به نام ایران، که هرچه داریم از اوست
شاهزاده رضا پهلوی، با درود،
ایران امروز در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. دههها حکومت استبدادی، فساد ساختاری، بحرانهای اقتصادی، نابودی سرمایههای ملی، سرکوب آزادیهای فردی و اجتماعی، و گسترش فقر و ناامیدی، کشور را به نقطهای رسانده است که بخش بزرگی از مردم ایران خواهان تغییرات بنیادین و استقرار حکومتی مبتنی بر آزادی، عدالت، قانون و حاکمیت مردم هستند.
در چنین شرایطی، میلیونها ایرانی در داخل و خارج از کشور با امید به نیروهای اپوزیسیون مینگرند و انتظار دارند که رهبران، فعالان و سازمانهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، منافع ملی را بر اختلافات سیاسی، ایدئولوژیک و سازمانی مقدم بدانند. تجربه مبارزات ملتهای مختلف نیز نشان داده است که حکومتهای استبدادی زمانی بیش از هر زمان دیگر آسیبپذیر میشوند که مخالفان آنها بتوانند بر سر حداقلهای مشترک به تفاهم برسند و یک صدای واحد را در برابر حاکمیت مستقر شکل دهند.
بیتردید هر جریان سیاسی دارای دیدگاهها، برنامهها و اهداف ویژه خود برای آینده ایران است؛ اما دستیابی به آن آینده مطلوب تنها زمانی ممکن خواهد بود که نخست مسیر گذار از جمهوری اسلامی هموار گردد. تشکیل یک آلترناتیو فراگیر و جمعی که بتواند نماینده طیف گستردهای از نیروهای آزادیخواه، سکولار، دموکرات و میهندوست باشد، میتواند امید و اعتماد بیشتری در جامعه ایجاد کرده و روند دستیابی به آزادی و حاکمیت مردم را تسریع کند.
از همین رو، این نامه با احترام و از سر دغدغه ملی، برای دعوت به همکاری، گفتگو و همگرایی هرچه بیشتر میان نیروهای اپوزیسیون نگاشته شده است؛ با این باور که تاریخ درباره عملکرد همه ما در این مقطع سرنوشتساز قضاوت خواهد کرد و نسلهای آینده خواهند پرسید که در زمانهای که ایران به همدلی و همکاری نیاز داشت، ما چه کردیم.
کمتر کسی تردید دارد که شما امروز یکی از شناختهشدهترین و اثرگذارترین چهرههای مخالف جمهوری اسلامی هستید. حضور مستمر شما در عرصه سیاسی، حمایت گسترده بخش مهمی از ایرانیان در داخل و خارج از کشور و تبدیل شدن نام شما به یکی از نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی، موجب شده است که بسیاری از مردم، شما را رهبر آنچه امروز به نام "جنبش شیر و خورشید" شناخته میشود، بدانند.
شما برای همکاری میان نیروهای مختلف اپوزیسیون چهار اصل بنیادین را مطرح کردهاید: حفظ تمامیت ارضی ایران، پایبندی به حقوق شهروندی، استقرار سکولار دموکراسی و مراجعه به انتخابات و رأی مردم به عنوان مرجع نهایی تصمیمگیری. این اصول، در نگاه نخست، ظرفیت آن را دارند که به حداقلهای مشترک میان طیفهای گوناگون سیاسی ایران تبدیل شوند.
با این حال، واقعیت آن است که بخش بزرگی از نیروهای جمهوریخواه و حتی شماری از نیروهای سلطنتطلب هنوز حاضر نشدهاند در یک چارچوب مشترک با شما همکاری کنند. دلایل این عدم همکاری نیز یکسان نیست. برخی به گذشته تاریخی نگاه میکنند، برخی نسبت به آینده تردید دارند، برخی نگران انحصارطلبی هستند و برخی دیگر به دلیل بیاعتمادیهای سیاسی و تشکیلاتی از نزدیک شدن به یک ائتلاف فراگیر خودداری میکنند. البته نقش جمهوری اسلامی در این ارتباط را نبایستی نادیده گرفته شود.
هدف این نامه نه نقد این گروهها، بلکه ارائه چند پیشنهاد برای تبدیل ظرفیت موجود به یک آلترناتیو واقعی در برابر جمهوری اسلامی است.
ایران متعلق به همه ایرانیان است
نخستین گام آن است که بار دیگر و با صراحت بیشتر اعلام شود که ایران متعلق به همه شهروندان ایرانی است؛ نه متعلق به یک خاندان، یک حزب، یک ایدئولوژی یا یک جریان سیاسی.
هر شهروند ایرانی باید حق داشته باشد آزادانه دیدگاه خود را درباره شکل نظام آینده کشور مطرح کند. طرفداران پادشاهی، جمهوریخواهان، سوسیالدموکراتها، لیبرالها، ملیگرایان، فدرالیستها و سایر گرایشها باید بتوانند در فضای سیاسی آینده فعالیت کنند.
حتی احزابی که خواهان نظام فدرال هستند باید حق داشته باشند دیدگاه خود را تبلیغ کنند و برای تحقق آن تلاش نمایند. تصمیم نهایی درباره چنین موضوعاتی باید در چارچوب قانون و از طریق مجلس مؤسسان و سپس مراجعه به رأی مردم اتخاذ شود. ممنوع کردن یک اندیشه سیاسی پیش از مراجعه به مردم، با اصول دموکراسی سازگار نیست.
ضرورت پذیرش تکثر سیاسی
همین اصل درباره نیروهای مذهبی نیز صادق است. اگر هدف، استقرار یک نظام دموکراتیک باشد، نمیتوان از هماکنون برخی جریانها را از عرصه سیاسی حذف کرد. حتی نیروهایی مانند مجاهدین خلق یا ملی ـ مذهبیها، مادامی که به اصول رقابت مسالمتآمیز و قواعد دموکراتیک پایبند باشند، باید بتوانند در فرآیند گذار نقش ایفا کنند و پس از استقرار نظام جدید نیز مانند هر حزب مذهبی یا سیاسی دیگر فعالیت قانونی داشته باشند. دموکراسی زمانی معنا پیدا میکند که برای مخالفان نیز حق حضور قائل باشد.
گسترش دایره مشاوران و همراهان
یکی از مهمترین موانع شکلگیری اعتماد عمومی، محدود بودن دایره افرادی است که در اطراف شما دیده میشوند. برای بسیاری از فعالان سیاسی این پرسش وجود دارد که چرا در حلقه نزدیکان شما، نمایندگان طیفهای متنوع جمهوریخواه، لیبرال، سوسیالدموکرات، ملیگرا، قومی و حتی مذهبی کمتر دیده میشوند. اگر هدف تشکیل یک جبهه ملی علیه جمهوری اسلامی است، ضروری است که ترکیب مشاوران، سخنگویان و چهرههای نزدیک به شما بازتابدهنده تنوع جامعه ایران باشد.
رفع نگرانی درباره نظام آینده
بخشی از بیاعتمادی موجود ناشی از آن است که برخی از چهرههای نزدیک به شما از هماکنون دیدگاه خود را درباره نظام سیاسی آینده اعلام کرده و آشکارا از بازگشت سلطنت دفاع میکنند. دفاع از سلطنت حق طبیعی هر شهروند ایرانی است، اما هنگامی که این مواضع از سوی چهرههای بسیار نزدیک به شما مطرح میشود، این نگرانی شکل میگیرد که نتیجه از پیش تعیین شده است و تیم پیرامون شما در عمل برای استقرار سلطنت پس از فروپاشی جمهوری اسلامی برنامهریزی میکند. شاید لازم باشد با صراحت بیشتری بر این نکته تأکید شود که شکل نظام آینده، نه توسط اطرافیان شما، نه توسط هیچ حزب یا گروهی، بلکه تنها توسط مردم ایران تعیین خواهد شد.
مرزبندی با رفتارهای افراطی
متأسفانه بخشی از هواداران شما در فضای مجازی و حتی در برخی تجمعات سیاسی، رفتارهایی از خود نشان میدهند که موجب دور شدن نیروهای دیگر از پروژه همگرایی میشود.
تخریب شخصیت مخالفان، برچسبزنی، تهدید، توهین و تلاش برای حذف رقبای سیاسی نه تنها کمکی به جنبش نمیکند، بلکه بزرگترین مانع شکلگیری یک ائتلاف ملی است. جامعه ایران نیازمند الگویی متفاوت از فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی است. به همین دلیل ضروری است که استقلال شما از رفتارهای افراطی برخی حامیان، به شکلی روشن و عملی نشان داده شود.
از جنبش تا آلترناتیو
امروز جمهوری اسلامی بیش از هر چیز از شکلگیری یک آلترناتیو معتبر و فراگیر هراس دارد.
تجربه نشان داده است که اعتراضات مردمی، هر اندازه گسترده باشند، بدون وجود یک آلترناتیو سیاسی منسجم به نتیجه نهایی نمیرسند. از سوی دیگر، دولتهای خارجی نیز زمانی حاضر خواهند شد روی یک نیروی سیاسی سرمایهگذاری کنند که اطمینان یابند آن نیرو از حمایت بخشهای مختلف اپوزیسیون برخوردار است و توانایی اداره کشور پس از گذار را دارد.
جنبش شیر و خورشید تا زمانی که عمدتاً متکی بر یک جریان سیاسی خاص باشد، یک جنبش مهم باقی خواهد ماند؛ اما زمانی که بتواند نیروهای متنوع جمهوریخواه، پادشاهیخواه، ملیگرا، لیبرال، سوسیالدموکرات و مذهبیهای دموکراسیخواه را در کنار یکدیگر قرار دهد، به یک آلترناتیو ملی تبدیل خواهد شد.
پیشنهاد می شود، شاهزاده فراخوان تشکیل کنگره ملی ایرانیان را اعلام و از همه جریانات سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در داخل و خارج کشور بخواهد تا در یک گردهمائی مجازی، عزم خود را برای براندازی جمهوری اسلامی در کنار یکدیگر تاکید کنند و بگویند علیرغم تفاوت ها در امر ساقط کردن جمهوری اسلامی همراه یکدیگر هستند.
کمپین براندازی جمهوری اسلامی
همه ما می دانیم که آمریکا و اسرائیل و در وسعت بیشتر کشورهای غربی در مقابله با جمهوری اسلامی به بن بست رسیده و عملا فاقد راه حلی موثر و کارآمد هستند، و هر سه اقدام آنها اعم از حفظ وضعیت موجود، امضاء تفاهم نامه، و یا شروع دو باره جنگ نمی تواند مشکل جمهوری اسلامی را حل کند، لذا شاهزاده باید در کنار پیگیری ایجاد همبستگی ملی و شکل گیری یک آلترناتیو معتبر و فراگیر، لازمست "کمپین براندازی جمهوری اسلامی" توسط ملت ایران را روی میز این کشورها گذاشته و با ارائه راه حلی عملی حمایت آنها را برای پیشبرد طرح خود جلب نماید. این پروژه می تواند معضل چهل و چند ساله غرب را که موفق به رفع آن نشده اند را برطرف کند.
کمپین باید شامل برنامه زمانبندی و منابع مورد نیاز برای طرفهای ذیربط از جمله کشورهای آمریکا و اسرائیل، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و ملت ایران بوده و مشروط به پذیرش موارد زیر از جانب آنها باشد:
- تامین منابع و امکانات مورد نیاز در کمپین
- پذیرش حقوق حاکمیت سرزمینی ایران بر آبهای تنگه هرمز
- عدم درخواست غرامت از طرف کشورهای حاشیه خلیج فارس از بابت حمله های جمهوری اسلامی پس از سرنگونی آن
- اتمام مخاصمه کشورهای طرف جنگ با جمهور اسلامی با حکومت جدید ایران بدون نیاز به قرارداد صلح
سخن پایانی
شاهزاده گرامی،
بزرگترین سرمایه شما نه نام خانوادگی پهلوی، بلکه اعتمادی است که بخشی از جامعه ایران به شما پیدا کرده است. این سرمایه زمانی میتواند به نیرویی تعیینکننده برای آینده ایران تبدیل شود که همه ایرانیان احساس کنند در پروژه سیاسی شما سهم و جایگاه دارند.
اگر هدف، نجات ایران از استبداد دینی و استقرار یک نظام آزاد و دموکراتیک است، راه آن از گسترش دایره مشارکت، تحمل تفاوتها و ساختن یک جبهه ملی فراگیر میگذرد. امروز مردم ایران بیش از هر زمان دیگری به یک آلترناتیو ملی نیاز دارند؛ آلترناتیوی که بتواند امید، اعتماد و چشماندازی روشن برای فردای ایران ارائه کند.
همچنین حضور فعال در مواجه آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی وجه دیگری از این عاملیت توسط اپوزیسیون و ملت ایران است.

















