Monday, May 25, 2026

صفحه نخست » روایت تازه از اختلافات پشت پرده توافق آمریکا و جمهوری اسلامی

as.jpgآمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

دوشنبه ۲۵ مه است و اکنون نوبت عربستان است که بهای بحران اخیر را بپردازد. شب گذشته، دونالد ترامپ ظاهراً به رهبران عرب خلیج فارس اعلام کرد که اگر می‌خواهند توافق آتش‌بس کنونی با ایران نهایی شود ــ همان توافقی که واشنگتن برای بازگشایی تنگه هرمز به‌شدت به آن نیاز دارد ــ باید بهای سنگینی بپردازند: عادی‌سازی فوری روابط با اسرائیل.

به گفته منابع من، این اولتیماتوم با سکوت کامل روبه‌رو شد. رهبران عرب چنان از این درخواست شوکه شده بودند که ترامپ ناچار شد سکوت را بشکند و بپرسد: «هنوز آنجایید؟»

ماه‌هاست که یک روایت مشخص در حال شکل‌گیری است؛ اینکه اسرائیل آمریکا را وارد جنگی فاجعه‌بار کرد که در نهایت فقط جمهوری اسلامی را قدرتمندتر ساخت. اما این روایت اشتباه، بسیاری از واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرد؛ از جمله اینکه تصمیم نهایی برای ورود به جنگ متعلق به خود ترامپ بود، واشنگتن دقیقاً مطابق طرح اسرائیل عمل نکرد و مهم‌تر از همه، بازیگر مهم دیگری هم وجود داشت که از جنگ حمایت می‌کرد: محمد بن سلمان.

واشنگتن‌پست اواخر فوریه گزارش داد که تصمیم برای جنگ پس از تشویق دو متحد کلیدی آمریکا گرفته شد: اسرائیل و عربستان سعودی. در طول جنگ نیز هر دو کشور از ادامه درگیری و تشدید فشارها حمایت می‌کردند. چند هفته بعد، زمانی که ترامپ مدعی بود جنگ ظرف چند روز پایان می‌یابد، نیویورک‌تایمز گزارش داد که هر دو کشور خواهان ادامه درگیری بودند.

حتی گفته شد محمد بن سلمان پیشنهاد داده آمریکا اعزام نیرو به ایران برای کنترل زیرساخت‌های انرژی و وادار کردن حکومت به عقب‌نشینی را بررسی کند.

اما حالا همه‌چیز تغییر کرده است.

عربستان هرگز تصور نمی‌کرد که زیرساخت‌های حیاتی انرژی‌اش در معرض خطر مستقیم قرار بگیرد. ریاض گمان می‌کرد حمایت پنهانی از واشنگتن، بدون هزینه سنگین، به تضعیف تهدید رژیم ایران منجر خواهد شد. اما تصاویر پالایشگاه آسیب‌دیده، کسری عظیم بودجه و صف طولانی نفتکش‌ها در تنگه هرمز، همه‌چیز را تغییر داد.

در همین حال، امارات متحده عربی با سرعت در حال پر کردن خلأ به‌وجودآمده است و نقش متحد سرسخت‌تر آمریکا در خلیج فارس را با اشتیاق برعهده گرفته است. نتیجه این شد که عربستان وارد یک عقب‌نشینی تاکتیکی شد و در یک ماه و نیم گذشته، محمد بن سلمان بیش از هر چیز بر دیپلماسی تأکید کرده است.

ترامپ اما برای این تغییر موضع، قیمت تعیین کرده است: عادی‌سازی روابط.

این فقط مسئله گرفتن امتیاز سیاسی از عربستان نیست. ترامپ با گره زدن آتش‌بس به عادی‌سازی روابط، در واقع می‌خواهد عربستان را وادار کند اسرائیل را مهار کند و مانع اقدام مستقل آن علیه ایران شود.

ترامپ برخلاف اوباما به یک واقعیت رسیده است؛ مؤثرترین راه کنترل اسرائیل، فاصله گرفتن از آن نیست، بلکه نزدیک‌تر کردن آن به واشنگتن است. وقتی اسرائیل در یک اتحاد نزدیک قرار بگیرد، آمریکا می‌تواند دست خود را روی ماشه اسرائیل نگه دارد. واشنگتن دقیقاً به همین دلیل به چنین کنترلی نیاز دارد؛ چون اسرائیل انگیزه چندانی برای خویشتنداری ندارد، به‌ویژه زمانی که احساس می‌کند توافق فعلی رژیم ایران را در موقعیتی قوی‌تر از گذشته قرار می‌دهد.

در تهران نیز همین برداشت وجود دارد.

ترامپ در کتاب «هنر معامله» نوشته بود: «بدترین کاری که در یک معامله می‌توانی انجام دهی این است که مشتاق به نظر برسی. طرف مقابل بوی خون را حس می‌کند.» حالا جمهوری اسلامی دقیقاً همین احساس را پیدا کرده است؛ اینکه آمریکا به‌شدت به دنبال خروج دیپلماتیک از بحران است.

به همین دلیل، تهران سطح مطالبات خود را بالا برده است. جمهوری اسلامی خواهان آزادسازی فوری دارایی‌های بلوکه‌شده شده و حاضر نیست فعلاً درباره محدودیت‌های هسته‌ای یا ذخایر غنی‌سازی تعهد مشخصی بدهد. هم‌زمان، سپاه پاسداران در تلاش است شرایط جدیدی را در تنگه هرمز تثبیت کند؛ شرایطی که عبور کشتی‌ها را به هماهنگی و ثبت اطلاعات نزد نیروی دریایی سپاه وابسته کند.

همچنین تهران خواهان آتش‌بس گسترده در همه جبهه‌ها شده است؛ خواسته‌ای که عملاً می‌تواند آزادی عمل اسرائیل در برابر حزب‌الله لبنان را محدود کند.

در پایان جنگ ایران و عراق، آیت‌الله خمینی پذیرش آتش‌بس را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد. اما امروز ظاهراً این اسرائیل است که باید چنین جامی را بنوشد. و ترامپ تلاش می‌کند با افزودن «شیرینی سعودی»، این توافق تلخ را برای اسرائیل قابل‌تحمل‌تر کند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy