم ۲۷ شهريور ۱۳۵۹. يعنی دو روز قبل از آغاز جنگ.

-اين اولين پست شما بود؟
نه. اولين پست من در جمهوری اسلامی مربوط به آغاز سال ۵۸ است که به عنوان مشاور هنری وزير آموزش و پرورش در دولت موقت منصوب شدم.

-کار اجرايی چطور؟
تا سال ۶۸ کارهای اجرايی مختلفی داشتم. خصوصاً سه سال آخر که مسووليت موسيقی سازمان صدا و سيما را در زمان حضرت امام برعهده داشتم. در عين حال مدير مدرسه هنر و ادربيات سازمان و رئيس بخش فرهنگ و هنر تاريخ انقلاب بودم و در دو درسه عالی نيز تدريس می‌کردم. بعد از سال ۶۸ به دليل بيماری قلبم فقط عضو شورای سياستگذاری سازمان صدا و سيما بودم. اما از سال ۷۳ به علت اينکه مساله موسيقی دچار مشکل شده بود و آقای لاريجانی نيز به صدا و سيما آمده بودند، من سه سال مجدداً رياست مرکز موسيقی سازمان را بر عهده گرفتم. در اواخر سال ۷۵ و اوايل ۷۶ مشکل قلبی شديد پيدا کردم و از کار اجرايی منع شدم.

-در اين سال‌ها چه می‌کرديد؟



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


فقط مشاورت عالی داشتم. هيچ کاری تا سال ۸۴ نمی‌کردم. حتی تدريسم را به حداقل رسانده بودم.

-و از کجا با آقای احمدی‌نژاد آشنا شديد؟
سال‌ها قبل.

-حدوداً چند سال؟
خيلی قبل. شروع آشنايی من با آقای احمدی‌نژاد به سا‌ل‌های پايانی تحصيلات ايشان در دانشگاه علم و صنعت برمی‌گردد. دوستان مشترکی داشتيم که در طی اين سال‌ها، ارتباطات ما کم و زياد می‌شد تا زمانی که ايشان شهردار شد.

-شما در شهرداری مسووليت داشتيد؟
هيچ مسووليتی نداشتم.

-اما ارتباط شما با آقای احمدی‌نژاد بيشتر شد. درست است؟
بله. در سال ۸۳ ايشان تصميم گرفت در انتخابات رياست جمهوری شرکت کند. طبيعی بود که در اين زمان من برای برنامه‌ريزی وارد عرصه شوم.

-برنامه‌ريزی کل ستاد انتخابات ايشان بر عهده شما بود؟
من از اسفند ۸۳ برای کل تبليغات، شروع به طراحی کردم. همه کسانی که تا زمان پيروزی آقای احمدی‌نژاد در مجموعه کار تبليغاتی بودند، زير مجموعه من کار می‌کردند.

-تيم شما چند نفره بود؟
بيش از ۲۰ نفر بود.

-و شما مسوول کل؟
بله. برخی از شاگردانم مثل آقای سجادپور يا شمقدری نيز من را همراهی می‌کردند.

-در آن زمان شما با يک شبکه ماهواره‌ای صحبت کرديد و درباره خوانندگان لس‌آنجلس يا شادمهر عقيلی حرف زديد. اينکه می‌توانند برگردند. اين جملات از شما آن روزها نقل محافل بود. اين بخشی از تبليغات بود؟
من با شبکه‌ ام.آی.تی‌وی صحبت کردم و مربوط به سه روز بعد از نتايج انتخابات دور دوم بود.

-اما می‌گفتند اين مصاحبه قبل از انتخابات انجام شده است؟
نه. دروغ گفته شد. سايت‌ها يا برخی نشريات زرد اين چيزها را می‌زدند.

-بالاخره شما آن صحبت‌ها را گفته بوديد که خوانندگان برگردند؟
اصلاً دروغ بود. جريان مخالف آقای احمدی‌نژاد سعی می‌کرد چنين وانمود کند. در حالی که من به صورت تلفنی در اين برنامه حاضر شدم. آن لاين با ايرانيان خارج از کشور اعم از ژاپن و مالزی و اروپا و آمريکا صحبت می‌کردم. دو روز بعد نيز در برنامه تلويزيون جام‌جم آمريکا شرکت کردم و همان صحبت‌ها را بيان کردم.

-چه گفتيد؟
هدف برنامه اين بود که آن چهره ترسناکی که دشمن از ايران ترسيم کرده، از بين ببريم. من واقعيت‌ها را در آن برنامه بيان کردم. به من گفتند که آيا آقای ايرج قادری اجازه دارد به ايران بيايد؟ گفتم ايشان ايران است. گفتند که آقای سعيد راد اجازه دارد به ايران بيايد. گفتم که ايران است و جايزه هم برای فيلم دوئل گرفته.

-درباره خوانندگان هم سوال شد؟
از من سوال شد خواننده لس‌آنجلس اگر جرمی مرتکب نشده باشد، آيا می‌تواند وارد کشور شود؟ گفتم بله می‌تواند. همين. من قانون را گفتم. طبق قانون شما نمی‌توانيد شهروند خودتان را از ورود به کشور منع کنيد مگر اينکه با يک کشور ثالث قرارداد بسته باشيد او را تبعيد کنيد. در غير اين صورت محال است.

-اما تلقی اين بود که آقای احمدی‌نژاد به دنبال جذب ايرانيان خارج از کشور خصوصاً ايرانيان آمريکايی‌نشين است؟
اين بود. ما صحبت‌هايی که با آقای احمدی‌نژاد قبل از انتخابات داشتيم، اين بود که بايد ايرانيان را جذب کنيم. خود ايشان نيز در مصاحبه‌ای که قبل از مرحله دوم انتخابات با شبکه العالم و شبکه‌های جام‌جم خودمان داشت اين بحث را مطرح کردند. بعد از انتخابات نيز به اين سخن خود عمل کردند.

-چگونه؟
به تمام سفارتخانه ابلاغ شد که هر ايرانی، با هر تمايل سياسی اگر در يک کشور بيگانه گرفتار شد، کنسولگری و سفارت، موظف است برای او هزينه و از او دفاع کند. الان مسوولين حقوقی تمام سفارتخانه‌های ما اين کار را انجام می‌دهند. قبلاً اين کار انجام نمی‌شد.

-پس در واقع به شعارشان در اين زمينه به نوعی عمل کردند.
بله. در آن مقطع خاطرم هست که آقای دکتر احمدی‌نژاد مصر بودند حتی از خط و خط‌کشی‌های سياسی و مرزبندی‌ها پرهيز کنند و وارد آنها نشوند و حتی اين مرزبندی‌ها که مرتب خرد می‌شد، از بين برود. مثلاً راست ميانه، چپ مدرن،‌راست، تندروع محافظه‌کار می‌خواستند اين مرزبندی‌ها برای وحدت ملی کمرنگ شود.

-توانستند؟
طبيعی است که با سه سال کسی‌ نمی‌تواند اين کار را بکند. اگرچه در سياست‌های کلان فرهنگی، دولت نهم بسيار موفق بوده.

-به چه دليل؟
دليلم اين است که امروز، در مساجد، تکايا، شب‌های احيا، اعتکاف‌، تيپ‌هايی را می‌بينيد که چهار سال پيش آنها را اصلاً نمی‌ديديد. اين نشان می‌دهد مرزبندی‌های سياسی، به جای آنکه تدين را زياد کند، کم کرده بود.

-از بحث اصلی کمی دور شديم. گفتيد زمانی که آقای احمدی‌نژاد شهردار تهران شدند مراودات شما بيشتر شد.
بله.

-و از زمانی که رئيس جمهور شدند، شما مشاور ايشان شديد؟
مشاور بودم اما برای رسانه‌ها پشت مشاور نداشتم. نماينده ايشان در شورای نظارت بر صدا و سيما بودم. فکر می‌کنم ۵ ماهی نيز طول کشيد.

- چه زمانی؟
پاييز ۸۴.

-و بعد مشاور امور رسانه‌ها شديد؟
به دليل آشفتگی سيستم اطلاع‌رسانی در ساختار دولت که البته ربطی به آقای احمدی‌نژاد نداشتع ايشان خواستند برای سروسامان دادن به اين وضعيت، مشاور رئيس جمهور شوم. آمدم ببينم چه می‌شود کرد.

-مشکل کجا بود؟
يکی از مشکلات خود دولت بود. چون اين دولت، دولت کار است. طبيعت اينها تبليغ برای خودشان نيست.

-و آقای احمدی‌نژاد به تبليغ نياز داشت؟
کشور نياز داشت. آقای احمدی‌نژاد نياز ندارد. خودش شخصاً خبرساز و اطلاع‌رسان است. اما کشور نياز داشت کارهايی که انجام شده و می‌شود به اطلاع‌اش برسد.

-در واقع از اينجا وارد حلقه مشاوران رئيس جمهور شديد. اين حلقه مشاوران در حال ايفای چه نقشی در دولت احمدی‌نژاد است؟
شرح وظايف مشاوران رئيس جمهور روشن است. اين وظايف هيچ فرقی هم با دوره آقای خاتمی و ديگران ندارد.

-البته که متفاوت است.
نه. الان بسياری از مشاوران آقای احمدی‌نژاد قبلاً مشاوران آقای خاتمی بودند.

-اما در دوره آقای احمدی‌نژاد، برخی از مشاوران بسيار برجسته و پررنگ شدند به همان نسبت نيز وزيران کمرنگ و بعضاً وضعيت‌شان متزلزل شد. آيا مشاوران، تعيين کننده سرخط وظايف وزيران و دولت هستند؟
در وظايف مشاور رئيس جمهور قيد شده است که وظيفه يک مشاور، تحقيق درباره موضوعی است که رئيس جمهور به او محول می‌کند و سپس پيشنهادهای خود را به رئيس جمهور ارائه کند. حالا رئيس جمهور يا اين نظر و پيشنهادها را می‌پذيرد يا خير. به تشخيص خود ايشان است.

-اما الان به نظر می‌رسد که وظايف مشاوران بسيار پررنگ شده است.
شايد به علت اينکه در گذشته پست مشاورت جنبه تزئينی داشته اما در اين دوره هيچ مشاوری تزئينی نيست.

-اما به نظر می‌رسد که در بين خيل گسترده مشاوران رئيس جمهور، چند نفر مانند شما، آقای ثمره هاشمی،‌ زريبافان، محصولی و يکی دو نفر ديگر به رئيس جمهور نزديک‌تر هستيد.
من به لحاظ طبيعت کارم، اينگونه هستم. اگر مشاور دانشجويی رئيس جمهور بودم، شايد تعداد ديدارهايم با رئيس جمهور بسيار کمتر از وضعيت فعلی می‌شد.

-الان برنامه ديدارهای شما با رئيس جمهور چگونه است؟
زياد نيست. برخلاف تصور عموم که فکر می‌کنند من هر روز و هر شب با رئيس جمهور هستم، من اتفاقاً رئيس جمهور را زياد نمی‌بينم.

-حتی هفته‌ای يک بار؟
برنامه ثابت ندارد. گاه هر روز، گاه چند وقتی می‌گذرد و ديداری انجام نمی‌شود. بستگی به موضوع دارد. من شغلم ايجاب می‌کند که وقتی يک شبکه خارجی برای ديدار و گفت‌وگو با رئيس جمهور درخواست می‌دهد، در کنار رئيس جمهور حاضر شوم. نبايد تصور کرد که ما يک گروه خاص هستيم. بالاخره يا من، يا حتی آقای جوانفکر وظايفی داريم. حتی آقای زريبافان مسووليت ارتباطات مردمی آقای احمدی‌نژاد را بر عهده دارد. پس طبيعتاً با رئيس جمهور ارتباط نزديکی دارد. چون بايد نامه‌های مردمی رسيدگی شود، جواب داده شود، خواسته‌های مردم، برآورده و انجام شود. اين کار سختی است.

-آقای کلهر، اين که روی داستان است. پشت داستان چيست؟
چه پشت داستانی؟

-بالاخره همين حلقه، بسيار روی نظرات رئيس جمهور تاثيرگذار هستيد و ميتوانيد به رئيس جمهور جهت بدهيد. مثلاً شما در سفر به آمريکا با برنامه می‌رويد، همين طور که نمی‌رويد.
من تا به حال با آقای دکتر به آمريکا نرفتم.

-مثال زدم. کلاً می‌خوام بگويم که می‌توانيد جهت افکار رئيس جمهور را در برخی خطوط، کمرنگ يا پررنگ کنيد.
ببينيد آنچه که جزو وظايف ما هست چيز مخفی ندارد، انجام می‌دهيم. ما سعی می‌کنيم در چارچوب وظايفی که داريم رفتار کنيم. ممکن است که شما بيبينيد که مشاور اقتصادی رئيس جمهور در امور بازار با رئيس جمهور هر روز ديدار دارد. خب اين به مسائلی مربوط است که وجود دارد.

-اين تصور که مشاوران رئيس جمهور کارگردانان دولت نهم هستند، تصور غلطی است؟
به نظرم بحث کارگردانی دولت، يک بحث انحرافی است. هر رئيس جمهوری بالاخره بايد اطلاعاتش را از يک جاهايی به دست بياورد.

-اينکه وظيفه يک وزير است که بايد بيايد و اطلاعات و تحليل خود را نسبت به يک اتفاق به رئيس جمهور بگويد.
نه. نه. اين وظيفه هميشه بر عهده هيات وزيران نيست. قطعاً نيست.

-چرا؟
به علت اينکه رئيس جمهور مشاور دارد. ما مشاوران هيات وزيران نيستيم. مشاوران رئيس جمهور هستيم.

-منظورم اين است، وقتی قرار باشد به رئيس جمهور طرحی ارائه شود، اين طرح بايد توسط وزير دستگاه مربوطه ارائه شود، نه توسط يک مشاور.
نه. ببينيد، وزير طرحی را به رئيس جمهور می‌دهد. حالا رئيس جمهور می‌خواهد اين طرح را بررسی و چک کند و ببيند که از بين طرح‌هايی که دارد، کداميک بهتر است. اينجا رئيس جمهور به وزير تکيه نمی‌کند قطعاً اينجا بين دو سه گزينه، بايد خارج از حيطه آن وزير مشاوری اختيار کند و از او بخواهد که بگويد کداميک از طرح‌ها ترجيح دارد.
اما در گذشته طرح‌ها توسط وزيران به رئيس جمهور ارائه می‌شد و خود آنها نيز می‌گفتند که کداميک طرح زودبازده است، کداميک هزينه‌بر است. کداميک به صرفه است و کداميک را بهتر است انجام دهيم. در واقع وزير اختيار داشت.
نه. در گذشته وزيران حکم مشاور داشتند. اين غلط بود. در شرح وظايف اين نيست. وزرا مجری هستند. بين مجری و يک مشاور تفاوت‌های زيادی وجود دارد. مشاور اهل فکر، مطالعه، مداقه و نظر دادن است اما وزير مجری است. بين آنها اين رئيس جمهور است که حق تصميم دارد. اگر بين رئيس جمهور و وزير اختلاف‌نظر پيش‌ آمد، رئيس جمهور به مشاوران خود مراجع می‌کند و نظر آنها را جويا می‌شود.

-می‌توانم سخن شما را اينگونه تعبير کنم که شما زيردست رئيس جمهور و بالا دست وزيران هستيد؟
نه. نه. ما هيچ کاری به معنای بالا دست نداريم.

-منظورم از بالادست، تخفيف وزيران نيست...
نه. ما در کنار رئيس جمهور هستيم. به تعبير آقای دکتر جوانفکر ما صفری هستيم که در کنار آقای رئيس جمهور معنا پيدا می‌کنيم. صفر سمت راست هر عددی قرار بگيرد، آن را ده برابر می‌کند.

-اين موضوع باعث اختلاف بين وزرا و رئيس جمهور نمی‌شود؟
نه. چرا بايد محل اختلاف شود؟

-برای اينکه شما وزير را مجری می‌دانيد. مثلاً آقای صفارهرندی در حوزه فرهنگ آيا می‌پذيرد که فقط مجری باشد و نه سياستگذار؟ يا ايشان مثلاً طرحی برای سينما به رئيس جمهور ارائه می‌کند اما آقای شمقدری به رئيس جمهور توصيه می‌کند اين طرح مثلاً ضعيف است بهتر است که اجرا نشود.
ممکن است اين اتفاق بيفتد. در همه جای دنيا اين وضع وجود دارد. در غرب اين موضوع جا افتاده است. رئيس جمهور نيز حق دارد که هر کدام از اين نظرات را که بخواهد، اجرا کند.

-البته در ايران نيز آقای احمدی‌نژاد نشان داده که اعتمادش به مشاوران خود بسيار زياد است.
اگر اينگونه باشد، من بسيار خوشحالم.

-نشان دادند، در سه سال گذشته هيچ يک از مشاوران رئيس جمهور تغيير نکرد يا حتی نقشش کمرنگ نشد. اما وزيران بسياری تغيير کردند.
قاعده نيز همين است. مشاور بر اساس تجربيات و دانش‌اش انتخاب می‌شود. مشاور براساس توان اجرايی‌اش انتخاب نمی‌شود. يک نفر که مجری، ممکن است در عين خوب بودن، خسته شود. ما وزرايی داريم که کار بسيار زياد آنها را فرسوده کرده است. دليل تعويض يک وزير، فقط عدم تفاهم نيست. ممکن است عدم توانايی اجرايی باشد.

-فکر نمی‌کنيد اين باعث دلخوری وزيران شود که وقتی قرار است سياستگذاری کنند، سطح آنها را به يک مجری تقليل بدهيم؟
نه. اينطور نيست وزير مجری است. من حتی قبل از انتخابات، وقتی با آقای دکتر احمدی‌نژاد صحبت می‌کردم، می‌گفتم اينکه ما سياستگذاری فرهنگی را تقليل داديم و آن را جزو دولت کرده‌ايم که با تغيير يک وزير کل سياست‌ها تغيير می‌کند، کاری اشتباه است.

-يعنی به عقيده شما سياستگذاری در امر فرهنگ بايد خارج از وزارت ارشاد انجام شود؟
کاملاً همين‌طور است.

-الان اينگونه است؟
هست. الان فقط شورای عالی فرهنگی سياستگذاری می‌کند.

-يعنی وزير فرهنگ هيچ طرح و نظری ندارد؟ يا نقشی ندارد؟
ايشان فقط بايد مجری باشد. اين را جدی عرض می‌کنم. من به عنوان يک نويسنده تئاتر، نقاش، پيکره‌ساز، کارگردان سينما اصلاً دوست ندارم با تغيير يک وزير سياست نمايشنامه‌نويس، تغيير کند. اين بسيار بد است و ضربات بسياری بر فرهنگ ما در سال‌های اخير وارد کرده است. فرهنگ زير فصل سياست شده است. حيطه فرهنگ و هنر بالاتر از سياست است. يک وزير ارشاد نبايد هم پاسخگوی سياست‌های فرهنگی باشد و هم پاسخگوی آنچه اجرا می‌شود. وجود شوراهای عالی در کشور، به همين دليل است. اين شوراها نيز بايد پاسخگو باشند.

-حالا اجرا می‌شود؟ يعنی عيناً اجرا می‌شود؟
قطعاً عيناً اجرا نمی‌شود. قرار ما با آقای احمدی‌نژاد اين بود که به آن سمت برويم. بسياری از اشکالاتی که به دستگاه‌های فرهنگی ما وارد می‌شود، به همين دليل است. يعنی اگر وظايف را بشناسيم، می‌بينيم که بسياری از ايراداتی که گرفته می‌شود، صحيح نيست. سرچشمه ايرادات بايد به شورای عالی انقلاب فرهنگی برگردد.

-در صورتی که اينگونه نيست و خود شورای عالی انقلاب فرهنگی نيز پاسخگو نيست.
بيشتر از قبل پاسخگو شده است.

-اما در حال حاضر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنان سياستگذاری می‌کند.
من از منتقدين برخی از رفتارهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستم. اما بايد اينجا از آقای صفار هرندی دفاع کنم. ايشان از روزی که آمد، سعی کرد مجری باشد تا سياستگذار.

-در بحث مشاوره به رئيس جمهور، سوالی باقی‌مانده بود، آيا شما خودتان تيم داريد؟ چون شما که در همه زمينه‌ها آگاه نيستيد؟
در مسائل تئوری و نظری با مشورت گرفتن به حدی از يقين می‌رسيم. زمانی نيز پرسش اين است که آيا کار انجام شده يا خير. يا کسی که ادعا می‌کند توانايی دارد يا ندارد. در اينجا تست عملی نياز دارد. دراينجا که انطباق مصداق با يک نظريه است، ترجيح می‌دهم با چشمان خودم به موضوع بنگرم.

-شما به وزيران هم مشاوره می‌دهيد؟
به برخی که با آنها دوست هستيم، مشاوره می‌دهم.

-مشاوره راهبردی؟
من مشاور رئيس جمهور هستم. گاهی بوده که رئيس جمهور برخی از وزيران و دستگاه‌ها را از کاری منع می‌کردند، من برای رسيدگی اين موضوع وارد عمل می‌شدم.

-مثل چه موردی؟
رئيس جمهور به من گفتند که هيچ وزارتخانه، دستگاه يا وزيری حق ندارد قبل از پاسخ به نشريه‌ای که از او انتقاد کرده، شکايت کند. يعنی بعد از انتقاد، وزير يا دستگاه مربوطه بايد به آن نشريه جواب دهد. نمی‌تواند قبل از جواب و تکذيبيه يا پاسخ، از آن نشريه شکايت کند. خب اين را به من گفتند. من هم به وزرا موضوع را گفتم و کتبی به آنها ابلاغ کردم. حتی وقتی يک نشريه به ما گفت که وزيری، قبل از پاسخ از ما شکايت کرده، با ارائه سند، موضوع را پيگيری کردم. ديدم به رغم آنکه آن وزير، از دوستان قديم ما بوده، تخلف کرده. گفتم بنا بر دستور رئيس جمهور، شما را توبيخ می‌کنم. بعد رونوشت را برای آقای دکتر احمدی‌نژاد ارسال کردم.

-فقط همين مورد بود؟
بسيار بود. مثلاً يک بار رئيس جمهور از من خواستند که روابط عمومی‌ها را نسبت به عملکرد دولت توجيه کنم. من سفرهای مختلفی را آغاز کردم و در اکثر استان‌ها با مسوولين روابط عمومی‌ها نشستم و وظايف آنها را گوشزد کردم و خواستم رفع شبهه کنند.

-از قرار معلوم يکی دو هفته پيش نيز جلسه مشابه‌ای برگزار شد.
بله. اين جلسات هست.

-می‌خواهم اين جلسات را به انتخابات رياست جمهور گره بزنم.
خيلی زود است.

-اما الان بحث انتخابات در جامعه راه افتاده. ضمن آنکه از صحبت‌های اخير شما با روابط عمومی‌ها و توجيه آنها، اينگونه استشمام شد که شما فعاليت‌های تبليغاتی آقای احمدی‌نژاد را آغاز کرديد.
من از سال گذشته اين سخنان را می‌گويم و ربطی به انتخابات ندارد. اين وظيفه روابط عمومی‌هاست.

-برای دور بعد رياست جمهوری آقای احمدی‌نژاد، همچنان کار تبليغاتی را بر عهده می‌گيريد؟
شرايط خودم را بايد در نظر بگيرم. نسبت به چهار سال پيش خيلی فرسوده‌تر شدم. اما قطعاً اردوی احمدی‌نژاد را ترک نخوام کرد و اگر روزی استعفا بدهم، می‌آيم سر همين چهارراه پاستور می‌ايستم و می‌گويم احمدی‌نژاد دوستت دارم.

-فکر می‌کنيم ديگران اردوی ايشان را ترک می‌کنند؟
نميدانم. ما تعدادمان زياد نبود. خيلی از آقايانی که بعداً آمدند و طلب سهم کردند، دوره انتخابات نبودند.

-شنيدم بعد از پيروزی آقای احمدی‌نژاد، دو تا ليست کابينه تعيين شد. ليست ابتدايی توسط همين حلقه رئيس جمهور که در رقابت‌های انتخاباتی کنار احمدی‌نژاد بودند. ليست دوم که البته بعداً اعلام شد، توسط کسانی تعيين گرديد که هيچ نقشی قبلا‌ً در دوره تبليغات نداشتند.
دوست ندارم اسم کسی مطرح شود. اما کار با تعداد افراد اندکی آغاز شد. آن تعداد همه ماندگار شدند ولی ديگران آمدند دنبال سهم‌خواهی.

-چرا آن حلقه اوليه که الان امين رئيس جمهور هستند، هيچ سهمی نگرفتند؟
من نمی‌دانم اين صفت «امين» درست است يا نه. چون اين را بايد از رئيس جمهور بپرسيد که ما امين او بوديم يا نه.

-همين که در سه سال گذشته، مقابل بيشترين فشارها مانديد، نشان از حمايت رئيس جمهور می‌دهد.
شايد از دنده پهنی ما باشد.

-اينکه آقای مشايی به رغم تمام فشارها، همچنان مانده‌اند و رئيس جمهور پشت ايشان را خالی نکرد، نشانه چيست؟
قطعاً آقای احمدی‌نژاد، آقای مشايی را بهتر از من می‌شناسند.

-با اين حال برخی از اصولگراها در اول رياست جمهوری آقای احمدی‌نژاد آمدند و به قول شما سهم گرفتند و حالا بحث عبور از احمدی‌نژاد را مطرح می‌کنند.
من توضيح بدهم که نبايد به همه بگوييم اصولگرا. البته من به اصولگرايی معتقدم و تاکيد دارم که هيچ تمدنی بدون اصولگرايی رشد نکرده است. حتی اگر اين اصول، اصول درستی هم نباشد، اما اصولگرايی لازمه يک حرکت درازمدت است و هيچ منافاتی هم با اصلاح‌طلبی ندارد.

-برخی تبليغ می‌کنند که اصلاح‌طلبی يعنی ساختارشکنی و اصولگرايی يعنی دگماتيسم.
نه اين نيست. اصولگرايی در اسلام توضيح داده شده. در اسلام داريم کسانی که فروعات و متفرعات را به اصول ترجيح می‌دهند گمراه هستند. اصول انقلاب اسلامی و ما کاملاً روشن است.

-احمدی‌نژاد را اصولگرا می‌دانيد؟
به معنای واقعی.

-برخی می‌گويند اصولگرايی يک دکان است.
من اصولگرايی را به عنوان دکان يا دسته سياسی قبول ندارم. کمااينکه اصلاح‌طلبی را نيز به عنوان يک دسته سياسی قبول ندارم. به مفهوم اصول‌گرايی علاقه‌مندم اما حزب و سرقفلی را قبول ندارم و رد می‌کنم. آقای احمدی‌نژاد نيز قبول ندارد.

-پس به نظر شما اصولگرايانی که بحث عبور از آقای احمدی‌نژاد را مطرح کردند، دکان‌دار هستند؟
سهم‌خواه هستند. نه من و نه آقای احمدی‌نژاد و نه کسانی که در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوری با ما کار می‌کردند، عضو هيچ حزب و دسته نبودند و نمی‌خواستند باشند. اين تاکيد همه بود که بعداً نيز گرفتار اين سهم‌خواه‌ها نشويم.

-آقای احمدی‌نژاد به قول خود عمل کرد؟
به نظر من عمل کردند. ما به هيچ کس مديون و بدهکار نيستيم.

-يعنی احمدی‌نژاد از اصول اوليه خود عدول نکرد؟
نه. فکر می‌کنم نکرده و همچنان پابرجا ايستاده است.

-آيا به همين دليل است که اصولگرايان می‌خواهند کانديدای ديگری جز آقای احمدی‌نژاد معرفی کنند؟
از خودشان بپرسيد.

-تحليل شما چيست؟
احمدی‌نژاد نه سهم‌خواه است و نه سهم‌ده. ما نه باج می‌دهيم و نه باج‌خواهی را دوست داريم. خودمان را مديون هيچ حزب و گروه سياسی نمی‌دانيم.

-خب رئيس جمهور تحت فشار نيست که سهمی نمی‌دهد؟
هست.

-ممکن است، رئيس جمهور را همين گروه‌های قدرت کنار بگذارند و سراغ گزينه ديگر بروند؟
هيچ اشکالی ندارد. آرزوی ما اين است.

-که دولت آقای احمدی‌نژاد را کنار بگذارند؟
حتی کنار فيزيکی.

-يعنی آرزو می‌کنيد احمدی‌نژاد دور بعد رئيس جمهور نباشد؟
ما می‌خواهيم پای اين اصل بايستيم. برقرار عدالت سخت است ما از روز اول می‌دانستيم که عدالت شلاق دارد.

-شما و آقای احمدی‌نژاد اين شلاق را خورديد؟
بله. نوش جانمان. چون نمی‌خواهيم نان هيچ گروهی را بخوريم. به همين جهت اگر روزی از خواب بلند شوم و ببينم کسی به ما فحش نمی‌دهد، فکر می‌کنم آن روز اتفاق بدی رخ داده است. ما بايد اين دوره را بگذرانيم تا از فرهنگ شاهنشاهی و فرهنگ هزار فاميل، فرهنگ آقازادگی و حاجی‌زادگی دور شويم تا به فرهنگ عدل دوره مهدويت برسيم.

-فکر می‌کنيد که مردم همچنان از آقای احمدی‌نژاد حمايت می‌کنند؟
اگر مردم را عده‌ای گول نزنند و درک و شعور مردم را با شايعه ندزدند، مردم حتماً آقای احمدی‌نژاد را انتخاب می‌کنند. من به خاطر کارم مجبورم حتی به روستاهای دور دست نيز بروم. آنچه که می‌بينم، بسيار دوست داشتنی است.

-يعنی پايگاه آقای احمدی‌نژاد از ۱۷ ميليون سال ۸۴، افزايش پيدا کرده است؟
فکر می‌کنم اين اتفاق رخ داده. البته آرای آقای احمدی‌نژاد ۱۷ ميليون نبود، ۲۱ ميليون بود. حدود سه چهار ميليون آرای آقای احمدی‌نژاد را رد کردند.

-رد کردند؟
نخواندند.

-چه کسی نخواند؟ دولت آقای خاتمی؟
اينها را بعداً می‌گوييم. نزديک به ۱۸ ميليون رای ايشان خوانده و قبول شد اما اين آرای واقعی نبود. آرای واقعی خيلی بالاتر از اين بود.

-فکر می‌کنيد مشارکت مردم در انتخابات، بيشتر از سال ۸۴ است؟
حتماً. مشارکت بالای مردم باعث قوام جمهوری اسلامی است. خودمان نيز به دنبال آن هستيم.

-نگران رقبای آقای احمدی‌نژاد نيستيد؟
نه. چرا نگرانی؟ مااز خدا بايد بخواهيم که آقای احمدی‌نژاد رأی نياورد تا ما راحت شويم.

-منظورم نگرانی نسبت به کانديدای واحد اصلاح‌طلبان است. مثل آقای خاتمی يا کروبی.
اصلاً. من رفاقت قديمی با آقای خاتمی دارم. از زمانی که در عرصه فرهنگ بود. اما در سياست بسيار آسيب‌پذير است و با آقای کروبی نيز سابقه دوستی طولانی دارم. يکی از چهره‌های نظام هستند که در انقلاب نقش داشتند.

-فکر می‌کنيد که از بين آقايان قاليباف،‌ خاتمی و کروبی، کداميک رقيب اصلی آقای احمدی‌نژاد هستند؟
رقيب اصلی احمدی‌نژاد هنوز به صحنه نيامده است.

-يعنی چه کسی است؟
هنوز در صحنه نيست.

-يعنی آقای احمدی‌نژاد رقيبی ندارد؟
او هنوز نيامده. آقای خاتمی و قاليباف و کروبی را رقيب اصلی احمدی‌نژاد نمی‌دانم. يک نفر ديگر است.

-چه کسی؟
معلوم می‌شود.

-فکر می‌کنيد که کسانی که تاکنون نامشان اعلام شده، روی صحنه هستند و صحنه‌گردان کس ديگری است که بعداً می‌آيد؟
اينگونه فکر می‌کنم.

-گزينه مورد نظر شما در بين اصولگرايان است يا اصلاح‌طلبان؟
بعداً مشخص می‌شود. اما قطعاً اين افرادی که مطرح می‌شوند، نيستند.

-دليلی داريد؟
بعد از انقلاب تاکنون نديدم که مردم ما به گزينه‌ای که يک بار از او عبور کردند، مجدداً برگردند. به همين دليل تمام کسانی که نامشان تاکنون مطرح شده و شما اسم برديد، نمی‌توانند رقيب جدی آقای احمدی‌نژاد باشند.

-تصميم فعاليت انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد را آغاز کنيد؟
نه. نيازی نداريم. ايشان را همه در کشور می‌شناسند. سال ۸۴ ايشان را نمی‌شناختند اما اکنون نيازی به کار تبليغی نيست.


Copyright: gooya.com 2009

Served by C#1 Server #1 in 0.013 seconds