ابراهیم فیاض، جامعهشناس و استاد دانشگاه تهران، در گفتوگویی با نامهنیوز در سال ۱۳۹۸ استدلال کرد که در شرایط بحرانهای سیاسی و اقتصادی، جوامع گاه به سمت رهبران مقتدر و متمرکز گرایش پیدا میکنند. او با اشاره به تجربه رضاشاه، این الگو را «نوسازی آمرانه» توصیف کرد و مدعی شد بخشی از نخبگان و افکار عمومی ممکن است در چنین شرایطی از چهرههایی با ادبیات قدرتمحور استقبال کنند.
فیاض در همین چارچوب گفت برخی سیاستمداران و فرماندهان سابق نظامی تلاش کردهاند خود را با چنین تصویری معرفی کنند. او در بخشی از مصاحبه اظهار داشت: «یادم میآید قالیباف هم میگفت من رضاخان حزباللهیها هستم.»
به گفته فیاض، محمدباقر قالیباف و محسن رضایی در مقطعی میتوانستند نماینده این گرایش باشند، اما به مرور وارد فضای متعارف سیاست شدند و از آن تصویر فاصله گرفتند. او در عین حال معتقد بود جامعه بیش از آنکه به دنبال یک فرد مشخص باشد، ممکن است در مقاطع بحرانی به سمت چهرهای با ادبیات اقتدار، نظم و نوسازی گرایش پیدا کند.
ابراهیم فیاض: قالیباف می گفت من رضاخان حزب اللهی ها هستم
من میخواهم بگویم الان چیزی که در جهان دارد رخ میدهد، در ایران هم رخ می دهند و آن این است که مردم دیکتاتوری میپسندند؛ چون شرایط ایجاب میکند.
من خیلی بر این اعتقاد هستم که اینها با این وضعیتی که دارند به شدت ساختارهای بینالمللی فروپاشی میکند و قواعدش از بین میرود و تئوریها دارند از بین میروند و دارند تبدیل میشوند به ساختارهای قدرتمدار و قدرت محور از ترامپ تا آخرش. با این وضعیت بعید می دانم در ایران بخواهد یک آدم محافظهکار روی کار آید.یادم می آید قالیباف هم می گفت من رضاخان حزب الهی ها هستم. یعنی قصه نوسازی آمرانه جدی است.
نظام قاجار چه طور به نظام پهلوی منتقل شد، سُر خورد. در مملکت تمدنی به شدت مستقر، نظام سُر می خورد کودتا در آن نمی شود. واقعه ۲۸ مرداد ۳۲ کودتا نبود یک نوع سُر خوردن است یعنی نخبگان جامعه به این نتیجه می رسند که باید این کار را انجام دهند.

اگر توافق شده، شعار مرگ بر آمریکا چه میشود؟

وقتی نوبت هشدار به حامیان حکومت رسید















