میعاد ملکی ـ ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
جمهوری اسلامی اکنون از میانجی پاکستانی خواسته است که آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز «غرامت» پرداخت کند؛ تنگهای که خود حکومت با تصمیمات سیاسی و اقتصادیاش آن را به یک بحران بینالمللی تبدیل کرد.
این در حالیست که جمهوری اسلامی با اقتصادی فروپاشیده، ساختار نظامی آسیبدیده و حذف بخش مهمی از رهبری سیاسی درجهاول خود روبهروست.
چه چیزی باقی مانده؟ مجموعهای از چهرههای درجهدو و سه، در کنار یک پایگاه ایدئولوژیک رادیکال که شاید در بهترین حالت ۱۰ تا ۱۵ درصد جامعه ایران را نمایندگی کند.
جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال وعدههای بزرگی داد؛ نابودی اسرائیل، بازدارندگی هستهای، کنترل چندین پایتخت عربی از طریق نیروهای نیابتی و بیرون راندن آمریکا از منطقه.
اما امروز تقریباً تمام ستونهای اصلی هویت انقلابی حکومت فرو ریخته است. با این حال همان بدنه رادیکال ۱۰ تا ۱۵ درصدی هنوز این روایتها را باور دارد و سیاستمداران باقیمانده نظام نمیتوانند دست خالی به سمت آنها برگردند.
جمهوری اسلامی باید چیزی برای ارائه داشته باشد؛ وگرنه ناچار میشود به حامیان خود اعتراف کند که تمام این سالها هزینه و بحران، در نهایت هیچ دستاوردی نداشته است.
به همین دلیل است که توافقی شکل نمیگیرد. نه به این خاطر که جمهوری اسلامی اهرم برتری دارد و نه به این دلیل که حکومت دارای یک استراتژی منسجم و بلندمدت است. مسئله این است که چهرههای باقیمانده حکومت برای بازگشت به پایگاه خود، نیاز به یک «غنیمت سیاسی» دارند؛ کاهش تحریمها، دسترسی به پولهای بلوکهشده، دریافت امتیاز یا حتی نوعی پرداخت نمادین از سوی آمریکا؛ هر چیزی که بتوان آن را «پیروزی» معرفی کرد.
این مطالبه ربطی به منافع ملی ایران ندارد و بیشتر تلاشی برای بقای سیاسی چند چهرهایست که تقریباً همهچیز را از دست دادهاند، جز کنترل بر یک پایگاه کوچک اما رادیکال.
اکنون واشنگتن با دو گزینه روبهروست: یا راهی برای حفظ ظاهر و اعلام یک «پیروزی» در اختیار جمهوری اسلامی بگذارد تا توافق شکل بگیرد، یا بر مواضع خود بایستد و اجازه دهد شکافها و تناقضهای داخلی حکومت، خودش را وارد بحران عمیقتری کند.
در هر دو سناریو، تنگه هرمز امروز نه از موضع قدرت جمهوری اسلامی، بلکه بهدلیل درماندگی سیاسی حکومت به یک ابزار گروگانگیری تبدیل شده است.
این شاید آخرین حرکت حکومتی باشد که در گوشه رینگ گیر افتاده و تلاش میکند یک شکست فاجعهبار را بهعنوان «پیروزی در مذاکره» بفروشد.

توضیح کوتاه دربارهی سوءقصد که علیه من انجام شد
















