Monday, Jan 19, 2026

صفحه نخست » سه مؤلفه اصلی مطالبات امروز ایرانیان: ملی‌گرایی، عرفی‌گرایی و نگاه به آینده، مهران شقاقی

shaghaghi.jpgویژه خبرنامه گویا

پرسش «مردم چه می‌خواهند؟» به ترجیع‌بند تکراری و در عین حال مبهم فضای سیاسی ایران تبدیل شده است. در حالی که بدنه‌ جامعه در تب‌وتاب تغییر می‌سوزد، پاسخ‌ها به این پرسش پراکنده است و روایت های تقلیل‌گرایانه می‌تواند خواست اصلی را در هیاهوی شعارها گم بکند. بسیاری می‌گویند مردم «آزادی» می‌خواهند، عده‌ای مطالبات به حقِ «زن، زندگی، آزادی» را اصل می‌گیرند، برخی «رفاه» را. در مقابل ادعای مغرضانه‌ حاکمیت برای به ابتذال کشاندن این خواسته‌ها این است که معترضان می‌خواهند «لخت شوند»، «استبداد سلطنتی برقرار کنند» یا «ریشه دین را در ایران بزنند». اما فراتر از این دوگانه‌ها، به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده است که مطالبات پراکنده را در چارچوبی نظری و ملموس تدوین کنیم.

آنچه امروز در لایه‌های زیرین جامعه ایران می‌جوشد، نه یک نارضایی مبهم، بلکه تمنای بازگشت به سه اصل بنیادین است که دهه‌هاست از سفره و سرنوشت ایرانیان حذف شده اند: ملی‌گرایی، عرفی‌گرایی و مدرن‌گرایی.

۱. ناسیونالیسم؛ پایانِ ایران‌فروشی برای ایدئولوژی

ملی‌گرایی در اینجا نه به معنای باستان‌گرایی افراطی، بلکه به معنای بازگرداندن «ایران» به اولویت نخست حکمرانی است: اینکه اولویت اصلی حاکمیت باید حفظ و گسترش منافع ملی ایرانیان باشد. سال‌هاست که منافع ملی ایران در پای شعارهای فرامرزی و بلندپروازی‌های ایدئولوژیک قربانی شده است. حسِ تلخِ «بی‌صاحب بودن مملکت» و «غارتِ وطن» که امروز گریبان‌گیر مردم شده، ناشی از حاکمیتی است که ایران را نه یک «خانه»، بلکه یک «سنگر» می‌بیند. مردم خواستار حکومتی هستند که ثروت و اعتبار کشور را صرف رفاهِ صاحب‌خانه‌ اصلی، یعنی ملت ایران کند. ملی‌گرایی یعنی «ایران برای ایرانیان» و تمرکز بر منافع ملی، نه بر منافع ایدئولوژیک یا مکتبی.

۲. سکولاریسم؛ حکمرانی بر مدار عقل، نه سنت:

عرفی‌گرایی (سکولاریسم) پاسخ مستقیم به بن‌بستی است که قوانینِ صلب و غیرقابل تغییر ایجاد کرده‌اند. عرفی‌گرایی یعنی قوانین جامعه بر پایه عقل، تجربه و دانش روز تنظیم شود، نه متون مبنی بر آداب و رسوم هزاران سال پیش. برای مثال، برای حل معضل فقر یا بحران‌های اقتصادی به جای رجوع به احادیث یا تفسیرهای دینی، به الگوهای علمی و تجربه جهانی استناد کنیم. معیار باید عرف و عقل زمانه باشد، نه قوانین دینی که قرن‌ها پیش شکل گرفته‌اند. قوانین مدنی و حقوق شهروندی، نه در گروی احکام مذهبی، بلکه بر اساس عرفِ جامعه و تشخیص عقلِ زمانه تعیین شوند. قانون باید موجودی زنده و قابل اصلاح باشد، نه وحیِ مُنزل و ابدی.

۳. مدرنیسم؛ در جستجوی آینده‌ای در تراز جهانی

مدرن‌گرایی یعنی نگاه ما به مسائل گذشته‌نگر و حفظ وضع موجود نباشد، بلکه رو به آینده و فرصت‌های پیش رو باشد. شاید دردناک‌ترین بخش بن‌بست کنونی، «گذشته‌گرایی» مفرطِ جریان‌های حاکم و حتی برخی اپوزیسیون باشد. در حالی که جهان به سوی هوش مصنوعی، اقتصاد سبز و فناوری‌های نوین حرکت می‌کند، گفتمان سیاسی حاکمیت و بسیاری از جریان‌های سیاسی حرفی برای دنیای امروز و فردا ندارند؛ یا در گذشته گیر کرده‌اند، یا فقط وضع موجود را بزک می‌کنند. مردم ایران نه به دنبال بازگشت به گذشته، بلکه به دنبال پیوستن به قطار آینده هستند. مدرن‌گرایی یعنی تمنای زندگیی که با استانداردهای قرن بیست و یکم همخوانی داشته باشد؛ نگاهی که به جای «کما فی‌السابق»، به دنبال «فرصت‌های پیش‌رو» است.

جمع‌بندی

شفافیت در خواسته‌ها، بزرگترین دشمنِ استبداد و آشفتگی سیاسی است. تا زمانی که ندانیم دقیقاً چه می‌خواهیم، روایت‌های جعلی می‌توانند برای ما تصمیم بگیرند. خواسته‌های مردم امروز ایران را می‌توان ذیل سه محور منافع ملی، عقل‌گرایی عرفی و زندگی مدرن، تجمیع کرد. سه اصل ملی‌گرایی، عرفی‌گرایی و مدرن‌گرایی در کنار هم تصویری روشن از طرح راهی ارائه می‌کنند که فراتر از شعارها و برچسب‌های سیاسی، مطالبات واقعی مردم را قابل فهم و ملموس بیان می‌کند. این صورت‌بندی می‌تواند نقطه شروع گفت‌وگویی جدی درباره این موضوع باشد، نه پایان آن.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy