Wednesday, Jun 10, 2026

صفحه نخست » فوتبال، پرواز چارتر و اعتراض مدنی؛ ایران متعلق به مردم است، نه جمهوری اسلامی، بهروز اسدی

یادداشت تحریریه خبرنامه گویا: این مطلب با حفظ دیدگاه و محتوای اصلی نویسنده، توسط تحریریه خبرنامه گویا برای روان‌تر شدن متن و خوانش آسان‌تر ویرایش شده است

***

assadi.jpgرفتن یا نرفتن به استادیوم هر دو می‌تواند شکل اعتراض باشد، اما اگر ایرانیان ساکن آمریکا به استادیوم می‌روند، نباید حضورشان به تصویر تبلیغاتی جمهوری اسلامی تبدیل شود. باید با شعار، پلاکارد، نام کشته‌شدگان و اعدامی‌ها و مطالبه آزادی، به‌ویژه آزادی زندانیان سیاسی و توقف اعدام‌ها، پیام را روشن کنند.

حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، در ظاهر یک رویداد ورزشی است؛ اما در ایران امروز، فوتبال فقط فوتبال نیست. تیم‌های ملی در جهان معمولاً نماینده مردم، جامعه و کشور خود هستند. اما وقتی پای جمهوری اسلامی در میان است، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا تیمی که زیر پرچم و سرود رسمی این حکومت به میدان می‌رود، واقعاً می‌تواند بی‌واسطه نماینده همه مردم ایران باشد؟

در هفته‌های اخیر، سفر تیم ملی ایران به مکزیک نیز پرسش‌های تازه‌ای درباره شفافیت و هزینه‌ها ایجاد کرده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، تیم ملی پس از اردوی ترکیه با پرواز چارتر و با توقف در اسپانیا راهی تیخوانا در مکزیک شد.

گزارش‌ها این پرواز را به یک هواپیمای ایرباس A340 متعلق به شرکت خصوصی هواپیمایی آلمانی USC مرتبط کرده‌اند. با این حال، افکار عمومی هنوز نمی‌داند چه تعداد از صندلی‌ها استفاده شده، چه کسانی همراه تیم بوده‌اند، هزینه نهایی چقدر بوده و این هزینه از چه محلی پرداخت شده است. طبق گزارش‌های رسانه‌های ورزشی ایران، مجموع کاروان تیم حدود ۶۰ تا ۸۰ نفر تخمین زده شده است.

این پرسش‌ها کوچک نیستند. در کشوری که بخش بزرگی از جامعه زیر فشار فساد، رانت، تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید، اجاره‌های سنگین و هزینه‌های درمان و زندگی قرار دارد، هر هزینه کلان باید شفاف و قابل توضیح باشد. اگر برای یک سفر ورزشی هواپیمای چارتر می‌شود، مردم حق دارند بدانند قرارداد چگونه و توسط چه ارگانی بسته شده، چه مبلغی پرداخت شده، آیا گزینه‌های کم‌هزینه‌تر بررسی شده‌اند و چه نهادی مسئول این تصمیم بوده است.

بخش مهم‌تر ماجرا، مسئله پرچم و سرود است. برای بسیاری از ایرانیان، پرچم و سرود رسمی جمهوری اسلامی تنها یک نماد اداری نیست؛ یادآور زندان‌ها، اعدام‌ها، سرکوب اعتراضات، خانواده‌های داغدار و جوانانی است که به خاطر آزادی‌خواهی قربانی شدند. زیر همین پرچم و با همین سرود، حکومتی خود را نماینده ایران معرفی کرده که بسیاری از مردم آن را عامل فقر، سرکوب، بی‌عدالتی و ناقض حقوق بشر می‌دانند.

این شکاف در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر آشکارتر شد. پس از مرگ ژینا (مهسا) امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بخشی از مردم انتظار داشتند صدای اعتراضشان در جهان شنیده شود. در نخستین بازی ایران، بازیکنان سرود جمهوری اسلامی را نخواندند و بسیاری این حرکت را نشانه‌ای از همدلی با معترضان دانستند. اما در ادامه، بخشی از جامعه احساس کرد فوتبال رسمی دوباره به ساختار حکومت نزدیک شده است. این فاصله تا جایی پیش رفت که پس از شکست ایران برابر آمریکا، گروهی از مردم در خیابان‌ها شادی کردند؛ نه از شکست بازیکنان به عنوان انسان، بلکه از شکست پروژه تبلیغاتی حکومتی که می‌خواست تیم ملی را به نام خود مصادره کند.

امروز همان پرسش دوباره مطرح است: آیا ایرانیان، به‌ویژه ایرانیان ساکن آمریکا، باید به استادیوم بروند یا نه؟ پاسخ برای همه یکسان نیست. برخی ممکن است تصمیم بگیرند بازی‌ها را تحریم کنند تا تصویر حضورشان به سود جمهوری اسلامی مصرف نشود. این تصمیم قابل احترام است. اما گروهی دیگر معتقدند باید به استادیوم رفت، نه برای تشویق جمهوری اسلامی، بلکه برای پس گرفتن نام ایران از حکومت.

اگر حضور در استادیوم با سکوت، پرچم رسمی حکومت و تصویرسازی تبلیغاتی همراه باشد، می‌تواند به نفع جمهوری اسلامی تمام شود. اما اگر حضور ایرانیان با پیام روشن، پلاکاردهای آزادی‌خواهانه، یاد جان‌باختگان، صدای زندانیان سیاسی، شعارهای مدنی و مرزبندی آشکار با جمهوری اسلامی همراه باشد، استادیوم می‌تواند از صحنه تبلیغات حکومت به صحنه اعتراض مردم تبدیل شود.

اعتراض باید مدنی، مسالمت‌آمیز، قانونی و هوشمندانه باشد. هدف نباید درگیری با تماشاگران عادی، بازیکنان یا کارکنان ورزشگاه باشد. هدف، شکستن روایت جمهوری اسلامی است؛ روایتی که می‌خواهد ایران و حکومت را یکی نشان دهد. ایرانیان می‌توانند با پلاکارد، شعار، لباس، نام قربانیان، نمادهای جنبش آزادی‌خواهی و انتشار تصاویر اعتراضی نشان دهند که مردم ایران با جمهوری اسلامی یکی نیستند. پیام باید روشن باشد: ما برای ایران آمده‌ایم، نه برای جمهوری اسلامی.

این پرسش‌ها ضد فوتبال نیستند؛ دفاع از مردم‌اند. ضد بازیکن نیستند؛ دفاع از کرامت ورزش‌اند. ضد ایران نیستند؛ دفاع از ایران در برابر حکومتی‌اند که نام ایران را برای تبلیغات خود مصرف می‌کند.

در نهایت، مسئله اصلی این است: فوتبال متعلق به مردم است، اما جمهوری اسلامی تلاش می‌کند آن را به ابزار قدرت تبدیل کند. فقر، سرکوب، اعدام، زندان، تبعیض و بی‌عدالتی بخشی از واقعیت زندگی امروز مردم ایران است.

ایران متعلق به مردم ایران است، نه به جمهوری اسلامی. حضور در استادیوم، اگر با اعتراض روشن و مدنی در دفاع از صدای مردم ایران همراه باشد، می‌تواند فرصتی برای گفتن همین جمله به جهان باشد.

بهروز اسدی
فعال حقوق بشر
سخنگوی انجمن زن زندگی آزادی در آلمان



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy