Tuesday, Jun 16, 2026

صفحه نخست » تفاهم‌نامه ترامپ-جمهوری اسلامی؛ ادعایی مبهم، حنیف حیدرنژاد

Hanif_Heidarnejad.jpgدر روزهای اخیر، دونالد ترامپ از «توافقی نهایی‌شده» میان آمریکا و ایران سخن گفته است؛ ادعایی که هنوز نه متن رسمی دارد، نه امضای مشترک، و نه تأیید همزمان از سوی تهران. در مقابل، رژیم ایران از «تفاهم اولیه» و ادامه مذاکرات سخن می‌گوید و اسرائیل نیز اساساً این روند را ناکافی و غیرقابل اتکا ارزیابی کرده است.

نتیجه: شکاف جدی میان «اعلام سیاسی» و «واقعیت حقوقی» وجود دارد که پرسش‌های اساسی درباره ماهیت این توافق ایجاد کرده است.

واقعیت چیست؟ سه روایت متضاد از یک «توافق»

الف) روایت ترامپ: توافق کامل شده است

دونالد ترامپ اعلام کرده است: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون تمام شده است. به همه تبریک می‌گویم!»

اما نکته کلیدی اینجاست:

  • هیچ متن رسمی منتشر نشده است
  • هیچ امضای مشترکی وجود ندارد
  • دولت آمریکا (نه شخص ترامپ از طریق رسانه‌های اجتماعی) سندی ارائه نکرده است.

در نتیجه، آنچه وجود دارد بیشتر یک اعلام سیاسی یک‌جانبه است تا یک توافق حقوقی.

در دیپلماسی، چنین اعلام‌هایی بدون متن مشترک معمولاً در دسته «روایت‌سازی سیاسی» قرار می‌گیرند، نه توافق نهایی.

ب) روایت رژیم ایران: هنوز توافقی در کار نیست

در سوی مقابل، مواضع رسمی رژیم ایران (وزارت خارجه و منابع نزدیک به مذاکرات) کاملاً محتاطانه است.

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی درباره «توافق پایان جنگ میان ایران و آمریکا» و «نهایی شدن یادداشت تفاهم در خصوص مذاکرات پایان جنگ میان ایران و آمریکا» در شامگاه دوشنبه ۲۵ خرداد بیانیه‌ای صادر کرد که در آن آمده است:
«مذاکرات برای توافق نهایی به پس از اجرای تعهدات طرف مقابل وفق یادداشت تفاهم موکول خواهد شد. امضای این یادداشت تفاهم در روز جمعه ۲۹ خرداد به‌طور رسمی انجام خواهد شد.»

ج) روایت اسرائیل: توافقی که امنیت را تغییر نمی‌دهد

اسرائیل نیز این روند را نه یک توافق نهایی، بلکه یک تهدید حل‌نشده می‌داند. ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل، اعلام کرد که این کشور «طرف تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی نیست و نباید به چیزی کمتر از برچیدن حزب‌الله رضایت دهد

مواضع تل‌آویو بر سه محور است:

  • ادامه نگرانی از برنامه هسته‌ای رژیم ایران
  • تردید درباره محدودیت‌های واقعی توافق
  • عدم مشارکت اسرائیل در روند مذاکرات

نتیجه روشن است: از نگاه اسرائیل، این توافق ارزش امنیتی بازدارنده ندارد.

تفاوت مفاهیم

در روابط بین‌الملل، سه سطح کاملاً متفاوت از مفاهیم در این زمینه وجود دارد:

  • اعلام سیاسی (Political Declaration): یک طرف اعلام می‌کند «توافق حاصل شده است»، بدون سند رسمی. چنین ادعایی الزام حقوقی ندارد.
  • چارچوب یا تفاهم (Framework / MOU) : بر سر اصول کلی توافق شده، اما جزئیات باز است. چنین توافقی غیرالزام‌آور و قابل تفسیر است.
  • توافق نهایی امضا شده (Treaty / Agreement) : متن رسمی به همراه امضا و سازوکار اجرایی مشخص. چنین سندی الزام حقوقی کامل دارد.

تا زمانی که سطح سوم وجود نداشته باشد، واژه «توافق نهایی» از نظر حقوقی دقیق نیست، حتی اگر از سوی بالاترین سطح سیاسی اعلام شود.

فرضیه‌های قابل طرح درباره اعلام ترامپ

با توجه به شکاف میان روایت‌ها، چند سناریو قابل بررسی است:

فرضیه اول: ساختن واقعیت سیاسی پیش از واقعیت حقوقی

ترامپ با اعلام زودهنگام «توافق»، تلاش می‌کند: روایت موفقیت را تثبیت کند، افکار عمومی داخلی و بین‌المللی را مدیریت کند، در آستانه نشست G7 با دستاورد سیاسی ظاهر شود.

فرضیه دوم: وجود چارچوب واقعی اما بدون جمع‌بندی نهایی

در این سناریو: بر سر اصول کلی توافق شده است، اما اختلافات اصلی هنوز باقی است، هر طرف برداشت متفاوتی از توافق دارد.

فرضیه سوم: استفاده از اعلام توافق به‌عنوان ابزار فشار

در اینجا، اعلام توافق از سوی ترامپ نقش تاکتیکی دارد. هدف: قرار دادن رژیم ایران در موقعیت دفاعی، تحت فشار قرار دادن آن از سوی افکار عمومی و کشورهای منطقه و جهان، انتقال مسئولیت شکست احتمالی به دوش تهران.

گفته ترامپ «اگر ایران نتواند با آمریکا به توافق هسته‌ای دست‌‌یابد، او یا حملات به تهران را از سر خواهد گرفت.» نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.

همزمانی «اعلام توافق» و «تهدید نظامی» از سوی ترامپ این فرضیه را تقویت می‌کند.

توافق یا روایت توافق؟

تا زمانی که: متن رسمی منتشر نشود، امضای مشترک وجود نداشته باشد و جمهوری اسلامی نیز روایت آمریکا را تأیید نکند نمی‌توان از «توافق نهایی» سخن گفت. در حال حاضر، در بهترین حالت، آنچه وجود دارد: یک اعلام سیاسی از توافقی نامشخص است، نه یک توافق حقوقی تثبیت‌شده.

نتیجه گیری؛ توافقی در تقابل با منافع مردم ایران

ترامپ با محور قرار دادن منافع آمریکا - و البته با در نظر داشتن منافع خود- در پی آن است تا به جنگ با حکومت ایران پایان داده و مسائل را از مسیر دیپلماسی حل‌وفصل کند. چنین رویکردی در تقابل با منافع ملی ایران و اهداف مردم ایران برای گذار از این حکومت قرار دارد.

به نظر می‌رسد ترامپ ماهیت این رژیم را به‌درستی نشناخته است. هرگونه توافق با این رژیم، به معنای خرید زمان برای بازسازی و بازگشت دوباره آن به سیاست‌های باج‌خواهانه است.

تا زمانی که این رژیم وجود دارد، منطقه و جهان رنگ صلح و امنیت پایدار را نخواهد دید.

هر نوع توافق، به حکومت و نیروهای سرکوبگر آن این امکان را می‌دهد که با روحیه بیشتری به سرکوب مردم ایران ادامه دهند. همچنین چنین توافقی می‌تواند در میان بخش‌هایی از افکار عمومی ایران، به کاهش محبوبیت ترامپ منجر شود و او را به عنوان فردی پرمدعا اما فاقد اراده جدی برای مقابله با رژیم در حافظه سیاسی جامعه ثبت کند.

منطقه و جهان زمانی از بحران‌سازی‌های جمهوری اسلامی رها خواهد شد که این رژیم دیگر وجود نداشته باشد. مردم ایران برای سرنگونی این رژیم مصمم هستند و این هدف را چه با حمایت نیروهای خارجی و چه بدون آن، به سرانجام خواهند رساند.

مشکل حکومت فعلی ایران در قالب توافق‌های مقطعی قابل حل نیست. مسیر تحولات آینده همچنان به عوامل داخلی و خارجی متعددی وابسته خواهد بود. بر این اساس دولت آمریکا- با ترامپ یا هر فرد دیگری در راس آن-، ناگزیر خواهد شد دیگر بار با این رژیم درگیر شود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy