Sunday, Jun 14, 2026

صفحه نخست » چهار خدمه، دو سوخو و یک مأموریت بی‌بازگشت؛ چگونه جمهوری اسلامی خلبانان خود را قربانی کرد؟

taghvayee.jpgبابک تقوایی - در جمهوری اسلامی، جان خلبانان و خدمه نیروی هوایی ارزشی ندارد. مجید دشتیان، جواد صالحی، کاظمی و بهروشیان تنها چهار نمونه از نظامیانی هستند که به گفته خانواده‌ها و بستگانشان، قربانی تصمیمات اشتباه و بی‌مسئولیتی فرماندهانی شدند که آن‌ها را به مأموریتی تقریباً بدون شانس بازگشت فرستادند و پس از کشته شدن نیز به حال خود رها کردند.

این چهار نفر خدمه دو فروند بمب‌افکن سوخو-۲۴ام‌کا نیروی هوایی ارتش بودند که در ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ (۲ مارس ۲۰۲۶) بر فراز خلیج فارس توسط جنگنده‌های F-15QA نیروی هوایی قطر سرنگون شدند. خانواده و بستگان آن‌ها می‌گویند جمهوری اسلامی نه‌تنها آن‌ها را به سکوت وادار کرده، بلکه حتی حاضر نشده برای بازگرداندن پیکرهای فرزندانشان اقدامی انجام دهد.

مأموریتی از پیش محکوم به شکست

در دومین روز جنگ، فرماندهان جمهوری اسلامی مأموریتی خطرناک، پرریسک و به باور منتقدان فاقد توجیه عملیاتی روشن را به نیروی هوایی ارتش تحمیل کردند. دو فروند سوخو-۲۴ام‌کا از گردان ۷۲ شکاری از شیراز به پرواز درآمدند تا پایگاه العدید قطر را با بمب‌های سقوط آزاد و غیرهدایت‌شونده هدف قرار دهند؛ آن هم در شرایطی که هیچ برتری هوایی، هیچ پوشش مؤثر جنگنده‌ای و هیچ طرح شناخته‌شده‌ای برای نجات خدمه در صورت سرنگونی وجود نداشت.

سوخوهای ایرانی در برابر برتری کامل هوایی قطر

این هواپیماها هرگز به هدف خود نرسیدند. هر دو فروند در مسیر توسط جنگنده‌های قطری رهگیری و سرنگون شدند و هر چهار خدمه جان خود را از دست دادند. جمهوری اسلامی سال‌هاست از فرسودگی ناوگان نیروی هوایی و محدودیت‌های عملیاتی آن آگاه است. با این حال، این خلبانان و ناوبران در مأموریتی شرکت کردند که به گفته منتقدان، شانس موفقیت و بازگشت از آن بسیار ناچیز بود.

چهار کشته، دو هواپیمای از دست رفته و هیچ دستاورد نظامی

در حالی که می‌شد بخشی از جنگنده‌ها، هواپیماهای ترابری و دیگر دارایی‌های ارزشمند نیروی هوایی را از پایگاه‌های در معرض خطر به نقاط امن‌تر منتقل کرد، فرماندهان جمهوری اسلامی تصمیم گرفتند از این هواپیماها در عملیاتی تهاجمی استفاده کنند. منتقدان می‌گویند این تصمیم نه‌تنها به از دست رفتن چهار خدمه باتجربه و دو فروند هواپیمای ارزشمند منجر شد، بلکه هیچ دستاورد نظامی قابل توجهی نیز به همراه نداشت.

وقتی نجات خدمه در برنامه‌ریزی جایی ندارد

به گفته منابع نزدیک به خانواده‌ها، نه‌تنها هیچ برنامه مؤثری برای نجات این چهار نفر در صورت سرنگونی وجود نداشت، بلکه پس از سقوط هواپیماها نیز هیچ تلاش جدی و علنی برای یافتن یا بازگرداندن آنان صورت نگرفت. این موضوع بار دیگر پرسش‌هایی را درباره نحوه برنامه‌ریزی عملیات‌ها و میزان اهمیت جان نیروهای نظامی در تصمیم‌گیری‌های فرماندهان جمهوری اسلامی مطرح کرده است.

پیکرهایی که پس از سه ماه هنوز بازنگشته‌اند

نیروی دریایی قطر بعداً بخشی از لاشه یکی از هواپیماها و پیکر یک خلبان و یک ناوبر را از آب‌های خلیج فارس خارج کرد. با وجود گذشت بیش از سه ماه، خانواده‌ها می‌گویند جمهوری اسلامی هنوز اقدام مؤثری برای بازگرداندن این پیکرها انجام نداده است.

خانواده‌ها؛ میان سوگ، سکوت اجباری و مطالبه پاسخگویی

خانواده‌هایی که خواهان روشن شدن جزئیات این حادثه، پاسخگویی مسئولان و بازگرداندن عزیزان خود هستند، می‌گویند با فشار و تهدید برای سکوت مواجه شده‌اند. برای آنان، درد از دست دادن عزیزانشان با این پرسش همراه شده است که چرا این مأموریت انجام شد و چرا پس از کشته شدن خدمه، هیچ تلاش آشکاری برای بازگرداندن آنان صورت نگرفت.

این چهار خدمه تنها نام‌هایی در فهرست تلفات یک جنگ نیستند. سرنوشت آن‌ها برای خانواده‌هایشان به نمادی از پرسش‌های بی‌پاسخ درباره نحوه تصمیم‌گیری فرماندهان جمهوری اسلامی، ارزش جان نیروهای نظامی و مسئولیت‌پذیری در قبال کسانی تبدیل شده است که برای انجام مأموریت‌ها به آسمان فرستاده می‌شوند اما هرگز بازنمی‌گردند.

***



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy