Tuesday, May 26, 2026

صفحه نخست » ۳+۱ معادله لعنتی تاثیرگذار در آینده ایران

farzanehroostaie.jpgفرزانه روستایی

بی شک قتل عام چهل هزار نفر از مردم ایران بدترین اتفاق تاریخ معاصر است که می تواند روند تحولات کشور را برای مدتی طولانی تحت الشعاع قرار دهد. مرتضی رفیق دوست دو سال پیش گفته بود که اگر احساس خطر کنیم به کسی رحم نخواهیم کرد، اما حتی خود او نفهمیده بود که چنین سرکوب خونینی می تواند روند تحولات ایران را به سمتی بکشاند که همزمان به قحطی مدل عراق، فقدان دولت مرکزی در مدل افغانستان،‌ و از هم پاشیدگی سیستماتیک مانند لیبی دچار شویم بدون اینکه عملا درگیر جنگ داخلی شده باشیم.

جمهوری اسلامی چهل سال در انتظار این جنگ بود و چند نسل را فدای آن کرد، ولی مسئولیت آن را به گردن اپوزیسیون و ایرانیان خارج از کشور انداخت. وقتی عواقب جنگ اخیر و نیز جنگ ۱۲ روزه را از زیر ذره بین ارزیابی می کنیم مشاهده می کنیم که برخی از عواقب این جنگ بشدت ماندگار و خسارت بار است.

۱-- بی شک قتل عامی که ج ا اسلامی پیش از آغاز جنگ به راه انداخت و توافق همه جناح های خود را با‌ آن داشت خطرناکترین عاملی است که تاثیر روانی آن تا مدت ها در روان جمعی ایرانیان حضور داشته باشد. این قتل عام نمودار و شاخص پایان یک عصر و آغاز روندی متفاوت و شاید ویرانگرتر است. دوران تظاهرات خیابانی به پایان رسیده است. یعنی روزهایی که در آن مردم با آمدن به خیابان و تظاهرات اراده خود را به نمایش گذاشته و قدرت خود را اعمال می کردند. به عنوان یک اتفاق بسیار بد و به احتمال زیاد، تا مدتی طولانی مردم دیگر به خیابان نخواهند آمد، مگر روزی که احساس کنند مرگ و زندگی برای آنها تفاوت چندانی ندارد.
بی شک آن قتل عام نباید تکرار شود، بخصوص که از حواشی جناح های سرکوبگر می شنویم که آنها برای قتل عام های میلیونی نیز آماده اند، بخصوص که جامعه جهانی عکس العملی نسبت به رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه از خود نشان نداد.

۲- به احتمال زیاد، آن رخداد قتل عام عملا پرده برداری از آغاز دوران جدیدی است مبنی بر اینکه در معادلات کلان جدید باید ایران را زمین بازی مورد توافق قرار گرفته مسکو و پکن به حساب آورد که روسیه و چین برای حفظ آن نه با کسی تعارف دارند و نه لزومی به پنهانکاری می بینند. وقتی پایگاههای هوایی گران قیمت و حساس آمریکا در اردن قطر و عراق هدف دقیق پهپادها یا موشک های سپاه قرار میگیرند و منابع اطلاعاتی آمریکا از هدایت دقیق پهپادها با وصل شدن به سیستم هدایت روسها یا ماهواره چینی ها می گویند یعنی با یک ج ا متفاوت مواجه هستیم که روسها حتی از قبل، به فرمان اداره کشور نزدیک تر هستند.

۳- اداره اقتصاد عملا از کنترل خارج شده است و آمار رسمی که از تورم زیر ۱۰۰ درصد عرضه می شود کسی را قانع نمی کند.قطع اینترنت باعث نابودی صدها هزار مشاغل خرد در طبقات پایین شده است و بسیاری از هستی ساقط
شده اند. هیج دولت و نظام سیاسی به خاک سیاه نشستن مردمان خود را تحمل نمی کند و خود را نگهبان آسایش نسبی شهروندان خود می بیند، هرچند این قاعده در ایران برعکس عمل می کند. آنچه از گوشت و مرغ و تحم مرغ با قیمت های باورنکردنی به مردم عرضه می شود ته مانده انبارهایی است که حداقل شش ماه پیش پر شده بودند. بزودی بحران گرانی و تورم، فروشگاهها را بی خریدار می کند و پس از آن واحدهای تولیدی که کالاهایشان فروش نمی رود از کار می افتند و سپس ابرموج های بیکاری آغاز می شود که اقتصاد را از نفس می اندازد.

۴- جمهوری اسلامی نه قادر است توافق کند و نه می تواند مانع فروپاشی اقتصاد شود. دولت نه می تواند بر مذاکرات با آمریکا اثر گذار باشد و نه این توانایی را دارد تا توازنی بین حداقل پنج نهاد قدرتهای بالا دستی برقرا کند. شایعه فیک بودن رهبری مجتبی در محافل سیاسی بسیار جدی است. وضعیت نه جنگ و نه صلح عملا تتمه توانایی های دولت را به یغما برده است. هیچکس مسئولیت اغتشاش ج ا را بر عهده نمی گیرد و مسعود پزشکیان عمدا خود را به خواب زده است.
فاکتورهای فوق و نیروی گریز از مرکزی که از همه نیروهای سیستم قدرتمندتر عمل می کند می تواند خسارت برگشت ناپذیری را متوجه کشور می کند که کشور را به تکه پاره های جدا از هم مبدل سازد که فقز به لحاظ جغرافیایی به هم وصل هستند.

آنچه طی سه ماه گذشته در ایران رخ داد و مافیای سپاه هم در دام آن افتاد یک جنگ تمام ‌عیار اقتصادی و ژئوپلیتیک بود که در ظاهر با ایده ناموفق تغییر رژیم شروع شد، ولی با دو سناریوی موازی ادامه یافت. سناریوی اول : وادار کردن ج ا به تغییر سیاست خارجی و دست کشیدن از فعالیت اتمی و رفتن به سمت بلوک غرب. سناریوی دوم: اگر سناریو اولی شکست بخورد، سناریو دوم فعال می شود، یعنی با فشار اقتصادی و محاصره دریایی چنان کشور ایران را ضعیف کنند که دیگر نه به درد روسها بخورد و نه درد پکن. این همان «استراتژی زمین سوخته تهاجمی» است.

اتفاقا ج ا و مافیای سپاه و روحانیون شیعه نیز همین نگاه مبتنی بر دو سناریو را دارند و اینکه اگر جنگ به نفع ما پایان نیابد ( به عنوان پایان سناریو اول )، سناریو دوم فعال می شود، یعنی کل ایران و منطقه را تبدیل سرزمین سوخته و جایی شبیه به کویت خواهیم کرد که صدام حسین از آن عقب نشینی کرد.

با همه اوصاف باید بر ترس خود از توافق مافیای جمهوری اسلامی با دولت ترامپ غلبه کنیم. هر دو طرف در بن بست گیر کرده اند. در شرایطی که هیچ انتخاب دیگری نداریم باید تسلیم قاعده از این ستون به ستون دیگر شویم. شاید گشایشی از جای دیگری آشکار شود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy