Thursday, Apr 9, 2026

صفحه نخست » کمال خرازی جان باخت؛ فاصله روایت «دیپلمات» تا واقعیت «تصمیم‌ساز»

kharazi.jpgخبرگزاری‌ها در ایران خبر دادند که کمال خرازی، مشاور علی خامنه‌ای و رییس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی، که چند روز پیش در پی حمله‌ای منتسب به آمریکا و اسرائیل، زخمی شده بود، شامگاه پنجشنبه ۲۰ فروردین جان خود را از دست داد

مرگ کمال خرازی؛ دیپلمات یا هدف نظامی؟

بررسی دلایل احتمالی هدف قرار گرفتن مشاور رهبر جمهوری اسلامی

خبرنامه گویا - کمال خرازی، مشاور ارشد علی خامنه‌ای و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی، شامگاه پنج‌شنبه ۲۰ فروردین بر اثر جراحات ناشی از حمله‌ای که چند روز پیش به منزلش در شمال تهران انجام شده بود، جان باخت. بر اساس گزارش‌ها، همسر او، منصوره رئیس‌قاسم، نیز در همان روز وقوع حمله کشته شده بود.

این حمله، بلافاصله یک پرسش مهم را مطرح کرد: چرا یک دیپلمات باسابقه و وزیر خارجه پیشین دولت محمد خاتمی هدف حمله‌ای مرگبار قرار گرفت؟ آیا او یک هدف نظامی محسوب می‌شد یا ترور او بیشتر جنبه سیاسی داشت؟

خرازی چه نقشی در ساختار قدرت داشت؟

کمال خرازی، برخلاف تصویری که در گزارش امروز بی‌بی‌سی فارسی (خرازی؛ معلمی که مسئول سیاست خارجی ایران شد) ارائه شد، صرفاً یک دیپلمات بازنشسته نبود. او بیش از دو دهه مشاور سیاست خارجی رهبر جمهوری اسلامی و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی بود؛ نهادی موازی با وزارت خارجه که عملاً «سیاست خارجی بیت رهبری» را هدایت می‌کرد.

اعضای این شورا، از جمله علی‌اکبر ولایتی و محسن قمی، از معتمدان نزدیک رهبر جمهوری اسلامی بودند و در تصمیم‌سازی‌های کلان سیاست خارجی نقش مستقیم داشتند. این شورا در بسیاری از پرونده‌های حساس از مذاکرات هسته‌ای تا ارتباط با نیروهای منطقه‌ای -- نقش هماهنگ‌کننده غیررسمی ایفا می‌کرد.

به این ترتیب، خرازی نه‌فقط یک چهره سیاسی، بلکه بخشی از حلقه تصمیم‌سازی امنیتی-دیپلماتیک جمهوری اسلامی محسوب می‌شد.

گزارش‌ها درباره نقش فعال او در روزهای آخر

طبق گزارش نیویورک‌تایمز به نقل از مقام‌های ایرانی، خرازی در روزهای اخیر مسئول نظارت بر هماهنگی با پاکستان برای میانجی‌گری و برگزاری یک نشست احتمالی با جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا بوده است.

این گزارش نشان می‌دهد او در زمان حمله، درگیر کانال‌های حساس مذاکره و ارتباطات پشت‌پرده بوده است؛ نقشی که معمولاً به افراد نزدیک به مرکز تصمیم‌گیری امنیتی سپرده می‌شود.

آیا او هدف نظامی محسوب می‌شد؟

در ارزیابی این پرسش، چند نکته مهم مطرح می‌شود:

۱. موقعیت سازمانی

او رئیس نهادی بود که عملاً سیاست خارجی امنیتی جمهوری اسلامی را هدایت می‌کرد. این نهاد نقش عملیاتی در تصمیم‌های جنگ و مذاکره داشت.

۲. ارتباط مستقیم با رهبر جمهوری اسلامی

خرازی از نزدیک‌ترین مشاوران رهبر جمهوری اسلامی بود و در بحران‌ها به‌عنوان فرستاده ویژه عمل می‌کرد.

۳. نقش در مذاکرات جنگ

گزارش‌ها از مشارکت مستقیم او در میانجی‌گری و هماهنگی مذاکرات در بحبوحه درگیری‌ها حکایت دارد.

۴. مواضع درباره دکترین هسته‌ای

او در سال‌های اخیر بارها گفته بود اگر موجودیت جمهوری اسلامی تهدید شود، رژیم ممکن است دکترین هسته‌ای خود را تغییر دهد؛ موضعی که در فضای جنگی حساس تلقی می‌شود.

اما چرا این هدف‌گیری بحث‌برانگیز است؟

با وجود این موارد، همچنان این پرسش باقی است که آیا هدف قرار دادن یک دیپلمات حتی با نقش سیاسی مهم با معیارهای هدف نظامی همخوانی دارد یا نه.

دلایل تردید:

  • او فرمانده نظامی نبود
  • نقش عملیاتی مستقیم در میدان جنگ نداشت
  • محل هدف قرار گرفتن، منزل مسکونی بود
  • همسر او نیز در حمله کشته شد

این موارد باعث شده برخی تحلیلگران این حمله را بیشتر «ترور سیاسی سطح بالا» بدانند تا حذف یک هدف نظامی کلاسیک.

یک نکته مهم: دیپلمات یا عضو هسته سخت قدرت؟

تصویر خرازی در رسانه‌ها اغلب به عنوان «دیپلمات اصلاح‌طلب» مطرح می‌شد، اما بررسی سوابق او تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد:

  • مسئول تبلیغات جنگ ایران و عراق
  • رئیس خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی در دوران جنگ
  • مشاور رهبر جمهوری اسلامی از سال ۱۳۸۵
  • عضو حلقه تصمیم‌گیری سیاست خارجی امنیتی

به این ترتیب، او در واقع بخشی از ساختار امنیتی-سیاسی جمهوری اسلامی بود، نه صرفاً یک چهره دیپلماتیک.

جمع‌بندی

اگر معیار هدف نظامی را نقش در تصمیم‌سازی جنگ بدانیم، خرازی می‌توانست در این دسته قرار گیرد.

اما اگر معیار را نقش عملیاتی نظامی و حضور در میدان نبرد بدانیم، هدف قرار گرفتن او بیشتر شبیه یک ترور سیاسی سطح بالا است.

در نهایت، پاسخ به این پرسش به تعریف «هدف مشروع» در جنگ مدرن بازمی‌گردد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy