چهارشنبه 8 آبان 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب

ژيلا بنی يعقوب
آن چه در باره حاکميت مردانه در روزنامه سرمايه روايت می کنم در اغلب موارد فقط مختص به اين روزنامه نيست. تجربه پانزده - شانزده ساله روزنامه نگاری ام در روزنامه های مختلف ايران به من اثبات کرده که بسياری از مسائل و مشکلات يکسان است  ... [ادامه مطلب]

اگر خاتمی پيرانه سر باز آيد، بيژن صف سری

بيژنصفسري
آن چه بر طرفداران و حاميان خاتمی، اين تنها رئيس جمهور مقبول سی سال نظام جمهوری اسلامی فرض و واجب است نه تشويق بر آمدن دوباره که بر حذر داشتن او از وارد شدن به صحنه انتخاباتی است که نتيجه آن حتی اگر دوباره بر سرير قدرت نشستن او باشد، باز هم عاقبت نه چندان خوبی برای ملت و نه برای شخص خود او نخواهد داشت  ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

لايحه بومی گزينی دختران؛ طرحی سراسر تبعيض آميز، گزارش نشست کميته زنان ادوار تحکيم وحدت

ايجاد گفتار بازگشت ، بنيادگرايی و خلق باورهای غلط نسبت به زن و همچنين ارزيابی نگاه ذات گرايانه در دولت نهم به زنان که در نهايت به لوايحی مانند سهميه بندی جنسيتی ، بومی گزينی و لايحه حمايت از خانواده منجر می شود از جمله مباحثی بود که در نشست ” نقد لايحه بومی گزينی جنسيتی در دانشگاه ها” در نشست کميته زنان ادوار تحکيم وحدت از سوی استادان دانشگاه و حقوق دانان مورد بررسی و ارزيابی قرار گرفت.

کميته زنان ادوار تحکيم وحدت در حالی نشست ” نقد لايحه بومی گزينی جنسيتی در دانشگاه ها” را برگزار می کند که با وجود تبعات سوء تصويب احتمالی چنين لايحه‌ای برای دختران دانشجو هنوز اقدام جدی از سوی گروه‌ها و فعالان مدنی برای نقد اين لايحه صورت نگرفته‌است. در صورتی که در مورد لايحه حمايت از خانواده همگرايی منسجمی ميان گروه ها و جنبش های اجتماعی در نقد و اطلاع رسانی لايحه در بين مردم و مسولان صورت گرفت.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


شادی صدر
شادی صدر حقوقدان در بررسی موضوع سهميه بندی جنسيتی می گويد:« موضوع اصلی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی نيست بلکه طرح آموزش عالی در خصوص موضوع بومی سازی جنسيتی در دانشگاه‌ها است. از نظر من اين طرح مانند خيلی ديگر از طرح ها که در مورد زنان در جريان است، يک پروژه بنيادگرايانه است.»
او در تعريف خود از مفهوم بنيادگرايی می‌گويد:« بنيادگرايی را می توان يک جنبش سياسی تعريف کرد که در آن هويت جمعی بايد مشروع از ارزشهای قومی و نژادی بوده، مورد قبول همگان باشد. به يک نوعی همه پروژه های بنيادگرايانه در مواردی اجرا می شوند که از قبل مشروعيت داشته و همه بايد از آن تبعيت کنند، يک الگويی که می گويد همه مثل هم باشند، همه يکجور لباس بپوشند و….»
صدر همچنين به تحليل ويژگی‌های مهاجرت دختران از پيرامون به مرکز می‌پردازد:« مهاجرت از مرکز به پيرامون، دو اثر برای دختران دارد که صرف نظر از ايجاد تغييرات در جامعه، خارج شدن از کنترل دولت و خانواده است.»
او همچنين در نقد دو ﺳﺆال: « بومی يعنی چه؟ و محل سکونت يعنی چه؟ » می گويد : « بومی يعنی چه؟ يعنی اينکه در چه شهری به دنيا آمده‌ام، در چه خانواده‌ای به دنيا آمد‌ه‌ام، ترک زبان يا فارسی زبان يا … هستم. اين دو ﺳﺆال نمی‌تواند مبنای تبعيض قرار گيرد. »

الهه کولايی
الهه کولايی، استاد دانشگاه تهران آنچه اين روزها با عنوان های مختلف طرح و لايحه عليه زنان از سوی نهادهای قانونگذار در حال جريان است را مفاهيمی می داند که دست کم ده‌ها سال است که زمينه‌هايش در جامعه ودر ساختار قدرت فراهم شده و زن به ابزاری در جهت تامين منافع مرد تبديل شده‌است.
او همچنين به ورود مظاهر توسعه به کشور اشاره می کند در حاليکه اين مظاهر درونی نشده و لوازمش فراهم نشده‌است.»
کولايی می افزايد:« از همان زمانی که نام مرکز امور زنان رياست جمهوری به مرکز امور زنان و خانواده تغيير يافت ، تقريبا اصل چرخش انديشه پيرامون زن در افکار سياستمداران مشخص شد، موضوع اين است که زن را متعلق به حوزه خصوصی می‌دانند و او نقشهای محدودی در حوزه خصوصی پيدا می‌کند. و در اين راه طرح هايی مانند سهميه بندی جنسيتی و طرح بومی سازی جنسيتی و لايحه حمايت از خانوداه وضع می شود.»
کولايی پيشنهاد می دهد که می توان در يک رويکرد کلان و همه جانبه در برابر طرحی مانند بومی گزينی جنسيتی اين مسير را از طريق آگاهی دادن و استفاده از مجاری قانونی تغيير داد.

فاطمه صادقی
فاطمه صادقی، پژوهشگر در حوره مسائل زنان و استاد دانشگاه نيز به ايجاد موجی به نام موج برگشت در جامعه در سطح حوزه انديشه و تصميم گيری اشاره می‌کند:«اين موج زنان را به خانه برمی‌گرداند،همچنين روشنفکران چپ و لائيک و نهضت پدر سالاری نيز در اين داستان همکاری کردند. موج برگشت اول، با انقلاب ۵۷ به اوج خود رسيد و آنچه امروز شاهدش هستيم، موج برگشت دوم است. روشنفکری ايرانی يک نهاد عقب مانده است که بدنه آن يا به عمد و يا غير عمد با موج برگشت همراهی می‌کند. ما در جامعه ای زندگی می کنيم که پدرسالار است و دانشگاه نمونه‌ای از اين جامعه پدرسالار به شمار می آيد. »
صادقی در ادامه اين پرسش را طرح می‌کند که چرا بايد گفت و گو پيرامون چنين طرحی در شرايط کنونی جامعه اتفاق بيفتد و تحليل خود را اينطور بيان می‌کند:«من تصور می‌کنم دو قطبی‌ را که برقرار می‌کنيم (دوران اصلاح طلبی و بعد اصول گرايی) بسيار ساده انگارانه است. به اعتقاد من بسياری از اتفاقات الان نتيجه کالايی شدن مناسبات اجتماعی است که به زن به عنوان يک جنس يا کالا نگاه می کند. من فکر می کنم زمانی جامعه ما انسان اخلاقی را مدنظر داشت ولی هر چه از انقلاب فاصله می‌گيريم اين اخلاق کمرنگ تر می‌شود تا اينکه به دوران خاتمی می رسيم و بعد از آن می بينيم که يک پديده‌ای مانند دولت احمدی نژاد خلق می شود. احمدی نژاد فرزند خلف وعده هايی است که در دوران اصلاحات برآورده نشدند، بنابراين يکسری تقصيرات و کم کاريها اتفاق افتاده‌است.»
صادقی راهکار خود را برای برون رفت از اين بحران با طرح يک پرسش بيان می‌کند ، اينکه بايد به مرور تاريخ خودمان و تفکر پيرامون ظهور گفتاری که دارد رايج می شود، بپردازيم.»



























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.009 seconds