
دوباره قصهای ناساز گفتند
ز احوال «مموتی» باز گفتند
در ضد خبر را باز کردند
چنین از جانب «فرناز» گفتند
زمان جرج بوش از بمب صدام
نوشتند قصههای بیسرانجام
کنون هم چشم وا کن، باش هشیار
که آمد فصلِ دوخت و دوزِ بسیار
ببافند قصههای جور واجور
مواظب باش تا چونست منظور
کند هر چند گاهی قصهای کوک
برخی گزارشها پرسشبرانگیز است
جنگ با عراق در سال ۲۰۰۳ بر اساس دو روایت نیمه رسمی مثبت و منفی انجام شد: یکی بردن دموکراسی به عراق (روایت مثبت) و دوم اینکه صدام ذخیرههای بزرگی از بمبهای شیمیایی و سلاحهای کشتار جمعی دارد (روایت منفی). روزنامه نیویورک تایمز نقش بزرگی در پروپاگاندای جنگ عراق داشت و به همان اندازه که امروز به مطرح کردن «نرمخویان» جمهوری اسلامی و کسانی مانند حسن روحانی اهتمام میورزد آن روز به تبلیغات دولت پرزیدنت بوش یاری کرد و این مسأله نادرست که صدام ذخیرهی بزرگی از بمبهای شیمیایی دارد را با گزارشهای مفصل جا انداخت. جودیت میلر یکی از ژورنالیستهای نیویورک تایمز به اعتبار آنکه جایزهی پولیتزر را برده بود در پراکندن روایت نادرست و بیاساسِ بمب شیمیایی نقش مهمی بازی کرد.
درست مانند امروز که گاهی نوشتههای فرناز فصیحی را با همکاری چند ژورنالیست دیگر عرضه میکنند تا، به باور منتقدان، برداشتِ نزدیکی برخی گزارشها به روایت جناحهایی در جمهوری اسلامی کمتر به چشم بیاید، در آن زمان نیز داستانهای جودیت میلر گاهی با همکاری ژورنالیستهای دیگر عرضه میشدند. اگرچه حذف صدام اقدامی منفی نبود اما بر اساس تبلیغات نادرست انجام شد و این مسأله به حیثیت نیویورک تایمز به عنوان نشریهای که در گزارش «فاکت» قابل اتکا هست لطمهی فراوانی زد.
امروزه نیز بنظر میآید که، در رابطه با ایران، نیویورک تایمز از پخش اخبار مشکوکی که گاهی از طریق لابیها و واسطهها به دست این نشریه میرسند دریغ نمیکند. فرناز فصیحی گاهی نوشتههای خود را از جانب منابعی ناشناس اما آگاه از آنچه در دولت اسلامی رخ میدهد مینویسد. منتقدان میگویند اتکای گسترده به منابع ناشناس، همواره این خطر را ایجاد میکند که روایتهای جهتدار وارد پوشش رسانهای شوند. جناح «نرمخویان» درون دولت و لابی جمهوری اسلامی در آمریکا نیز از همین فضا بهره میبرند.
نیویورک تایمز از زمان پیش از انقلاب که نوشتههای بسیاری را بر علیه سامانهی پهلوی منتشر کرد تا به امروز لطمه زیادی وارد آورده که نیاز به مقالهی جداگانهای دارد. از جمله این نشریه نوشتهای از رضا براهنی در پیش از انقلاب منتشر کرد که در آنها ادعاهای نادرست و اغراقآمیزی علیه دولت محمد رضا پهلوی مطرح شده بودند.
یک نمونه از سوگیری مورد انتقاد منتقدانِ خانم فصیحی را در گزارش او از تظاهرات ایران میتوان دید. در ابتدای تظاهرات اخیر ایران که به سرکوب خونین انجامید خانم فرناز فصیحی در گزارشی نوشت که (به گفت آهنگ قدیمی) «همه چیز آرومه» و مردم دارند دسته دسته در تهران به پیست اسکی میروند و هنوز مدت زیادی از این گزارش نگذشته بود که سرکوب گستردهای در واکنش به تظاهرات رخ داد؛ بنا بر برخی روایتها و گزارشهای منتشرشده نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در این سرکوبها جان دهها هزار نفر را گرفتند. بعد از مرگ علی خامنه ای نیز فرناز فصیحی مقالهای در مورد او نوشت که فرازهایی از آن، در نظر دستکم بخشی از ایرانیان ستمدیده، نوعی همدلی یا نرمش نسبت به یک رهبر اقتدارگرا تلقی شد.
متاسفانه برخی از سایتهای ایرانی، و در میان آنها سایت ایران امروز، نوشتههای نویسندگان نیویورک تایمز مانند فرناز فصیحی و توماس فریدمن را بدون بازبینی و بدون هیچ نقد و نظری باز نشر میکنند. سایت «ایران امروز» گاهی نوشتههای فصیحی و مقالههای نیویورک تایمز را در بخشی قرار میدهد که کاربران نمیتوانند نظر خود را در مورد آن بنویسند.*
مسوولیت این نوشته بر عهده نگارنده است.
یجج
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت
- برای رعایت انصاف باید اضافه کرد که سایت «ایران امروز» اگرچه مدتهای مدید میدان زیادی به نوشتههای نویسندگان مدافع جمهوری اسلامی مانند Ahmad Zeidabadi میداد، با این وجود نظر طیفهای گوناگون اپوزیسیون را منعکس میکند و به ویژه در دوران اخیر بسیار دموکراتیکتر عمل میکند و مقالههای ارزندهای از نویسندگان مختلف را عرضه مینماید.

رضا پهلوی؛ یک جایگزین معتبر؟ میشل توبمن















