توافق با آمریکا؛ پیروزی مقاومت یا ضرورت بقا؟
بی بی سی - رهبران جمهوری اسلامی تلاش میکنند تفاهمنامه در حال شکلگیری با آمریکا را نه به عنوان یک مصالحه، بلکه به عنوان نتیجه مقاومت و یک پیروزی سیاسی معرفی کنند. اما جا انداختن چنین روایتی حتی در میان بخشی از حامیان حکومت نیز آسان نیست.
ایران اکنون در مرحله آتشبس یک جنگ پرهزینه قرار دارد؛ اقتصادی که زیر فشار تحریمها، تورم و هزینههای درگیری آسیب دیده و جامعهای که با نااطمینانی گسترده روبهروست. در همین حال، بخشی از نیروهای تندرو حکومت ماهها هرگونه مذاکره یا سازش با واشنگتن را محکوم کردهاند و بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی نیز این بحران را فرصتی برای تغییر سیاسی میدانستند، نه بازگشت به دیپلماسی.
با این حال، مقامهای ارشد جمهوری اسلامی از تفاهم با آمریکا دفاع میکنند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و چهره محوری مذاکرات، از آن به عنوان گامی مهم یاد کرده و مسعود پزشکیان نیز آن را بالقوه تحولآفرین توصیف کرده است. اهمیت حمایت قالیباف در آن است که او به اردوگاه سیاسی پزشکیان تعلق ندارد و همراهی او میتواند نشانه حمایت بخشهای مهمتری از ساختار قدرت، از جمله نهادهای امنیتی و نظامی، از مسیر توافق باشد.
از نگاه تهران، یکی از دلایل امکان طرح این توافق به عنوان یک پیروزی آن است که آمریکا و اسرائیل به اهداف حداکثری خود دست نیافتند. جمهوری اسلامی همچنان بر سر کار است، ساختار سیاسی آن حفظ شده و موضوعاتی مانند کاهش تحریمها و مذاکرات مستقیم با آمریکا اکنون روی میز قرار دارند.
با این حال، این روایت با مخالفتهایی در درون حاکمیت روبهرو شده است. محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، پیشنویس تفاهم را به شدت مورد انتقاد قرار داده و آن را مغایر با برخی مواضع اعلامشده حکومت دانسته است. این انتقادها نشان میدهد که اگرچه تصمیم به پیشبرد توافق احتمالاً در سطوح عالی نظام گرفته شده، اما اجماع کامل درباره آن وجود ندارد.
به نظر میرسد عامل اصلی این تغییر رویکرد، فشار اقتصادی باشد. جنگ، تحریمها، محدودیتهای صادراتی، کاهش دسترسی به منابع ارزی و تورم مزمن، هزینه سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است. برای بسیاری از شهروندان نیز پرسش اصلی این نیست که چه کسی برنده جنگ یا مذاکرات بوده، بلکه این است که آیا توافق میتواند به کاهش فشار معیشتی و دور شدن خطر یک جنگ دیگر منجر شود یا نه.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، گفته است که ایران پولی از مالیاتدهندگان آمریکایی دریافت نخواهد کرد، اما در صورت اجرای تعهدات و کاهش تحریمها میتواند به منابع مالی قابل توجهی دسترسی پیدا کند. همین موضوع به تهران امکان میدهد توافق را نه به عنوان عقبنشینی، بلکه به عنوان راهی برای جذب سرمایه و کاهش فشار اقتصادی معرفی کند.
با این حال، مهمترین پرسش شاید نه درباره خود توافق، بلکه درباره پیامدهای سیاسی آن در داخل ایران باشد. اگر تفاهم به کاهش تنش خارجی و بهبود نسبی شرایط اقتصادی منجر شود، ممکن است به تثبیت ساختار قدرت جمهوری اسلامی در کوتاهمدت کمک کند. اما در عین حال، ورود منابع مالی جدید، تغییر توازن میان جناحهای مختلف حکومت و تقویت نقش چهرههایی که از مذاکره حمایت کردهاند، میتواند به بازآرایی درونی قدرت نیز منجر شود. به بیان دیگر، این توافق لزوماً به معنای حفظ وضع موجود نیست؛ بلکه ممکن است آغاز مرحلهای تازه در رقابتهای درون حاکمیت باشد.
در کنار این مسائل، بسیاری از مهمترین موضوعات هنوز حل نشدهاند. سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده، سطح مجاز غنیسازی، نحوه راستیآزمایی، جزئیات رفع تحریمها، وضعیت تنگه هرمز و آینده لبنان همچنان در هالهای از ابهام قرار دارند. همچنین اختلافنظرهای آشکار میان واشنگتن و اسرائیل درباره برخی ابعاد توافق، شکنندگی آن را بیشتر میکند.
در نهایت، جمهوری اسلامی این تفاهم را به عنوان یک پیروزی معرفی میکند، زیرا نمیتواند آن را صرفاً یک ضرورت ناشی از فشارهای اقتصادی و امنیتی جلوه دهد. اما موفقیت یا شکست این توافق با شعارها سنجیده نخواهد شد. معیار اصلی برای بسیاری از ایرانیان این خواهد بود که آیا خطر جنگ کاهش مییابد، فشار اقتصادی کمتر میشود، تحریمها عملاً سبکتر میشوند و کشور وارد مرحلهای باثباتتر میشود یا نه.
*پانویس تحریریه: این مطلب با حفظ چارچوب و محتوای اصلی، توسط تحریریه خبرنامه گویا برای اختصار، روانتر شدن متن و پرهیز از تکرار برخی بخشها ویرایش شده است.

















