ایندیپندنت فارسی - مجتبی دهقانی
«قشرِ رذلِ اوباشِ چاقوکش»، «علفهای هرزهای که باید کنده شوند، درو شوند و دور انداخته شوند»؛ اینها بخشی از سخنان علی خامنهای در روز ۲۰ خرداد ۱۳۷۱ است. شاید به نظر برسد که رهبر جمهوری اسلامی این تعابیر را برای توصیف نحوه برخورد با گروههای سازمانیافته جنایتکار به کار برده است. نه. خامنهای اینها را برای توصیف مردم مشهد استفاده کرده که چند روز قبل از این سخنرانی در اعتراض به کشته شدن یک دانشآموز به دست نیروهای امنیتی در کوی طلاب مشهد دست به اعتراض زده بودند.
۳۳ سال بعد در شهر مشهد، زادگاه رهبر جمهوری اسلامی جمعیت میلیونی معترضان چشم جهانیان را خیره کرده است. رئیسجمهوری آمریکا در کاخ سفید از افتادن کنترل شهر به دست مردم مبارز میگوید. پایگاه ایدئولوژیک و مذهبی جمهوری اسلامی، شهر نمادینی که در جمهوری اسلامی با پیوستگیاش با زندگی رهبر جمهوری اسلامی گره خورده بود، صحنه بزرگترین اعتراضات علیه «اصل جمهوری اسلامی» است.
آیتالله علی خامنهای در بیش از سه دهه رهبری خود با سلسلهای از شورشها، اعتراضات و جنبشهای اجتماعی و سیاسی روبهرو بوده است؛ از شورش کوی طلاب مشهد در سال ۱۳۷۱ و اعتراضات اسلامشهر و شیراز در همان زمان گرفته تا جنبش دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، اعتراضات دی ۱۳۹۶، خیزش آبان ۱۳۹۸ و نهایتا جنبش «مهسا» در سال ۱۴۰۱.
در همه این اعتراضات، جمهوری اسلامی اگرچه با بیررحمی مطلق، کشتار معترضان و تحمیل هزینههای سنگین انسانی، سیاسی و اقتصادی، اما توانست خود را حفظ کند. همین تجربههای تاریخی ممکن است سبب شده باشد که رهبر جمهوری اسلامی و چند نفری از حلقه محدود اطراف او امروز نیز تصور کنند که این موج جدید اعتراضات را هم میتوان با همان الگوهای قدیمی مهار کرد: سرکوب، فرسایش، قطع ارتباطات و ایجاد شکاف در صفوف معترضان.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
اما آنچه امروز در خیابانهای ایران در جریان است، از نظر ساختاری و راهبردی تفاوتی بنیادین با تمام اعتراضات پیشین دارد. جمهوری اسلامی نه فقط با یک موج نارضایتی اجتماعی، بلکه با فروپاشی ظرفیت حکمرانی خود روبهرو است. آنچه رخ داده، عبور نظام از یک «حکومت بحرانزده» به یک «حکومت ورشکسته» است؛ چیزی که در ادبیات سیاسی به آن Failed State یا دولت ناکام گفته میشود: حکومتی که دیگر قادر به تامین حداقلهای اداره کشور، اعمال اقتدار موثر و بازتولید مشروعیت و وفاداری نیست.
در یک چشم به همزدن رخ داد
نقطه عطف این تحول، بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ بود؛ روزی که حمله گسترده اسرائیل به زیرساختهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، نظام را وارد یک وضعیت فوقالعاده بیسابقه کرد. این وضعیت، حتی پس از پایان جنگ ۱۲ روزه نیز پایان نیافت. جمهوری اسلامی نتوانست به وضعیت «عادی» بازگردد، زیرا بنیانهای مادی و امنیتی آن به شکل همزمان دچار فرسایش شده بود.
فعال شدن مکانیسم ماشه در مهرماه ۱۴۰۴ و تشدید فشار ایالات متحده بر شبکههای فروش و قاچاق نفت ایران، منابع مالی رژیم را بهشدت محدود کرد. دولت رانتی جمهوری اسلامی که حیاتش به توزیع پول و امتیاز میان شبکههای وفاداری وابسته بود، ناگهان با کسری شدید منابع روبهرو شد. این کسری دیگر صرفا به معنای کمبود بودجه عمرانی یا فشار بر حقوق کارمندان نبود، بلکه به ناتوانی در تامین ابتداییترین نیازهای جامعه انجامید: گوشت، برنج، دارو، انرژی، برق، آب و حتی گاز.
در چنین وضعیتی، جمهوری اسلامی در یک بنبست ساختاری گرفتار شد. از یکسو باید برای جلوگیری از انفجار اجتماعی، حداقلهای معیشتی مردم را تامین میکرد و از سوی دیگر نمیتوانست منافع شبکههای رانتی، امنیتی و شبهنظامی وفادار به خود را قطع کند. این شبکهها ستونهای بقای رژیماند و هرگونه لطمه به منافعشان به معنای شتاب گرفتن فروپاشی درونی است. اما رژیم دیگر پول کافی برای هر دو ندارد. نتیجه چنین وضعی، فلجشدن حکمرانی به شیوه مالوف جمهوری اسلامی است.
از حکومت رانتی به حکومت ورشکسته
در تمام اعتراضات گذشته، حتی در خیزشهای خونین آبان ۹۸ و جنبش مهسا، جمهوری اسلامی هنوز یک مزیت حیاتی داشت: دسترسی به منابع مالی و افقهای تنشزدایی. در دوره راست جمهوری جو بایدن و همزمان با مذاکرات هستهای، جمهوری اسلامی روزانه حدود ۱.۲ میلیون بشکه نفت میفروخت و اگرچه تحت تحریم بود، اما به پولهای ناشی از فروش نفت و مشتقاتش دسترسی نسبتا آسان داشت. از دیگر سو، سایه جنگ مستقیم بر سرش نبود، بحران سراسری آب و برق و گاز نداشت، و مهمتر از همه، میتوانست رضایت نسبی نیروهای سرکوب و شبکههای وفادارش را بخرد.
امروز هیچکدام از اینها وجود ندارد. جمهوری اسلامی ۱۴۰۴ با یک دولت بدون پول، بدون افق دیپلماتیک و بدون شبکه منطقهای موثر روبهرو است. چیزی که باقی مانده، یک دستگاه سرکوب خسته، گران و در حال فرسایش است که دیگر نه مشروعیت دارد و نه منابع پایدار.
یکی از ستونهای حکمرانی جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته، قدرت بیرونی آن بود: شبکهای از نیروهای نیابتی که هم ابزار بازدارندگی در برابر آمریکا و اسرائیل بود و هم منبع غرور و انسجام برای بدنه ایدئولوژیک نظام. حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق، حوثیهای یمن، حماس و جهاد اسلامی فلسطین و شبکههای سوری، همه بخشی از این معماری قدرت بودند.
اما در سال ۱۴۰۴ تقریبا همه این بازوها یا از کار افتادهاند یا بهشدت تضعیف شدهاند. حسن نصرالله و جانشینش کشته شدهاند، حزبالله تحت فشار خلع سلاح است، گروههای وابسته به سپاه قدس در عراق در معرض مهار و محدودسازی قرار گرفتهاند، و زرادخانه موشکی و سامانههای پدافندی ایران بهشدت آسیب دیدهاند. برای نخستین بار، جمهوری اسلامی همزمان هم در داخل تضعیف شده و هم در بیرون.
این یعنی از دست رفتن یکی از کلیدیترین ابزارهای بقای نظام: توان تهدید و معامله با طرفهای خارجی از موضع قدرت.
رهبر در مخفیگاه: شکاف در راس هرم قدرت
در کنار فروپاشی منابع مادی و بیرونی، راس هرم قدرت نیز دچار ترک شده است. آیتالله خامنهای، که زمانی محور انسجام نظام بود، امروز در زندگی مخفیانه بهسر میبرد، در حالی که سرداران اصلی سپاه یا کشته شدهاند یا به حاشیه رانده شدهاند. «شیشه عمر» رهبر ترک خورده است. در نظامهایی از این دست، تصور آسیبپذیری رهبر، خود یک عامل فروپاشی است.
اعتراضات کنونی صرفا یک خیزش معیشتی یا حتی یک جنبش ضد تبعیض مانند جنبش مهسا نیست. این اعتراضات بر محور یک خواست صریح شکل گرفتهاند: سرنگونی جمهوری اسلامی. جامعه به این جمعبندی رسیده است که این نظام اصلاحناپذیر است و ادامه حیات آن به معنای نابودی ایران و آینده نسلها است.
مردم ایران امروز نه فقط از فقر و سرکوب، بلکه از بیآیندگی میگریزند. آنها میبینند که رژیم دیگر حتی قادر به اداره روزمره کشور نیست. وقتی دولت نمیتواند برق، دارو و غذا را تامین کند، وقتی رهبرانش در پناهگاهاند و بازوهای منطقهایاش فروپاشیدهاند، آنچه باقی میماند، یک دولت ورشکسته و ناکام است، نه یک حکومت مقتدر.
جمهوری اسلامی از یک حکومت رانتی با توان حکمرانی حداقلی به یک نظام ورشکسته بدل شده است. حتی اگر با سرکوب خونین بتواند وقفهای در پیروزی مردم ایجاد کند، معادله تغییر نکرده است: خواست عمومی براندازی است، منابع مالی از دست رفتهاند، و قدرت بیرونی فروپاشیده است. در چنین شرایطی، این موضوع قطعی است: سوت پایان برای جمهوری اسلامی و رهبرش به صدا درآمده است.

















