تاریخ را با فحش نمینویسند؛ پاسخی به سعید لیلاز
مهدی نوذر
سعید لیلاز، اقتصاددان و چهره اصلاحطلب، اقتصاد دوره پهلوی را به «بشکهای از گُه با دو سانت عسل روی آن» تشبیه کرده است. این جمله بیش از آنکه درباره اقتصاد آن دوره چیزی بگوید، نوع نگاه گوینده به تاریخ و واقعیتهای امروز ایران را نشان میدهد. اگر قرار است تاریخ را با چنین ادبیاتی قضاوت کنیم، بسیار خوب؛ بیایید استعارهها را کنار بگذاریم و کارنامه دو حکومت را روی میز بگذاریم؛ نه با شعار و توهین، بلکه با عدد، سند و واقعیت.
در دوره پهلوی اول، ایران از کشوری عقبمانده و گرفتار ساختارهای فرسوده قاجاری، بهسوی ایجاد دولت مدرن، ارتش منظم، نظام آموزشی جدید، دانشگاه، راهآهن سراسری، شبکه جادهای، صنایع جدید و توسعه شهری حرکت کرد. دانشگاه تهران تأسیس شد، آموزش نوین گسترش یافت، نظام اداری و حقوقی کشور متحول شد و پروژههای بزرگ زیربنایی شکل گرفت. راهآهن سراسری ایران، به طول ۱۳۹۴ کیلومتر، از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۷ ساخته شد و دریای خزر را به خلیج فارس متصل کرد؛ پروژهای که یونسکو آن را یکی از دستاوردهای برجسته مهندسی زمان خود توصیف کرده است.
با امثال سعید لیلاز وارد مباحث اقتصادی و تاریخی نشوید. خودش بهتر از شما میداند اقتصاد دهه چهل و پنجاه چه بوده. فقط انگل است و دارد خوب میچاپد. بیشتر از حزباللهیهای نفهم به جیب میزند. با مخوفترین آدمهای امنیتی نظام هم شریک است! pic.twitter.com/IjI8hw6C0B
-- nejat.bahrami نجات بهرامی (@nejatbahrami) August 10, 2026
در دوره محمدرضاشاه فقید نیز صنعتیشدن، توسعه زیرساختها، گسترش دانشگاهها و اجرای برنامههای توسعه اقتصادی، ایران را به یکی از مهمترین کشورهای در حال توسعه منطقه تبدیل کرد. بر پایه دادههای «دانشنامه ایرانیکا»، تولید ناخالص داخلی ایران در فاصله سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۶، بهطور متوسط سالانه حدود ۱۰٫۵ درصد رشد کرد؛ رقمی که ایران را در شمار سریعترین اقتصادهای در حال رشد جهان قرار میداد.
پیشرفت در آموزش نیز قابلاندازهگیری است. طبق آمار سرشماریهای رسمی، نرخ باسوادی زنان ایران از حدود ۱۷٫۴ درصد در سال ۱۳۴۵ به حدود ۳۵٫۵ درصد در سال ۱۳۵۵ رسید؛ یعنی طی تنها یک دهه بیش از دو برابر شد. این آمار به معنای بینقص بودن عملکرد آن دوره نیست، اما نشان میدهد آنچه بر ایران گذشت، صرفاً «دو سانت عسل» نبود.
حالا به جمهوری اسلامی برسیم؛ حکومتی که با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» روی کار آمد، اما در عمل اقتصادی گرفتار تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، فرار سرمایه و مهاجرت گسترده نیروهای متخصص بر جای گذاشت. کشوری که قرار بود مستضعفان را به رفاه برساند، امروز با بحران مسکن، سقوط ارزش پول ملی، ناترازی انرژی، بحران آب، آلودگی هوا و فرسودگی زیرساختها دستوپنجه نرم میکند.
در حوزه آزادیهای اجتماعی نیز حکومتی که خود را مردمی معرفی میکند، یکی از گستردهترین ساختارهای کنترل اجتماعی را به وجود آورده است؛ از حجاب اجباری و فیلترینگ گرفته تا برخورد امنیتی با اعتراضات، محدودیت رسانهها و فعالیتهای سیاسی و اعدامهایی که برای مردم به واقعیتی تلخ و تکرارشونده تبدیل شدهاند.
در سیاست خارجی نیز بخش بزرگی از ظرفیت سیاسی و اقتصادی کشور صرف تقابلهای ایدئولوژیک و حمایت از شبکهای از گروههای نیابتی و مسلح منطقهای شده است؛ درحالیکه مردم ایران با مشکلات اقتصادی روزمره دستوپنجه نرم میکنند.
هیچکس نمیتواند ادعا کند دوران پهلوی کاملاً عاری از خطاهای سیاسی بوده است. اما نقد پهلوی یک چیز است و تحریف تاریخ چیز دیگری. آیا واقعاً میتوان کاستیها و خطاهای آن دوره را با گسترش پروندههای فساد، رانت، اختلاس، آقازادگی، انحصار اقتصادی و شبکههای قدرتی مقایسه کرد که طی بیش از چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی شکل گرفتهاند؟ اگر پاسخ مثبت است، عدد و سند روی میز بگذارید.
آقای لیلاز، اگر بهدنبال آن بشکه میگردید، کمی به کارنامه بیش از چهار دهه جمهوری اسلامی نگاه کنید؛ به اقتصادی که ارزش پول ملیاش فرو ریخته، به جوانانی که آینده خود را بیرون از ایران جستوجو میکنند، به آبی که نیست، به برقی که نیست، به سرمایهای که فرار کرده و به نخبگانی که مهاجرت کردهاند. به حکومتی نگاه کنید که بخش بزرگی از جامعه را از خود بیگانه کرده و با وجود این همه ثروت، منابع طبیعی، نیروی انسانی و موقعیت ژئوپلیتیک، کشور را گرفتار چنین وضعیتی کرده است.
پهلوی را نیز مانند دیگر حکومتهای تاریخ میتوان نقد کرد، اما نمیتوان تاریخ توسعه ایران را پاک کرد و سپس انتظار داشت مردم حافظه تاریخی خود را هم پاک کنند. تاریخ را با ناسزا نمینویسند؛ با کارنامه مینویسند.
وقتی کارنامه این دو دوره را کنار یکدیگر میگذاریم، شاید بهتر باشد پیش از توهین به گذشته، نگاهی هم به بشکهای بیندازیم که مدافعان وضع موجود، امروز درون آن ایستادهاند.

«جسد درون چمدان» عروسک جنسی از آب درآمد















