Friday, May 22, 2026

صفحه نخست » فیفا، تهران، و نبرد بر سر هویت ایران، نگار کرامتی

ماجرا فقط یک پرچم نیست. فقط فوتبال نیست. و فقط فیفا هم نیستkeramati.jpg

آنچه امروز میان میلیون‌ها ایرانی و تصمیم اخیر فیفا شکل گرفته، در حقیقت نبردی است میان حافظه تاریخی یک ملت و ایدئولوژی حکومتی که از سال ۱۳۵۷ کوشید ایران را از ریشه‌های تمدنی‌اش جدا کند.

فیفا شاید تصور می‌کرد وارد یک موضوع سیاسی ساده شده است؛ اما آنچه نادیده گرفت، زخمی عمیق در روح ایرانیان بود. زخمی که از لحظه سقوط ایرانِ پیش از انقلاب آغاز شد؛ روزی که نه فقط یک حکومت، بلکه بخشی از هویت تاریخی و غرور ملی ایرانیان فرو ریخت.

برای میلیون‌ها ایرانی، پرچم جمهوری اسلامی صرفاً یک پرچم نیست؛ نشانه حکومتی است که آزادی را خفه کرد، تاریخ را تحقیر کرد، فرهنگ را زخمی کرد و کوشید ایران را از خودش تهی کند. حکومتی که به‌جای «ملت ایران»، از «امت» سخن گفت؛ گویی ایران فقط باید در سایه ایدئولوژی تعریف شود، نه در امتداد تاریخ و تمدن چند هزار ساله‌اش.

اما حافظه ملت‌ها را نمی‌توان مصادره کرد. شیر و خورشید فقط یک نقش روی پارچه نیست؛ تکه‌ای از حافظه تاریخی ایران است. خورشیدی که از اسطوره‌های کهن و آیین مهر می‌آید. شیری که بر سنگ‌نگاره‌های هخامنشی و ساسانی ایستاده بود، قرن‌ها پیش از آنکه جمهوری اسلامی متولد شود. این نشان، برای بسیاری از ایرانیان، یادآور تداوم ایران است؛ ایرانی که پیش از جمهوری اسلامی وجود داشت و پس از آن نیز باقی خواهد ماند. شاید به همین دلیل است که حکومت تهران از آن می‌ترسد.

حکومت‌های ایدئولوژیک همیشه از حافظه تاریخی ملت‌ها هراس دارند؛ زیرا تاریخ، رقیب تبلیغات رسمی است. جمهوری اسلامی طی دهه‌ها کوشید روایت خودش را جایگزین هویت ایرانی کند؛ کوشید میان ایران و گذشته‌اش دیوار بکشد. اما هرچه فشار بیشتر شد، عطش بازگشت به هویت تاریخی نیز در میان ایرانیان عمیق‌تر شد.

فیفا این شکاف بزرگ را نفهمید. نفهمید که امروز میان حکومت و ملت ایران، فقط اختلاف سیاسی وجود ندارد؛ دریایی از خون، خشم، اندوه و بی‌اعتمادی فاصله انداخته است. نسلی در ایران بزرگ شده که نه‌تنها آزادی‌های فردی‌اش را از دست داده، بلکه احساس می‌کند هویت ملی‌اش نیز به تاراج رفته است. برای همین، واکنش ایرانیان به تصمیم فیفا چنین احساسی و شدید شد. زیرا مسئله فقط ورزش نبود؛ مسئله این بود که یک نهاد جهانی، ناخواسته یا آگاهانه، در کنار روایتی ایستاد که می‌خواهد ایران را فقط از دریچه جمهوری اسلامی تعریف کند.

اما ایران، بسیار بزرگ‌تر از جمهوری اسلامی است. ایران فقط یک حکومت نیست؛ یک تمدن است. تمدنی که از میان حمله مغول گذشت، از جنگ‌ها و اشغال‌ها عبور کرد، اما باقی ماند. و حالا بسیاری از ایرانیان باور دارند که جمهوری اسلامی نیز روزی به تاریخ خواهد پیوست، اما ایران باقی خواهد ماند. و امروز، همان نشان و آرم جمهوری اسلامی که فیفا می‌خواهد به‌نام «پرچم رسمی ایران» به جهان تحمیل کند، برای میلیون‌ها ایرانی یادآور خون، وحشت و مرگ است.
همان نشانی که در همین دی‌ماه گذشته، بنا بر روایت‌ها و گزارش‌های منتشرشده، در عرض دو روز 45000 هزار انسان بی‌گناه را به خاک و خون کشید؛ خیابان‌ها را به میدان جنگ تبدیل کرد و آسمان ایران را با بوی باروت، دود و سوگ پوشاند. همان نشانی که زیر سایه‌اش، جوانان را سحرگاهان، میان صدای اذان و دعا، به چوبه‌های دار سپردند؛ گویی مرگ و مذهب را در هم آمیخته‌اند تا ترس را مقدس جلوه دهند.

برای بسیاری از ایرانیان، این آرم دیگر یک نماد سیاسی نیست؛ مُهر حکومتی است که دهه‌ها با زندان، شکنجه، اعدام، سرکوب زنان، کشتار معترضان و خاموش کردن صداها حکومت کرده است. مردم ایران وقتی به آن نشان نگاه می‌کنند، فقط یک طرح هندسی نمی‌بینند؛ صدای گلوله می‌شنوند، تصویر طناب دار را به یاد می‌آورند و چهره جوانانی را می‌بینند که هرگز به خانه بازنگشتند. و شاید فیفا هنوز درک نکرده باشد که مسئله بر سر یک «پرچم» نیست؛ مسئله بر سر حافظه زخمی یک ملت است. ملتی که نمی‌خواهد پرچم قاتلان فرزندانش به‌عنوان هویت تاریخی ایران شناخته شود.

در همین روزها، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور تصمیم گرفته‌اند فرهنگ، تاریخ و هویت واقعی ایران را آشکارتر از همیشه به نمایش بگذارند. از لس‌آنجلس تا لندن، از سیدنی تا تورنتو، نسل تازه‌ای از ایرانیان می‌خواهد با صدای بلند به جهان بگوید که نشان جمهوری اسلامی، نماینده همه ایران نیست. آن‌ها می‌خواهند بگویند ایران را نمی‌توان به یک ایدئولوژی تقلیل داد. برای همین است که شیر و خورشید دوباره دیده می‌شود؛ نه فقط به‌عنوان یک نماد سیاسی، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از حافظه، پیوستگی و دلتنگی برای ایرانی که بسیاری احساس می‌کنند از آن‌ها ربوده شد. و شاید مهم‌ترین نکته همین باشد: هرچه حکومت بیشتر تلاش کرد تاریخ را پاک کند، تاریخ با قدرت بیشتری بازگشت.

امروز حتی بسیاری از جوانانی که هرگز ایرانِ پیش از انقلاب را ندیده‌اند، به دنبال بازتعریف هویت ایرانی خود هستند. آن‌ها در جست‌وجوی ریشه‌های فرهنگی، تاریخی و تمدنی خویش‌اند؛ چیزی فراتر از روایت رسمی حکومت. به همین دلیل، نبرد بر سر پرچم، در واقع نبرد بر سر معناست؛ نبرد بر سر اینکه «ایران» چیست و چه کسی حق دارد آن را نمایندگی کند.

فیفا شاید فقط می‌خواست از یک جنجال سیاسی دوری کند، اما ناخواسته وارد یکی از عمیق‌ترین بحران‌های هویتی خاورمیانه شد؛ بحرانی که نه با ممنوعیت حل می‌شود و نه با سانسور. زیرا ملت‌هایی که حافظه تاریخی خود را دوباره پیدا می‌کنند، به‌سختی حاضر می‌شوند آن را دوباره از دست بدهند. و شاید فیفا هنوز درک نکرده که برای میلیون‌ها ایرانی، شیر و خورشید فقط یک پرچم نیست؛ آخرین پناهگاه حافظه تاریخی یک ملت است.

ویژه برنامه ایران اینترنشنال : احتمال ممنوعیت پرچم شیر و خورشید در جام جهانی ۲۰۲۶



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy