آمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
امروز چهارشنبه ششم مه است و به گفته باراک راوید، همکارم در کانال ۱۲، آمریکا انتظار دارد ظرف ۴۸ ساعت آینده جمهوری اسلامی به چارچوبی پاسخ دهد که دو طرف را بیش از هر زمان دیگری در طول جنگ، به توافق نزدیک کرده است.
بر اساس این چارچوب پیشنهادی، جمهوری اسلامی در برابر توقف غنیسازی اورانیوم، از کاهش تحریمهای آمریکا، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و بازگشایی متقابل تنگه هرمز برخوردار خواهد شد. این چارچوب صرفاً یک توافق موقت است و اگر مذاکرات نهایی شکست بخورد، بازگشت به جنگی تمامعیار کاملاً محتمل خواهد بود.
با این حال، زمانبندی این تحولات قابل توجه است. شب گذشته، یک منبع بسیار بلندپایه اطلاعاتی اسرائیل برآورد کرد که اگر وضعیت فعلی محاصره ادامه پیدا کند، جمهوری اسلامی «تا پایان سال ۲۰۲۶ دوام نخواهد آورد». پیشبینی فروپاشی کامل یک حکومت مذهبی پنجاهساله ظرف هشت ماه آینده، در نگاه اول شبیه یک قمار بزرگ به نظر میرسد؛ مگر آنکه اعداد و واقعیتهای اقتصادی را بررسی کنیم.
ریال ایران در سقوط آزاد قرار دارد و نرخ آن به یک میلیون و ۸۰۰ هزار ریال در برابر هر دلار رسیده است؛ یعنی ۲۵ درصد سقوط نسبت به نرخی که تنها در ژانویه گذشته موج اعتراضات گسترده را به راه انداخت، و این روند همچنان ادامه دارد.
برای جلوگیری از قحطی، حکومت ناچار شده نرخ یارانهای ۲۸۵ هزار ریال برای هر دلار را صرفاً برای واردات کالاهای اساسی حفظ کند. وضعیت کلی اقتصاد نیز بهتر نیست. حتی پیش از محاصره دریایی، صادرات غیرنفتی ایران ۵۰ درصد سقوط کرده بود. «چرخش اقتصادی به سمت چین» که حکومت بسیار درباره آن تبلیغ میکرد، عملاً شکست خورده و حجم تجارت به میزان ۸۰ درصد کاهش یافته است. مراکز منطقهای دور زدن تحریمها، از جمله امارات متحده عربی، نیز درهای خود را بستهاند. تاکنون دو میلیون ایرانی شغل خود را از دست دادهاند و انتظار میرود این رقم بهسرعت افزایش یابد.
اما سنگینترین ضربه به شریان حیاتی حکومت وارد شده است: نفت.
در حال حاضر، جمهوری اسلامی ۱۸۴ میلیون بشکه نفت دارد که عملاً بلااستفاده روی آب مانده است. حدود ۶۰ میلیون بشکه از این نفتها در محدوده محاصره در خلیج فارس و دریای عمان گرفتار شدهاند. ۱۲۴ میلیون بشکه دیگر نیز نزدیک چین لنگر انداختهاند، اما خریداران از ترس تحریمهای ثانویه آمریکا حاضر به خرید آن نیستند.
محاصره صادرات نفت و محصولات پتروشیمی، روزانه بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار از درآمد حکومت را نابود میکند.
بدتر از آن، این محاصره بهسرعت در حال تبدیل شدن به یک بحران وجودی برای صنعت انرژی جمهوری اسلامی است. زمانی که مخازن ذخیرهسازی نفت در خشکی و روی آب به ظرفیت کامل برسند ــ اتفاقی که انتظار میرود ظرف ۱۵ تا ۶۰ روز آینده رخ دهد ــ حکومت ناچار خواهد شد چاههای فعال نفت را تعطیل کند.
جمهوری اسلامی اکنون با انبوهی از نیروهای مسلح، اما بحرانی جدی در وفاداری نیروهایش روبهروست. تا امروز، حکومت این شکاف را با دو ابزار حفظ کرده است: ترس و پول. اما وقتی منابع مالی خشک شود، ترس هم دیگر کارایی سابق را نخواهد داشت.
سپاه پاسداران در تلاش برای حفظ بقای خود، عملاً در حال تصرف و مصرف منابع باقیمانده دولت است و هر میزان نقدینگی موجود را به سمت ساختار خود میکشد؛ حتی اگر این روند به فروپاشی دیگر بخشهای حکومت منجر شود. برخی واحدهای ارتش و نیروهای پلیس ماههاست حقوق دریافت نکردهاند.
اینها نشانههای یک گذار آرام نیستند. حکومت ناگزیر برای حفظ قدرت به سرکوب و کشتار متوسل خواهد شد، اما نقطهای فرا میرسد که ناامیدی بر ترس غلبه میکند. نتیجه نهایی همچنان یکسان است: مرگ جمهوری اسلامی.
اما تمام این سناریو به یک «اگر» عظیم وابسته است: ادامه یافتن محاصره. و این مسئله بر زمینی بنا شده که شاید غیرقابلپیشبینیترین عرصه سیاست جهانی باشد: دونالد ترامپ.
ترامپ روز گذشته «پروژه آزادی» ــ طرحی برای بازگشایی تنگه هرمز از طریق اسکورت نظامی ــ را متوقف کرد.
همانطور که دیروز اشاره کردم، «پروژه آزادی» معادلات منطقه را بهطور بنیادین تغییر میدهد. بازگشایی احتمالی تنگه برای تردد تجاری میتواند فشار اقتصادی را که پیشتر دوطرفه بود، به فشاری یکطرفه علیه جمهوری اسلامی تبدیل کند.
دقیقاً همین احتمال یعنی کنار گذاشتن این طرح و حتی بدتر از آن، رسیدن به توافقی که به تهران تنفس اقتصادی بدهد چیزی است که مقامهای امنیتی اسرائیل را شبها بیدار نگه میدارد.
اما جمهوری اسلامی ظاهراً راه دیپلماسی را انتخاب نکرده است. حملات جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی در واکنش به «پروژه آزادی» روز گذشته نیز ادامه پیدا کرد؛ حملاتی که نشان میدهد تصمیمگیران نظامی، اعتراضها و مخالفتهای مقامهای غیرنظامی را عملاً نادیده گرفتهاند.
به نظر میرسد روند قبضه کامل قدرت از سوی سپاه تقریباً نهایی شده است. احمد وحیدی، فرمانده سپاه، «شورای نظامی» تشکیل داده که اکنون تمام ارتباطات با مجتبی خامنهای را در انحصار خود گرفته است؛ اقدامی که عملاً تلاشهای مسعود پزشکیان برای برگزاری نشست اضطراری و توقف حملات را مسدود کرده است.
ممکن است این حملات صرفاً بلوفی برای تقویت موقعیت چانهزنی جمهوری اسلامی باشند، اما بلوف زمانی کار میکند که طرف مقابل باور کند شما آمادهاید هزینه آن را بپردازید.
با صدور دستور حمله به امارات، جناح وحیدی نشان داد که از نگاه آنان، آغاز دوباره جنگ منطقهای با آمریکا هزینهای قابل قبول است. افرادی که حاضرند برای حفظ یک ابزار چانهزنی منطقه را به سمت جنگ ببرند، بعید است در نهایت به یک توافق دیپلماتیک پایبند بمانند.
Last night, a very senior Israeli intelligence source estimated that if the status quo blockade remains, the Islamic Republic "will not survive 2026." Predicting the complete collapse of a half-century-old theocracy within the next eight months sounds like a bold gamble--until you... pic.twitter.com/tcIjKwUL9v
-- Amit Segal (@AmitSegal) May 6, 2026
***
















