Monday, May 25, 2026

صفحه نخست » چه توافقی، چه کشکی؟

kp2.jpgیدالله کریمی‌پور

دو روز است اخبار توافق احتمالی اسلام‌آبادی ایران و آمریکا در سراسر جهان پیچیده است؛ بله، خیلی هم بعید نیست که حتی به‌زودی جزئیات آن اعلام شود. ولی چنین توافقی بیش از آن‌که یک ازدواج یا پیوند پایدار باشد، یک طلاق کنترل‌شده است. به عبارت دیگر، هدف آن مدیریت تنش است، نه حل تنش. ایران و آمریکا در پی ایجاد فضایی برای تنفس هستند، ولی هر دو آگاه‌اند که مناقشات ژئوپلتیک همچنان مانند استخوان در گلو باقی می‌مانند. تاریخ جنگ ویتنام با بیش از ۸۷ آتش‌بس ثابت کرد که آتش‌بس بدون صلح پایدار، تنها فرصتی برای لیسیدن زخم‌ها و آماده شدن برای وارد کردن ضربات کاری بعدی است.

۱- نبود شرایط ساختاری

در ساختار سیاسی ایالات متحده، هر معاهده صلحی باید به تأیید دو سوم سنا برسد. هر توافقی که این فاز را طی نکند، تنها یک توافق اجرایی است که فقط با امضای رئیس‌جمهور بعدی قابل ابطال است. آمریکای ترامپیزه‌شده هرگز چنین تضمین بلندمدتی به ایران نمی‌دهد و تهران نیز نمی‌تواند روی امضایی حساب کند که اعتبارش با یک انتخابات جابه‌جا می‌شود.

۲- نقش دیگر بازیگران

اسرائیل و دیگر بازیگران منطقه‌ای، هرگونه توافقی را که شامل محدودسازی قطعی توان پهپادی، موشکی و هسته‌ای ایران نباشد، ناقص می‌پندارند. این بازیگران ممکن است با اقدامات تقابلی چون ترور یا عملیات خرابکارانه، توافق را در نطفه خفه کنند. از سوی دیگر، واشینگتن خواهان عقب‌نشینی ایران از نفوذ منطقه‌ای است، در حالی که تهران آن را عمق استراتژیک و غیرقابل مذاکره می‌داند.

۳- مخالفت‌های داخلی

جریان‌های پرنفوذ در واشینگتن هرگونه کاهش فشار بر تهران را در حکم باج‌دهی پنداشته و آماده‌اند با ابزارهای قانونی جلوی گشایش‌های مالی را بگیرند. در مقابل، جریان‌های قدرتمند در تهران نیز با هرگونه عقب‌نشینی در برابر آمریکا مخالف بوده و آن را مقدمه‌ای برای تغییر رفتار نظام دانسته و به دیده شک می‌نگرند.

۴- هراس از نداشتن اهرم فشار

جمهوری اسلامی نگران است که با کاهش ذخایر غنی‌سازی‌شده، سنگین‌ترین اهرم فشار خود برای لغو تحریم‌ها را از دست بدهد، بی‌آن‌که تضمینی برای بقای اقتصادی و ثبات سیاسی داشته باشد. در واقع، نقد دادن در برابر نسیه گرفتن، ریسکی است که تهران به‌راحتی زیر بار آن نخواهد رفت.

۵- متغیر چین-روسیه

ایالات متحده نمی‌خواهد در جهانی که به‌سرعت به سمت بلوک‌بندی پیش می‌رود، زیر بار توافقی دائمی برود که به تقویت جایگاه چین در خلیج فارس بینجامد. با نزدیکی استراتژیک ایران به محور چین-روسیه، پرونده ایران دیگر یک موضوع دوجانبه نیست، بلکه بخشی از شطرنج قدرت‌های بزرگ محسوب می‌شود که واشینگتن تمایلی به واگذاری امتیاز در آن ندارد.

۶- نبود اعتماد

فرای بندهای قانونی، آن چیزی که غایب بزرگ این صحنه است، اطمینان و اعتماد است. طرفین حتی بر سر تعاریف اولیه واژگانی چون ثبات و امنیت نیز توافق ندارند. وقتی طرفین یکدیگر را به‌عنوان تهدید وجودی تعریف می‌کنند، هر توافقی تنها یک وقفه تاکتیکی برای بازسازی قواست، نه تفاهمی بر سر اصول مشترک.

۷- کاسبان تنش سیاسی

در هر دو سو، ذی‌نفعانی وجود دارند که از وضعیت نه جنگ و نه صلح سود می‌برند. در سایه تحریم و انسداد، ساختارهای اقتصادی خاصی شکل گرفته‌اند که در صورت عادی‌سازی روابط، موجودیت‌شان به خطر می‌افتد. این کاسبان تنش در هر دو پایتخت، مانند ترمزی در برابر هرگونه گشایش واقعی عمل می‌کنند.

ختم کلام

در نهایت باید گفت آنچه امروز به‌عنوان توافق از آن یاد می‌شود، نه یک سند صلح، بلکه نقشه راهی برای گونه‌ای از همزیستی دشمنانه است. ایران و آمریکا در حال تمرین برای مدیریت فروپاشی روابط هستند، نه بازسازی آن. این توافق اگر هم اجرایی شود، تنها حکم یک مسکن قوی برای بیماری را دارد که به جراحی ریشه‌ای نیاز دارد؛ جراحی‌ای که هیچ‌کدام از طرفین فعلاً نه جرأت انجامش را دارند و نه ابزارش را. بنابراین، نباید پشت واژه‌های دیپلماتیک به‌دنبال معجزه گشت؛ این صرفاً وقفه‌ای است پیش از طوفان بعدی.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy