Friday, Jun 5, 2026

صفحه نخست » حقیقت این روزگار ایران، کوروش گلنام

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

حقیقت انکارناپذیر این است که ما ایرانیان مخالف حکومت درهم ریخته اسلامی، هرچند رویدادهای هر روزه ایران را دنبال کنیم و با رنج آن مردم گرفتار نیز رنج بکشیم ولی نمی‌توانیم آن‌چه آن مردم هر روزه با آن درگیر هستند و شکنجه و فشار همه سویه‌ای بر آنان وارد می‌شود را به درستی درک کنیم زیرا شدنی نیست و ما تنها از دور دستی برآتش داریم و در دلِ آن آتش نیستیم. اکنون به یمن سیاست‌های حکومت پریشان اسلامی، دیگر نه تنها گرانی و بیکاری بیداد می‌کند، وضع مالی شمار فراوانی از مردم به شدت خراب است و در تهیه اندک خوراک روزانه با مشکل روبروهستند. گذشته از گرفتاری‌های ریزو درشت، بیماران فراوانی نیز با نبود و یا کمبود دارو روبرو هستند. از همه این‌ها گذشته، شکنجه روانی مردم خود داستان پُر دردِ دیگری است. بیش از چهار ماه است که مزدوران بیگانه همراه با خود فروختگان ایرانی با هیاهوی وحشیانه شبانه حتا خواب و استراحت و آرامش را از مردم گرفته‌اند. حکومت ضد ایرانی تنها کارو توانای‌اش آزار و شکنجه مردم است. حکومت از هم گسیخته، از ترس شورش دوباره مردم هر روز یک یا چندتن از زندانیان بی‌پناه را با پرونده سازی به دار می‌کشد. سازمان‌های حقوق بشری جز دادن بیانیه محکومیت کار دیگری انجام نداده و سازمان ملل نیزبا مدیریت یک فرد ضد اسراییلی، چشم بر روی همه جنایت‌های این حکومت بسته است. گفتن این تکرار است که تنها هنر این حکومت تبه‌کار، زندانی کردن، زدن، کشتن، شکنجه دادن و با دهان گشاد یاوه سرایی و دروغ گفتن است.

رهبر حکومت پودر شده ولی این‌ها هم‌چنان پیروزند

نه تنها دیگر از رهبر گنده‌گوی بی‌هنر که شمار زیادی از مهره‌های مهم حکومت دیگر اثری نیست و حکومت چنان ضربه‌های کشنده‌ای خورده است که دچار جنون شده است ولی در کمال شگفتی آن‌چه از این حکومت باقی است ادعا دارد که "پیروز میدان" است! اگر رهبران ژاپن دچار چنین شکست و خفتی می‌شدند باقی‌مانده حکومت همه دسته‌جمعی هاراکیری (خودکشی به شیوه ژاپنی) می‌کردند ولی این جماعت ضدایرانی در یک واژه "هیچی ندار" هستند و گفتن از شرف، وجدان، شخصیت ، منش انسانی و...در باره این جانوران آدم‌خوار بیهوده ومسخره است. دیدگاه من این است که از آن رهبر زورکی‌ی گنده گو، زیر آن بمباران و خروارها بتُن چیزی باقی نمانده است ومردم خوب می‌دانند که اگر مراسمی به عنوان حاک‌‌سپاری برپا کنند، در آن تابوت هرچه هست جسد خامنه‌ای نیست، چون چنین جسدی وجود ندارد و او پودر شده است.

کوشش یک چهره رسانه‌ای برای نشستن بر کرسی «مصلح اجتماعی»

آقای شهرام همایون در گفت‌وگویی اخیر بر این دیدگاه تأکید کرده است که همه ایرانیان، از جمله بخشی از نیروهای وابسته به حکومت، در نهایت اعضای یک خانواده ملی هستند و نباید شکاف‌ها را عمیق‌تر کرد. با این حال، بسیاری از منتقدان این رویکرد معتقدند تا زمانی که مسئولیت نقض حقوق شهروندان، سرکوب و خشونت‌های گذشته روشن نشود، طرح آشتی ملی بدون پاسخگویی و عدالت با پذیرش گسترده در جامعه روبه‌رو نخواهد شد.

و اما سخنی با اپوزیسیون

من وظیفه خود دیده‌ام که بارها و بارها از همه گروه‌های اپوزیسیون (البته جز مجاهدین که با هیچ‌کس جز خود همراه نیستند و اگر هم باشند از ناچاری و نمایشی است) درخواست کنم که اختلاف‌ها را، که هست و نمی‌شود آن را نادیده گرفت، به شکل موقت کنار گذارده ودست‌کم برای دوران گذار، پا پیش بگذارند. بارها نیز با توان اندک خود درخواست داشته‌ام که اگر مهره قدرتمندی دارند که توانایی رهبری دوران گذار را دارد، معرفی کنند. پادشاهی خواهان گزیده خود را معرفی کرده‌اند : آقای رضا پهلوی که با اقبال زیادی هم در درون و هم در بیرون از ایران روبرو شده است. من نیز به عنوان بک جمهوری خواه مستقل همواره از ایشان پشتیبانی کرده‌ام زیرا ایشان را تنها آلترناتیو موجود برای دوران گذار می‌بینم. اگر دیگر گروهای اپوزیسیون حقیقتن درد مردم گرفتار ایران را دارند، چرا بیهوده وقت را به هدر می‌دهند. نشست بزرگی برگزار کردید، نتیجه چه شد؟ شماری فورن کنار کشیدند. به مردم نتبجه کار و پیشرفت خود در جذب مردم را نشان دهید. خود خوب می‌دانید که حتا یک تن که بتواند مردم را به سوی خود جلب کند و در عرصه بین‌المللی مورد پذیرش باشد را ندارید.

شرم‌آور نیست؟

شرم آور نیست که شماری ایرانی چپ‌اندیش با گردآوری امضا از شماری سوئدی ضد اسراییلی و ضد آمریکایی به پارلمان سوئد نامه بنویسند که از آقای رضا پهلوی دعوت نکنند؟ در حالی که اگر برای ایرانیان امضا کننده، میهن خود و رهایی مردم ایران از این وضع فلاکت بار کنونی مهم بود باید خشنود می‌شدند که یک ایرانی از سوی پارلمان سوئد دعوت به گقت‌و شنود شده است. از آن میان آن چپی که خودش را به درو دیوار می‌زند که بی بی سی و دیگر رسانه‌ها دعوتش کنند تا سخنان تکراری پوسیده‌اش را تکرار کند وهم‌چنان در باره 28 مرداد و امپریالیسم آمریکا داستان‌سرایی کند.

یکی از امضا کنندگان این گروه بیست / سی تنه(شمار آنان را بیاد ندارم)علی اثباتی بود. او سال‌ها در رهبری سازمان جوانان حزب چپ سوئد بوده است ودر کنگره تازه این حزب نیر در گروه اداره کننده این کنگره بود. این حزب که تنها در نما نام کمونیست را، بنا بر جبر زمانه ، از برابر نام خود برداشته است، هم‌چنان بر پایه همآن ایدئولوژی رفتار می‌کند. هربار هنگام پیروزی جناح چپ سوئد که سوسیال دموکرات‌ها اکثریت دارند، هیچ‌یک از هفت حزب دیگر سوئد، نمی‌پذیرند که حزب چپ ،که در ناچاری باید از سوسیال دموکرات ها پشتیبانی کند، در دولت سوسیال دموکرات‌ها شرکت کرده و پُستی داشته باشد.

این حزب در دو روز گذشته دچار زلزله شد زیرا یک پژوهش در روزنامه اکسپرس سوئد، فاش کرد که 13 تن از کاندیداهای این حزب برای گزینش کمونی و پارلمانی چند ماه آینده، هنگام یورش تروریست‌های حماس به اسراییل در سال 2023، جشن گرفته، شادی کرده ، شیرینی پخش کرده‌اند و به پشتیبانی از این یورش وحشیانه و خونین به اسراییل، پوشاک نظامی بر تن کودکان کرده‌اند. با این رسوایی حزب چپ مجبور شد بلافاصله نام آنان را از لیست کاندیداها در هفت کمون سوئد حذف کند و گویا نه تن از آنان نیزاز حزب نیز اخراج شده‌اند [خبر در باره این اخراج گنگ بود و درستی آن روشن نیست]. این آقای اثباتی عضو چنین حزبی است که چنین کسانی در آن جاخوش کرده‌اند.

سخن پایانی

مردم ایرام هر روز شکنجه می‌شوند و فریادرسی ندارند. فرقه‌گرایی را باید کنار گداشت وبه آینده ایران و مردم ایران اندیشید. هنگامی روش و کار اپوزیسیون اعتبار دارد که برای مردم گرفتار ایران نتیجه عملی داشته باشد نه تنها در سخن و نوشته. اگر حقیقتن در اندیشه رهایی مردم ایران هستید، با نگاه‌داشت باور و ایدئولوژی خود تنها برای دوران گذار با بیش‌ترین شمار مردم ایران همراه شده و دست از ستیز بی‌مورد با آقای رضا پهلوی بردارید.

و یک مورد مهم دیگر : هم‌میهنان گرامی، به هرشکل شدنی که می‌توانید ماهانه به ایران کمک مالی برسانید. ماهی 50 یا 100 دلار دست کم اندک یاری ماهانه به یک یا دو خانواده می‌دهد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy