ایندیپندنت فارسی - شورای سردبیری والاستریت ژورنال
چارچوب یک توافق ۶۰ روزه نشان میدهد آمریکا پیش از امضای توافق هستهای امتیاز میدهد؛ نجات چنین حکومتی اکنون از طریق کمک مالی، خیانت واقعی خواهد بود؛ خیانتی نه فقط به مردم ایران، بلکه بیش از آن به منافع آمریکا.
شورای سردبیری وال استریت ژورنال در مقالهای در نقد مفاد احتمالی توافق آمریکا با تهران مینویسد: آیا واقعا همین است؟ مردم آمریکا با انتشار تدریجی جزئیات «یادداشت تفاهم» در حال شکلگیری دونالد ترامپ با ایران در رسانهها، با این پرسش روبهرو شدهاند. هرچند ایالات متحده میتواند از ۳۸ روز جنگ بهعنوان یک دستاورد واقعی یاد کند، اما کار هنوز تمام نشده و ۴۷ روز آتشبس ممکن است به یک عقبگرد راهبردی منجر شود.
بر اساس توافق اولیهای که رسانهها مطرح کردهاند، قرار است دو طرف محاصرههای خود را پایان دهند و شاید آمریکا از نظر مالی نیز مشوقهایی ارائه کند، در حالی که مذاکرات درباره مسائل هستهای و کاهش بیشتر تحریمها برای ۶۰ روز یا بیشتر ادامه خواهد یافت. یک مقام آمریکایی گفته است ــ هرچند مقامهای تهران آن را رد میکنند ــ که حکومت ایران تضمین داده توافق نهایی شامل «امحای» اورانیوم غنیشده خواهد بود.
مشکل اصلی این است که فشار آمریکا پیش از برچیدن برنامه هستهای پایان مییابد. اگر محاصره برداشته شود و ایران بتواند نفت بفروشد، تنها ابزار باقیمانده برای وادار کردن جمهوری اسلامی به امتیازدهی هستهای، تهدید به جنگ دوباره خواهد بود.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
اما ترامپ پس از آنکه ایران از بازگشایی تنگه هرمز عقبنشینی کرد و به نیروهای آمریکایی و متحدان خلیج فارس حمله کرد، حاضر به استفاده از زور نشد. حال، ۶۰ روز مانده به انتخابات میاندورهای، این تهدید تا چه حد معتبر خواهد بود؛ آن هم در شرایطی که میتواند به محاصره دوباره تنگه هرمز از سوی ایران منجر شود؟ وعده نساختن سلاح هستهای بیمعنا است، زیرا حکومت ایران همیشه چنین ادعایی کرده و در عمل خلاف آن را انجام داده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، میگوید ترامپ موافق است که توافق نهایی باید تاسیسات غنیسازی ایران را برچیند و اورانیوم غنیشده را از کشور خارج کند. مقامهای آمریکایی نیز گفتهاند که باید تمام «گرد و غبار هستهای» از میان برود، اما آیا آنها اهرم فشار لازم برای پافشاری بر این خواسته را حفظ خواهند کرد؟
برخی گزارشهای رسانهای حاکی است که آمریکا ممکن است به تضمینهای ایران درباره استفاده نکردن از تاسیسات زیرزمینی هستهای و همچنین رقیقسازی ــ نه خروج ــ تنها بخشی از اورانیوم ۶۰ درصدی رضایت دهد. در این صورت، ایران همچنان مقادیر زیادی اورانیوم ۵ و ۲۰ درصدی در اختیار خواهد داشت که بهراحتی میتوان آنها را به سطح تسلیحاتی رساند.
همچنین اگر سایت احتمالی غنیسازی زیر کوه کلنگ گزلا دستنخورده باقی بماند، ایران همچنان یک خطر هستهای خواهد بود. چنین وضعیتی مستلزم سختگیرانهترین بازرسیها است که باز هم مسئله اهرم فشار را مطرح میکند.
آمریکا و ایران هنوز بر سر مدت زمانی که ایران از غنیسازی اورانیوم منع خواهد شد نیز به توافق نرسیدهاند. این موضوع شاید در عمل بیاهمیت باشد، زیرا حکومت ایران فقط باید تا پایان دولت ترامپ صبر کند تا آزادی عمل بیشتری به دست آورد. سابقه جمهوری اسلامی نشان داده که مذاکرات را فرسایشی میکند و این توافق اولیه نیز بدون تردید بخشی از همان راهبرد است.
بازگشایی تنگه هرمز قیمت نفت را کاهش خواهد داد، اما ترامپ با خودداری از انجام این کار از طریق زور، این پیام را داده که ایران برگ برنده را در اختیار دارد. حتی اگر توافق موفق شود، این برگ برنده همچنان باقی خواهد ماند و تهدید آن ادامه خواهد داشت.
ایران اصرار دارد که هیچ توافقی تنگه هرمز را به وضعیت پیش از جنگ بازنمیگرداند. رسانههای حکومتی میگویند ممکن است تعداد کشتیهای عبوری به سطح پیش از جنگ برسد، اما آن هم بر اساس شروط ایران و تحت کنترل آن. باید به یاد داشت که پس از وعده ایران برای بازگشایی تدریجی تنگه در آتشبس ۷ آوریل، تردد نفتکشها کاهش یافت.
همین مسئله بهتنهایی دلیل کافی است که آمریکا از همان ابتدا تحریمها را کاهش ندهد. مقامهای آمریکایی میگویند کاهش تحریمها به عملکرد ایران وابسته خواهد بود و برای دستیابی به توافق نهایی قابل قبول، باید بر این موضع پایبند بمانند.
در همین حال، کسی درباره موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی ایران ــ دو هدف اصلی جنگ ــ سوال نکند. هرچند هر دو آسیب دیدهاند، اما محدودیتها یا قیود رسمی درباره آنها به «گفتوگوهای منطقهای» موکول شده است.
اسرائیلیها میگویند بر اساس توافق، آزادی عمل خود برای مقابله با حزبالله در لبنان را حفظ خواهند کرد، هرچند منابع ایرانی این موضوع را رد میکنند. ایران میخواهد نیروی نیابتی تروریستیاش بتواند بدون هزینه، جنگ فرسایشی علیه اسرائیل را ادامه دهد.
بخش زیادی از رسانهها میخواهند بحث کنند که آیا این توافق بهتر یا بدتر از توافق باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ است. بهنظر ما تفاوت اصلی، حملات نظامی است: فردو، نطنز و اصفهان در ماه ژوئن بهشدت آسیب دیدند. غنیسازی دستکم فعلا متوقف شده است.
ترامپ روز یکشنبه در پاسخ به منتقدان توافق گفت: «من توافق بد نمیکنم.» اما این پرسش منطقی است که آیا او تحت فشار فزاینده داخلی ناشی از افزایش قیمت بنزین و نرخ بازده اوراق قرضه، در آستانه انتخابات میاندورهای، قرار نگرفته است؟ بدون تردید بخشی از تمایل او برای بازگشایی تنگه هرمز ــ حتی بر اساس شروط ایران ــ ناشی از همین فشارها است.
باید افزود که یک توافق بد، حتی اگر قیمت بنزین را کاهش دهد، از نظر سیاسی وضعیت ترامپ را بدتر خواهد کرد. حتی یک پیروزی نصفهونیمه برای ایران، به اعتبار آمریکا ــ و خود ترامپ ــ آسیب خواهد زد.
حکومت ایران این جنگ را در حالی آغاز کرد که با بحرانهای داخلی سیاسی و اقتصادی روبهرو بود. جنگ این بحرانها را تشدید کرده است. نجات چنین حکومتی اکنون از طریق کمک مالی، خیانت واقعی خواهد بود؛ خیانتی نه فقط به مردم ایران، بلکه بیش از آن به منافع آمریکا.

کشتهشدن چهار عضو سپاه در خلیج فارس + خبر تکمیلی















