پیروزی «زهران ممدانی» بهعنوان اولین شهردار مسلمان و شیعه نیویورک، پرجمعیتترین شهر آمریکا، نگاه بسیاری را به خود جلب کرد.
ممدانی جوانترین شهردار نیویورک در ۱۰۰سال گذشته است. واکنش مسلمانان سنی ایران به این رویداد زاویهای متفاوت داشت؛ مقایسهای میان فرصتهای برابر در کشوری غربی و تبعیض نانوشته در جمهوری اسلامی که خود را «امالقرای جهان اسلام» میداند.
هیوا بێسارانی، شهروندخبرنگار، سقز - ایران وایر
پیروزی زهران ممدانی، سیاستمدار شیعه و سوسیالدموکرات، در انتخابات آزاد شهرداری نیویورک، بازتاب گستردهای در ایران داشت. درحالیکه بسیاری از تحلیلگران آن را نشانهای از شکست گفتمان راستگرایانه در آمریکا دانستند، مسلمانان سنی فعال در عرصه سیاسی در ایران این رخداد را از زاویه دیگری ارزیابی کردند. از نگاه آنها، پیروزی یک مسلمان در قلب «شیطان بزرگ» معنایی دارد که فراتر از سیاست است: نشانهای از وجود برابری حقوقی، حتی برای اقلیتها.
مقایسهای از درون؛ روایت جلالیزاده
«جلال جلالیزاده»، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی و از چهرههای شناختهشده اهل سنت، در یادداشتی با عنوان «زهران ممدانی و معروف صمدی» با لحنی انتقادی نوشت: «در کشوری که آمریکا نام دارد و بسیاری در ایران آن را دشمن میخوانند، یک مسلمان شیعه میتواند شهردار بزرگترین شهر آن شود، اما در ایران اسلامی، شهروندان سنی هنوز اجازه ندارند حتی نامشان در فهرست انتخاباتی شوراها باقی بماند.»
او در یادداشت خود یادآوری کرد که در انتخابات شورای شهر تهران، چند چهره اهل سنت ازجمله «سید معروف صمدی» در فهرست اصلاحطلبان حضور داشتند، اما در شب انتخابات، به آنها اعلام شد که حضور یک سنی در فهرست، موجب رد صلاحیت کل لیست خواهد شد.
جلالیزاده نتیجه گرفت که شعارهای وحدت اسلامی تا زمانی که به برابری واقعی منجر نشود، جز فریب افکار عمومی نیست و «بهتر است بهجای وعده آزادی قدس، به اهل سنت تهران اجازه ساخت مسجد داده شود.»
نقدی از منظر رسانهای؛ اردشیر پشنگ
«اردشیر پشنگ»، روزنامهنگار و تحلیلگر مسایل خاورمیانه نیز در مطلبی با عنوان «ممدانی و خوشحالان تهرانی» به تناقضات جامعه ایرانی اشاره کرد. او نوشت: «کسانی که از انتخاب ممدانی در نیویورک خوشحالاند، آیا حاضرند اجازه دهند یک هموطن سنی در تهران حتی برای شورای شهر کاندید شود؟»
پشنگ تاکید کرد که ممدانی نه به دلیل مذهبش، بلکه بهواسطه برنامهها و عملکردش برگزیده شد و همین تفاوت بنیادی میان دموکراسی آمریکایی و فضای بسته سیاسی ایران است.
نگاهی دیگر؛ صلاح خدیو
«صلاح خدیو»، روزنامهنگار اهل مهاباد، در یادداشت خود با عنوان «اگر ممدانی ایران بود» این پرسش را مطرح کرد: «آیا در تهرانِ امالقرای جهان اسلام، حتی یک مدیر فنسالار دگراندیش، ولو شیعه، امکان شهردار شدن دارد؟»
او با لحنی انتقادی نوشت که اگر زهران ممدانی یا «صادقخان»، شهردار لندن به ایران میآمدند، احتمالا بیش از سرایداری در منازل شمال شهر به آنها اعتماد نمیشد. خدیو معتقد است که حاکمیت ایران با محدود کردن فرصتهای سیاسی و مدیریتی، نهتنها اهل سنت، بلکه بسیاری از نیروهای شایسته غیربومی و غیر همفکر را از مسیر رشد حذف کرده است.
اقلیتها و سیاست در ایران؛ از کردستان تا یزد
چه در نهادهای انتخابی و چه در انتصابات دولتی، سهم اقلیتها در ساختار قدرت ایران اندک است. پس از چهلوهفت سال و سیزده دولت، تنها یک استاندار کرد اهل سنت در استان کردستان و بلوچ اهل سنت در سیستانوبلوچستان منصوبشده است؛ اتفاقاتی که خود «استثنا» تلقی میشوند.
در سطح مدیریت کلان، انتصاب «عبدالکریم حسینزاده» بهعنوان معاون رییسجمهور در امور مناطق روستایی و محروم نیز از معدود نمونههای حضور اهل سنت در سطوح بالای دولت است؛ آنهم در نهادی انتصابی، نه انتخابی.
در حوزه شوراها و پارلمان محلی نیز وضعیت مشابهی حاکم است. نمونه معروف، پرونده «سپنتا نیکنام»، عضو زرتشتی شورای شهر یزد است. او باوجود انتخاب دوباره در دوره پنجم شورا، به دلیل شکایت یکی از رقبای شکستخورده و استناد به غیرمسلمان بودن، از عضویت تعلیق شد. فشار افکار عمومی، دولت و مجلس میانهرو دهم سرانجام منجر به بازگشت او شد، اما در انتخابات دوره ششم شورای تهران، صلاحیتش رد شد.
چنین نمونههایی، بهخوبی نشان میدهند که حتی در چارچوب قوانین رسمی ایران نیز، حضور اقلیتها همواره با اماواگرهای عقیدتی و تفسیرهای سلیقگی همراه است.
تجربه حذف و محدودیت
جلالیزاده که خود نماینده مجلس ششم از حوزه سنندج بود، با استناد به خاطرات «اکبر هاشمی رفسنجانی» از ممانعتها برای کاندیدا شدن خود در هیاترییسه مجلس ششم روایت میکند. این ممانعت نه به دلیل فقدان صلاحیت سیاسی، بلکه به دلیل مخالفت برخی مراجع با نامزدی یک «سنی» در جایگاهی رسمی.
این نمونهها از نگاه منتقدان، نشانهای از نوعی تبعیض ساختاری است که هنوز در لایههای مختلف نظام سیاسی ایران پابرجاست.
درهرحال، پیروزی زهران ممدانی در نیویورک، در ظاهر رویدادی خارجی است، اما بازتاب آن در ایران، آینهای برای سنجش عدالت و شایستهسالاری در داخل بهحساب آمد. اهل سنت، کردها و سایر اقلیتهای دینی، مذهبی و قومی ملیتی در ایران، همچنان در جستوجوی سهم عادلانه خود از قدرت هستند، سهمی که نه در شعار «وحدت»، بلکه در حق برابر برای انتخاب شدن و مدیریت کشور معنا پیدا میکند.

ترامپ با جملهای نقشهی مهار ایران را علنی کرد

ماجرا پشت پرده پیمان ابراهیم















