Wednesday, Jun 10, 2026

صفحه نخست » چه باید کرد؟ حسین عرب

arab.jpgمقدمه

مثلی چینی می‌گوید: "اگر راهی که می‌روی تو را به مقصد نمی‌رساند، راه را عوض کن، نه مقصد را." جمله‌ای که اغلب به آلبرت اینشتین نسبت داده می‌شود نیز همین معنا را به شکلی دیگر بیان می‌کند: "حماقت یعنی انجام مکرر یک کار و انتظار نتایج متفاوت."

این دو عبارت، بر یک اصل مشترک تأکید دارند: هنگامی که یک روش بارها آزموده شده و نتیجه مطلوب را به همراه نیاورده است، اصرار بر ادامه همان مسیر منطقی نیست. در عرصه سیاست بین‌الملل نیز این اصل می‌تواند مورد توجه قرار گیرد؛ به‌ویژه در ارتباط با مناقشه چند دهه‌ای میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و کشورهای غربی و اسرائیل از سوی دیگر.

چهار دهه آزمون روش‌های مختلف

کشورهای غربی و اسرائیل طی دهه‌های گذشته از شیوه‌های مختلفی برای مواجهه با جمهوری اسلامی استفاده کرده‌اند:

  • مذاکرات طولانی‌مدت میان اروپا و جمهوری اسلامی و امضای توافق‌ها و تفاهم‌نامه‌های مختلف؛
  • تصویب قطعنامه‌های متعدد در شورای امنیت سازمان ملل؛
  • انعقاد توافق هسته‌ای موسوم به برجام؛
  • استفاده از گزینه نظامی و حملات هوائی علیه اهداف مرتبط با جمهوری اسلامی.

هدف اصلی این اقدامات، محدود کردن برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و تغییر رفتار منطقه‌ای آن بوده است. با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند که این اهداف محقق نشده‌اند.

مشکلاتی که همچنان پابرجا هستند

منتقدان سیاست‌های گذشته استدلال می‌کنند که علی‌رغم سال‌ها مذاکره، تحریم و حتی رویارویی نظامی، مجموعه‌ای از مسائل همچنان باقی مانده‌اند:

  • بستن تنگه هرمز؛
  • انباشت مقادیر قابل توجهی از اورانیوم غنی‌شده در سطوح مختلف؛
  • ادامه فعالیت گروه‌های همسو با جمهوری اسلامی در کشورهای منطقه؛
  • عملیات و فعالیت‌های امنیتی در برخی کشورهای غربی؛
  • توسعه برنامه موشکی و پهپادی و تأثیر آن بر امنیت منطقه.

به همین دلیل این پرسش مطرح می‌شود که آیا روش‌های گذشته توانسته‌اند به حل مسئله منجر شوند یا خیر؟

سناریوهای محتمل پیش رو

۱. ادامه وضع موجود

در این سناریو فشارهای اقتصادی و سیاسی ادامه پیدا می‌کند، اما تغییر بنیادینی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی رخ نمی‌دهد. اقتصاد ایران همچنان تحت فشار خواهد بود و حکومت نیز تلاش خواهد کرد با ابزارهای امنیتی و سیاسی بر اوضاع مسلط بماند.

۲. توافق یا تفاهم جدید

طرفداران این گزینه معتقدند که توافق می‌تواند از تشدید بحران جلوگیری کند. اما مخالفان آن استدلال می‌کنند که چنین توافقی ممکن است تنها بحران را به تعویق بیندازد و بدون حل مسائل بنیادی، وضعیت را به شکل موقت تثبیت کند.

۳. تشدید رویارویی نظامی

برخی معتقدند حملات نظامی می‌تواند بخشی از زیرساخت‌ها را از بین ببرد، اما تجربه نشان داده است که نابودی زیرساخت‌ها الزاماً به تغییر ساختار سیاسی منجر نمی‌شود. حکومت‌ها ممکن است خسارات را ترمیم کنند و همچنان به حیات خود ادامه دهند.

۴. اقدامات اسرائیل علیه مقامات و فرماندهان

حذف یا ترور برخی از کارگزاران حکومت ممکن است در کوتاه ‌مدت تأثیراتی داشته باشد، اما منتقدان این روش معتقدند که ساختارهای سیاسی معمولاً قادر به جایگزینی افراد از دست رفته هستند و مشکل اصلی همچنان پابرجا می‌ماند.

آیا راه‌حل دیگری وجود دارد؟

اگر مذاکره، تحریم، توافق و درگیری نظامی نتوانسته‌اند به حل نهایی مناقشه منجر شوند، مخالفان جمهوری اسلامی نتیجه می‌گیرند که عامل تعیین‌کننده در آینده ایران نه دولت‌های خارجی، بلکه مردم ایران خواهند بود.

در سال‌های گذشته اعتراضات مختلف در ایران نشان داده است که بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به وضعیت موجود ناراضی است. از این منظر، تغییرات پایدار تنها زمانی رخ خواهد داد که از درون جامعه ایران و با مشارکت گسترده شهروندان شکل بگیرد.

مردم چگونه می‌توانند از پس جمهوری اسلامی برآیند؟

از نگاه طرفداران تغییر سیاسی در ایران، چند پیش‌شرط اساسی وجود دارد:

۱. شکل‌گیری یک آلترناتیو معتبر

یکی از مهم‌ترین چالش‌های اپوزیسیون ایران، پراکندگی و اختلافات داخلی است. وجود یک جبهه متحد که بتواند تصویری روشن از آینده ایران ارائه کند، می‌تواند اعتماد عمومی را افزایش دهد.

۲. حمایت سیاسی و بین‌المللی

حمایت سیاسی و دیپلماتیک جامعه جهانی از حقوق بشر، آزادی‌های مدنی و مطالبات دموکراتیک مردم ایران می‌تواند بر هزینه‌های سرکوب بیفزاید.

۳. تشویق ریزش در ساختار قدرت

تجربه بسیاری از تحولات سیاسی جهان نشان داده است که تغییرات بزرگ معمولاً زمانی شتاب می‌گیرند که بخشی از بدنه حکومت، نیروهای اداری یا امنیتی، از ادامه حمایت خودداری کنند.

۴. تقویت ارتباطات و گردش آزاد اطلاعات

دسترسی مردم به ابزارهای ارتباطی، رسانه‌های مستقل و اطلاعات آزاد می‌تواند به افزایش آگاهی عمومی و سازماندهی مدنی کمک کند.

۵. آمادگی جامعه برای مشارکت گسترده مدنی

تغییرات سیاسی پایدار معمولاً زمانی رخ می‌دهند که بخش‌های مختلف جامعه به‌صورت گسترده و هماهنگ در فعالیت‌های مدنی و سیاسی مشارکت کنند.

نقش شاهزاده رضا پهلوی

طرفداران شاهزاده رضا پهلوی معتقدند که او به دلیل شناخته‌شدگی، حمایت بخشی از جامعه و ارتباطات بین‌المللی، می‌تواند نقشی محوری در ایجاد همگرایی میان نیروهای مخالف جمهوری اسلامی ایفا کند.

از این منظر، مأموریت اصلی او نه هدایت یک رویارویی نظامی، بلکه کمک به شکل‌گیری یک ائتلاف ملی، جلب حمایت بین‌المللی و ارائه چشم‌اندازی روشن برای ایران پس از جمهوری اسلامی است.

بدین منظور ایشان می تواند "کمپین براندازی جمهوری اسلامی" را تهیه و به آمریکا و اسرائیل ارائه نماید. در این کمپین نحوه عمل، و اقدامات هریک از طرفهای ذیربط توضیح داده خواهد شد. البته ایشان بایستی انجام کمپین را مشروط به سه خواسته ملت ایران بنماید:

  1. حق حاکمیت ایران در محدوده سرزمینی ایران در تنگه هرمز محفوظ باقی بماند.
  2. پس از تغییر رژیم در ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس درخواست دریافت غرامت از ایران نداشته باشند.
  3. نیازی به قرارداد صلح میان ایران و سایر کشورها نباشد.

نتیجه‌گیری

چهار دهه تجربه نشان داده است که نه مذاکره به تنهایی، نه تحریم به تنهایی و نه اقدامات نظامی محدود، هیچ‌کدام نتوانسته‌اند مناقشه میان جمهوری اسلامی و مخالفان آن را به‌طور کامل حل کنند.

بر اساس این دیدگاه، اگر قرار باشد تغییری بنیادین در ایران رخ دهد، عامل اصلی آن مردم ایران خواهند بود. موفقیت چنین تغییری نیز در گرو وجود یک آلترناتیو منسجم، حمایت سیاسی بین‌المللی، افزایش مشارکت مدنی و ارائه تصویری روشن از آینده کشور است.

در نهایت، آینده ایران را نه قدرت‌های خارجی، بلکه اراده و تصمیم مردم ایران تعیین خواهد کرد؛ مردمی که در صورت برخورداری از رهبری منسجم، سازماندهی مناسب و چشم‌اندازی روشن، می‌توانند مسیر کشور را به سوی نظامی آزادتر و دموکراتیک‌تر تغییر دهند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy